vasael.ir

کد خبر: ۱۲۵۱۰
تاریخ انتشار: ۱۸ دی ۱۳۹۷ - ۰۰:۴۰ - 08 January 2019
در نشست«الگوی توزیع درآمد و ثروت در قرآن کریم» مطرح شد؛

تکافل اجتماعی؛ راهکاری قرآنی برای توزیع ثروت

وسائل ـ عضو هیأت علمی موسسه علمی و پژوهشی امام خمینی (ره) گفت: جامعه با سه ضلع خانواده، آحاد مسلمین و حاکمیت رو به ارتقاء است؛ در الگوی توزیع قرآنی سرمایه گذاری با تکافل اجتماعی عجین است و حتی با تربیت توحیدی، پاکدستی مسؤلان، حرکت و مدیریت جهادی آغشته است.

به گزارش خبرنگار وسائل، نشست «الگوی توزیع درآمد و ثروت در قرآن کریم»تکافل اجتماعی؛ راهکاری قرآنی در توزیع ثروت 12 دی ماه در سالن آمفی تئاتر دانشگاه علوم اسلامی رضوی برگزار شد.

حجت الاسلام سید محمد کاظم رجایی رامشه، عضو هیأت علمی موسسه علمی و پژوهشی امام خمینی(ره) و رئیس موسسه پژوهشی کاربردی قدر در این نشست به بررسی قلمرو توزیع و عدالت درباره درآمد و ثروت در قرآن کریم پرداخت که مشروح سخنان ایشان در ذیل تقدیم خوانندگان محترم می شود:



آیات توزیع درآمد

آیات فراوانی با مضمون توزیع درآمد و ثروت داریم که از جمله آنها «اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ» است؛ از طرفی آیات انفاق و زکات که در قرآن بسیار هستند که از پایه و مبنا شروع می شود« لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ» که بحث ملکیت پایه و اساس حقیقی است.

پایه ای ترین بحث ملکیت حقیقی است که همه چیز مال خداست و مجموعه ای از آیات وجود دارند که کد آنها درباره مالکیت خداوند بر همه چیز است و در عین حال که خداوند مالک است او نیازی به این اموال ندارد.



معنای ملکیت حقیقی

ملکیت حقیقی خداوند که پایه بحث است و مبنائی ترین بحث در اینجا به ملکیت خداوند بر همه چیز برمی گردد که تعریف ملکیت حقیقی شبیه مالکیت تکوینی انسان بر اعضاء و جوارح خود است.

معنای ملکیت این می شود که خودم حق تصرف دارم و می توانم دیگران را از تصرف در این اموال منع کنم و می توانم ملکیت خودم را به دیگری منتقل کنم که معنای عقلایی است که اعضاء و جوارح تحت اراده و مشیت انسان هستند.

در عین حال ملکیت حقیقی به معنای آن است که سلطه خداوند بر همه چیز است و مبنا و پایه از اینجا شروع می شود که بعد از این مرحله دامنه مقداری وسیع تر می شود. سوره ملک آیه 23 «قُلْ هُوَ الَّذِي أَنْشَأَكُمْ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَا تَشْكُرُونَ » اشاره به این موضوع دارد که خداوند انسان و اعضاء و جوارح او را خلق کرد.

از طرفی قرآن مبنای نظرات «کانت و فون هایک» را درباره توزیع ثروت آنها را نفی کرده است. خداوند در آیه 78 سوره قصص می فرماید« قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِندِي أَوَلَمْ يَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَهْلَكَ مِن قَبْلِهِ مِنَ القُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَأَكْثَرُ جَمْعًا وَلَا يُسْأَلُ عَن ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ».

 

نظریه نظام سرمایه داری هایک

نظام سرمایه داری با این عبارات مکتب نظام توزیع سرمایه داری را که غالب است قارون بیان می کند که من این اموال را با فکر و دانش خودم و با بازوی خودم به دست آورده ام.

هایک می گوید که 10 سال مطالعه کردم و نتوانستم هیچ توجیهی پیدا کنم که چرا وقتی افرادی که نسبت به دیگران بازو و فکر قوی تری دارند، وارد فضای آزاد بازار می شوند، سهم بیشتری می برند؛ در عین حال برخی که بازو و فکر ضعیف تر و دانش و تدبیر کمتری دارند باید کمتر سهم ببرند.

در این وضعیت آیا درست است که از کسی که دانش، توان و علم بیشتری داشته است به فرد ضعیف تر داده شود و او معتقد است که این کار درست نیست و این مسأله توجیهی ندارد.

قرآن در پاسخ به این دلایل و چراهای هایک اینجا می گوید که خودت و بازوی تو و فکر تو از آن من است؛ این فکر و اندیشه و بازو را من به تو داده ام و مقداری از آنچه به تو داده ام به فقیر بدهید.



الگوی قرآنی برای توزیع درآمد و ثروت

مبنای بحث ما از مالکیت حقیقی خداوند بر همه هستی شروع می شود که پایه و اساس و بنیان است و الگوی قرآنی است و آیات متعدد در این باره وجود دارد. معنای مالکیت حقیقی اراده خداوند، مشیت و سلطه الهی است.

اراده خداوند همزمان نسبت به خلق طبیعت و خلقت انسان قرار گرفت که انسان به عنوان خلیفه الله است. همزمان وقتی خداوند طبیعت را خلق کرد و انسان را در نهایت برای هر دو هدایت تکوینی قرار داد و نیازمندی های آنان را در درون خود آنها قرارداد که نیازمندی های طبیعت و انسان را در درون آنها قرار داد.

«وَاللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ» که اگر هدایت تکوینی در درون شما نبود بقای شما و نسلتان دچار اختلال می شد و هدایت تکوینی را بر انسان و طبیعت قرار داد. اما برای انسان خداوند ارسال پیامبر و انزال کتب و هدایت تشریعی انجام داد.

« فِی الْأَرْضِ وَ مَأْواهُمُ النَّارُ وَ لَبِئْسَ‏ الْمَصِیرُ» علامه طباطبائی و شهید صدر مطرح کرده اند که جامعه به مثابه کل همه هستی و از موهبت های الهی است که خداوند در طبیعت خلق کرده است. رابطه آنها با انسان در چند رابطه است که بخشی به ارتباط انسان با موهبت های الهی و مالکیت خصوصی، عمومی و دولت است. در این رابطه کار منشأ فصل درآمد است و از طرفی کار عبادت است.

 


پرداخت نفقه؛ راهی برای توزیع درآمد در خانواده

انسان علاوه بر هدایت تکوینی از هدایت تشریعی برخورداراست که با ارسال رسل و کتب همراه است. در این هدایت تشریعی و تکوینی هر دو انسان را به سمت تربیت اجتماعی و تشکیل جامعه جهت دهی می کند.

در این تربیت و تشکیل جامعه اساسی ترین و بنیادی ترین نهاد در جامعه خانواده است که نهاد مقدس و در عین حال پایه و بنیان جامعه است و وزن اساسی توزیع هم بر روی خانواده با نفقه واجب قرار گرفته است.

با ازدواج نفقه همسر و با فرزندآوری نفقه فرزند و با افزایش سن پدربزرگ و مادربزگ نفقه آنها بر دوش جوان گذاشته می شود؛ با این وضعیت اینجا این پرسش مطرح می شود که آیا نباید اولویت اشتغال سرپرست خانواده باشد؟ با این همه نفقه که بر دوش جوان است، این امر واضح است.

سیاست های اشتغال جامعه ما به دنبال این مباحث است که از دل مباحث فقهی و قرآنی با کارشناسی استخراج شود که ایده های ناب اسلامی تبدیل به سیاست شود تا جامعه از این معضلات رهایی یابد چراکه خانواده پایه ای ترین نهاد است که به نظر می رسد اشتغال در آن باید اولویت داشته باشد و همزمان با این نهاد، عموم مسلمین و حاکمیت هستند. این سه نهاد در توزیع مهم هستند.



حاکمیت، خانواده و آحاد مسلمین

این سه نهاد پایه و اساس در جامعه هستند و وظایفی دارند که اگر تکالیف آنها به صورت دقیق انجام شود آن توزیع که بر اساس هدایت تکوینی و تشریعی است به صورت خودکار انجام خواهد شد.

« وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» خانواده بر پایه مودت و محبت و آحاد مسلمین بر پایه اخوت و برادری است و حاکمیت بر پایه ولایت است که هر سه بر پایه یک امر فطری و عاطفی در جامعه بنیانگذاری شده است.

وظیفه اساسی خانواده تربیت توحیدی است و همسری باید انتخاب شود که دامان او آماده تربیت فرزندانی با تربیت توحیدی باشد و در عین حال فعالیت اقتصادی و پرداخت نفقه است.

وظیفه اساسی دولت هدایت است که همان تربیت توحیدی و قرب الهی است «َأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَ آتُوا الزَّكَاةَ وَ ارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ» اولین وظیفه حاکمیت اقامه الصلاة است که به معنای ارتباط خلق با خدا است و نسبت به ارتباط خلق با خدا حاکمیت باید حساس باشد و وظیفه ای است که در قرآن به تصریح شده است.

این از صراحت قرآن و ظاهر آیه مشاهده می شود «وَآتُوا الزَّكَاةَ» را مرحوم علامه درباره رابطه خلق با خلق معنا می کند. وظیفه بعدی سیاستگذاری و نظارت است که آحاد مسلمین وظیفه امر به معروف و نهی از منکر، حفاظت از کیان اسلامی، خمس و زکات و همیاری دولت دارند.

وظیفه دولت پاکدستی، مدیریت جهادی و کارآمدی است؛ وقتی می خواهد هدایت توحیدی انجام دهد طبیعی است که باید پاکدست بوده و مدیریت جهادی داشته باشد و در عین حال برکارآمدی تأکید است.

خانواده که عنصر اساسی و پایه ای است؛ واجبات نظامیه و نفقه عیال بر دوش سرپرست خانواده است. « وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَىٰ وَالْيَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَىٰ» از درون خانه شروع می شود و نفقه عیال و احسان بر پدر و مادر بر دوش اوست پس کار و فعالیت بر او واجب است و ا این کار عبادت است.



نظریه منشأیت مرحوم شهید صدر

بحث ما از معنویت و تربیت توحیدی شروع می شود و از کار و فعالیت اقتصادی به عنوان عبادت شروع می شود که حضور معنویت را از همین جا می بینید.

نظریه منشأیت مرحوم شهید صدر می گوید که منشأ درآمد اولیه کار و درآمد اقتصادی است؛ جان لاک هم چنین نظری دارد. بخشی از درآمد اولیه مربوط به خانواده و نفقه عیال و بخشی سرمایه گذاری در جامعه و این سرمایه گذاری به عنوان واجبات نظامیه است و ضروری است.

از طرفی عده ای در حرکت قطار جامعه به سمت جلو، از حاشیه قطار باز می مانند؛ کارگران دچار آسیب و خانواده و فرزندان دچار مشکل می شوند؛ در خانواده گسترده، رابطه خویشاوندی اولویت نخست است چراکه تا دولت متوجه مشکلات این خانواده شود زمان می برد. خانواده نزدیکترین نهاد به این فرد آسیب دیده است و این کار فطری است و تکافل اجتماعی بر دوش نهاد خانواده است.



نقدی بر نظریه« آمارتیا سن» در نظریه عدالت

درآمدی که سرمایه گذاری شده بود از طریق سه کانال هزینه می شود بخشی از آن در خانواده خرج می شود و بخشی از آن سرمایه گذاری ثانویه و بخشی تکافل اجتماعی که این تکافل اجتماعی عنصر اصلی بحث است؛ توانمندسازی پایه و اساس است.

آمارتیا سن در نظریه عدالت خود روی توانمندسازی تأکید دارد؛ گاهی در گام های نخست باید ماهی داد تا به توانمندی برسد و بتواند قلاب به دست بگیرد. انفاقاتی که امروز انجام می شود از غذا دادن شروع می شود که ابتدای توانمندسازی است.

در تکافل اجتماعی اولویتی که اسلام بر آن تأکید دارد توانمندسازی است. در این گام نخست خانواده، عموم مسلمین و حاکمیت هر سه مکلف هستند و تفکیک وظایف صورت می گیرد.

فراهم کردن زیرساخت ها، کار اصلی حاکمیت است؛ آموزش عمومی به شکل رایگان، رعایت بهداشت عمومی و سلامت جسم و روان وظیفه دولت است.

سه ضلع اینجا حضور دارد که ضلع پایه ای و اساسی خانواده است و دولت و آحاد مسلمین در راستای توانمندسازی قرار می گیرند و اگر کسی در این حرکت رو به پیشرفت قطار جامعه عقب ماند و زکات می تواند جبران کننده این خسارت ها باشد.

 

خلاصه مبحث

جامعه با سه ضلع خانواده، آحاد مسلمین و حاکمیت رو به ارتقاء است؛ تربیت توحیدی، هدایت تکوینی و تشریعی و سرمایه گذاری و توانمندسازی مطرح است که به عبارت دیگر در الگوی توزیع قرآنی همزمان سرمایه گذاری با تکافل اجتماعی عجین است و حتی با تربیت توحیدی و پاکدستی مسؤلان و حرکت و مدیریت جهادی آغشته و همزمان است و از طرفی هماهنگ و هم افزا است.

در این صورت معنویت، عدالت و رشد نه تنها تعارض ندارند و ناسازگار نیستند در واقع همزمان هستند. ما نظریه فون هایک را قبول نداریم که در گام های اولیه رشد از عدالت خبری نیست و اینکه ما نباید دنبال عدالت داشته باشیم بلکه باید جلو برویم و وقتی جامعه رشد کرد و دامنه اشتغال گسترده شد دیگران هم از این رشد سهمی می برند.

این نظریه قابل قبول نیست؛ همزمانی، هماهنگی و هم افزایی معنویت اسلامی امری تأکید شده است. البته نه معنویت غربی بلکه منظور سلامت معنوی است که بر روی روح تأثیر می گذارد./504/241/ح

 


تهیه و تنظیم: فاطمه ترزفان

 

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدها
پر بحث ها
آخرین اخبار
پرطرفدارها
اوقات شرعی
۲۹ / ۰۳ /۱۳۹۸
قم
اذان صبح
۰۴:۰۷:۱۰
طلوع افتاب
۰۵:۵۳:۲۱
اذان ظهر
۱۳:۰۸:۱۹
غروب آفتاب
۲۰:۲۲:۰۶
اذان مغرب
۲۰:۴۱:۴۶