vasael.ir

کد خبر: ۱۲۲۹۳
تاریخ انتشار: ۱۴ آذر ۱۳۹۷ - ۱۶:۰۶ - 05 December 2018
حجت الاسلام رضائیان/ ۴۵
وسائل ـ حجت الاسلام رضایان گفت: اگر جایی مکلف یقین نداشت گویا بیان مولا نبوده است از جهت قبح عقاب بلا بیان، پس مکلف در اینجا باید رها کند وجوب مشکوک را و می تواند انجام ندهد و همچنین حرمت مشکوک را می تواند انجام بدهد.

به گزارش خبرنگار وسائل، جلسه درس خارج حجت الاسلام رضائیانفقه سیاسی| وسعت مکلف در جایی که یقین به بیان مولا ندارد در تاریخ بیستم اسفند 96 در مدرسه فیضیه برگزار شد در این جلسه ایشان به این مساله پرداخت که در جایی که مکلف یقین به بیان مولا نداشت اختیار دارد؛ یعنی می تواتند حرام مشکوک را انجام بدهد و واجب مشکوک را ترک کند مشروح مباحث در ادامه تقدیم خوانندگان خواهد شد:

 

خلاصه جلسه

آیا این احکام تعلق گرفته اند به حقیقت خارجی یا صور ذهنی، برخی مثل مرحوم آخوند خراسانی فرمودند خداوند متعال به عنوان شارع مقدس قصد کرده است احکام را از باب اینکه مردم به آثار برسند فعل خارجی قرار بدهد.

مرحوم شهید صدر آمدند فرمودند که این تعلق به فعل خارجی صورت گرفته است و ما دو نوع مواجهه با خارج داریم؛ 1- حمل اولی: ما آن چیزی که در ذهنمان می آید همان را خارج حساب می کنیم آتش در ذهن را آتش حساب می کنیم و آثار آن را به آن نسبت می دهیم. 2ـ این صورت ذهنی غیر از آتشی است که در خارج است.

می توانیم حمل یا جعل را نسبت به همان حمل اولی بدهیم بعد نظریه جمعی مطرح شده است به اینکه ما اینجا راه دیگری داریم و آن این است که غایت که اثر باشد در خارج است اما آن صورت ذهنی از اثر در ذهن هست و عقلا معمولا همین کار را می کنند.

آیا مقاصد یعنی آثار خارجی در جعل موثر است؟ تصور آثار در جعل علت است هر چند خودش معلول است و تصور از آن جهت که حکایت از قصد می کند علت چیست.

اطراف جعل حکم چیست؟ از نسبت بین اجزا و چه چیزهایی قابل فهم است ما قبلا ساختار حکم را تحلیل کرده ایم عالم ثبوت و اثبات و رابطه بالفعل مکلف را تحلیل کردیم.

اگر جایی مکلف یقین نداشت گویا بیان مولا نبوده است از جهت قبح عقاب بلا بیان، پس مکلف در اینجا باید رها کند وجوب مشکوک را و می تواند انجام ندهد و همچنین حرمت مشکوک را می تواند انجام بدهد.

 

سه دیدگاه موجود در این مسأله 

سه دیدگاه در این مسأله وجود دارد: 1- فقط حق طاعت و مولویت را کامل می بینید. 2- حق مولویت را از حیث خاص می بیند قبح عقاب بلا بیان. 3- نگاه شهید صدر(ره): باید نگاه را عوض کرد به جای مولا باید به مکلف نگاه کرد.

 

اصل بحث

در بحث اصول به نقطه حساسی رسیدیم از آن جهت که می خواهیم شاکله و ساختار اصول را بفهمیم و از آن جهت که می خواهیم اصول فقه مضاف را بفهمیم.

آمدیم بر سر محط ساختارهای جعل حکم، که به دنبال فهم آنها هستیم نسبت حکم واقعی و حکم ظاهری را فهم کردیم و رسیدیم به اینجا که آیا این احکام تعلق گرفته اند به حقیقت خارجی یا صور ذهنی، برخی مثل مرحوم آخوند خراسانی فرمودند خداوند متعال به عنوان شارع مقدس قصد کرده است احکام را از باب اینکه مردم به آثار برسند فعل خارجی را قصد کرده است.

قبل از آنکه جعل نیست بیرون وجود ندارد و بعد از آن هم تحصیل حاصل است و مشکلاتی از این قبیل، که اگر بخواهید روی فعل خارجی حکم را ببرید متکثر می شود باید برای هر موضوع خارجی و هر حالت خارجی یک جعل صورت بگیرد چون هر کدام اثر منحاط خودش را دارد مرحوم شهید صدر آمدند فرمودند که این تعلق گرفته است ما دو نوع مواجهه با خارج داریم:

1- حمل اولی:  ما آن چیزی که در ذهنمان می آید همان را خارج حساب می کنیم آتش در ذهن را آتش حساب می کنیم و آثار آن را به آن نسبت می دهیم. 2- این صورت ذهنی غیر از آتشی است که در خارج است.

می توانیم حمل یا جعل را نسبت به همان حمل اولی بدهیم بعد نظریه جمعی مطرح شده است به اینکه ما اینجا راه دیگری داریم و آن این است که غایت که اثر باشد در خارج است اما آن صورت ذهنی از اثر در ذهن هست و عقلا معمولا همین کار را می کنند.

عقلا وقتی گرسنه می شوند برای رفع گرسنگی حرکت می کنند و رفع گرسنگی وقتی هست که چیزی در خارج بخوریم من الان دارم با انگیزه رفع گرسنگی حرکت می کنم.

می گویم من در ذهنم تصور کردم با خوردن غذا سیر می شوم و همین محرک من می شود که من حرکت کنم به سمت غذا، عقل فرمان می دهد شارع و حاکم عقل است و با تصور خوردن و سیری حاصل شدن دستور عقل صادر می شود البته بلا تشبیه.

آن تصور ذهنی از اثر هست که مورد تعلق حکم است و این تصور از آن جهت که حاکی از اثر خارجی است مورد امر شارع قرار می گیرد و حکایت می کند.

 

نقش مقاصد در جعل حکم

بیان کردیم که مقاصد شریعت معلول احکام است و نمی توان در احکام تسری داد عرض کردیم که این نگاه معقول است سوال این بود که آیا مقاصد یعنی آثار خارجی در جعل موثر است؟ بله موثر است تصور آثار در جعل علت است هرچند خودش معلول است و تصور از آن جهت که حکایت از قصد می کند علت چیست.

می خواهیم وارد دستگاه دیگری شویم که برخی ساختار اصول را طبق آن طراحی کرده اند برخی مثل شهید صدر اشاره صریح به آن دارند.

سوال: اطراف جعل حکم چیست؟ تحلیل کنیم جزئیات را، از نسبت بین اجزا و چه چیزهایی قابل فهم است ما قبلا ساختار حکم را تحلیل کرده ایم عالم ثبوت و اثبات و رابطه بالفعل مکلف را تحلیل کردیم حالا می خواهیم بفهمیم از نسبت هایی که هست آیا در اصول بهره ای می بریم یا خیر؟

جواب: مرحله اقتضای ذاتی حکم را داشتیم مکلف را با موضوع خارجی و با اثر خارجی سنجیدیم شارع و جاعل با لحاظ این، بیان حکم می کرد و بعد مرحله وصول حکم به مکلف بود حالا از نسبت صحبت می کنیم.

یعنی ما اینجا یک بحث حکم داریم که اقتضای حکم است یک حاکم داریم و یک محکوم، اقتضای خود حکم آن  نکاتی است که عرض کردیم موضوع است و مکلف است و نتیجه.

اما نسبت حاکم و شارع با اینها و نسبت محکوم و مکلف با اینها و نسبت این دو با یکدیگر چیست؟ آیا هر دو اقتضایی نسبت به هم دارند؟ نکته ای را قبلا بیان کردیم و آن تصور غایت و نتیجه بود که بیان شد.

سوال: آیا این تصور و بیان صرفا همین است؟ این نسبت به محکوم چطور است؟ شارع از آن جهت که خالق محکوم است حق مولویت بر او دارد و این نسبت فقط از جهت این که حکیم و عالم است با حکم دارد. هر آنچه که عالم می داند مثل پزشک نسبت به احکام پزشکی و سایر موارد نسبت سنجی می کند غیر از علم رابطه دیگری ندارد اما شارع غیر از شناخت به عنوان خالق و مولا حق مولویت هم دارد آیا این در حکم موثر است؟

اگر پزشک پدر باشد و من گوش نکنم هم ضرر کرده ام و هم احترام او را شکسته ام. در خود حکم که موثر نیست خود حکم بند موضوع و مکلف و نتیجه است پس در حکم موثر نیست بلکه اقتضای خاصی دارد یعنی احترام ویژه ای می آورد ثمره آن چیست؟ 1- ثواب و عقاب جدا می آورد. 2- از آن مصلحت و مفسده خبری نیست، حرمت شکسته شده است.

 

بیان شهید صدر

مرحوم صدر می فرمایند: باید به مکلف نگاه کنیم مکلف یا علم دارد به حکم یا علم به عدم حکم دارد و یا شک دارد؛ آن موردی که علم دارد که روشن است آن موردی که علم به عدم حکم دارد هم روشن است اما جایی که شک دارد باید چه کار کند؟ اقتضای حق مولویت و حق الطاعة این است که شما اینجا احتیاط کنی انجام یا ترک، اگر در وجوب شک کنی انجام بدهد و اگر در حرمت شک کند ترک کند.

مشهور قائل به برائت هستند. یه سوال این است که چرا دوتا نتیجه شد؟ قبلا گفتیم مرتبه وصول حکم به مکلف، مولا همان مولاست مکلف هم همان مکلف است مکلف به چیزی که به او واصل می شود عمل می کند ولی اگر چیزی به او واصل نشد حکم برائت است این در مرتبه وصول است قبح عقاب بلا بیان حاکم است اگر جایی مکلف یقین نداشت گویا بیان مولا نبوده است از جهت قبح عقاب بلا بیان، پس مکلف در اینجا باید رها کند وجوب مشکوک را می تواند انجام ندهد حرمت مشکوک را می تواند انجام بدهد.

 

سه دیدگاه موجود در این مسأله

در اینجا سه دیدگاه داریم:1- فقط حق طاعت و مولویت را کامل می بینید. 2- حق مولویت را از حیث خاص می بیند قبح عقاب بلا بیان. 3- نگاه شهید صدر(ره) باید نگاه را عوض کرد به جای مولا باید به مکلف نگاه کرد از مکلف سوال می کنیم که آیا این مولای تو هست یا خیر؟

اگر این مولای شما هست نمک شناسی اقتضای این دارد که در جاهای محتمل، جلب نظر مولا کنی، نگفته آب بیاور ولی من احتمال می دهم مولا تشنه است باید آب بیاورم./906/241/ح

 

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدها
پر بحث ها
آخرین اخبار
پرطرفدارها
اوقات شرعی
۲۱ / ۰۹ /۱۳۹۷
قم
اذان صبح
۰۵:۳۳:۴۲
طلوع افتاب
۰۷:۰۳:۴۶
اذان ظهر
۱۲:۰۰:۳۸
غروب آفتاب
۱۶:۵۶:۱۲
اذان مغرب
۱۷:۱۵:۰۲