کد خبر : 9386
پنجشنبه 19 مهر 1397 - 13:53

آیت الله کعبی/ جلسه 97

جهاد| استناد به لزوم اقامه عدل در اثبات وجوب جهاد در عصر غیبت

وسائل- حکم قطعی عقل به لزوم اقامه عدل الهی است. و قوانین الهی برای تامین دنیات و آخرت انسان لازم است و تا طاغوت و ظالم و مشرک و کافر و امثال آن وجود داشته باشد، عدالت در جهان محقق نمی شود. پس باید موانع عدل را از بین برد. حالا این موانع یا در قوانین و مقررات است که اگر ضد عدالت باشد، دیگر قانون نخواهد بود. یا تکوینیات است. شرک و کفر، یک مانع تکوینی برای عدل است و باید از بین برود.

امنیت اسلامی/ جهاد و دفاع

جهاد| استناد به لزوم اقامه عدل در اثبات وجوب جهاد در عصر غیبت

به گزارش خبرنگار وسائل؛ آیت الله عباس کعبی عضو مجلس خبرگان رهبری در نود وهفتمین جلسه درس خارج فقه جهاد که در موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) به تاریخ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت ماه 1396 برگزار شد در ادامه بررسی ابعاد و حکم جهاد ابتدایی در عصر غیبت به تبیین دیدگاه های موافق وجوب جهاد ابتدایی در عصر غیبت پرداخت و به بررسی دلایل عقلی مطرح شده پرداخت.

آیت الله کعبی در جلسه  گذشته عنوان کرد: امام خمینی(ره) می فرماید اساس مشکلات جهان ناشی از دعوت به خود است. و اساس اصلاح در عالم به خاطر دعوت به خداست. و کسی نمی تواند داعی الی الله باشد مگر اینکه خودش توحید مجسم باشد. و آن پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت(ع) او هستند و کسی که از این سرچشمه آبی نوشیده باشد و سیراب شده باشد و آن کُمّل و خلّصین هستند.

 

مشروح این جلسه را می توانید در ذیل ملاحظه بفرمایید

بسم الله الرحمن الرحیم

جهاد ابتدایی 29

القائلون بوجوب الجهاد الابتدایی فی عصر الغیبه 13

دلیل سوم در وجوب جهاد ابتدایی در زمان غیبت، دلیل عقلی است. دو راه از مرحوم سید عبدالعلی سبزواری(ره) در «مهذب الاحکام» است. ایشان چند راه را بیان کرده است تا استدلال کند جهاد واجب عقلی است.

طریق اول استدلال عقلی

طریق اول در این استدلال چنین است: «و من العقل: حکمه البتّی بلزوم قطع مادّة الفساد، و أیّ فساد أقوى من الکفر و الشرک، و کذا حکمه القطعی بلزوم إقامة العدل الإلهی و القوانین الإلهیّة المنظمة للنظام البشری فی الدین و الدنیا».[1]

یکی از آن راهها اینکه می فرماید: حکم قطعی عقل، به لزوم قطع ماده فساد است. و کفر و شرک فساد اقواست. یعنی صغری و کبری استدلال چنین است: الکفر و الشرک فساد و کل فساد یجب قطعه و ازالته. فالکفر و الشرک یجب قطعه و ازالته.

حکم قطعی عقل به لزوم اقامه عدل الهی است. و قوانین الهی برای تامین دنیات و آخرت انسان لازم است. به عبارت دیگر: یجب اقامه العدل و ازاله موانع العدل تمهید للعدل و ازاله موانع العدل واجبه. یعنی تا طاغوت و ظالم و مشرک و کافر و امثال آن وجود داشته باشد، عدالت در جهان محقق نمی شود. پس باید موانع عدل را از بین برد. حالا این موانع یا در قوانین و مقررات است که اگر ضد عدالت باشد، دیگر قانون نخواهد بود. یا تکوینیات است. شرک و کفر، یک مانع تکوینی برای عدل است و باید از بین برود.

طریق دوم استدلال عقلی

طریق دیگر مرحوم سبزواری(ره) این است: «و من أهم صغریات شکر المنعم الواجب عقلًا و من أهم موارد احتمال الضرر الاخروی فی ترکه الواجب بقاعدة دفع الضرر المحتمل».[2] یعنی شکر منعم واجب استعقلا. و ازاله کفر و و شرک از مصادیق شکر منعم است. و ازاله کفر و شرک واجب است. یا از اهم موارد احتمال ضرر اخروی در ترک واجب است، بر اساس قاعده دفع ضرر محتمل. این قاعده، به شکل منعم را در کلام و در وجوب معرفه الله ذکر می کنند. چرا معرفت الله واجب است؟ گفته می شود به دلیل وجوب شکر منعم و دفع ضرر محتمل که اگر روز قیامت حساب و کتابی باشد، و ما خدا را نشناسیم و به اعتقادات نیز عمل نکنیم، آن موقع زیان بزرگی می بینیم و چون محتمل اقواست، پس باید به معرفت الله توجه کنیم. همین استدلال درباره جهاد ذکر شده است. که بالفرض وجود خدا و قیامت، اگر جهاد کنیم مصداق شکر منعم است چون تلاش می کنیم برای تحکیم دین خدا و این شکر نعمت است. اگر تلاش نکنیم و جان و مال را در معرض خطر قرار ندهیم، کفران نعمت است. کما اینکه از یک لحاظ دفع ضرر اخروی نمی شود، الا بالجهاد.

طریق سوم استدلال عقلی

راه سوم دلیل عقلی از استاد سید حائری(ره) است. ایشان در «کفاح المسلح» می نویسد: «ضرورة تقدیم الأهم على المهم، حیث إنّ تحکیم الإسلام الصحیح و تطبیق کلمة اللّٰه کاملة [على وجه الأرض] أهم ممّا یترتب على القتال ضد المسلمین المنحرفین من إراقة الدماء و أهمّیته تصل إلى حدّ تقدّم مصلحة القتال عند احتمال النصر احتمالًا یعتمد علیه العقلاء على مفسدة إراقة الدماء التی هی مفسدة قطعیة لا احتمالیة»[3] بل یکون عدم الجواز نقصاً تشریعیاً فی الإسلام، بخلاف أن نقول بالوجوب لکن نعجز تکویناً عن قتال الکفار، فإنّ هذا لا یعدّ ضعفاً تشریعیاً فی الإسلام».[4]

می فرمایند اهم بر مهم مقدم است. اهمیت جهاد به اندازه ای است که اگر با کفر و شرک و بغات بجنگیم، اگرچه جان و مال و ناموس مسلمانان در معرض خطر واقع می شود، اما در مقابل یک مصلحت اقوا و اهمی است که حتی به شکل احتمالی منجز می شود بر مفسده اراقاه دماء. آن مصلحت اهم، حاکمیت اسلام است. بلکه اگر جهاد برای حاکمیت اسلام نباشد، نوعی نقص تشریعی است که اگر ما تکوینا عاجز باشیم، بالاخره تشریعا خدا باید یک سلطه ای بدهد که اگر قوی باشید، حرکت کنید یا قوت کسب کنید. پس دوران امر بین اهم و مهم است. اهم، نصرت اسلام و مهم، مفسده ناشی از اراقه دماء و آثار منفی جنگ است.

استدلال ایشان مانند این آیه شریفه است: «کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ کُرْهٌ لَکُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»[5] چرا می فرماید کراهت دارد؟ چون طبیعت قتال سخت است. پس اولی این  است که جنگ اتفاق نیفتد. اما خیریت، اهم از وقوع جنگ است.

بنابراین سه استدلال عقلی بر وجوب جهاد در عصر غیبت است. و دیگر حکم عقلی تخصیص بردار نیست. چه زمان حضور باشد چه غیبت.

جواب به استدلال نخست

ما نسبت به صغری و کبری اشکال نداریم اما ممکن است دلیل بر دال قطع ماده فساد و وجوب شکر منعم و دفع ضرر محتمل، دلیل نقلی از آیات و روایات باشد نه عقل. چون ممکن است عقل از استدلال به قبح ترک جهاد ابتدایی برای قطع ماده فساد بگونه ای که اگر جهاد ابتدایی نکنیم، خداوند ما را عذاب می کند، ناتوان باشد. چرا؟ چون اولا راه قطع ماده فساد، منحصر به جهاد ابتدایی نیست. راه شکر منعم و دفع ضرر محتمل هم منحصر به جهاد ابتدایی نیست. ثانیا در ترک امر به جهاد ابتدایی، مصلحتی فوت می شود و آن هدایت نشدن کافر است. خب هدایت نشود! او هم مثل ما مکلف است و ما مسئول او نیستیم. خداوند فرمود: «إِنَّا هَدَیْناهُ السَّبیلَ إِمَّا شاکِراً وَ إِمَّا کَفُوراً»[6] او هم باید هدایت یابد. مگر ما العیاذ بالله خداییم و مامور به هدایت او هستیم؟ مگر ما پیامبریم؟ ما هم بنده ای مثل او هستیم. خدا ما را هدایت کرده. او هم مسئول هدایت خود است.

بله؛ اگر شارع مقدس به ما بگوید جهاد واجب است، ما می گوییم سمعا و طاعتا. اما جهاد را واجب باشد، از عقل به دست نمی آید و به حکم شرع نیاز دارد. لذا ما نمی پذیریم که عقلا به دنبال هدایت کفار باشیم. عقل حکم به قطع ماده فساد می کند. اینکه کفر و شرک فساد است. اینکه فساد باید از بین برود. اما آیا از طریق جهاد ابتدایی؟ این حکم از عقل به دست نمی آید و دلیل می خواهد. بحث شکر منعم و فع ضرر محتمل هم چنین است.

ما در رساله جهاد ابتدایی خود عرض کردیم که دو روشی که مرحوم سید سبزواری(ره) ذکر فرموده، شاید تفصیلی برای ابوصلاح حلبی(ره) باشد. مرحوم حلبی دلیل آورده که: ««یجب جهاد کلّ من الکفار و المحاربین و الفساق- عقوبة على ما سلف من کفره أو فسقه و منعاً له من الاستمرار على مثله بالقهر و الاضطرار [أقول: و هذا یرجع إلى قطع مادة الفساد بحکم العقل کما فی الطریق الأوّل] لکون ذلک مصلحة للمجاهد على جهة القربة إلیه سبحانه و العبادة له».[7]

شاید این دلیل به وجوب قطع ماده فساد به حکم عقل بر گردد. چون می گوید : «عقوبة على ما سلف من کفره أو فسقه». کفر فساد است و فساد باید ریشه کن شود. اگر علت جهاد، کفر شود، ما قبلا گفتیم که شاید علت جهاد طغیان باشد نه کفر. شاید ظلم و فساد و استکبار و اعتلا باشد. آیه ای که خواندیم «أُذِنَ لِلَّذینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ نَصْرِهِمْ لَقَدیرٌ»[8] و روایت زبیری که امام فرمود: «بِحُجَّةِ هَذِهِ الْآیَةِ یُقَاتِلُ مُؤْمِنُو کُلِّ زَمَان‏»[9]، حجت آیه کدام است؟ ظلم است. لذا اینجا اجتهاد ابوصلاح حلبی(ره) است که می گوید «عقوبة على ما سلف من کفره أو فسقه». بعد مرحوم سید سبزواری (ره) هم آن را به اصل عقلی تبدیل کرده است.

اینکه می گوید: « على جهة القربة إلیه سبحانه و العبادة له»».[10] شاید همان دلیل دوم مرحوم سید سبزواری باشد. یعنی شکر منعم و دفع ضرر محتمل. اگر کافر سر کفر خود باقی بماند، ضرری به ما نمی زند: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ لا یَضُرُّکُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُکُمْ جَمیعاً فَیُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»[11] ما باید برای دفع ضرر محتمل، خودمان خوب و متقی و موحد شویم. از آن به دست نمی آید که صغرای دفع ضرر محتمل، جهاد ابتدایی باشد! این خیلی مشکل است واقعا. بلکه اگر ما جهاد کنیم، جان و مال خود را در معرض خطر قرار داده ایم آنهم به خاطر هدایت کفار. عقلا باید بگوییم حفظ جان و مال و ناموس عقلا و شرعا واجب است. مصلحت اقوایی از نظر عقلی باید در جهاد کفار باشد که آن طرف تقویت شود. بله، اگر دلیل شرعی باشد که البته هست، جهاد واجب می شود و ما قبلا هم گفته ایم.

پس اینجا باید بگوییم اگر از سوی شارع امری نباشد و هشداری برای ترکش از سوی مولی نباشد، جهاد واجب نمی شود.

جواب به استدلال دوم

در امر به معروف و نهی از منکر نیز بحث شده که آیا عقلی است یا سمعی؟ البته دلیل عقلی هم آورده اند. اما قول اقوا این است که این دو فریضه هم سمعی است. چون ما از نظر عقلی مسئول خود هستیم نه دیگران. اگر شارع نمی گفت « وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ»[12] نمی توانستیم وجوب را بفهمیم. قطع ماده فساد و نشر معروف و امثال آن، روش های دیگری غیر از امر به معروف و نهی از منکر باشد. یعنی روشی ایجابی وجود داشته باشد در حالی که در نهی از منکر، دفع و رفع منکر واجب است و رفع و دفع، دلیل سمعی می خواهد تا عقلی.

برخی از فقهاء از جمله سید مرتضی(ره) پاسخ داده اند که امر به معروف و نهی از منکر، سمعی است نه عقلی. پاسخ سید مرتضی(ره) در واقع پاسخ دوم ما به این است که وجوب جهاد به حکم عقل نیست، بلکه به حکم نقل است. سید مرتضی(ره) در جواب کسانی که می گویند اعظم منران شرک و کفر باشد و قطع ماده فساد با جهاد هم از مصادیق معروف است. پس مبارزه با کفر و شرک، امر به معروف و نهی از منکر و یک واجب عقلی است. لذا برخی احکام جهاد را در باب امر به معروف و نهی از منکر درج کرده اند. پاسخ سید مرتضی چنین است: «لأنّ الکفر و الشرک من أعظم المنکرات کما قلنا و قطع مادة الفساد بالجهاد من المعروف. قال السید المرتضى: لو کان واجباً بالعقل لم یرتفع معروف و لم یقع منکر، و یکون الله مخلًا بالواجب و اللازم بقسیمه باطل فالملزوم مثله. بیان الشرطیة: انّ الأمر بالمعروف إذا کان هو الحمل علیه و حقیقة النهی عن المنکر هو المنع منه، فلو وجبا بالعقل لکان واجباً على اللّٰه تعالى، لأنّ کلّ ما وجب بالعقل فانّه یجب على کلّ من حصل وجه الوجوب فی حقه، فکان یجب على اللّه تعالى الحمل بالمعروف‌ و المنع من المنکر. فأمّا أن یفعلهما فلا یرتفع معروف و لا یقع منکر و یلزم الإلجاء، أو لا یفعلهما فیکون مخلًا بالواجب»[13] اگر امر به معروف و نهی از منکر واجب عقلی باشدف نباید هیچ معروفی ترک می شد و نباید هیچ منکری اتفاق می افتاد. یا اینکه العیاذ بالله خداوند در این واجب عقلی اخلال کرده و معروف واقع نشده و منکرات واقع شده است. در حالی که خداوند اخلال نکرده، بلکه فرموده : «لا یَرْضى‏ لِعِبادِهِ الْکُفْر»[14] و فرموده : «إِنَّا هَدَیْناهُ السَّبیلَ إِمَّا شاکِراً وَ إِمَّا کَفُوراً»[15] و منکرات زیاد اتفاق می افتد و معروفات زیاد مورد ترک واقع می شود. پس ملزوم(امر به معروف و نهی از منکر عقلی) هم باطل است.

امر به معروف اگر به معنای اجبار، و نهی از منکر به معنای منع باشد، آنوقت بر خدا واجب عقلی می شد. چراکه الگر امری واجب عقلی شد، پس هر کس باید آن را انجام دهد و خداوند نیز واجب است انسانها را بر معروف مجبور کند. در حالی که خداوند آنها را مجبور به معروف نکرده است. خداوند آزادی اراده داده به گونه ای که می توانند معصیت کنند و خداوند هم مانع نمی شود. این چه واجب عقلی است؟

سپس می فرمایند: مساله جهاد ابتدایی نیز از همین قبیل است. اگر جهاد ابتدایی واجب عقلی بود، خداوند باید زمینه کفر و شرک را تکوینا از بین می برد. در حالی که خداوند چنین نکرده است و شرعا به ما دستور داده است. آنجا که می فرماید: «وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ وَ لکِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعالَمینَ»[16] برای جلوگیری از فساد روی زمین، جهاد ابتدایی را تشریع کرده است. نه اینکه عقلا خواسته باشد. چون زمینه اش را از بین نبرده است. در آن صورت دیگر کفری هم اتفاق نمی افتاد. پس نمی توان به حکم عقل برای وجوب جهاد ابتدایی در عصر غیبت استدلال کنیم. قطعا دلیل نقلی می خواهد.

ادامه بحث در جلسه آینده....

پایان جلسه نود و هفتم

***


[1] . مجلة فقه أهل البیت علیهم السلام (بالعربیة)؛ ج‌33، ص: 187 به نقل از: مهذب الأحکام، ج15، ص 81 و 86.

[2] . همان.

[3] . الکفاح المسلح فی الإسلام: 100 و 106..

[4] . همان ص100.

[5] . بقره/ 216.

[6] . انسان/ 3.

[7] . مجلة فقه أهل البیت علیهم السلام (بالعربیة)؛ ج‌33، ص: 188؛ به نقل از:  الکافی فی الفقه: 346.

[8] . حج/39.

[9] . الکافی، ج5 ، ص17.

[10] . مجلة فقه أهل البیت علیهم السلام (بالعربیة)؛ ج‌33، ص: 188؛ به نقل از:  الکافی فی الفقه: 346.

[11] . مائده/ 105.

[12] . توبه/ 71.

[13] . مجلة فقه أهل البیت علیهم السلام (بالعربیة)؛ ج‌33، ص: 188.

[14] . رمز/7.

[15] . انسان/ 3.

[16] . بقره/ 251.

120/907/د

مقرر: قطبی


کد خبرنگار : 42


ارسال به:         whatsapp telegram  

ارسال نظر




chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.