کد خبر : 9372
چهارشنبه 18 مهر 1397 - 13:50

آیت الله اعرافی/ 34

فقه تربیت| ایده اسوه و الگوسازی مربی یا مبلغ در مسائل تربیتی

وسائل ـ آیت الله اعرافی در سی و چهارمین جلسه درس خارج فقه تربیت گفت: اعمال، افعال و رفتارهایی مثل تکریم، حسن خلق و امثالهم که در روابط اجتماعی، انسان در ارتباط با دیگران انجام می‌دهد، عناوین مهمی هست که در فقه روابط اجتماعی وجود دارد و کارهای نیکی که نسبت به دیگران و در روابط اجتماعی از انسان صادر می‌شود و شرع بدان توصیه و ترغیب کرده است، امکان دارد که مراتبی از آن واجب باشد اما مراتب وسیعی از آن مستحب است.

فقه تربیت| ایده اسوه و الگوسازی مربی یا مبلغ در مسائل تربیتی

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر پایگاه تخصصی فقه وسائل؛ سی و چهارمین جلسه درس خارج فقه تربیت آیت الله اعرافی برگزار گردید.

مدیر حوزه های علمیه سراسر کشور در ابتدای درس فقه تربیت گفت: نکته مهم در نگاه سوم این است که خود عملی که انجام می‌دهد، با این نیت صورت گیرد که دیگری نیز همین را یاد بگیرد، پس این ‌طور نیست که عمل خوش‌اخلاقی یا پول دادن، وسیله برای این باشد که به طرف مقابل چیزی بیاموزد، پس او عمل خوب را انجام می‌دهد تا اسوه‌سازی و الگوسازی می‌کند. این سه عنوان در روحانیت و مربی خیلی مؤثر است تا وظیفه خود را به ‌عنوان حسن خلق انجام ‌دهد زیرا این عمل فی‌نفسه یک ارزش  است. هم‌زمان این عمل را ابزاری قرار داده است تا در طرف مقابل تأثیرگذار باشد و بتواند او را راهنمایی کند و او پذیرا باشد.

وی در ادامه ابراز داشت: همه رفتارهای نیک، به‌ویژه رفتارهایی که در ارتباطات اجتماعی است، می‌تواند هم ‌زمان برای سه حیثیت باشد، یک حیثیت واجب و مستحب و تکلیف نفسی نظیر خوش‌اخلاقی، رفق و مدارا، حسن خلق و امثالهم در این‌ها هست و حیث دوم  مقدمی است که این اعمال را انجام می‌دهد برای اینکه کار ارشاد و تبلیغ و هدایتش محقق شود و حیث سوم آن، حیث الگودهی و الگوسازی است که خود این عمل مصداقی برای تعلیم، تربیت و هدایت است.

استاد سطوح عالی حوزه در جمع بندی مباحث مطرح شده چنین بیان داشت: همه خوبی‌ها می‌تواند متحیث به سه حیث نفسی، غیری و مصداقی از فعالیت‌های تربیتی به شکل عملی شود. کارهای خوبی که ذاتاً خوب است، در فضای تعلیم و تربیت بیاید، می‌تواند حیث مقدمی یا حیث مصداقی برای تعلیم و تربیت و هدایت پیدا کند و کارهای ناشایست نیز می‌تواند این سه حیث را پیدا کند اما بعضی‌ افراد کارهای خوب را ابزاری برای نتیجه بد قرار می‌دهند که این نیز مصداقی از اجتماع امر و نهی می‌شود.

خلاصه ای از درس گذشته

اگر دو گروه کلان روایات را در روابط اجتماعی مشاهده کنیم، در گروه اول توصیه به حسن خلق و اکرام و تکریم و رعایت مؤمن و امثالهم شده است که غالب این‌ موارد رجحانی است و الزام در آن نیست اما گروه دوم که می‌گوید من اضل مؤمناً فقد اضل الله، من استخف المؤمن که به حرمت خدا تعدی کرده و امثالهم، این‌ها حرام و الزامیات و در روابط عام اجتماعی است، پس در روایاتی که مربوط به حرمت مؤمنین و دیگران هست، بخشی جنبه اثباتی را بیان می‌کند که الزامی نیست بلکه ترجیحی است اما گروه دومی هست که به ابعاد سلبی در ارتباط با دیگران از حیث تحقیر و اضلال و امثالهم اشاره می‌کند و این گروه دلالت بر حرمت دارد.

در انجام تکلیف تبلیغی، تربیتی و کاربرد یک روش در مقام تعلیم و تربیت و هدایت، اگر همراه با اضلال و تحقیر باشد ولی این کار، نقش تبلیغی را از میان نبرد، اجتماع امر و نهی است که طبق نظر ما جایز است یعنی هم ‌زمان هم گناه کرده و هم ثواب برده است. از حیث اینکه مسئله را به طرف مقابل آموخت، ثواب برد، از حیثی که بد اخلاقی کرده است، گناهی مرتکب شده است.

وقتی یک اقدام تربیتی و تبلیغی انجام می‌دهد اما همراه با یک پیوست اهانت و توهینی که وجه شرعی ندارد صورت گیرد، اولاً از نظر فقهی ذات این عمل گناه است و ثانیاً باید بدانیم در شرایطی که تکلیف موسع است و راه انجام هم دارد باید تبلیغی انجام دهد که اثر کند یا احتمال تأثیر دهد و ثالثاً در شرایطی واجب مضیق است که طبعاً اگر عمل را با این بداخلاقی همراه کرد، در این صورت، مصداق ترک وظیفه را درست می‌کند و این شخص وظیفه تبلیغی خویش را انجام نداده است.

تمام رفتارهای اجتماعی، مستحب، مکروه، حرام، واجب و مباح است. به طور مثال تحقیر و اضلال و امثالهم، نسبت به دیگران حرام است یا اکرام و تکریم که واجب و مستحب است، همه این‌ها می‌تواند با یک عنوان ثانوی، وسیله تبلیغ و ارشاد و هدایت شود و یک مبلغ یا کسی که مأموریت تبلیغی دارد، گاهی می‌تواند کل این رفتارهای خودش را مبدل به یک ابزار تبلیغ کند. رعایت آداب را به ‌گونه‌ای انجام دهد که در واقع خود این مصداقی از وعظ و ارشاد و هدایت، خواه واجب یا مستحب شود.

تقریر کامل درس

فقه روابط اجتماعی

مبحث دیگری که با آن بحث‌های قبلی ارتباط دارد، اما به یک معنا یک مبحث عام و بسیار مهم هست، که این مبحث را می‌توان به ‌عنوان یک اصل کلان در حوزه تعلیم و تربیت به شمار آورد.

در مقدمه باید عرض شود که اعمال و افعال و رفتارهایی که در روابط اجتماعی، انسان در ارتباط با دیگران انجام می‌دهد، مثل تکریم، حسن خلق و امثالهم، عناوین مهمی هست که در فقه روابط اجتماعی وجود دارد، سال آینده ان شاء الله در همین زمینه ورود پیدا می‌کنیم، کارهای نیکی که نسبت به دیگران و در روابط اجتماعی از انسان صادر می‌شود و شرع به آن توصیه و ترغیب کرده است، مراتبی از آن امکان دارد که واجب باشد، اما مراتب وسیعی از آن مستحب است.

حیثیت اعمال نیک در روابط اجتماعی

این اعمال نیک در روابط اجتماعی، از لحاظ فکری اگر بخواهیم مشاهده بکنیم، چند حیثیت می‌توانند داشته باشند:

1 – یک حیثیت؛ حیثیت ذاتی این‌ها هست، این‌ها واجبات یا مستحباتی هستند که ما به آن‌ها توصیه و سفارش شده‌ایم، اکرام و حسن خلق و امثالهم، با قطع‌نظر از هر چیزی، در درجات وجوبی و استحبابی و سطوح مختلف؛ خود این رفتارها مورد تأکید شرع و ترغیب شارع قرار گرفته است، همه این‌ها از حیث فی نفسه مستحب یا واجب نفسی هستند.

2 – همه این  اعمال نیک در روابط اجتماعی و تکالیف استحبابی یا وجوبی، یک حیث غیری هم می‌توانند پیدا بکنند، آن این است که همه این محاسن رفتاری و اخلاقی و ارتباطات اجتماعی، ابزار و کمک برای پیش بُرد آن فعالیت‌های تربیتی و تبلیغی بشود، کار تبلیغی و تربیتی فرد مبلغ بهتر انجام بپذیرد، این حیث غیری است که عارض بر این‌ها می‌شود، این فراتر از رفتارهای اجتماعی است، در محاسن اخلاق هست، در رفتارهای دیگر هم می‌تواند باشد، مثلاً کسی عبادت می‌کند و رعایت ضوابط دینی و عقلی و عقلایی می‌کند، برای اینکه از خود یک چهره خوبی را نشان بدهد که تبلیغش مؤثر باشد، در روابط اجتماعی تأثیرش برجسته‌تر و آشکارتر است.

در همه اعمال نیک، به‌ویژه در اعمال که در ارتباطات اجتماعی ما به آن توصیه و ترغیب شده‌ایم، این حیثیت می‌تواند مقدمه‌ای برای آن فعالیت‌ها تعلیمی، تربیتی و تبلیغی و هدایتی بشود، حیث جدیدی است که در این امور دخالت می‌کند، با نگاه دوم، همه این‌ها چند حالت پیدا می‌کنند:

1 – مقدمه یک واجب یا مستحب می‌شود، وقتی مقدمه یک واجب و مستحب شد، درواقع علاوه بر آن عنوان نفسی، یک عنوان غیری هم پیدا کرد، طبعاً رجحان پیدا می‌کند، اگر کسی وجوب یا استحباب مقدمه را شرعی بداند، یک وجه شرعی جدید پیدا می‌کند، اگر هم عقلی بداند، یک وجه جدیدی ایجاد می‌شود.

بنابراین یک واقعیت است که در ارتکاز ما هم هست و خیلی اوقات آن به کار گرفته می‌شود، مبنای فقهی و اصولیش این است، یعنی این سلسله اعمالی که فی حد نفسه در ارتباطات اجتماعی واجب یا مستحب است، رعایت احترام دیگران، اکرام، احسان و امثالهم، مستحب و در درجاتی واجب نفسی هستند، اما یک مبلغ و مربی از این‌ها یک استفاده ابزاری و مقدماتی هم می‌کند، این مجمع دو عنوان نفسی و یک عنوان غیری می‌شود.

 در حیث مقدماتی از سلسله رفتارهای پسندیده شرعی در روابط اجتماعی شروع کردم و مثال زدم، بعد گفتم که دائره‌اش وسیع‌تر است، هر نوع عملی که می‌تواند موجب توفیق بیشتر در کار تبلیغ و تربیت شود، درواقع یک نوع جنبه مقدمی برای تبلیغ پیدا کند، یا برای اصل تأثیر آن تربیت و تبلیغ و امثالهم، یا برای اینکه بهتر انجام شود، این‌ها یک وجه ثانوی مقدمی پیدا می‌کنند، طبعاً اگر کسی قصد تقرب کند، در اینجا ثواب مضاعف می‌برد.

عنوان نفسی و غیری خوبی‌ها

همه خوبی‌ها، علاوه بر خوبی ذاتی، می‌توانند یک خوبی مقدمی در فضای تعلیم و تربیت و تبلیغ و هدایت و ابزاری و امثالهم داشته باشند، آن‌ها مرکز دو عنوان می‌شوند:

1 – عنوان نفسی

2 – عنوان غیری

حیث سومی هم در اعمال خیر متصور است که یک حیث تربیتی است، آن حیث الگودهی، الگو بخشی است، تمام رفتارهای خوب که در جای خودش خوب است، می‌شود با یک نگاه و رویکرد سومی، خود آن‌ها را انجام بدهد، به این عنوان که می‌خواهد این الگو شود.

در حیث دوم؛ خوش‌اخلاقی می‌کند، برای اینکه جلب اعتماد او بکند که بتواند مطلب را به او تفهیم بکند، آن یک مقدمه بود، برای اینکه در تعلیم پیش رود.

تأثیر مثبت در اعمال نیک

در نگاه سوم این است که خود این عملی که انجام می‌دهد، با این نیت انجام می‌دهد که دیگری هم همین را یاد بگیرد، این‌طور نیست که عمل خوش‌اخلاقی یا پول دادن، وسیله برای این باشد که به طرف مقابل چیزی بیاموزد.

عمل خوب را انجام می‌دهد، برای  اینکه آن کار دیگر تربیتش موفق شود که نگاه دوم است، اما نگاه سوم این است که این عمل خوب را انجام می‌دهد، برای اینکه دیگری همین عمل را یاد بگیرد، اسوه‌سازی و الگوسازی می‌کند.

حداقل این سه عنوان می‌تواند در یک جا جمع شود، در روحانیت و مربی خیلی مؤثر است، اینکه وظیفه خود را به‌عنوان حسن خلق انجام می‌دهد، این عمل فی‌نفسه یک ارزش  است، هم‌زمان این عمل را ابزاری قرار داده، برای اینکه در طرف مقابل تأثیرگذار باشد و بتواند او را راهنمایی بکند و او پذیرا باشد، بعضی‌اوقات رفتار را انجام می‌دهد که الگویی برای طرف مقابل شود «کونوا دُعاةَ الناسِ بِغَیرِ اَلسِنَتِکُم»[1]، مثلاً وضو واقعی می‌گیرد، هم‌زمان می‌خواهد که طرف مقابل هم وضو را یاد بگیرد، هم مصداق عمل ذاتی خودش را انجام می‌دهد، درعین‌حال این عملش مصداق همه آن عناوین است، «ادْعُ إِلى‌ سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَة»[2]، اینجا مصداق دعوت و موعظه است.

ممکن است در ظاهر کلام در حیث سوم بگوییم که عناوینی که در باب تعلیم و تربیت و هدایت و تبلیغ آمده، ممکن است بگوییم آن عناوین بر این فعل صادق هست، گاهی خود این فعل، مصداق عنوان است، به صورتی وضو می‌گیرد که طرف مقابل هم یاد بگیرد، در عرف گفته می‌شود که او دارد به طرف مقابل وضو یاد می‌دهد.

اگر بعضی از موارد عنوان تکلیف تعلیمی و تربیتی بر این عمل صادق نباشد، با الغای خصوصیت می‌گوییم که این هم مصداق آن است، یا با همان روایاتی که وجود دارد، روایاتی که می‌گوید: «کونوا دُعاةَ الناسِ بِغَیرِ اَلسِنَتِکُم»، درواقع نقش حکومت بر ادله دارد، حاکم بر ادله تعلیم و تربیت هست، یعنی ادله به طور مثال گفته است که یعلم یا یعظ و امثالهم، دلیل حاکم این مسئله را تعمیم می‌دهد، دلیل حاکم می‌گوید که انسان می‌تواند با کار عمل، کار دعوت و هدایت را انجام دهد.

عناوینی که در تعلیم و هدایت و ارشاد و امثالهم است، ولو ظهور اولیه‌اش در اقوال باشد، اما این دلیل می‌گوید که آن‌ها را به رفتارهایی که در مقام تعلیم است، تعمیم می‌دهم.

حیثیت‌های رفتارهای نیک در ارتباطات اجتماعی

همه رفتارهای نیک، به‌ویژه رفتارهایی که در ارتباطات اجتماعی است، این‌ها می‌تواند هم‌زمان برای سه حیثیت باشد، یک حیثیت واجب و مستحب و تکلیف نفسی است که در این‌ها هست، خوش‌اخلاقی، رفق و مدارا، حسن خلق و امثالهم.

حیث دوم؛ حیث مقدمی است، این اعمال را انجام می‌دهد، برای اینکه کار ارشاد و تبلیغ و هدایتش محقق شود.

حیث سوم؛ حیث الگودهی و الگوسازی است، خود این عمل مصداقی برای تعلیم و تربیت و هدایت است.

 نکته دقیق حیث سوم این است که گاهی عنوان‌هایی که گفته؛ یأمر بالمعروف، ینهی عن المنکر، یعلم الناس الخیر، عنوان فعل را هم در بر می‌گیرد، خود این فعل، مصداق آن‌ها است، گاهی آن عنوان‌های تربیتی، این فعل را در بر نمی‌گیرد، در اینجا با روایات «کونوا دُعاةَ الناسِ بِغَیرِ اَلسِنَتِکُم»، یا اینکه شما الگوی دیگران باشید، روایاتی که از این قبیل داریم، آن‌ها به نحوی حاکم بر این ادله است، می‌گوید این هم مصداق آن تعلیم و تربیت است، گاهی مبلغ می‌گوید و گاهی عمل را انجام می‌دهد و طرف مقابل یاد می‌گیرد، اگر عنوان صدق نمی‌کند، عرف باید بگوید که تنقیح مناط می‌کنم، این هم مثل همان است، یا دلیلی بگوید که این عمل جایگزین آن عمل است، «الطواف صلاةٌ»، حکومت به نحو توسعه است.

این سه حیثیت در اعمال نیک، در ارتباط با دیگران است، در ارتباط با خودسازی، حیثیت اول و دوم هست.

گاهی یک عبادت را انجام می‌دهد، این عبادت ذاتاً خوب است، در عین ‌حال یک سیر عبادی برای خودش تعریف کرده است، با این عبادت می‌خواهد عمق بیشتری پیدا کند، این در تزکیه نفس است، این عمل خوب را انجام می‌دهد، هم خوبی ذاتی دارد، هم در عین‌ حال او طبق تنظیمی که کرده است، با این در مدارج جلو می‌رود، در تهذیب نفس  و خودسازی است، منتها تربیت به معنای خاص که می‌گوییم، نگاهمان به ساختن دیگران است، خودسازی نیست، وگرنه در آنجا هم حداقل عنوان اول در خیلی از موارد ذکر می‌شود، در واقع این یک قانون کلی شد که تمام خوبی‌ها و فضائل و رفتارهای نیک، به‌ویژه آنی که در ارتباط با دیگران است، این‌ها می‌تواند معنون به سه عنوان شود:

1 – عنوان ذاتی که عنوان تعلمی و تربیتی است.

دو عنوان دیگر که عنوان تعلیمی و تربیتی پیدا می‌کند، این دو قانون است، یعنی می‌گوید همه خوبی‌هایی که در شریعت آمده است، این‌ها می‌تواند مقدمه یک فعالیت ارشاد و هدایت شود که حیث دوم است، حیث سوم این است که خود این اعمال نیک، مصداق «وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»[3]، «ادْعُ إِلَى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِیلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ»[4] و امثالهم می‌شود.

بنابراین همه اعمالی که در شرع از واجبات و مستحبات آمده است، همه این‌ها غیرازآن حیث اول ذاتی، دو حیث ثانوی دارند:

1 – حیث مقدمی

2 – حیث الگوسازی که یک حیث تربیتی است.

همه این‌ها در واقع می‌توانند یک روش برای تعلیم و تربیت بشوند.

دو حیث جدید که عارض بر آن حیث ذاتی می‌شود، این مصداقی از تکلیف جدید می‌شود، همچنین می‌شود با آن قصد قربت را انجام داد. همه این‌ها توسلیاتی هست که می‌شود با آن قصد قربت کرد، طبعاً منشأ ثواب هم هست.

حیثیت‌های کارهای منکر

مثل این مسئله در طرف منکرات هم وجود دارد، در امور ناپسند هم این سه حیث متصور است، اینکه کاری بدی را انجام می‌دهد، ذاتاً بدی دارد، خواه مکروه یا محرم باشد، گاهی هم آن کار را ابزاری برای یک اضلال قرار می‌دهد.

یا حتی کار خوب را برای اضلال قرار می‌دهد، حیث سوم هم این است که کار بد را انجام می‌دهد که دیگری یاد بگیرد، در اینجا هم گناه ذاتی دارد، همچنین مصداقی برای گمراه‌سازی دیگران است، تعلیم و تربیت و ارشاد و عناوین تعلیمی و تربیتی وجود دارد، در نقطه مقابلش هم اضلال وجود دارد.

بنابراین خوبی‌ها همه می‌تواند متحیث به سه حیث بشود:

1 – نفسی

2 – غیری

3 – مصداقی از فعالیت‌های تربیتی به شکل عملی، کارهای خوبی که ذاتاً خوب است، در فضای تعلیم و تربیت بیاید، می‌تواند حیث مقدمی یا حیث مصداقی برای تعلیم و تربیت و هدایت پیدا کند.

کارهای ناشایست هم می‌تواند این سه حیث را پیدا کند.

نکته دیگر این است که بعضی‌ها کارهای خوب را ابزاری برای نتیجه بد قرار می‌دهد، این هم مصداقی از اجتماع امر و نهی می‌شود.

این هم قانون جدیدی بود که از لحاظ فقهی باید مورد توجه قرار می‌گرفت و اضلاع فقهی مسئله را هم بیان کردیم.

این مجموعه مباحثی بود که در تکمله بحث لازم بود عرض کنیم./926/ص

 

[1]. على بن حسن طبرسى‏، مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ص ۴۶؛ علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج ‏۶۷، ص ۳۰۹.

[2]. سوره نحل، آیه 125.

[3]- سوره مبارکه آل عمران، آیه 104

[4]- سوره مبارکه نحل، آیه 125

 

 


کد خبرنگار : 35


ارسال به:         whatsapp telegram  

ارسال نظر




chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.