کد خبر : 9345
دوشنبه 16 مهر 1397 - 14:04

آیت الله سیفی مازندرانی/ 10

مسائل مستحدثه| ترجیح روایات نجاست کافر

وسائل ـ آیت الله سیفی مازندارانی گفت: علت اینکه ما در مورد کافر کتابی روایات نجاست را مقدم می‌داریم این است که نجاست کتابی مخالف با نظر عامّه است و لذا بسیاری از اصحاب ما مثل شیخ طوسی و صاحب وسائل روایات دالّ بر طهارت کتابی را حمل بر تقیّه کرده‌اند.

مسائل مستحدثه| ترجیح روایات نجاست کافر

به گزارش خبرنگار وسائل، آیت الله سیفی مازندرانی، صبح دوشنیه 15 آبان‏ ماه سال 1395 در جلسه دهم درس حارج فقه مسائل مستحدثه گفت : بحث درحکم کافر اهل کتابی در نجاست و طهارت بود و بیان کردیم که حکم به مقتضای قاعده و نص کتاب و روایات بود که امروز وارد بحث روایات می‌شویم.

وی افزود: اکثر نصوص از طائفتین قابل حمل بودند بر محاملی که گفته شد، امّا بودند روایاتی که قابلیّت حمل نداشتند و لذا تعارض واقع می‌شد بین این نصوص با سایر نصوص مقام. در رفع این تعارض گفتیم ما سمت روایات نجاست را می‌گیریم چون موافق آیه است که آمده است «انما المشرکون نجس» و بیشتر اهل کتاب مشرک هستند و کسی بین مشرکین و غیر مشرکین این‌ها تفصیل نداده است.

استاد درس خارج حوزه علمیه قم افزود: وجه دیگر اینکه ما در تعارض روایات نجاست را مقدم می‌داریم این است که نجاست کتابی مخالف با نظر عامّه است و لذا بسیاری از اصحاب ما مثل شیخ طوسی و صاحب وسائل روایات دالّ بر طهارت کتابی را حمل بر تقیّه کرده‌اند.

آیت الله سیفی مازندرانی در این جلسه از درس خارج فقه مسائل مستحدثه بیان داشت: کلام در استدلال به نصوص مقام در حکم اهل کتاب از حیث طهارت و نجاست بود؛ تا اینجا بحث منتهی شد به اینکه روایات باب به جز روایات طائفه اول دلالت بر نجاست کتابی ندارند ولی طائفه اول به خاطر نهی از مصافحه با کتابی قابلیت استنباط حکم نجاست کافر در آن‌ها بود.

وی پس از مروری بر روایات چهار طائفه‌ای که در جلسه قبل مطرح کرده بود به تبیین و تشریح روایات طائفه خامسه پرداخت و گفت: این طائفه روایاتی هستند که در آن‌ها از اکل و شرب سؤر کفّار کتابی نهی شده است و اگر ما این نهی را حمل بر نهی تنزیهی نکنیم یا حمل بر حکم تعبّدی نکنیم یا نگوییم که این نهی به خاطر نجاست عارضیه است، این طائفه نیز قابلیّت آن‌را دارند که از آن‌ها برداشت نجاست کافر کتابی بشود. امّا مقتضای قاعده در این طائفه بر محامل مذکور است و لذا این طائفه نمی‌توانند دلالت بر نجاست اهل کتاب داشته باشند.

استاد درس خارج حوزه علمیه قم افزود: طائفه ششم روایاتی هستند که دلالت بر اشتمال ثیاب اهل کتاب دارد، ثیابی که آن‌ها درست کردند یا از آن‌ها از مسلمین عاریه کرده و پس از استفاده به آن‌ها برگردانده‌اند. در این نصوص از این ثیاب سؤال شده که آیا می‌شود در این ثیاب نماز خواند یا نه؟ این روایات دلالت بر جواز نماز در ثیاب کفّار دارد به طور مطلق. امّا در میان روایات این طائفه، برخی از روایات مشتمل بر نهی است و طبق قاعده باید روایات مشتمل بر نهی را حمل بر کراهت کنیم یا حمل بر نجاست عارضیّه کنیم کما اینکه در بعضی از همین نصوص به وجود نجاست عارضیّه به نحوی اشاره شده است.

وی در ادامه بررسی نصوص، روایات طائفه هفتم را مورد واکاوی قرار داد و اضافه کرد: این طائفه روایاتی هستند که دالّ بر جواز تغسیل مسلم توسّط اهل کتاب هستند بدون اینکه امر به تیمم کرده باشند که این طائفه نیز ظاهر در طهارت اهل کتاب است. برخی از روایات این طائفه نیز که در آن‌ها تیمم ذکر شده، جایگاه تیمم را بعد از اغتسال اهل کتاب ذکر کرده‌اند که در این صورت، منعی از استدلال به طهارت کتابی با این روایات ندارد.

طائفه هشتم، آخرین دسته از روایاتی بودند که آیت الله سیفی مازندارانی مورد بررسی قرار داد و در تبیین این طائفه بیان داشت: روایات این طائفه، روایاتی هستند که دالّ بر جواز ارضاع یهودیه و نصرانیه هستند که این طائفه نیز ظاهر در طهارت اهل کتاب است.

وی خاطر نشان کرد: به جز این طوائف روایت دیگری وجود دارد که نهی می‌کند از اغتسال در حمام، در جایی که کتابیّ اغتسال کرده باشد مگر اینکه مکان اغتسال او قبل از اغتسال، غسل شود.

رئیس معهد الاجتهاد الفعّال اضافه کرد: وجه حمل دیگری که نتوانستیم به تفصیل نسبت به آن بپردازیم این است که بر فرض که فقهاء خاصّه در این مسئله قائل به نجاست کتابی شده باشند، با توجه به اینکه علمای عامّه قائل به طهارت کتابی هستند، در جایی که نصوص در طهارت و نجاست کتابی تعارض داشته باشند، یکی از وجوه حمل این است که روایات دالّ بر طهارت را حمل بر تقیّه کنیم.

 

متن تقریر

آیت الله سیفی مازندرانی در جلسه گذشته گفت: کلام در استدلال به نصوص مقام در حکم اهل کتاب از حیث طهارت و نجاست بود؛ تا اینجا بحث منتهی شد به اینکه روایات باب به جز روایات طائفه اول دلالت بر نجاست کتابی ندارند ولی طائفه اول به خاطر نهی از مصافحه با کتابی قابلیت استنباط حکم نجاست کافر در آن‌ها بود.

 

طائفه پنجم؛ نهی از اکل و شرب سؤر کافر کتابیّ

طائفه خامسه روایاتی هستند که در آن‌ها از اکل و شرب سؤر کفّار کتابی نهی شده است و اگر ما این نهی را حمل بر نهی تنزیهی نکنیم یا حمل بر حکم تعبّدی نکنیم یا نگوییم که این نهی به خاطر نجاست عارضیه است، این طائفه نیز قابلیّت آن‌را دارند که از آن‌ها برداشت نجاست کافر کتابی بشود.

اینجا بر خلاف دو طائفه اخیر که در آن‌ها نیز بحث سؤر کتابی مطرح بود، قابل حمل است، چون روایاتی خالی از دلالت بر طهارت سؤر این‌ها نیست و لذا می‌توان حمل بر تنزیه کرد، یا حتّی اگر بگوییم که نهی تحریمی است، می‌گوییم نهی به خاطر نجاست عارضی است و به خاطر سرایت اعیان نجسه است که اهل کتاب نسبت به آن‌ها مبالاتی ندارند.

در مجموع مقتضای قاعده، حمل طائفه اول و خامسه بر محاملی است که به بیان آن‌ها خواهیم پرداخت.

 

طائفه ششم؛ جواز استعمال ثیاب اهل کتاب

طائفه ششم روایاتی هستند که دلالت بر استعمال ثیاب اهل کتاب دارد، ثیابی که آن‌ها درست کردند (اعم از بافتن یا خیاطی کردن و دوختن) یا ثیاب مسلمین را عاریه می‌کنند و سپس به آن‌ها برمی‌گردانند، یا اینکه لباس استفاده کرده خودشان را به مسلمین به عاریه داده‌اند و در این نصوص از این ثیاب سؤال شده که آیا می‌شود در این ثیاب نماز خواند یا نه؟ که این روایات خود چند دسته هستند:

1.در اکثر این روایات مطلقاً تجویز کرده‌اند پوشیدن و استفاده از چنین لباس‌هایی را؛

2.بعضی از روایات تحریم کرده‌اند؛

3. برخی هم معلق کرده‌اند بر ایتکه اگر خمر و خنزیر نخورند جایز است و الا جایز نیست

در این طائفه از روایات نیز طبق قاعده یا باید روایات مشتمل بر نهی را حمل بر کراهت کنیم یا حمل بر نجاست عارضیّه کنیم کما اینکه در بعضی از نصوص به این عنوان اشاره شده و فرض سؤال سائل جایی است که نجاست عارضی بر ثیات کفّار بوده است.

 

بررسی روایات طائفه ششم؛ روایت عبدالله بن سنان

رَوَی سَعْدٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: سَأَلَ أَبِی أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع وَ أَنَا حَاضِرٌ أَنِّی أُعِیرُ الذِّمِّی ثَوْبِی وَ أَنَا أَعْلَمُ أَنَّهُ یشْرَبُ الْخَمْرَ وَ یأْکلُ لَحْمَ الْخِنْزِیرِ فَیرُدُّ عَلَی فَأَغْسِلُهُ قَبْلَ أَنْ أُصَلِّی فِیهِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع صَلِّ فِیهِ وَ لَا تَغْسِلْهُ مِنْ أَجْلِ ذَلِک فَإِنَّک أَعَرْتَهُ إِیاهُ وَ هُوَ طَاهِرٌ وَ لَمْ تَسْتَیقِنْ أَنَّهُ نَجَّسَهُ فَلَا بَأْسَ أَنْ تُصَلِّی فِیهِ حَتَّی تَسْتَیقِنَ أَنَّهُ نَجَّسَهُ.

 این روایت دلالت دارد که کتابی نجاست کفریه ندارد چون وقتی که حضرت استصحاب طهارت می‌کند باید به اگر قرار است نجاستی صورت بگیرد، به نجاست اعیان باشد، والا اگر بدن کافر را نجس بدانیم که یقین به ارتباط بدن او با لباس را داریم و یقین به نجاستش داریم.

در این روایت طهارت از خمر و خنزیر را استصحاب کرده‌اند، کأن نجاست از کفر را اصلاً حساب نمی‌کنند چون قائل به طهارت کافر کتابی هستند.

 

بررسی روایات طائفه ششم؛ روایت ابی بصیر

مُحَمَّدُ بْنُ یحْیی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَینِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ الطَّیلَسَانُ یعْمَلُهُ الْمَجُوسُ أُصَلِّی فِیهِ قَالَ أَ لَیسَ یغْسَلُ بِالْمَاءِ قُلْتُ بَلَی قَالَ لَا بَأْسَ قُلْتُ الثَّوْبُ الْجَدِیدُ یعْمَلُهُ الْحَائِک أُصَلِّی فِیهِ قَالَ نَعَمْ.

در این روایت نجاست و طهارت دائر مدار غسل بالماء شده و اگر کافر نجس باشد و بخواهد بشوید نجاست لباس با غسل کافر بیشتر می‌شود نه اینکه نجاست از آن رفع شود.

 

بررسی روایات طائفه ششم؛ صحیحه علی بن جعفر

عَنْهُ عَنِ الْعَمْرَکی عَنْ عَلِی بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِیهِ مُوسَی ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ هَلْ یصْلُحُ لَهُ أَنْ یجْمَعَ طَرَفَی رِدَائِهِ عَلَی یسَارِهِ قَالَ لَا یصْلُحُ جَمْعُهُمَا عَلَی الْیسَارِ وَ لَکنِ اجْمَعْهُمَا عَلَی یمِینِک أَوْ دَعْهُمَا قَالَ وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْبَوَارِی یصِیبُهَا الْبَوْلُ هَلْ تَصْلُحُ الصَّلَاةُ عَلَیهَا إِذَا جَفَّتْ مِنْ غَیرِ أَنْ تُغْسَلَ قَالَ نَعَمْ لَا بَأْسَ قَالَ وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الصَّلَاةِ عَلَی بَوَارِی النَّصَارَی وَ الْیهُودِ الَّذِینَ یقْعُدُونَ عَلَیهَا فِی بُیوتِهِمْ أَ یصْلُحُ قَالَ لَا تُصَلَّی عَلَیهَا وَ سَأَلْتُهُ عَنِ السَّیفِ هَلْ یجْرِی مَجْرَی الرِّدَاءِ یؤَمُّ الْقَوْمُ فِی السَّیفِ قَالَ لَا یصْلُحُ أَنْ یؤَمَّ الْقَوْمُ فِی السَّیفِ إِلَّا فِی حَرْبٍ.

در این روایت لاتصلی علیها یک نفی اخباری است در مقام نهی.

 

بررسی روایات طائفه ششم؛ روایت عبدالله بن سنان

فَأَمَّا مَا رَوَاهُ عَلِی بْنُ مَهْزِیارَ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: سَأَلَ أَبِی أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الَّذِی یعِیرُ ثَوْبَهُ لِمَنْ یعْلَمُ أَنَّهُ یأْکلُ الْجِرِّی وَ یشْرَبُ الْخَمْرَ فَیرُدُّهُ أَ یصَلِّی فِیهِ قَبْلَ أَنْ یغْسِلَهُ قَالَ لَا یصَلِّ فِیهِ قَبْلَ أَنْ یغْسِلَهُ.

در اینجا حکم امام ثوب را محکوم به نجاست می‌کنند، امّا با توجه به اینکه سؤال مربوط به شخصی است که شرب خمر می‌کند، با توجه به دخالت عنوان سؤال در جواب، حکم به نجاست، به جایی برمی‌گردد که شرب خمر در آن دخیل باشد.

کأن در ذهن روات این مسئله که یهود و نصرانی بما انهما یهودی و نصرانیّ، نجاست نداشته‌اند و اگر قرار باشد نجاستی بر ثوب آن‌ها عارض شود، از ناحیه نجاست عارضی است نه از ناحیه کفر.

 

بررسی روایات طائفه ششم؛ روایت احمد بن محمد بن الحسن

وَ رَوَی أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِیدٍ ابْنُ عُقْدَةَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَمِیلِ بْنِ عَیاشٍ أَبِی عَلِی الْبَزَّازِ قَالَ أَخْبَرَنِی أَبِی قَالَ: سَأَلْتُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع عَنِ الثَّوْبِ یعْمَلُهُ أَهْلُ الْکتَابِ أُصَلِّی فِیهِ قَبْلَ أَنْ یغْسَلَ قَالَ لَا بَأْسَ وَ أَنْ یغْسَلَ أَحَبُّ إِلَی.

این روایت دلالت دارد که شستن لباس نزد من بهتر است و دلالت دارد بر استحباب غسل لباس که می‌رساند کافر ذاتاً نجاست ندارد و الّا استحباب غسل لباسی که کافر به تن کرده مستحب نمی‌بود.

اگر سند این روایت درست باشد دلالت دارد که نهی در باقی روایات تنزیهی بوده باشد.

در مجموع این نصوصی که خوانیدم بر عدم نجاست کفریّه کتابی ادلّ است.

 

طائفه هفتم؛ روایات دالّ بر جواز تغسیل مؤمن توسط کتابی

طائفه هفتم روایاتی هستند که دالّ بر جواز تغسیل مسلم توسّط اهل کتاب هستند بدون اینکه امر به تیمم کرده باشند یا اینکه بعد از تغسیل دستور به تیمم هم داده است، که این طائفه نیز ظاهر در طهارت اهل کتاب است.

خوب اگر کافر نجاست کفریّه داشته باشد، بدن مسلمان را نجس می‌کند و بر فرض که بعداً تیمم هم بکند این تیمم اثر نخواهد داشت چون همه بدن میّت را نجس کرده است.

 

بررسی روایات طائفه هفتم؛ موثقه عمار

مُحَمَّدُ بْنُ یحْیی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِیدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَی عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الرَّجُلِ الْمُسْلِمِ یمُوتُ فِی السَّفَرِ وَ لَیسَ مَعَهُ رَجُلٌ مُسْلِمٌ وَ مَعَهُ رِجَالٌ نَصَارَی وَ مَعَهُ ... قُلْتُ فَإِنْ مَاتَ رَجُلٌ مُسْلِمٌ وَ لَیسَ مَعَهُ رَجُلٌ مُسْلِمٌ وَ لَا امْرَأَةٌ مُسْلِمَةٌ مِنْ ذِی قَرَابَتِهِ وَ مَعَهُ رِجَالٌ نَصَارَی وَ نِسَاءٌ مُسْلِمَاتٌ لَیسَ بَینَهُ وَ بَینَهُنَّ قَرَابَةٌ قَالَ یغْتَسِلُ النَّصْرَانِی ثُمَّ یغَسِّلُهُ فَقَدِ اضْطُرَّ وَ عَنِ الْمَرْأَةِ الْمُسْلِمَةِ تَمُوتُ وَ لَیسَ مَعَهَا امْرَأَةٌ مُسْلِمَةٌ وَ لَا رَجُلٌ مُسْلِمٌ مِنْ ذَوِی قرابت‌ها وَ مَعَهَا نَصْرَانِیةٌ وَ رِجَالٌ مُسْلِمُونَ لَیسَ بین‌ها وَ بَینَهُمْ قَرَابَةٌ قَالَ تَغْتَسِلُ النَّصْرَانِیةُ ثُمَّ تُغَسِّلُهَا وَ عَنِ النَّصْرَانِی یکونُ فِی السَّفَرِ وَ هُوَ مَعَ الْمُسْلِمِینَ فَیمُوتُ قَالَ لَا یغَسِّلُهُ مُسْلِمٌ وَ لَا کرَامَةَ وَ لَا یدْفِنُهُ وَ لَا یقُومُ عَلَی قَبْرِهِ.

امام در فرضی که زنان اقارب و رجال مماثل وجود ندارند دستور داده‌اند که ابتداء نصاری خودشان را بشویند، و بعد میّت مسلمان را غسل دهند.

خوب در اینجا اگر بگوییم که نصرانی نجاست کفریّه دارد شستن خودش، کار را بدتر می‌کند. عبارت فقد اضطرّ نباید ما را به گمراهی بیندازند که این حکم مال اضطرار است و نمی‌تواند دالّ بر طهارت کافر کتابی باشد، چرا که اضطرار اصل جواز تغسیل را برای کافر کتابیّ صاف می‌کند و اضطرار نجاست را که پاک نمی‌کند.

 

بررسی روایات طائفه هفتم؛ روایت عمرو بن خالد

و روی عمرو بن خالد، عن زید بن علی، عن آبائه، عن علی علیه السلام، قال: «أتی رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله نفر فقالوا: إنّ امرأة توفت معنا و لیس معها ذو محرم؟ فقال: کیف صنعتم؟ فقالوا: صببنا علیها الماء صبا فقال: أما وجدتم امرأة من أهل الکتاب تغسلها؟ فقالوا: لا، قال: أ فلا یمّمتموها؟»

از این روایت معلوم می‌شود که غسل یهودیه بر تیمم هم مقدم است.

 

طائفه هشتم؛ روایات دالّ بر جواز ارضاع یهودیه

طائفه هشتم روایاتی هستند که دالّ بر جواز ارضاع یهودیه و نصرانیه هستند که این طائفه نیز ظاهر در طهارت اهل کتاب است.

 

بررسی روایات طائفه هشتم؛ روایت عمرو بن خالد

حُمَیدُ بْنُ زِیادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ غَیرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع هَلْ یصْلُحُ لِلرَّجُلِ أَنْ تُرْضِعَ لَهُ- الْیهُودِیةُ وَ النَّصْرَانِیةُ وَ الْمُشْرِکةُ قَالَ لَا بَأْسَ وَ قَالَ امْنَعُوهُنَّ مِنْ شُرْبِ الْخَمْرِ.

ذیل این روایت دلالت این روایت بر طهارت کافر کتابی را واضح کرده است، چون ارضاع که جایز است و مخاطب را بر حذر می‌دارد از مرضعه شارب خمر، که مبادا نجاست خمر به او سرایت کند و الا اگر کفر هم باعث سرایت بود قطعاً از آن هم برحذر می‌داشت و منع می‌کرد.

اشکال روایت این است که در این روایت مشرکه هم آمده است که ما یقین داریم که مشرکه قطعاً نجس است.

 

بررسی روایات طائفه هشتم؛ روایت سعید بن یسار

أَبُو عَلِی الْأَشْعَرِی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ سَعِیدِ بْنِ یسَارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا تَسْتَرْضِعُوا لِلصَّبِی الْمَجُوسِیةَ وَ اسْتَرْضِعْ لَهُ الْیهُودِیةَ وَ النَّصْرَانِیةَ وَ لَا یشْرَبْنَ الْخَمْرَ وَ یمْنَعْنَ مِنْ ذَلِک.

در اینجا نیز استدلال همان روایات فوق است. ضمن اینکه تفصیل مجوسیه با یهودیه و نصرانیه دال بر این است که فرقی بین این دو است و این فرق با عبارت لایشربن الخمر واضح است، به این معنا که مجوسیه اگر نجاستی دارد مال خودش است ولی یهودیه و نصرانیه اگر نجاستی دارند مربوط به شرب خمر است.

 

بررسی روایات طائفه هشتم؛ صحیحه محمد بن مسلم

عَلِی بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِیزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: لَبَنُ الْیهُودِیةِ وَ النَّصْرَانِیةِ وَ الْمَجُوسِیةِ أَحَبُّ إِلَی مِنْ لَبَنِ وَلَدِ الزِّنَا وَ کانَ لَا یرَی بَأْساً بِلَبَنِ وَلَدِ الزِّنَا إِذَا جَعَلَ مَوْلَی الْجَارِیةِ الَّذِی فَجَرَ بِالْجَارِیةِ فِی حِلٍّ.

ولد الزنا که طاهر است، با این حال در این روایت آمده است که لبن اهل کتاب نزد من بهتر از لبن ولدالزنا است.

 

بررسی روایات طائفه هشتم؛ صحیحه علی بن جعفر

وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ الْمُسْلِمِ هَلْ یصْلُحُ لَهُ أَنْ یسْتَرْضِعَ لِوَلَدِهِ الْیهُودِیةَ وَ النَّصْرَانِیةَ وَ هُنَّ یشْرَبْنَ الْخَمْرَ قَالَ امْنَعُوهُنَّ مِنْ شُرْبِ الْخَمْرِ مَا أَرْضَعُوا لَکمْ

در این روایت نیز ارضاع را جایز می‌داند ولی می‌گوید مادامی که ارضاع می‌کند شرب خمر نکند.

پس نهی در این روایات یا نهی تنزیهی بود یا نهی به خاطر عروض نجاست عارضی بوده است.

 

جمع‌بندی بحث

علی ایّ حال مجموع طوائف به جز طائفه اول و دوم و طائفه سوم که دالّ بر نجاست کتابِیّ بودند، بقیّه طوائف دلالت بر طهارت کتابی دارند.

به جز این طوائف روایت دیگری وجود دارد که نهی می‌کند از اغتسال در حمام، در جایی که کتابیّ، اغتسال کرده باش، مگر اینکه مکان اغتسال او قبل از اغتسال مسلم، غسل شود.

مقتضای قاعده جمع مع قطع نظر از آراء عامّه این است که روایات دالّ بر نجاست را حمل کنیم بر محاملی که به آن‌ها اشاره کردیم (به جز صحیحه علی بن جعفر که وارد شده است در حمّام) و بر فرض تعارض صحیحه مذکور با نصوص دیگر ممکن است نصوص را حمل بر تقیّه کنیم چون فرض ما این است که عامّه قائل به طهارت اهل کتاب هستند.

وجه حمل دیگر این بود که بر فرض که فقهاء خاصّه در این مسئله قائل به نجاست کتابی شده باشند، در مقام تعارض، نصوص دالّ بر طهارت را حمل بر تقیّه کنیم./422/ آ

تهیه و تنظیم : محرم آتش افروز

 

 

 

 

 


کد خبرنگار : 53


ارسال به:         whatsapp telegram  

ارسال نظر




chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.