کد خبر : 9319
جمعه 13 مهر 1397 - 11:53

معرفی کتاب؛

بیانات امام سجاد؛ تجلی گاه مبارزه سیاسی/ هدف نهایی امام سجاد ایجاد حکومت اسلامی است

وسائل- با تدبر در زندگی امام سجاد به این نتیجه می رسیم که امام سجاد برای رسیدن به هدف مقدس که تشکیل حکومت اسلامی است، تمام کوشش خود را بکار برده و از پخته ترین و کارآمدترین فعالیت ها بهره گرفته است و قافله اسلامی را که پس از واقعه عاشورا در کمال پراکندگی و آشفتگی بود، تا اندازه چشم گیری پیش برده است.

بیانات امام سجاد؛ تجلی گاه مبارزه سیاسی/ هدف نهایی امام سجاد ایجاد حکومت اسلامی است

به گزارش خبرنگار وسائل، به مناسب ایام شهادت امام سجاد(علیه السلام) گزارشی کوتاه از زندگی سیاسی مبارزاتی آن حضرت، برگرفته از فرمایشات رهبر معظم انقلاب تقدیم می شود.

درباره امام سجاد(علیه السلام) سخن گفتن و سیره نوشتن کار دشواری است زیرا زمینه معرفت و آشنایی مردم با این امام بزرگوار(ع) بسیار زمینه نامساعدی دارد. در ذهن اغلبِ سیره نویسان و تحلیلگران اینطور وارد شده است که این بزرگوار در گوشه ای نشسته و به عبادت مشغول بود و کاری به سیاست نداشت. بعضی از مورخان و سیره نویسان این مسئله را با صراحت بیان کرده اند و آنهایی که با صراحت اینچنین نگفته اند، برداشتشان از زندگی امام سجاد(ع) چیزی جز این نیست و این معنی را در القابی که به امام(ع) داده می شود و تعبیراتی که از ایشان می شود به خوبی می توان فهمید:

برخی از مردم لقبِ «بیمار » به این بزرگوار می دهند در حالیکه بیماریِ ایشان همان چند روزِ واقعه عاشورا بود و ادامه پیدا نکرد و هر کسی در مدت عمرش چند روزی بیمار می شود، گرچه بیماری امام(ع) برای مصلحتی خدایی بود که این بزرگوار وظیفه دفاع و جهاد در راه خدا را آن روز نداشته باشد که در آینده بتواند بار سنگین امانت و امامت را بر دوش بکشد و سی و پنج یا سی و چهار سال پس از پدر زنده بماند و دشوارترین دوران امامت شیعه را بگذراند.

شما وقتی سرگذشت زندگی امام سجاد(ع) را بنگرید حوادث متنوع و جالب توجه زیاد خواهید دید، همانند دیگر امامان ما، لیکن اگر همه اینها را گرد هم آورید به سیره امام سجاد(ع) دست نخواهید یافت. سیره هر کسی به معنای واقعیِ کلمه، آنگاه روشن می شود که ما جهت گیری کلی آن شخص را بدانیم و سپس به حوادث جزئی زندگی او بپردازیم. اگر آن جهت گیری کلی دانسته شد، آن حوادث جزئی هم معنی پیدا می کند؛ اما اگر چنانچه آن جهت گیری کلی دانسته نشد یا غلط دانسته شد، آن حوادث جزئی هم بی معنی یا دارای معنی نادرستی خواهد شد، و این مخصوص امام سجاد(ع) یا سایر امامان(ع) نیست بلکه این اصل در مورد زندگی همه صدق می کند

نخستین بحث ما دربارة جهت گیری کلی امام سجاد(ع) در زندگی است، و این را با قراینی از کلمات و زندگی خود آن حضرت، و نیز با برداشت کلی از زندگی ائمه علیهم السلام یاد می کنم و توضیح می دهم.

به نظر ما پس از صلح امام حسن علیه السلام که در سال چهل اتفاق افتاد، اهل بیت پیامبر به این قانع نشدند که در خانه نشسته و تنها احکام الهی را آنچنان که می فهمند بیان کنند، بلکه از همان آغاز صلح، برنامة همة امامان این بود که مقدمات را فراهم کنند تا حکومت اسلامی به شیوه ای که مورد نظرشان بود، بر سر کار آورند، و این را به روشنی در زندگی و سخنان امام مجتبی(ع) می بینیم.

...کار امام حسن(ع) کار بنیانی و بسیار عمیق و زیربنایی بود. ده سال امام حسن(ع) با همان چگونگی ها زندگی کردند. در این مدت افرادی را دور خود جمع کرده و پرورش دادند. عده ای در گوشه و کنار با شهادت خودشان، با سخنان مخالفت آمیز خودشان با دستگاه معاویه مخالفت کرده و در نتیجه آنها را تضعیف نمودند.

پس از آن نوبت به امام حسین(ع) رسید. آن بزرگوار نیز همان شیوه را در مدینه و مکه و جاهای دیگر دنبال کردند، تا اینکه معاویه از دنیا رفت و حادثة کربلا پیش آمد. گرچه حادثة کربلا قیامی بسیار مفید و بارورکننده برای آیندة اسلام بود، اما به هرحال آن هدفی را که امام حسن و امام حسین دنبال می کردند به تأخیر انداخت، برای اینکه مردم را مرعوب کرده، یاران نزدیک امام حسن و امام حسین را به دم تیر برده و دشمن را مسلط نمود و این جریان به طور طبیعی پیش می آمد.

اگر قیام امام حسین(ع) به این شکل نبود، حدس بر این است که پس از او و در آینده ای نزدیک امکان حرکتی که حکومت را به شیعه بسپارد وجود داشت. البته این سخن بدین معنا نیست که قیام امام حسین علیه السلام باید انجام نمی گرفت بلکه شرایطی که در قیام امام حسین بود، شرایطی بود که ناگزیر باید آن قیام در آن هنگام انجام می گرفت و در این هیچ شکی نیست. لکن اگر آن شرایط نبود و اگر امام حسین در آن جریان شهید نمی شد احتمال زیادی بود که آیندة مورد نظر امام حسن علیه السلام به زودی انجام گیرد.

... ائمه(ع) دنبال این خط و این هدف بودند و همواره برای تشکیل حکومت اسلامی تلاش می کردند. وقتی امام حسین(ع) در ماجرای کربلا به شهادت رسیدند و امام سجاد با آن وضعِ بیماری به اسارت در آمدند، درحقیقت مسئولیت امام سجاد(ع) از آن لحظه آغاز شد. اگر تا آن تاریخ قرار بر این بود که امام حسن و امام حسین آن آینده را تأمین کنند، از آن وقت قرار بر این شد که امام سجاد قیام به امر کند، و سپس امامان پس از آن بزرگوار.

بنابراین در کلِ زندگی امام سجاد، ما باید در جست وجوی این هدف کلی و خط مشی اصلی باشیم و بی تردید بدانیم که امام سجاد(ع) درصدد تحققِ همان آرمانی بودند که امام حسن و امام حسین آن را دنبال می کردند.

امام سجاد(ع) در عاشورای سال شصت و یک هجری به امامت رسیدند و در سال نود و چهار مسموم و شهید شدند. در تمام این مدت آن بزرگوار همان هدف را دنبال کردند. اکنون با این بینش جزئیات کار امام سجاد(ع) را پیگیری کنید که چه مراحلی را پیمودند و چه تاکتیک هایی را به کار بردند و چه موفقیت هایی را به دست آوردند. تمام جملاتی که آن حضرت بیان کردند و حرکاتی که داشتند و دعاهایی که خواندند و مناجاتها و راز و نیازهایی که به صورت صحیفة سجادیه درآمده است، تمام اینها را با توجه به آن خطّ کلی باید تفسیر کرد، و همچنین موضع گیری های امام در طول مدت امامت:

1-  موضع گیری در برابر عُبیدالله بن زیاد و یزید که بسیار شجاعانه و فداکارانه بود.

2- موضع گیری درمقابل مسرف بن عقبه، کسی که در سال سومِ حکومتِ یزید و به امر او، مدینه را ویران کرد و اموال مردم را غارت نمود. در اینجا موضعگیری امام بسیار نرم و ملایم بود.

3- حرکت امام در رویارویی با عبدالملک بن مروان، قوی ترین و هوشمندترینِ خلفای بنی امیه، که گاهی تند و گاهی ملایم بود.

4- برخورد با عمربن عبدالعزیز.

5- برخوردهای امام با اصحاب و یاران، و توصیه هایی که به دوستانشان داشتند.

6- برخورد با علمای درباری و وابسته به دستگاه های ستمگر حاکم.

تمام این برخوردها و حرکتها را باید با دقت بررسی کرد. با توجه به این خطّ کلی، تمام جزئیات و حوادث معناهای بسیار رسا و شیوایی پیدا می کنند. و اگر چنانچه با این توجه، وارد زندگی امام سجاد بشویم، آن بزرگوار را انسانی می یابیم که در راه این هدف مقدس که عبارت است از تحقق بخشیدن به حکومت خدا در زمین، و عینیت بخشیدن به اسلام، تمام کوشش خود را به کار برده و از پخته ترین و کارآمدترین فعالیت ها بهره گرفته است، و قافلة اسلامی را که پس از واقعة عاشورا در کمال پراکندگی و آشفتگی بود، تا اندازة چشمگیری پیش برده است و دو مأموریت بزرگ و مسئولیت اصلی را که به آن اشاره خواهیم کرد که امامان ما هر دو را باهم به عهده داشتند، جامة عمل پوشانده است و سیاست و شجاعت و دقت و ظرافت در کارها را رعایت کرده است، و چون همة پیامبران و مردان موفق تاریخ، پس از سی وپنج سال مبارزة خستگی ناپذیر و به انجام رساندن بار رسالت، سرافراز و سربلند از دنیا رفته است و پس از خود، مأموریت را به امام بعد، یعنی امام باقر(ع) سپرده است.

واگذاری امامت و مأموریت عظیم تشکیل حکومت خدا در زمین به امام باقر(ع) به صورت روشنی در روایات آمده است. در روایتی داریم که امام سجاد(ع) فرزندانشان را جمع کردند، سپس اشاره کردند به محمدبن علی یعنی امام باقر(ع) و فرمودند: این صندوق امانتی است به دست تو، هنگامی که صندوق را گشودند، در آن قرآن و کتاب بود.

من تصورم این است که آن سلاح رمز فرماندهی انقلابی است و آن کتاب رمز تفکر ایدئولوژی اسلامی است، و امام(ع) آن را به امام پس از خودش سپرده است، و با خیال راحت و وجدان آرام و با سرفرازی بسیار در پیشگاه خدای متعال و نزد انسانهای آگاه، دنیا را وداع گفته و از دنیا رخت بربسته است. این بود ترسیم کلی زندگی امام سجاد(ع).

اهداف امام

اینک زمینة کار امام سجاد روشن شد. حاال امام میخواهد در این زمینه و این وضعیت، کار خود را آغاز کند. اینجا به هدف و روشی که ائمه در پیش گرفته‎اند مختصر اشاره ای می کنم سپس به جزئیات زندگی آن حضرت با این روش می پردازیم. بدون شک هدف نهایی حضرت سجاد ایجاد حکومت اسلامی است و همانگونه که در آن روایت امام صادق(ع) آمده است خدای متعال سال هفتاد را برای حکومت اسلامی در نظر گرفته بود و چون در سال شصت حضرت حسین بن علی به شهادت رسید، به سال صد و چهل و هفت، صد و چهل و هشت به تأخیر افتاد، این کاملا حاکی از این است که هدف نهایی امام سجاد و سایر ائمه ایجاد یک حکومت اسلامی است. اما حکومت اسلامی در آن شرایط چگونه به وجود می آید؟ این به چند چیز نیازمند است:

 1ـ باید اندیشة درست اسلامی که ائمه(ع) حامل واقعی آن هستند و همین اندیشه است که باید مبنای حکومت اسلامی قرار بگیرد، تدوین و تدریس و منتشر شود. بزرگترین نقش امام سجاد(ع) این است که تفکر اصیل اسلامی یعنی توحید، نبوت، مقام معنوی انسان، ارتباط انسان با خدا و بقیة چیزها را تدوین کرده است و مهمترین نقش صحیفة سجادیهِ همین بود. شما صحیفة سجادیه را در نظر بگیرید سپس اوضاع فکری اسلامی مردم آن دوران را هم در نظر بگیرید، خواهید دید اینها چقدر با هم فاصله دارد. در همان وقتی که همة مردم دنیای اسلام در جهت مادیگری و به سوی حرکات و انگیزه های مادی سیر می کردند و از شخص خلیفه ‌ـ‌ که عبدالملک مروان است ـ‌ تا علمای اطرافی او ‌ـ‌ از جمله محمدبن شهاب زهری که بعداً از این علماء درباری اسمی خواهم آورد ـ همه فکر خودخواهی و دنیاخواهی را تعقیب می کنند.

2ـ آشنا کردن مردم نسبت به حقانیت آن کسانی که حکومت باید به دست آنها تشکیل شود. بنابراین یکی از اهداف و حرکتهای مهم دیگر امام سجاد این است که می بایست مردم را نسبت به حقانیت اهل بیت و اینکه مقام ولایت و امامت و حکومت حق اینها است و اینان خلیفة واقعی پیامبر هستند، روشن سازند و مردم نیز میبایست به این مسئله آشنا شوند. و این مطلب ضمن اینکه جزو ایدئولوژی و تفکر اسلامی است، درعین ِ حال ماهیت سیاسی دارد، یعنی یک حرکت سیاسی است بر ضد دستگاه حاکم.

3ـ امام سجاد(ع) باید تشکیلاتی به وجود می آورد که آن تشکیلات بتواند محور اصلی حرکت ِهای سیاسی آینده باشد.

 نتیجه اینکه امام سجاد(ع) سه کار اصلی دارد:

 اول: تدوین اندیشة اسلامی به صورت درست و طبق ما أنزل الله، پس از آنکه مدت هایی بر تحریف یا فراموشی این اندیشه گذشته است.

 دوم: اثبات حقانیت اهل بیت و استحقاق آنها نسبت به خلافت و ولایت و امامت.

 سوم: ایجاد تشکیلات منسجم برای پیروان آل محمد(ص) یعنی پیروان تشیع./229/ف

 


کد خبرنگار : 38


ارسال به:         whatsapp telegram  

ارسال نظر




chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.