کد خبر : 9269
یکشنبه 25 شهريور 1397 - 19:37

سلسله نشست های چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی

نشست تخصصی | انقلاب اسلامی و توسعه اقتصاد

وسائل ـ ایران توانست در کمترین زمان بزرگترین نیازهای اقتصادی را در زمان انقلاب رفع بکند و حجم وابستگی به کشورهای خارجی را به شدت کاهش دهد و اقتصاد تک محصولی را بازسازی کند و بار اقتصاد را از روی دوش نفت بردارد. عامل اصلی این پیشرفت و توسعه نیروی انسانی داخلی است.

نشست تخصصی | انقلاب اسلامی و توسعه اقتصاد

به گزارش خبرنگار وسائل؛ نهمین نشست از سلسله نشست های چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی به همت مرکز همکاری های علمی و بین الملل پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی صبح روز شنبه هفدهم شهریورماه با موضوع «انقلاب اسلامی و توسعه اقتصاد» و با ارائه بحث توسط حجت‌الاسلام والمسلمین استاد حسن آقانظری رئیس پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و عضو جامعه مدرسین حوزه در محل این پژوهشگاه برگزار گردید. وسائل تاکنون چند نشست از این سلسله نشستها را تقدیم مخاطبین خود کرده است. در ادامه نیز گزارش علمی این نشست تقدیم می گردد.

در ابتدا دبیر علمی جلسه، حجت الاسلام جلال عراقی مدیر اداره همکاری های علمی این مرکز بیان داشت: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی به مناسبت چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی برنامه‌های متعددی را در دستور کار خود قرار داده است از جمله آن برنامه ها، سلسله نشست‌های علمی مربوط به توسعه معرفتی و پیشرفت علوم اسلامی و انسانی بعد از انقلاب در حوزه و دانشگاه است. امروز به عنوان نهمین نشست علمی از مجموعه این سلسله نشست‌ها با عنوان انقلاب اسلامی و توسعه اقتصاد در خدمت حضار محترم هستیم.رویکرد ما در برگزاری این نشست‌ها تبیینی است و هدف بررسی دستاوردهای انقلاب اسلامی در حوزه اقتصاد است.

حجت الاسلام آقانظری:

مقایسه اقتصاد قبل و بعد از انقلاب

اقتصاد قبل از انقلاب، اقتصادی مبتنی بر کشاورزی سنتی

سوال اساسی این است که انقلاب اسلامی که تاکنون چهل سال از پیروزی آن گذشته است، در مقایسه با ماقبل که حاکمیت خاندان پهلوی بوده؛ به لحاظ اقتصادی چه اتفاقاتی توسعه ای را طی کرده است؛ با توجه به اینکه بحث بسیار کلی است و زمان محدود، برای پیشبرد بحث به صورت علمی باید اینگونه آغاز کرد که اقتصاد ایران در سالهای قبل از پنجاه، اقتصاد کشاورزی بوده، یعنی محور اقتصاد در ایران فعالیت های کشاورزی بوده و محصول صنعتی نداشتیم. تازه از سال 45 کارخانه های صنعتی شروع به کار کردند. اجمالا اقتصاد ایران، اقتصاد کشاورزی بر پایه روشهای سنتی بوده است. در بحث کشاورزی، در سال 1339 در کشور، پانزده جلد آمار کشاورزی تدوین شده است که 14 جلد آن مربوط به 14 استان بوده است و جلد 15 مربوط به کل کشور بوده است. یعنی اگر بخواهیم به لحاظ علمی وضعیت کشاورزی قبل از پیروزی انقلاب در سطح مراکز علمی ارائه دهیم بهترین سند این مجموعه 15 جلدی است. این مجموعه، امروز برای ما بسیار ارزشمند است، چرا که در هر مرکز علمی که بخواهیم بحث اقتصاد کشاورزی قبل از انقلاب را بررسی کنیم، از این سند علمی تر نداریم. بخشی از بحث امروز بنده نیز مربوط به استفاده از این مجموعه آماری است.

انقلاب سفید چند اصل داشت، یعنی در سال 40 و 41 که مبدأ نهضت امام بود. یک اصل مربوط به اصلاحات ارضی بود، وضعیت کشاورزی ایران در آن زمان اینگونه بود که در روستاها، غالبا افرادی بودند که مالک زمین های کشاورزی و مالک آب بودند و کشاورزان به صورت رعیت و دهقانان مالک این زمین ها یا اربابان، بر اساس سهم تعریف شده ای کار می کردند. شاه آمد این شعار را مطرح کرد که زمین باید در مالکیت کسی باشد که بر روی آن کار می کند. اصلاحات ارضی اتفاق افتاد و مالکیت زمین ها به کشاورزان واگذار شد و اربابان خلع ید شدند و سند دریافت کردند. این اتفاق در سطح وسیع و در کوتاه ترین مدت اتفاق افتاد. بر اساس آمار 1339، می گوید اگر این زمین ها واگذار نمی کردند و دهقانان روی زمین کار می کردند و اربابان به عنوان مالکان زمین درصدی بر می داشتند، و اصلاحات ارضی اتفاق نمی افتاد، 26 درصد محصول کشاورزی در اختیار دهقانان قرار می گرفت. از جهت توزیع زمین، قبلا در سطح کشاورزان بسیار محدود بود و تعداد کمی روستائیان زمین داشتند و عمدتا رعیت ارباب بودند.

با اصلاحات ارضی، توزیع زمین در سطح وسیع اتفاق افتاد. اما در جهت درآمد دهقان بسیار ناچیز بود. بنابراین از جهت کشاورزی باید دو سوال پاسخ دهیم. توزیع زمین و آب بیشتر شد؟ پاسخ مثبت است. سوال دوم اینکه آیا درآمد رعیت که الان خودش خرده مالک شده، بیشتر شده؟ پاسخ منفی است؛ چون کل محصولی را که نداشت، 26 درصد سهیم بود؛ اما همزمان با این اصلاحات ارضی، شاه سیاستش این بود که کارخانه وارد ایران کرد. شعار شاه این بود که کارخانه اصلی وارد می کنیم و بعد کارخانه ای که مواد مصرفی تولید می کنند، در ایران تولید می کنیم. کارخانه دار بودن غیر از صنعتی شدن است. زمانی جامعه صنعتی می شود که بتوانیم قطعات مهم کارخانه و همچنین مواد آن را بتوانیم خودمان تولید کنیم، در این صورت است که می گوییم جامعه وارد فرایند صنعتی شدن شده است، اما اگر این اتفاق نیفتد، این کارخانه وابسته است، تعبیر این است که جامعه کارخانه ای شده است نه اینکه صنعتی شده باشد. چون صنعتی شدن جامعه، فرایند، شواهد و دلائل خاص خودش را دارد. کم کم بخش خصوصی و دولتی بعد از ورود اولین کارخانه که تولید پیکان بود، شروع به وارد کردن کارخانه کردند. در کنار کارخانه وارد کردن، و واگذار شدن زمین به کشاورزان، درآمد کشاورزی کفاف نمی داد، بنابراین مهاجرت کشاورز به سمت شهرها شروع شد و اوج این مهاجرتها از وقتی چشمگیر شد که کارخانه ها وارد شدند و احتیاج به نیروی ساده کار داشت.

وجود شهرهای بزرگ به عنوان موانع توسعه

 در همین رابطه می توان به یکی از مشکلات فعلی اقتصاد اشاره کرد. یکی از مشکلات و موانع توسعه اقتصاد فعلی ایران وجود 13 میلیون جمعیت در تهران است و علت این مشکل همان نظام اقتصادی کارخانه ای است که در آن زمان اطراف تهران و کرج به طور مرتب کارخانه تاسیس شد و به تبع آن مهاجرت به سمت این شهر افزایش یافت. بنابراین یکی از موانع بزرگ فرایند توسعه، وجود شهرهایی است که جمعیت زیاد دارند، اما در تولید ثروت ملی کمترین سهم و در عین حال بالاترین توقع را دارند. پس یکی از مشکلات جدی اجتماعی ما به خاطر تراکم جمعیتی است که یکنواخت نیستند.

اصلاحات ارضی انجام شد که تحولی در بخش کشاورزی باشد. اما مهم ترین نیاز جامعه که مواد غذایی می باشد نیز وارد می شد. بیشترین کشت و کار، گندم و برنج است اما به خودکفایی نرسید و در حالیکه جمعیت 33 میلیون نفر است و تمام مواد غذایی وابسته به خارج است. تخم مرغ از اسرائیل می آمد. بنابراین قبل از انقلاب اسلامی ما بیشتر مواد غذایی را وارد می‌کردیم در حالیکه امروزه به برکت انقلاب اسلامی در زمینه مواد غذایی تقریبا به خودکفایی رسیدیم. نه تنها مواد غذایی بلکه مایحتاج دارویی، پوششی و ... را وارد می کردیم و وابسته به کشورهای خارجی بودیم. در خدمات پزشکی اینگونه بود که فارغ التحصیلان هند و پاکستان را در سطح وسیع به کار می گرفتیم. بنابراین می توان گفت اگر وضعیت سنتی کشاورزی ایران حساب شده هدایت می شد برای 33 میلیون نفر جمعیت ایران توان تولید مواد غذایی را داشت، با اینکه سنتی است؛ اما این اصلاحات به گونه ای وضعیت کشاورزی را بهم ریخت که ایران از جهت مواد غذایی سخت به خارج وابسته شد و فقط نفت می فروشد و از پول آن وارد می کند. و اقتصاد تک پایه ای به نام درآمد نفتی شکل می گیرد.

ما در دهه 58 تا 67 ، حدود 6 میلیارد دلار درآمد صادراتی غیر نفتی داشتیم که مربوط به فرش، میوه، سبزیجات، پوست، روده و خاویار است. این سالها، سالهایی است که وارد جنگ شدیم و فرصت نشد که اقتصاد ایران تحولی به خودش بگیرد و نیروی انسانی و  عوامل دیگر برای مسیر جنگ به کار گرفته شد. بنابراین این آمار نشان می دهد که صادرات بسیار ناچیز و در طول سال زیر 2 میلیارد است. بنابراین اقتصاد توسعه یافته نبود چون اقتصاد توسعه یافته یعنی توانمندی و قدرت صادرات در جهان.

بنابراین به عنوان جمع بندی می توان گفت: محور اقتصاد ایران در زمان قبل از انقلاب بیشتر بر پایه فعالیت های کشاورزی آنهم به روش های سنتی بوده است. و در برهه ای با شعار عدالت اجتماعی اقدام به اجرای اصلاحات اراضی کردند که در نهایت منجر به گسست نظام اقتصادی ایران شد. پس از آن حکومت ایران با هدف تاسیس نظام اقتصادی صنعتی ، عملا به نظام اقتصاد کارخانه ای رسید.

توسعه نیروی انسانی بعد از انقلاب

اما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی که باید از 67 به بعد را حساب کنیم، چون همانگونه که عرض کردم به دلیل جنگ تا 67 فرصتی فراهم نشد تا مسئولان تحولی در حوزه اقتصاد ایجاد کنند. 4 استان ما اشغال بود و استان خوزستان تأثیرش در اقتصاد بسیار مهم است. تکیه بنده از 67 به بعد است که برای نظام و نیروهای انقلاب فرصت فراهم شد وارد کار شوند. در زمان طاغوت دانشجویان ما بسیار محدود بودند که فارغ التحصیلان پزشکی نمی توانستند جوابگوی جامعه باشند و مجبور بودیم پزشک وارد کنیم. در حالیکه ورودی های دانشگاه آزاد و دولتی اکنون بیش از هفتصد هزار نفر است. بنابراین از جهت نیروی انسانی قابل قیاس نیست. توسعه منابع انسانی و فراگیر شدن تحصیلات دانشگاهی باعث شد علاوه بر توسعه کمی به نسبت به قبل از انقلاب، توسعه کیفی نیز داشته باشیم؛ به گونه ای که در تمامی صنایع پیشرفت کردیم از جمله صنایع نظامی و هسته ای. ما قبل از انقلاب فقط تفنگ ژ3 داشتیم که آنهم برای آمریکا بود.

بنابراین کشور ایران قبل از انقلاب اسلامی با محدودیت نیروی انسانی متخصص و متعهد مواجه بود و در آن زمان افرادی که در ادارات مدرک لیسانس داشتند اندک بودند، و عموما دیپلمه بودند که بازنشستگان امروز هستند. اما امروزه در کشور این مشکل رفع شده و قدرت و توان علمی نیروی انسانی نظام در ایران توانسته است این مشکلات اقتصادی را به سامان برساند.

آن چیزی که اساس توسعه است اکنون شکل گرفته و در آینده حرف برای گفتن دارد این نیست که نفت ما را خارج می خرد یا خیر، بلکه نیروی انسانی است که نفت خام را به پتروشیمی تبدیل می کند. این نیروی انسانی در زمان های آینده، کاری خواهد کرد که نیاز نباشد یک قطره نفت خام بفروشیم، بلکه آن را به کالاهای متعدد تبدیل می کند، تا از فروش آن سود کنیم.

در نتیجه می توان گفت ایران توانست در کمترین زمان بزرگترین نیازهای اقتصادی را در زمان انقلاب رفع بکند و حجم وابستگی به کشورهای خارجی را به شدت کاهش دهد و اقتصاد تک محصولی را بازسازی کند و بار اقتصاد را از روی دوش نفت بردارد. عامل اصلی این پیشرفت و توسعه نیروی انسانی داخلی است.

به عنوان نکته پایانی می توان گفت ترامپ رئیس جمهور امریکا که گفته بود در 13 آبان ماه 1397 فروش نفت ایران را به صفر می رساند و ایران را بار دیگر به شکل جدی تحریم خواهد کرد؛ باید بداند که ما ایرانیان همه بی صبرانه منتظریم آن روز فرا برسد تا همه سیاستمداران و تمام مردم در سراسر دنیا ببینند که تمام سخنان وی بی اساس بوده است.

در ادامه، جلسه با طرح سوالات حضار و پاسخ اساتید به پایان رسید.

تهیه و تنظیم: سیدحسین میرخلیلی

120/د


کد خبرنگار : 42


ارسال به:         whatsapp telegram  

ارسال نظر




chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.