کد خبر : 9263
یکشنبه 25 شهريور 1397 - 10:53

تحلیل مبانی اصول قانون اساسی، آیت الله کعبی/ اصل پانزدهم(بخش پایانی)

مبانی فقهی انتخاب زبان فارسی به عنوان خط و زبان رسمی کشور

وسائل ـ آیا حکومت اسلامی می‌تواند زبانی غیر از زبان قرآن و روایات معصومین (علیهم السلام) را زبان رسمی خود معرفی نماید؟ این انتخاب قانونگذاران اساسی کشورمان بر مبنای ادله فقهی صورت گرفته است؟

مبانی فقهی انتخاب زبان فارسی به عنوان خط و زبان رسمی کشور

به گزارش وسائل، یکی از مهمترین نکاتی که پس از رسمیت بخشیدن به زبان فارسی در نظام جمهوری اسلامی ایران ممکن است در ذهن بعضی در قالب یک تناقض ایجاد شود، انتخاب زبانی غیر از زبان رسمی اسلام، توسط حکومتی است که بر پایه اسلام بنا شده و حکومت اسلامی محسوب می‌شود.

به عبارت دیگر این سوال پیش می‌آید که آیا حکومت اسلامی می‌تواند زبانی غیر از زبان قرآن و روایات معصومین (علیهم السلام) را زبان رسمی خود معرفی نماید؟ این انتخاب قانونگذاران اساسی کشورمآن بر مبنای ادله فقهی صورت گرفته است؟ و چنانچه این گونه است ادله فقهی انتخاب زبان رسمی در جامعه چیست؟ زبان و خط یکی از آداب و رسوم هر ملتی به حساب می‌آید و از اشتراکات مردم یک جامعه محسوب می‌شود.

بررسی دستورات شارع مقدس گواه این است که اسلام همه آداب و رسوم ملت‌ها را نفی نمی‌کند، بلکه اساساً آنها را به رسمیت می شناسد و حتی از بر هم زدن سنت‌های صالح جامعه ـ که منافاتی با ارزش‌های الهی ندارند ـ بر حذر می‌دارد، چراکه اسلام در پی تبلیغ اهداف و ارزش‌های والا و اعمال صالح ـ و در یک کلام، دین ـ از نگاه شارع مقدس است، اما در پی نفی آداب و رسوم و سنتهای صالح در میان مردم و مصادره فرهنگ نیست تا زبان و خط و سنت خاص خویش را بر مردم تحمیل نماید.

دین اسلام نه تنها در پی به آنحصار درآوردن شکل و شمایل همه اقدامات و نوع گویش و پوشش و رفتارهای همه مردم نیست، بلکه بر خلاف آن چه بعضی می اندیشند، قرآن کریم اختلاف در زبان‌ها را در کنار آفرینش آسمان‌ها و زمین از آیات الهی می‌داند که برای دآنشمندآن در آنها نشانه‌هایی نهفته است.

دلیلی بر ممنوعیت شرعی به رسمیت شناختن زبانی غیر عربی وجود ندارد

پس در منابع فقهی هیچ دلیل شرعی بر ممنوعیت ملت‌ها در انتخاب زبانی غیر از زبان عربی به عنوان زبان و خط رسمی وجود ندارد. موضوع ارتباط میان زبان فارسی و زبان عربی، در بخش آینده که به تحلیل مبانی اصل شانزدهم اختصاص دارد، مورد بحث و بررسی دقیق تری قرار می‌گیرد.

اما به صورت گذرا باید به این نکته اشاره نمود که زبان عربی تا آنجا که مربوط به قرآن، سنت پیامبر(ص)، معارف دین و مربوط به مناسک دین همچون نماز، حج یا موارد مصرحی همچون عقد ازدواج و ... می‌شود، امر لازم و واجبی به شمار می‌رود که رسمیت زبان فارسی در اسناد و مکاتبات رسمی و کتب درسی منافاتی با آنها نخواهد داشت.

چنانچه رسمیت زبان در جامعه‌ای به معنای مقابله با زبان عربی به صورت کلی و تلاش برای حذف آن باشد، این موضوع مشمول حکم دیگری خواهد شد و از نظر شرعی ممنوع خواهد بود، اما جایگاه رسمی زبان فارسی تناقضی با حیطه لازم و واجب زبان عربی ندارد و از این جهت ایرادی به رسمیت بخشیدن به زبان فارسی در قانون اساسی وارد نیست.

علاوه بر تاییدی که به صورت ضمنی در مورد اختلاف در زبان‌ها در قرآن کریم آمده است، عدم ممنوعیت انتخاب زبانی غیر از زبان عربی به عنوان زبان رسمی جامعه در منابع فقهی و عدم وارد شدن نهی ای از سوی شارع در این موضوع، خود دلیلی است بر این که این امر صحیح بوده و اشکالی بر آن وارد نیست.

از سوی دیگر جمهوری اسلامی به عنوان یک نظام سیاسی مستقل، با همه ابعاد هویتی جامعه، نیازمند زبان و خط و دیگر آداب و رسومی است که هویت اسلامی ایرانی جامعه اقتضا می‌کند و زبان و خط مشترک مردم ایران، از عوامل هویتی انسجام بخشی است که از لحاظ فقهی چون ستیز و تعارضی با زبان عربی به عنوان زبان قرآن ندارد، نمی‌توان ایرادی بر آن وارد ساخت و آن را غیر شرعی دانست.

قوانین و مقرراتی که باعث تثبیت، شناسایی و معرفی هویت یک ملت و انسجام بخشی جامعه می‌گردند، خود به خود موضوعیت پیدا می‌کنند و اهمیت آنها باعث تاییدشان می‌گردد.

در این گونه موارد الزامی به وجود ادله اثباتی فقهی نیست، بلکه به صرف نبودن ادله نفی آنها در شرع، می‌توان خلاف شرع نبودن آنها را برداشت نمود.

بررسی نسبت زبان رسمی و زبان‌های محلی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

از آنجا که در کشورهای جهان مرزها بر اساس عوامل مختلف سیاسی اجتماعی و... شکل گرفته است، لزوما مرزهای یک کشور با مرزهای قومیتی و زبانی آن همخوآنی ندارد.

از این رو کشورهای بسیاری در دنیا وجود دارند که چندین قومیت و یا زبان محلی در آنها وجود دارد و مردم کشور در هر بخشی به زبان خاص خود سخن گفته و زبان مادری آنها با یکدیگر متفاوت است.

این گونه تفاوت‌های فرهنگی در مناطق مختلف کشور، همواره از اهمیت خاصی در نگاه حاکمان کشورها برخوردار بوده است.

به همین خاطر کشورها با توجه به شرایط سیاسی اقلیمی خود، رویکردهای کاملاً متفاوتی را در قبال زبان‌های محلی در پیش گرفته‌اند.

بعضی از کشورها با توجه به چندملیتی و چند زبانه بودن مردم کشور و رواج استفاده از آن زبان‌ها، به صورت کلی چند زبان را به عنوان زبان رسمی برگزیده‌آند.

برای مثال در کانادا زبان‌های انگلیسی و فرآنسوی به عنوان زبان رسمی معرفی شده‌اند و در افغانستان زبان‌های دری و پشتو به صورت توامان زبان رسمی این کشورند.

حتی در بعضی از کشورها سه زبان نیز به عنوان زبان رسمی انتخاب شده است. برای مثال قانون اساسی کشور سوئیس زبان‌های آلمانی، فرانسوی و ایتالیایی را به عنوان زبان‌های رسمی کنفدراسیون انتخاب کرده است.

در رویکرد بعضی دیگر از کشورها که عمدتا کشورهایی را شامل می‌شود که دارای مناطق خودمختار هستند، زبانی به عنوان زبان رسمی انتخاب می‌گردد و زبان‌های مناطق خودمختار نیز به عنوان زبان رسمی در آن منطقه خاص به رسمیت شناخته می‌شود.

در عراق، عربی زبان رسمی کشور است و علاوه بر زبان عربی، زبان کردی نیز در منطقه کردنشین به عنوان زبان رسمی شناخته شده است.

در اسپانیا، اسپانیولی زبان رسمی‌دانسته شده و دیگر زبان‌های اسپانیا در جوامع خود مختار مربوط به خود و بر اساس آیین‌نامه‌های خود رسمیت یافته اند.

رویکرد سومی که در این باره در بعضی کشورها قابل مشاهده است، رسمیت بخشیدن به یک زبان رسمی و آزاد گذاشتن و حمایت از زبان‌های محلی است.

برای مثال در تاجیکستان، زبان رسمی کشور تاجیکی تعیین شده است و به همه مردمی که در این کشور زندگی می‌کنند اجازه داده شده که آزادانه از زبان مادری خویش استفاده کنند.

در قانون اساسی ایتالیا هم با این که هیچ زبانی به عنوان زبان رسمی انتخاب نشده، ولی مقرر شده است که نظام این کشور از اقلیت‌های زبانی حمایت می‌نماید.

در بعضی دیگر از کشورها نیز یا قانون اساسی توجهی به زبان رسمی نداشته است و یا این که فقط یک زبان را به این عنوان معرفی کرده و متعرض بحث زبان‌های محلی نشده است.

این عدم اشاره یا ناشی از عدم وجود زبان‌های محلی قوی در این کشورهاست و یا این که تاکید قانونگذاران اساسی کشور بر انحصار زبانی را نشان می‌دهد.

در جمهوری اسلامی ایران، تنوع فرهنگی، قومیتی و زبانی به صورت بارزی مشهود است و زبان‌های محلی مختلفی در مناطق مختلف کشور مورد استفاده قرار می‌گیرند.

اجازه قانونی استفاده از زبان‌های محلی در رسانه‌ها و تدریس آن در مدارس

در قانون اساسی همان گونه که پیش از این اشاره شد، فارسی به عنوان زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران انتخاب شده است، ولی استفاده از زبان‌های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد شمرده شده است.

یعنی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران با انتخاب یک زبان به عنوان زبان رسمی ـ همچون اکثریت کشورهای بسیط با حاکمیت متمرکز ـ رویکرد انحصاری نداشته است و جایگاه زبان‌های محلی را به عنوان عنصری از هویت مناطق مختلف فراموش نکرده و اختلاف زبان‌ها را پذیرفته و درصدد تحمیل یک زبان در همه مناطق و امحاء و نابودی زبان‌های محلی نبوده است.

البته این بدین معنا نیست که نظام اسلامی از باب مصلحت و بر اساس حکم ثانوی اقدام به شناسایی و اعطای آزادی به این زبان‌ها نموده باشد، بلکه به حکم اولیه و با توجه به همان مسائلی که درباره مبانی فقهی انتخاب زبان فارسی به جای زبان عربی گفته شد، زبان‌های محلی نیز مجاز به فعالیت خواهند بود و نباید رویکرد تحمیلی و انکاری نسبت به آنها در پیش گرفته شود.

قانونگذار اساسی بر اساس مصالح و دلایلی تشخیص داده که زبانی را به عنوان زبان رسمی برگزیند و به درستی در کنار آن، فعالیت دیگر زبان‌ها را نیز مجاز بشمرد.

سوالی که درباره این اقدام قانونگذار اساسی به ذهن می‌رسد این است که چرا در ایران، از میان زبان‌های مختلف، زبان فارسی به عنوان زبان رسمی انتخاب شده و زبان دیگری برگزیده نشده است؟ به نظر می‌رسد بایستی این انتخاب را رسمیت دادن به زبان رایج کشور دانست.

اگر چه در کشور ایران زبان‌های محلی بسیاری وجود دارد، اما هیچ کدام از آنها قابلیت انتخاب به عنوان زبان مشترک مردم را نداشته و تنها این زبان فارسی است که در غالب مناطق کشور رواج داشته و اکثریت مطلق مردم کشور، از دهها سال قبل به  این زبان تکلم کرده‌اند و یا حداقل آن را نیز بلد بوده‌آند.

بدیهی است که در چنین شرایطی انتخاب این زبان به عنوان زبان رسمی و مشترک مردم ایران و آزاد گذاشتن فعالیت زبان‌های قومی و محلی در مطبوعات و رسانه ها و مدارس انتخاب عاقلانه و صحیح قانونگذار اساسی بوده است.

جمع بندی

اصل پانزدهم قانون اساسی به عنوان اولین اصل از اصول شکلی مندرج در فصل دوم قانون اساسی، موضوع زبان و خط رسمی کشور را مطرح نموده است.

این اصل فارسی را به عنوان زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران قرار داده و بر ضرورت استفاده از این زبان در اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی تاکید نموده است.

همچنین به علت وجود زبان‌های محلی و قومی مختلف در کشورمان، استفاده از این زبان‌ها در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد گذاشته شده است.

علت انتخاب ادبیات فارسی به عنوان زبان و خط رسمی را بایستی در رواج و دامنه نفوذ آن در اکثریت مطلق کشور و سابقه تاریخی استفاده مردم ایران در استفاده از این زبان به عنوان زبان مشترک دانست؛ و به همین دلیل هیچ کدام از زبان‌های دیگر در ایران، قابلیت معرفی به عنوان زبان مشترک را ندارند.

انتخاب زبان فارسی به عنوان زبان رسمی از نظر مبانی فقهی نیز با مانعی برخورد نمی‌کند. چراکه از یک سو در قرآن کریم اختلاف زبان‌ها نه تنها به رسمیت شناخته شده بلکه از نشانه های قدرت الهی دانسته شده است و از سوی دیگر رسمیت زبان فارسی به هیچ عنوان به معنای ستیز با زبان عربی به عنوان زبان دین اسلام نیست و در جهت حذف آن قرار ندارد ـ که در آن صورت مشمول حرمت واقع می‌شد ـ چون استفاده از زبان فارسی در اسناد و مکاتبات رسمی، منافاتی با استفاده از زبان عربی در حیطه واجب آن یعنی قرآن کریم و عبادات و بعضی از عقود خاص ندارد و فراگیری زبان عربی برای استفاده در این امور در خود قانون اساسی مورد تاکید قرار گرفته است.

درباره نسبت زبان‌های رسمی و زبان محلی رویکردهای مختلفی در کشورهای دنیا وجود دارد. بعضی ـ که غالبا کشورهای غیرمتمرکز را شامل می‌شود ـ چند زبان را رسمیت بخشیده‌آند.

برخی دیگر با وجود پذیرش یک زبان رسمی، در مناطق خودمختار کشور زبان محلی آنان را نیز در آن محدوده رسمی‌دانسته‌اند و بعضی نیز ضمن رسمی اعلام نمودن یک زبان، تصمیم بر حمایت از زبان‌های محلی گرفته‌اند.

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به خاطر بسیط و متمرکز بودن نوع حاکمیت و گستره زبان فارسی در سراسر کشور، این زبان را به عنوان زبان و خط مشترک برگزیده است؛ اما به هیچ عنوان رویکرد انحصاری و تحمیلی نسبت به فرهنگ قومیت‌های ایرانی نداشته و از این رو استفاده از زبان‌های قومی و محلی در مطبوعات و تدریس آنها در مدارس در کنار زبان فارسی را آزاد گذاشته است./910/241/ح

 


منبع : پژوهشکده شورای نگهبان


ارسال به:         whatsapp telegram  

ارسال نظر




chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.