آیت الله شب زنده دار/امر به معروف
کد خبر : 9257
پنجشنبه 22 شهريور 1397 - 14:23

خارج فقه امر به معروف/ استاد شب زنده دار/ جلسه 225

بررسی انواع و مراتب امر به معروف و نهی از منکر

وسائل-مشهور فقها قائلند که بین انواع ثلاثه امر به معروف ترتب وجود دارد به این معنا که اگر شرایط برای امر به معروف قلبی فراهم بود وظیفه‌ی ما انجام آن امر به معروف و نهی از منکر قلبی است و وقتی می‌توانیم به نوع دوم که لسانی هست منتقل بشویم که آن نوع اول به جمیع اصنافه المندرجه تحته شرایط را نداشته باشد اما اگر احتمال می‌دهیم با ترش رویی کردن، بی‌اعتنایی کردن یا سر برگرداندن،‌ بدون این که حرفی به او بزنیم اگر با این کارها آن مرتدع می‌شود از آن محرمی که دارد انجام می‌دهد یا فاعل می‌شود نسبت به آن واجبی که دارد ترک می‌کند حق نداریم به او بگوییم با کلام به او چیزی بگوییم.

امنیت اسلامی/راهکارهای تامین امنیت

بررسی انواع و مراتب امر به معروف و نهی از منکر

به گزارش خبرنگار وسائل؛ آیت الله محمد مهدی شب زنده دار در کلاس درس خارج فقه امر به معروف و نهی از منکر خود در دارالتلاوه مسجد اعظم قم به تاریخ دوشنبه بیستم آذر ماه 1396 در جلسه 225 پس از پایان یافتن بررسی شروط امر به معروف و نهی از منکر اقدام به تبیین انواع و مراتب امر به معروف و نهی از منکر در لسان فقها و روایات اسلامی کرد.

تقریر درس

عضو شورای نگهبان قانون اساسی در جلسه گذشته عنوان کرد: در مواردی که عملی حرام از طرف غیر ممیز یا مجنون یا غیر بالغ سر می زند اگر آن عمل از جمله اعمال حرامی است که بدلایل خاص می دانیم خداوند به هیچ طریقی وقوع آن را جایز نمی دادن واجب است امر به معروف و نهی از منکر نسبت به آن فرد غیر بالغ برای جلوگیری از تحقق آن عمل خاص.

مشروح این جلسه را می توانید در ذیل ملاحظه بفرمایید

بسم الله الرحمن الرحیم

مقام پنجم: مراتب امر به معروف و نهی از منکر

فصل ششم راجع به این مطلب هست که شاید مشهور فقها بلکه به حسب ادعای صاحب جواهر «لم اجد فیه خلافاً» فرمودند که مستفاد از ادله‌ی شرعیه و منابع فقهی این هست که امر به معروف و نهی از منکر دارای انواعی است و هر یکی از این انواع دارای اصنافی است.

مشهور گفتند امر به معروف و نهی از منکر دارای سه نوع هست:

یک: هما بالقلب، هما یعنی الامر بالمعروف و النهی عن المنکر بالقلب، پس امر به معروف و نهی از منکر قلبی است. این یک نوع،

دو: امر به معروف و نهی از منکر لسانی،

سه: امر به معروف و نهی از منکر یدی.

گفتند این سه نوع را داریم مشهور، هر یکی از این سه نوع هم دارای اصنافی است. مثلاً امر به معروف قلبی که خودش دارای تفاصیلی است که بعداً خواهیم گفت. ان شاء الله سیزده تفصیل حداقل برای امر به معروف قلبی، در کلمات بزرگان هست. دارای اصنافی است. یک از تفاسیر قلب عبارت است از، تنفّر، انزجار. حالا این تنفّر و انزجار تارةً اظهار می‌شود به عبوسی، تارةً اظهار می‌شود به روی برگرداندن، تارةً اظهار می‌شود به هجر، تارةً اظهار می‌شود به بی‌اعتنایی و امثال این‌ها، این‌ها اصنافش هست.

و هم‌چنین امر به معروف نوع دوم که لسان باشد این هم اصنافی دارد مثل وعظ، نصیحت، یا نه امر و نهی و هم‌چنین با کلام لین، یا الین یا خشن یا اخشن و این‌ها، این‌ها هم اصنافی است که برای لسان است.

برای ید هم باز حالا تفاصیلی دارد ید، اصنافی که تحت آن مندرج می‌شود مثل فرک الاذن، گوشش را می‌گیرد یک پیچ بدهد مثلاً، یا یک سیلی بزند یا ضرب با شلاق بزند یا چه بزند حبس بکند یا که این‌ها موجب جرح نشود یا نه موجب جرح بشود یا دیگر در آخر قتل. این هم اصناف این قسم سوم است.

پس بنابراین امر به معروف و نهی از منکر دارای انواع است که این انواع به حسب فرمایش مشهور سه تا هست القلبی، اللسانی، الیدی. و هر یکی از این انواع مندرج است تحت آن اصنافی، که مثال زدیم.

بعد مشهور می‌گویند مشهور فقها قائلند به این که بین این انواع ثلاثه ترتب است به این معنا که اگر شرایط برای قلبی فراعم بود وظیفه‌ی ما انجام آن امر به معروف و نهی از منکر قلبی است و وقتی می‌توانیم به نوع دوم که لسانی هست منتقل بشویم که آن نوع اول به جمیع اصنافه المندرجه تحته شرایط را نداشته باشد اما اگر احتمال می‌دهیم با ترش رویی کردن، بی‌اعتنایی کردن یا سر برگرداندن،‌ بدون این که حرفی به او بزنیم اگر با این کارها آن مرتدع می‌شود از آن محرمی که دارد انجام می‌دهد یا فاعل می‌شود نسبت به آن واجبی که دارد ترک می‌کند حق نداریم به او بگوییم با کلام به او چیزی بگوییم. پس بنابراین انتقال به نوع ثانی که لسان هست مشروط هست به این که نوع اول به جمیع اصنافه المندرجة تحته، فایده نداشته باشد اثر نداشته باشد شرایط برایش فراهم نباشد و انتقال به نوع سوم که ید باشد وقتی هست که باز آن مرتبه‌ی نوع ثانی که لسانی باشد به جمیع اصنافه فایده‌ای نداشته باشد و یا شرایطش نباشد.

بنابراین بین خود انواع چه هست؟ ترتب است.

و هکذا بین اصناف هر نوع ترتب است بین اصناف هر نوع، الایسر فالایسر، یعنی در قلبی باید ببیند اگر اثر مترتب می‌شود و شرایط برای یک عبوس کردن عادی فراهم است و با این مرتدع می‌شود یا فاعل می‌شود و انجام می‌دهد حق ندارد آن هجر را مثلاً‌ انتخاب بکند که غلیظ‌تر است خشن‌تر است آزار بیش‌تری به شخص وارد می‌کند بنابراین هر اصناف مندرج تحت هر نوع هم چه هست؟ باز ذات مراتب است و به این شکل هست که الاسهل، الایسر مقدم است همین‌جور به اغلظ و اشدّ و آکد منتقل می‌شویم هر چه رتبه‌های قبل.

پس بنابراین هم انواع مترتبند هم هر نوعی اصناف مندرج تحت او مترتب هستند.

و هکذا امر دیگری که این آقایان دارند این هست که بعض این انواع دارای بعض شرایط هستند مازاد بر شرایطی که ما قبلاً گفتیم برای همه، غیر از آن‌ها شرط‌های اضافی دارند مثلاً گفتند این ضرب بالید، از آن امر به معروف و نهی از منکر یدی، بعضی گفتند که شرطش این است که امام اذن بدهد اذن خاص بدهد آن مشروط به اذن خاص است بعضی گفتند نه خود نوع مشروط نیست به اذن خاص، بعض اصناف این نوع مشروطند یعنی اگر به جرح برسد ضرب جرحی برسد اگر به قتل بخواهد برسد اذن امام می‌خواهد اما نه فرک گوش و سیلی و یک ضربی که جرح ایجاد نمی‌کند نمی‌خواهد. بنابراین بعضی قائلند به این که این نوع سوم شرط زائد دارد که اذن امام است بعضی قائلند به این که بعض اصنافش شرط زائد دارد نه خود نوع.

این فتوای مشهور فقهاست که صاحب جواهر هم فرموده کأنّه لم اجد فیه خلافاً، حالا این کلام ایشان نسبت به انواعش درست است اما لم نجد فیه خلافاً آن نسبت به این حرف‌ها همه‌اش تمام نیست اگر فرموده باشند. حالا این‌جا برای تحقیق مسئله ما در چند مقام باید بحث بکنیم ابحاث متعدده.

یک: آیا واقعاً امر به معروف و نهی از منکر انواع دارد؟ یا نه انواع ندارد؟ یک نوع بیش‌تر نیست یک نوع قسم است. و اگر انواع دارد، واقعاً این انواع سه تا هست؟ یا نه بیش‌تر از سه تا هست یا کم‌تر از سه تا هست؟ این بحث اول.

بحث دوم: آیا واقعاً ‌بین انواع ترتب است؟ یا نه ترتب نیست؟

بحث سوم: آیا بین اصناف انواع ترتب است یا ترتب وجود ندارد؟

بحث چهارم: اولاً آیا ‌شرایطی که گفته شده شرط تمام این انواع است یا شرط بعض انواع است؟ دوما: آیا بعضی از این انواع یا اصناف بعضی از این‌ها شرط زائد بر ما ذکرنا دارد یا ندارد؟ این هم بحث چهارم است.

قبل از ورود در این چون دخالت دارد در تحقیق مسئله، ما تفسیرهایی که فقها برای این انواع ذکر کردند آن تفسیرها را هم باید قبلاً‌ ذکر کنیم بعد ان شاء الله وارد این ابحاث بشویم که ان شاء الله فردا.

و صلی الله علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

پایان.

120/907/د




ارسال به:         whatsapp telegram  

ارسال نظر




chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.