آیت الله کعبی/جهاد
کد خبر : 9233
یکشنبه 25 شهريور 1397 - 11:00

آیت الله کعبی/ جلسه 95

جهاد| بررسی دلالت روایت ابی بصیر در جواز جهاد در عصر غیبت

وسائل- مفاد حدیث از خروج نسبت به جهاد به همراه فرماندهی که به او اطمینانی نیست، نهی می کند چرا که ممکن است با دشمن صلح کند و به ضرر مسلمین رفتار کند یا به خاطر حفظ قدرتش به مسلمین خیانت کند.بر همین اساس می توان استدلال کرد که اگر کسی عالم به حکم و عارف به احکام شرعیه باشد و تطبیق کننده احکام شرعیه باشد، می توان با او جهاد کرد و این بر فقیه عادل منطبق است.

امنیت اسلامی/ جهاد و دفاع

جهاد| بررسی دلالت روایت ابی بصیر در جواز جهاد در عصر غیبت

به گزارش خبرنگار وسائل؛ آیت الله عباس کعبی عضو مجلس خبرگان رهبری در نود و چهارمین جلسه درس خارج فقه جهاد که در موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) به تاریخ یکشنبه دهم اردیبهشت ماه 1396 برگزار شد در ادامه بررسی ابعاد و حکم جهاد ابتدایی در عصر غیبت به تبیین دیدگاه های موافق وجوب جهاد ابتدایی در عصر غیبت پرداخت و به بررسی روایت چهارم دال بر وجوب جهاد تا زمان حضور کفار پرداخت.

آیت الله کعبی در جلسه  گذشته عنوان کرد: وجه ترک جهاد و تقدیم حج بر جهاد از سوی امام سجاد(ع) در روایت دعائم الاسلام این است که کسانی که در راس حکومت بودند و امر جهاد را به دست داشتند جائر بودند. یعنی تا زمانی که صفات مورد اشاره برای حاکم اسلامی در مسئولین حکومت نباشد انجام حج بر اقامه جهاد اولویت دارد و حتی جهاد در معیت این گروه جائر حرام نیز شمرده می شود.

 

مشروح این جلسه را می توانید در ذیل ملاحظه بفرمایید

بسم الله الرحمن الرحیم

جهاد ابتدایی 27

القائلون بوجوب الجهاد الابتدایی فی عصر الغیبه 11

بحث در مجموعه روایاتی بود که از آنها رخصت در امر جهاد استفاده می شود. به خلاف روایات سابقه. سه روایت خوانده شد.  

روایت چهارم: لَا یَخْرُجُ الْمُسْلِمُ فِی الْجِهَادِ مَعَ مَنْ لَا یُؤْمَنُ عَلَى الْحُکْمِ

«ما رواه الشیخ صدوق فی العلل و الخصال عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ یَحْیَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع لَا یَخْرُجُ الْمُسْلِمُ فِی الْجِهَادِ مَعَ مَنْ لَا یُؤْمَنُ عَلَى الْحُکْمِ وَ لَا یُنْفِذُ فِی الْفَیْ‏ءِ أَمْرَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَإِنَّهُ إِنْ مَاتَ فِی ذَلِکَ الْمَکَانِ کَانَ مُعِیناً لِعَدُوِّنَا فِی حَبْسِ حَقِّنَا وَ الْإِشَاطَةِ بِدِمَائِنَا وَ مِیتَتُهُ مِیتَةٌ جَاهِلِیَّةٌ»[1] می فرماید: انسان مسلمانی که پای بند به دین و تعهدات شرعی است، با کسی که نسبت به احکام به او اطمینانی نیست و بیت المال را در امر جهاد لحاظ نمی کند، نباید برای جهاد خارج شود و اگر در حال خارج در کنار عدو جائر به جبهه برود و بمیرد، این به دشمن ما کمک کرده در جهت حبس حق ما اهل بیت(ع) و باعث ریختن خونهای ما شده است و مرگ او جاهلی (بدون امام) است.

بحث دلالی

همه افراد این سند قبلا بحث شده اند و سندش تمام است.

اما وجه استدلال به روایت این است که مفاد حدیث از خروج نسبت به جهاد به همراه فرماندهی که به او اطمینانی نیست، نهی می کند. ممکن است با دشمن صلح کند و به ضرر مسلمین رفتار کند یا به خاطر حفظ قدرتش به مسلمین خیانت کند. احکام شرع را نیز مانند فیء و انفال – که مربوط به امام(ع) است - رعایت نمی کند. مفهومش این است که اگر کسی عالم به حکم و عارف به احکام شرعیه باشد و تطبیق کننده احکام شرعیه باشد، می توان با او جهاد کرد و این بر فقیه عادل منطبق است. پس می توان اگر در راس حکومت فقیه عادلی باشد، با او جهاد کرد. روایت می گوید: «لَا یَخْرُجُ الْمُسْلِمُ فِی الْجِهَادِ مَعَ مَنْ لَا یُؤْمَنُ عَلَى الْحُکْمِ» مفهومش این است که «یخرج المسلم فی الجهاد مع من یومن علی الحکم و ینفذ فی الفیء امر الله عزوجل».

اشکال

 مفهوم روایت استفاده می شود امام معصوم در اصل جهاد شرط نیست. مگر اینکه گفته شود روایت رد مقام بیان از جهت انفاذ حکم به وسیله رهبری و زعامت فقهی نیست، بلکه در مقام بیان مذمت حکم جائر است و در مقام بیان بیش از این نیست.  به تعبیر دیگر، مفهوم لقب و وصف، حجت نیست و امام در مقام بیان سبب حرمت جهاد مع الجائر است و در مقام بیان همه شرایط من یجب الجهاد معه نیست. شاید یکی از شرایط عصمت باشد. پس تمسک به این روایت در مقام رخصت جهاد صحیح نیست.

در اصول گفته شده که مفهوم لقب و وصف حجت نیست. خصوصا که قرینه بر عدم حجت نیز وجود دارد. قرینه این است که ناظر به سنخ الحکم نیست، بلکه شخص الحکم مورد نظر است.

ما روایاتی را بحث می کنیم که مثبت حکم باشد. و این روایت چنین نیست که اگر در راس جهاد فقیه باشد ، ایرادی ندارد. بلکه روایت در مقام مذمت سانی است که به جهاد می روند و تحت پرچم جائر هستند. ورایت می گوید جائز نیست و بیش از این دلالت ندارد و ما نباید خواسته خود را بر روایت تحمیل کنیم و لذا ما نمی توانیم به آن استدلال کنیم.

روایت پنجم: یُقَاتِلُ مُؤْمِنُو کُلِّ زَمَان

«عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ بَکْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ بُرَیْدٍ عَنْ أَبِی عَمْرٍو الزُّبَیْرِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قُلْتُ لَهُ أَخْبِرْنِی عَنِ الدُّعَاءِ إِلَى اللَّهِ وَ الْجِهَادِ فِی سَبِیلِهِ أَ هُوَ لِقَوْمٍ لَا یَحِلُّ إِلَّا لَهُمْ وَ لَا یَقُومُ بِهِ إِلَّا مَنْ کَانَ مِنْهُمْ أَمْ هُوَ مُبَاحٌ لِکُلِّ مَنْ وَحَّدَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ آمَنَ بِرَسُولِهِ ص وَ مَنْ کَانَ کَذَا فَلَهُ أَنْ یَدْعُوَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِلَى طَاعَتِهِ وَ أَنْ یُجَاهِدَ فِی سَبِیلِه ِ فَقَالَ ذَلِکَ لِقَوْمٍ لَا یَحِلُّ إِلَّا لَهُمْ وَ لَا یَقُومُ بِذَلِکَ إِلَّا مَنْ کَانَ مِنْهُمْ قُلْتُ مَنْ أُولَئِکَ قَالَ مَنْ قَامَ بِشَرَائِطِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی الْقِتَالِ وَ الْجِهَادِ عَلَى الْمُجَاهِدِینَ فَهُوَ الْمَأْذُونُ لَهُ فِی الدُّعَاءِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ لَمْ یَکُنْ قَائِماً بِشَرَائِطِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی الْجِهَادِ عَلَى الْمُجَاهِدِینَ فَلَیْسَ بِمَأْذُونٍ لَهُ فِی الْجِهَادِ وَ لَا الدُّعَاءِ إِلَى اللَّهِ حَتَّى یَحْکُمَ فِی نَفْسِهِ مَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَیْهِ مِنْ شَرَائِطَ الْجِهَادِ قُلْتُ فَبَیِّنْ لِی یَرْحَمُکَ اللَّهُ قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى أَخْبَرَ [نَبِیَّهُ‏] فِی کِتَابِهِ الدُّعَاءَ إِلَیْهِ وَ وَصَفَ الدُّعَاةَ إِلَیْهِ فَجَعَلَ ذَلِکَ لَهُمْ دَرَجَاتٍ یُعَرِّفُ بَعْضُهَا بَعْضاً وَ یُسْتَدَلُّ بِبَعْضِهَا عَلَى بَعْضٍ فَأَخْبَر....الخ‏»[2]

سند روایت معلوم است و قبلا در مورد محتوای آن بحث شده است.(جلسه 55 و 56) روایت مفصل و چند صفحه است و آن بخشی که در مقام بیان و مربوط به بحث ماست، می خوانیم. سائل از امام صادق(ع) سوال می کند که به من پاسخ دهید که مساله دعوت به خدا و جهاد فی سبیل الله، آیا هر کسی می تواند دعوت کند؟ تبلیغ دین و جهاد وظیفه همگانی است؟ یا خیر، وظیفه عده خاصی است؟ امام می فرماید: دعوت به خدا و جهاد در راه خدا وظیفه همه نیست و مربوط به عده خاصی است که بدون اجازه آنها نمی توان جهاد کرد. اصلا حلال نیست. آن عده چه کسانی هستند؟ امام می فرماید: کسانی که شرایط جهاد را رعایت کنند. «مَنْ قَامَ بِشَرَائِطِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی الْقِتَالِ وَ الْجِهَادِ عَلَى الْمُجَاهِدِینَ فَهُوَ الْمَأْذُونُ لَهُ فِی الدُّعَاءِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ لَمْ یَکُنْ قَائِماً بِشَرَائِطِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی الْجِهَادِ عَلَى الْمُجَاهِدِینَ فَلَیْسَ بِمَأْذُونٍ لَهُ فِی الْجِهَادِ وَ لَا الدُّعَاءِ إِلَى اللَّهِ حَتَّى یَحْکُمَ فِی نَفْسِهِ مَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَیْهِ مِنْ شَرَائِطَ الْجِهَادِ» یعنی کسانی که قدرت علمی و نظامی را داشته باشند. و اگر کسی نتواند، ماذون نیست و حق مجاهدت خودسرانه ندارد.

تا آنجا که امام می فرماید: «مهاجرین از مکه به مدینه که جهاد کردند، از دو جهت به آنها ظلم شده است: «وَ لَکِنَّ الْمُهَاجِرِینَ ظُلِمُوا مِنْ جِهَتَیْنِ ظَلَمَهُمْ أَهْلُ مَکَّةَ بِإِخْرَاجِهِمْ مِنْ دِیَارِهِمْ وَ أَمْوَالِهِمْ فَقَاتَلُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ لَهُمْ فِی ذَلِکَ وَ ظَلَمَهُمْ کِسْرَى وَ قَیْصَرُ وَ مَنْ کَانَ دُونَهُمْ مِنْ قَبَائِلِ الْعَرَبِ وَ الْعَجَمِ بِمَا کَانَ فِی أَیْدِیهِمْ مِمَّا کَانَ الْمُؤْمِنُونَ أَحَقَّ بِهِ مِنْهُمْ فَقَدْ قَاتَلُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُمْ فِی ذَلِک َ وَ بِحُجَّةِ هَذِهِ الْآیَةِ یُقَاتِلُ مُؤْمِنُو کُلِّ زَمَان‏‏»[3] یکی ظلمی است که اهل مکه به اینها کردند و آنها را از خانه و کاشانه بیرون کردند. آیه قرآن نیز می فرماید: « لا یَنْهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذینَ لَمْ یُقاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطینَ إِنَّما یَنْهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذینَ قاتَلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ أَخْرَجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ وَ ظاهَرُوا عَلى‏ إِخْراجِکُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ»[4] یکی از فلسفه های قتال، اخراج از دیار است.

امام می فرماید: ظلم دوم، ظلم کسری و قیصر است. چرا با اینها باید بجنگند؟ چون اهل ایران قبل از اسلام و روم باستان و قبل از اسلام، مالکیت و حاکمیتی دارند که خدا نمی پسندد. در اصل باید از آن مومنین باشد به دلیل آیات فراوانی مانند: « وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ»[5] یا « إِنْ تَکْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنْکُمْ وَ لا یَرْضى‏ لِعِبادِهِ الْکُفْر»[6] و نیز به دلیل قیمومیت خدا بر آفرینش و هستی. در واقع قیصر و کسری اولا به خدا و جهان هستی ظلم کردند و بر خلاف استخلاف و امانتی که خدا به آنها داده است، ظلوم و جهول اند و لیاقت حکمرانی در آنجا را ندارند. لذا اینان باید در واقع نظام های طاغوتی شان برچیده شود. لذا امام می فرماید: «بِمَا کَانَ فِی أَیْدِیهِمْ مِمَّا کَانَ الْمُؤْمِنُونَ أَحَقَّ بِهِ مِنْهُمْ»[7] آنچه که در دست آنهاست، از آن مومنان است و آنها اولی هستند. چون می خواهند عبادت خدا کنند. لذا به غنیمت «فیئ» می گویند چون به دست مومنین بر می گردد و کفار غصب کرده بودند. ادامه روایت بسیار مهم است: « بِحُجَّةِ هَذِهِ الْآیَةِ یُقَاتِلُ مُؤْمِنُو کُلِّ زَمَان‏‏»[8] یعنی در زمان ما نیز اگر جهان کفر و شرکی وجود داشته باشد و در راس آن طواغیت کافر و مشرک وجود داشته باشد، انسان های مومن زمان ما نیز می توانند به استناد این آیه قتال کنند. حال آن آیه چیست؟ « أُذِنَ لِلَّذینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ نَصْرِهِمْ لَقَدیرٌ»[9] یعنی حتی اگر از خانه و کاشانه اخراج نشده باشند، این آیه اذن جهاد و قتال بر علیه طاغوت می دهند.

تا آنجا که روایت می فرماید: «فَمَنْ کَانَتْ قَدْ تَمَّتْ فِیهِ شَرَائِطُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الَّتِی وُصِفَ بِهَا أَهْلُهَا مِنْ أَصْحَابِ النَّبِیِّ ص وَ هُوَ مَظْلُومٌ فَهُوَ مَأْذُونٌ لَهُ فِی الْجِهَادِ کَمَا أُذِنَ لَهُمْ فِی الْجِهَادِ» اگر کسی شرایط جهاد را پیاده کند و اهل عبادت و شرایطی که در آیه «التَّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاکِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّاهُونَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنینَ»[10] باشد، خداوند اذن جهاد داده است. چرا؟ امام(ع)، قاعده اشتراک در تکلیف را ذکر می کنند: «لِأَنَّ حُکْمَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ وَ فَرَائِضَهُ عَلَیْهِمْ سَوَاءٌ إِلَّا مِنْ عِلَّةٍ أَوْ حَادِثٍ یَکُونُ وَ الْأَوَّلُونَ وَ الْآخِرُونَ أَیْضاً فِی مَنْعِ الْحَوَادِثِ شُرَکَاءُ وَ الْفَرَائِضُ عَلَیْهِمْ وَاحِدَةٌ یُسْأَلُ الْآخِرُونَ عَنْ أَدَاءِ الْفَرَائِضِ عَمَّا یُسْأَلُ عَنْهُ الْأَوَّلُونَ وَ یُحَاسَبُونَ عَمَّا بِهِ یُحَاسَبُونَ» یعنی تکلیف بین جاهل و عالم و قدیم و جدید و گذشته و حال یکسان است. همانطور که در نماز چنین است، در جهاد نیز چنین است.

«وَ مَنْ لَمْ یَکُنْ عَلَى صِفَةِ مَنْ أَذِنَ اللَّهُ لَهُ فِی الْجِهَادِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فَلَیْسَ مِنْ أَهْلِ الْجِهَادِ وَ لَیْسَ بِمَأْذُونٍ لَهُ فِیهِ حَتَّى یَفِی‏ءَ بِمَا شَرَطَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَیْهِ فَإِذَا تَکَامَلَتْ فِیهِ شَرَائِطُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُجَاهِدِینَ فَهُوَ مِنَ الْمَأْذُونِینَ لَهُمْ فِی الْجِهَادِ» اما کسی که شرایط را نداشته باشد، اهل جهاد نیست. همانطور که نماز اجزاء و شرایطی دارد، جهاد نیز چنین است. یکی از شرایط آن جهاد با طواغیت جهان است. اما اگر کسی اهل خدا نباشد، اذن جهاد و مبارزه با طاغوت های جهان نداده است. بلکه اول باید با طاغوت نفس بجنگد و خود را بسازد.

تا اینگه راوی می گوید: با این خصوصیاتی که می فرمایید ما باید جهاد را تعطیل کنیم. حضرت می فرماید: «لَسْنَا نَقُولُ لِمَنْ أَرَادَ الْجِهَادَ وَ هُوَ عَلَى خِلَافِ مَا وَصَفْنَا مِنْ شَرَائِطِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُجَاهِدِینَ لَا تُجَاهِدُوا وَ لَکِنْ نَقُولُ قَدْ عَلَّمْنَاکُمْ مَا شَرَطَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى أَهْلِ الْجِهَادِ»[11] کسانی که قصد جهاد دارند و شرایط را ندارند، نمی گوییم جهاد نکنید. ما به شما آموختیم آنچه خدا شرط جهاد کرده است.:«الَّذِینَ بَایَعَهُمْ وَ اشْتَرَى مِنْهُمْ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوَالَهُمْ بِالْجِنَانِ» اشاره به آیه شریفه است: «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقاتِلُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْراةِ وَ الْإِنْجیلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفى‏ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذی بایَعْتُمْ بِهِ وَ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ»[12] آن شرایط که امام آموخته کدام است؟ همان آیه شریفه که خواندیم: « التَّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاکِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّاهُونَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنینَ».[13]

حال اگر کسی این شرایط را نداشته باشد چه کنیم؟ می فرماید: « فَإِنْ أَبَى أَنْ لَا یَکُونَ مُجَاهِداً عَلَى مَا فِیهِ مِنَ الْإِصْرَارِ عَلَى الْمَعَاصِی وَ الْمَحَارِمِ وَ الْإِقْدَامِ عَلَى الْجِهَادِ بِالتَّخْبِیطِ وَ الْعَمَى وَ الْقُدُومِ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْجَهْلِ وَ الرِّوَایَاتِ الْکَاذِبَةِ فَلَقَدْ لَعَمْرِی جَاءَ الْأَثَرُ فِیمَنْ فَعَلَ هَذَا الْفِعْلَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَنْصُرُ هَذَا الدِّینَ بِأَقْوَامٍ لَا خَلَاقَ لَهُمْ فَلْیَتَّقِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ امْرُؤٌ وَ لْیَحْذَرْ أَنْ یَکُونَ مِنْهُمْ فَقَدْ بَیَّنَ لَکُمْ وَ لَا عُذْرَ لَکُمْ بَعْدَ الْبَیَانِ فِی الْجَهْلِ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ وَ حَسْبُنَا اللَّهُ عَلَیْهِ تَوَکَّلْنَا وَ إِلَیْهِ الْمَصِیرُ»[14] جهاد همراه با معاصی به خود و ارتکاب حرام ها نسبت به احکام جهاد، و تصمیم می گیرد که جهاد کند در حالی که اوضاع بر او اشتباه و قاطی شده است، و نابیناست و با جهل می خواهد در راه خدا جهاد کند و روایات دروغی که درست می کنند که عدالت فرمانده شرط نیست، در این باره روایت آمده که خداوند تبارک و تعالی دین خود را به وسیله قوم هایی پیروز می کند که آنان روز قیامت بهره ای نمی برند. یعنی دین پیروز می شود حتی به وسیله فاسقان! در نهایت می فرمایند: تقوا پیشه کنید و از آن دسته مجاهدانی نباشید که باعث پیروزی اسلام بشود، اما خود روز قیامت دست خالی باشد.

ممکن است این روایت به اسرار باطنی جهاد اشاره داشته باشد. یعنی جهاد مانند نماز و روزه و حج و همه احکام، یک شرایط صحت و قبول دارد. ممکن است این روایت به شرایط صحت جهاد اشاره داشته باشد. که شرایط آن رعایت احکام ظاهری است. اما شرایط قبولی آن تقوا باشد و سایر صفات باطنی که ذکر کردیم. البته ممکن است چنین باشد.

بررسی سندی و دلالی

حال درباره این روایت از نظر سند و دلالت بحث خواهیم کرد.

از نظر سند، همانطور که پیش از این ذکر کردیم، ضعیف است به دلیلا وجو.د بکر بن صالح و این روایت درست می شود بنابر اینکه بکر در اسناد کامل الزیارات و تفسیر قمی و روایت احمد بن محمد بن عیسی که از اصحاب اجماع است، وارد شده است. منتها در روایت اضطراب و اختلاف نسخی نیز وجود دارد.

اما از نظر دلالت، روایت صریح است مبنی بر اذن خدا و رسول خدا(ص) و ائمه اطهار(ع) به جهاد برای هر کسی که می خواهد شرایط جهاد را پیاده کند؛ چه در زمان ائمه(ع) باشد چه در عصر غیبت باشد. از شرایط جهاد این نیست که در راس آن امام معصوم(ع) باشد. و همانطور که مهاجرین ماذون به جهاد بودند به دلیل آیه «أُذِنَ لِلَّذینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ نَصْرِهِمْ لَقَدیرٌ»[15]، این روایت صریحا می فرماید: «بِحُجَّةِ هَذِهِ الْآیَةِ یُقَاتِلُ مُؤْمِنُو کُلِّ زَمَان‏»[16] که در اذن به جهاد در عصر غیبت صریح است. خصوصا که بعد از آن قاعده اشتراک در تکلیف را ذکر می فرماید و می گوید: ««لِأَنَّ حُکْمَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ وَ فَرَائِضَهُ عَلَیْهِمْ سَوَاءٌ»

تفصیل بحث انشاء الله جلسه آینده...

پایان جلسه نود و پنجم

***


[1] . وسائل‏الشیعة، ج 15 ، ص 49 - علل‏الشرائع، ج2 ، ص464  - الخصال، ج 2 ، ص624.

[2] . الکافی، ج 5، ص 13.

[3] . الکافی، ج5، ص17.

[4] . ممتحنه/ 8 و 9.

[5] . ذاریات / 56

[6] . زمر/7.

[7] . الکافی، ج5، ص17

[8] . الکافی، ج5، ص17.

[9] . حج/ 39

[10] . توبه/ 112.

[11] . الکافی، ج5، ص19.

[12] . توبه/ 111.

[13] . توبه/ 112.

[14] . الکافی، ج5، ص19.

[15] . حج/ 39.

[16] . الکافی، ج5 ، ص17.

120/907/د

مقرر: قطبی


کد خبرنگار : 42


ارسال به:         whatsapp telegram  

ارسال نظر




chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.