آیت الله کعبی/جهاد
کد خبر : 9230
شنبه 24 شهريور 1397 - 14:46

آیت الله کعبی/ جلسه 94

جهاد| بررسی دلالت روایت دعائم الاسلام بر جهاد ابتدایی در عصر غیبت

وسائل- وجه ترک جهاد و تقدیم حج بر جهاد از سوی امام سجاد(ع) در روایت دعائم الاسلام این است که کسانی که در راس حکومت بودند و امر جهاد را به دست داشتند جائر بودند. یعنی تا زمانی که صفات مورد اشاره برای حاکم اسلامی در مسئولین حکومت نباشد انجام حج بر اقامه جهاد اولویت دارد و حتی جهاد در معیت این گروه جائر حرام نیز شمرده می شود.

امنیت اسلامی/ جهاد و دفاع

جهاد| بررسی دلالت روایت دعائم الاسلام بر جهاد ابتدایی در عصر غیبت

به گزارش خبرنگار وسائل؛ آیت الله عباس کعبی عضو مجلس خبرگان رهبری در نود و چهارمین جلسه درس خارج فقه جهاد که در موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) به تاریخ شنبه نهم اردیبهشت ماه 1396 برگزار شد در ادامه بررسی ابعاد و حکم جهاد ابتدایی در عصر غیبت به تبیین دیدگاه های موافق وجوب جهاد ابتدایی در عصر غیبت پرداخت و به بررسی روایات دوم و سوم  دال بر وجوب جهاد تا زمان حضور کفار پرداخت.

آیت الله کعبی در جلسه  گذشته عنوان کرد: برخی علما ذکر کرده اند که سیوف ذکر شده روایت علی بن ابراهیم ممکن است مخصوص جهاد دفاعی باشد یعنی اگر مشرکین یا اهل ذمه بر مسلمانان هجوم کنند، آن زمان جهاد دفاعی واجب می شود، نه جهاد ابتدایی. و منظور از «شاهره»، یعنی اینکه در دفاع، باید برافراشته شود اما جواب روشن است که حدیث عام است و غیر مخصص و وجهی برای تخصیص آن به دفاع وجود ندارد.

مشروح این جلسه را می توانید در ذیل ملاحظه بفرمایید

بسم الله الرحمن الرحیم

 

جهاد ابتدایی 26

القائلون بوجوب الجهاد الابتدایی فی عصر الغیبه 10

به روایت «دعائم الاسلام» رسیدیم. از نظر سندی نیز اشاره ای کردیم. بحث دلالی و وجه استدلال ماند.

وجه استدلال به این روایت این گونه که علامه مجلسی در «مرات العقول» و «ملاذ الاخیار» آورده است، فرمایش امام(ع) که «إِذَا رَأَیْنَا هَؤُلَاءِ الَّذِینَ هَذِهِ صِفَتُهُمْ فَالْجِهَادُ مَعَهُمْ أَفْضَلُ مِنَ الْحَجِّ».[1] استفاده می شود که ترک جهاد امام(ع) به دلیل فقدان وجود کسانی که اصحاب به آنها اعتماد کنند بود. یعنی ترک جهاد مع الجائر جایز.  کما اینکه رسول اکرم(ص) در 13 سال مکه و حضرت امیر(ع) در 25 سال سکوت کردند. مرحوم علامه چنین استفاده ای کرده اند.

ما اضافه می کنیم که مراد از کسانی که موصوف اند در آیه شریفه که در روایت آمده است: «التَّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاکِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّاهُونَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنینَ»(توبه/ 112)، ممکن است کسی بگوید مراد ویژگی های فرماندهان باشد. به کدام قرینه؟ به این قرینه که امام می فرماید: « فَالْجِهَادُ مَعَهُمْ أَفْضَلُ مِنَ الْحَجِّ». یعنی جهاد در کنار اینها در مقابل جهاد با جائرین افضل است. و الا نقض می شود به جهادی که در زمان رسول الله(ص) یا امیرالمومنین(ع) اتفاق افتاد. این نبود که همه رزمندگان این صفات را داشتند. بله این صفات، صفات رهبران جهاد است. از جمله روایتی که در باب «من یجور له تجمیع العساکر» خوانده بودیم، استفاده می شد که آن ویژگی فرماندهان است نه رزمندگان.

اما ترک جهاد قبل از هجرت، نمی تواند صدق عنوان ترک داد. چون جهاد قبل از هجرت و در دوران مکه، اصلا به معنای جهاد قتالی تشریع نشده بود. امیرالمومنین(ع) نیز 25 سال ترک جهاد نکرد. بلکه شیوه جهاد تغییر کرد. جهاد زیر پرچم ائمه جائر جایز نبود والا امیرالمومنین(ع) در 25 سال قهرمان اول حفظ اسلام بود. جهاد صبر، جهاد وحدت، جهاد حفظ نظام اسلامی از انحراف بیشتر ، جهاد حفظ امت اسلامی و ... بنابراین حضرت مجاهد بود. اما به معنای جهاد قتالی نبود، چون مبسوط الید نبود. جهاد قتالی متوقف بر بسط ید بود. قدرت لازم بود. پس اولی این است که گفته شود وجه ترک جهاد و تقدیم حج بر جهاد از سوی امام سجاد(ع) این است که کسانی که در راس حکومت بودند و امر جهاد را به دست داشتند، این ویژگی ها را نداشتند و جائر بودند. مفهوم فرمایش امام سجاد(ع) این است که تا زمانی که این صفات در مسئولین حکومت نباشد، امر به جهاد و در معیت آنان افضل از حج است. و این دولت و حکومت مانند حکومت ولی فقیه در عصر غیبت است که این ویژگی ها را داشته باشد که اگر دستور به امر جهاد بدهد، واجب می شود. لذا از این روایت ممکن است وجوب جهاد استفاده شود. و از این روایت نوعی اذن جهاد در عصر غیبت هم برداشت می شود که اگر این صفات در ولی فقیه وجود داشته باشد، کافیست.

با این حال در روایت امام نفرمود جهاد واجب است، بلکه فرمود جهاد بهتر است. یعنی در فرض بسط ید، می توان جهاد کرد و می توان جهاد را ترک کرد. در روایت «تهذیب» بیشتر از افضلیت آمده. عبارت این است: «إِذَا ظَهَرَ هَؤُلَاءِ لَمْ نُؤْثِرْ عَلَى الْجِهَادِ شَیْئاً»(تهذیب‏الأحکام، ج 6 ، ص134) یعنی دیگر چیزی بر جهاد ترجیح ندارد و این یعنی جهاد واجب می شود.

افضل از حج، اولا حج معلوم نیست حج واجب منظور باشد. ثانیا اگر حج واجب منظور باشد، و امر دائر بین جهاد و حج باشد، جهاد بی شک به امر امام واجب است. اما در روایت دیگر که می فرماید هیچ چیز بر جهاد ترجیح ندارد، یعنی جهاد واجب است.

اما از نظر سند، قدری بحث شد. اما روایت دعائم الاسلام دلالتش بر اینکه این صفات، صفات سربازان و مکلفین و رهبران است. آن روایت امام سجاد(ع)، ویژگی های رهبران جهاد است. اما روایت تهذیب،(در تهذیب این تعبیر یافت نشد) ویژگی های رهبران جهاد نیست. بلکه ویژگی سربازان جهاد است چون می فرماید: «فَمَنْ أَرَادَ الْجَنَّةَ فَلْیُجَاهِدْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ عَلَى هَذِهِ الشَّرَائِطِ وَ إِلَّا فَهُوَ مِنْ جُمْلَةِ مَنْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَنْصُرُ اللَّهُ هَذَا الدِّینَ بِأَقْوَامٍ لَا خَلَاقَ لَهُمْ»(مستدرک‏الوسائل، ج11، ص 15) یعنی اگر کسی این ویژگی ها را نداشته باشد، واجب است بر او جهاد کند و ینصر هذا الدین بواسطته اما خودش چیزی نصیبش نمی شود. به عبارت دیگر این صفاتی که در آیه آمده، به مثابه اسرار جهاد است. چگونه صوم و صلاه اسراری دارد؟ مثلا حضور قلب در نماز واجب نیست، مگر به اندازه نیت. اما کسی که حضور قلب ندارد از نماز بهره ای نمی برد. این روایت جهاد نیز همین را می گوید. یعنی کسی که این ویژگی ها را نداشته باشد، از جهاد بهره ای نمی برد. آیه و روایت نمی گوید جهاد واجب نیست، واجب است اما می گوید بهره ای نمی برد.

و ایمان از شرایط قبول است نه از شرایط عصمت. همچنان که خداوند می فرماید: «إِنَّما یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقینَ»(مائده / 27) یعنی شرائطی که در این روایت برای جهاد ذکر شده، به این معنا نیست که در راس جهاد باید معصوم باشد؛ بلکه در راس جهاد کسانی باشند که این صفات را داشته باشند.

اگر این شرایط به رهبران برگردد می شود شرایط عصمت و اگر شرایط به سربازان برگردد، می شود شرایط صحت جهاد.

به هر جهت عبارت از این بابت که امام می فرماید: «َنْصُرُ اللَّهُ هَذَا الدِّینَ بِأَقْوَامٍ لَا خَلَاقَ لَهُمْ»(مستدرک‏الوسائل، ج11، ص 15) که منظور جائرین و خلفا هستند. بعضی می گویند خلفا قهرمان فتوحات هستند، این روایت می گوید: خلفاء قهرمان فتوحات نیستند، چون چیزی نصیبشان نشده است. ابزاری بودند و هستند. چون این شرایط را ندارد، اهل توبه و حمد و سیاحت و امر به معروف و نهی از منکر و اقامه حدود الله نیستند، چیزی نصیبشان نمی شود اما در عین حال جهاد از آنها ساقط نمی شود.

برخی استفاده کرده اند که این صفات، شرایط عصمت است و در راس جهاد باید معصوم باشند. ما می گوییم، خیر اینها شرایط ایمان است. البته می توان گفت شرایط صحت هم نیست و شرایط کمال است.

این توجیه نسبت به سربازان. اما نسبت به امرای جهاد باید گفت: قابل قبول نیست، چون اگر رهبر باتقوا و عادل و بر مدار اسلام نباشد، آن زمان دعوت به خود است و جهاد سلطه طلبی و امپریالیسم می شود. به جای اینکه امانت را لحاظ کند، بدون حساب و کتاب آدمکشی می کند. و آیه همین را می خواهد بفرماید. «و کیف کان، فالأمر واضح من أنّ المراد وجود هذه الصفات فی الحکومة و القائد الذی یأمر بالجهاد و هو أعم من أن یکون معصوماً أو غیر معصوم».( مجلة فقه أهل البیت علیهم السلام (بالعربیة)؛ ج‌33، ص: 179) این تمام دلالت این روایت است.

اشکالات

اعراضات نسبت به دو روایت دعائم الاسلام که می گوید «فَالْجِهَادُ مَعَهُمْ أَفْضَلُ مِنَ الْحَجِّ »(از دعائم الاسلام یافت نشد) و سند تهذیب که می گوید: ««إِذَا ظَهَرَ هَؤُلَاءِ لَمْ نُؤْثِرْ عَلَى الْجِهَادِ شَیْئاً»(تهذیب‏الأحکام، ج 6 ، ص134)

اشکال اول:

فاضل مقداد(ره) در «کنز العرفان فی آیات الاحکام» می فرماید: «إذا رأیت هؤلاء فالجهاد معهم أفضل من الحجّ  إشارة منه علیه السّلام إلى أنّ الجهاد المأمور به هو الجهاد مع الامام المعصوم لا أیّ جهاد کان تنبیها للسائل على جهله فإنّه لیس ممّن له الاعتراض على مثل هذا الرجل العظیم الشأن العالم بشرائط العبادات و أسرار الطاعات.»( کنز العرفان فی فقه القرآن؛ ج‌1، ص: 348) یعنی امام سجاد(ع) که هم اسرار طاعات و هم شایط عبادات را می داند، عباد بصری نباید چنین اعتراضی کند. امام با این جواب می گوید با این ائمه جائر نمی توان جهاد کرد. بلکه باید زیر پرچم امام معصوم(ع) باشد. نه هر جهادی. می خواهد بگوید اینها که معصوم نیستند، پس نمی توان با آنها جهاد کرد. لذا امام فرمود: آیه را کامل بخوان.

نسبت به این اشکال، آیت الله مومن در رساله « حول الجهاد الابتدایی» جواب داده که خلاصه اش این است: امام اگر به صدد بیان نبود، می توانست برای ردع سائل و جاهل، بعد از تلاوت این صفات می فرمود: امراء جهاد این صفات را ندارند. کافی بود چنین بفرماید. لازم نبود بفرماید: «إِذَا رَأَیْنَا هَؤُلَاءِ الَّذِینَ هَذِهِ صِفَتُهُمْ فَالْجِهَادُ مَعَهُمْ أَفْضَلُ مِنَ الْحَجِّ».[2] بلکه وقتی عباد بصری آیه را می خواند، می فرمود اینان که اینطور نیستند. کافی بود. اما امام قاعده کلی را بیان می فرماید و در مقام بیان است و می فرماید: «إِذَا رَأَیْنَا هَؤُلَاءِ الَّذِینَ هَذِهِ صِفَتُهُمْ فَالْجِهَادُ مَعَهُمْ أَفْضَلُ مِنَ الْحَجِّ». آن قاعده کلیه اینجا مهم است و یک امر اثباتی را بیان فرموده است و لازمه این امر اثباتی، نفی وجوب جهاد مع الائمه الجور است و به مقتضای تطابق اعاده تصوریه و اعاده استعمالیه و جدیه، به اینکه فرمود: «إِذَا رَأَیْنَا هَؤُلَاءِ الَّذِینَ هَذِهِ صِفَتُهُمْ فَالْجِهَادُ مَعَهُمْ أَفْضَلُ مِنَ الْحَجِّ»، بیان شرایط عصمت که نیست، بلکه بیان شرایط ایمان است. و این وجود صفات در من یامر بالجهاد تمام مراد است نه کنایه. کنایه نیست که بخواهد بگوید ائمه جور اینم صفات را ندارد، بلکه به صورت ایجحابی است که اگر کسانی پیدا شدند که این صفات را داشته باشند، جهاد با آنان اولی است.

ما نیز در مقام تکمیل پاسخ عرض می کنیم: «یمکن تکمیل الجواب بأنّ المقام و إن کان مقام إهمال حیث إنّ الإمام لا یرى مصلحة بالتعرّض مباشرة إلى أئمة الجور و أنّ الکنایة أبلغ من التصریح، و علیه فلا ینفع هذا الإطلاق التطفلی للتمسک به»( مجلة فقه أهل البیت علیهم السلام (بالعربیة)؛ ج‌33، ص: 180) یعنی مقام پاسخگویی به عباد بصری، مقام اجمال و اهخمال است. امام که نمی خواست با او کلکل کند، نمی خواست که درس جهاد بدهد. می خواست بگوید شما بیخود می گویی. امر جهاد را نمی فهمی. و همین کافی بود. چون امام در مقام بیان برای عباد بصری نیست، این اطلاق، اطلاق تطفلی است. نمی توان از کنایه اطلاق لفظ فهمید. فرمایش آیت الله مومن این است که از این واژه اطلاق فهمیده می شود، لکن مقام، مقام اطلاق نیست. چون امام در صدد آموزش به این آقا نبود که احکام جهاد را بگوید. بلکه می خواست بفرماید بی خود می گویی و از این کنایه اطلاق آنهم به نحو اثبات فهمیده نمی شود.

«لکن یمکن الجواب على سؤال هذا السید الفاضل دام عزه: بأنّ استدلال الإمام بالآیة المبارکة التی تذکر صفات المجاهدین تکفینا للتمسّک، لأنّ الآیة فی مقام بیان شروط الجهاد و لیس فیها إشعار لشرط العصمة فی قائد الجهاد.»( مجلة فقه أهل البیت علیهم السلام (بالعربیة)؛ ج‌33، ص: 180) یعنی این شرایط و صفاتی که در آیه بیان فرموده، شرایط فرماندهان جهاد است نه شرایط عصمت. نفرموده که معصوم باید این شرایط را داشته باشد. عصمت معصوم از جنس دیگری مانند علم لدنی است. امام که نمی گوید اگر امام منصوب از سوی خدا بود، جهاد با او افضل از حج بود. هر کس این شرایط را دارد، مثل ولی فقیه، فرمانده منصوب از سوی ولی فقیه ، ممکن است این شرایط راد داشته باشد و هیمن کافی است.

امام در کلام شریفشان معنای ایمان را در معصومین منحصر ندانسته است. با اینکه آنان قله بلند ایمان و کمالند، بلکه در صدد بیان نفی اشتراط عصمت است. و ا کتفا به این خصوصیات است که اگر کسی این چنین بود، کافی است. این خصوصیات نیز بر فقیه مبسوط الید منطبق است. از این بابت این فرمایش که «إِذَا رَأَیْنَا هَؤُلَاءِ الَّذِینَ هَذِهِ صِفَتُهُمْ فَالْجِهَادُ مَعَهُمْ أَفْضَلُ مِنَ الْحَجِّ»[3]، نوعی اذن است.

از آنجا که روایت دعائم الاسلام موثقه شد، می توان به آن برای دلالت بر مطلوب تمسک کرد.

یک بار دیگر روایت را می خوانیم: « لَقِیَ عَبَّادٌ الْبَصْرِیُّ عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ ص فِی طَرِیقِ مَکَّةَ فَقَالَ لَهُ یَا عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ تَرَکْتَ الْجِهَادَ وَ صُعُوبَتَهُ وَ أَقْبَلْتَ عَلَى الْحَجِّ وَ لِینَتِهِ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِیلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفى‏ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بایَعْتُمْ بِهِ وَ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ فَقَالَ لَهُ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع أَتِمَّ الْآیَةَ فَقَالَ التَّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاکِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّاهُونَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ فَقَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع إِذَا رَأَیْنَا هَؤُلَاءِ الَّذِینَ هَذِهِ صِفَتُهُمْ فَالْجِهَادُ مَعَهُمْ أَفْضَلُ مِنَ الْحَجِّ».[4]

وجه استدلال به اینکه از این روایت اذن عصر غیبت فهمدیه می شود، ضمر نمعهم» و این صفات و اطلاق آن استفاده می شود که این صفات اعم از معصوم است. و می فرماید اگر چنین کسانی یافت شدند، جهاد تحت فرماندهی آنان، از حج بهتر است. یعنی در عصر غیبت اگر فقیهی پیدا شد که مبسوط الید بود و می توان فرمان جهاد بدهد و اهل این ویژگی ها باشد، جهاد جایز است.

دو درس از روایت

نکته غیر فقهی که از این روایت استفاده می شود ادب بی نظیر امام سجاد(ع) با مخالفان است. این آقا آمده به امام طعنه بزند. طعنه نیز روشن است. «تَرَکْتَ الْجِهَادَ وَ صُعُوبَتَهُ وَ أَقْبَلْتَ عَلَى الْحَجِّ وَ لِینَتِهِ» نوعی مذمت امام است. اما حضرت در مقابل این مذمت، او را مذمت نکرد. سلبی برخورد نکرد. برخورد ایجابی بود. فرمود بقیه آیه را بخوان! یعنی نحوه استدلالی که خود عباد داشت، امام به خودش برگرداند. و این یکی از شیوه های مهم مجادله با خصم در مناظرات است. قاعده ای که می گوید از زبان شما و سخن شما، خودت را محکوم می کنم. این آیه خواند، امام فرمود ادامه بده! حضرت نیز طعنه نزد، حکم جهاد را بیان فرمود: «إِذَا رَأَیْنَا هَؤُلَاءِ الَّذِینَ هَذِهِ صِفَتُهُمْ فَالْجِهَادُ مَعَهُمْ أَفْضَلُ مِنَ الْحَجِّ»[5] هم به کنایه علیه جائرین مطلبی فرمود. هم حکم جهاد را بیان کرد هم با متانت و ادب و اختصار. در مجادله و استنباط از قرآن استفاده فرمود.

مطلب غیر فقهی دیگر، اینکه امام شرایط زمان خود را بیان می کند که ما مقبوض الید هستیم. می خواهیم جهاد کنیم، اما با چه کسی؟ چه کسی در کنار ماست؟ ما هم در انتظار جهاد و مجاهدان هستیم. نوعی انتظار را در این روایت می توان برداشت کرد. آنجا که می فرماید: «إِذَا رَأَیْنَا هَؤُلَاءِ الَّذِینَ هَذِهِ صِفَتُهُمْ فَالْجِهَادُ مَعَهُمْ أَفْضَلُ مِنَ الْحَجِّ». نوعی آرزو و نگاه به اینده و عشق به جهاد و مجاهدان در فرمایش حضرت وجود دارد. از این روایت استفاده می شود امام سجاد(ع)، منتظر آینده ای هم هست که در آن مجاهدان اسلام ظهور و بروز کنند و با دشمنان اسلام بجنگند. لذا جزو ادعیه امام سجاد(ع) دعای برای اهل ثغور است. این دعا نیز ممکن است ناظر به قضیه خارجیه و دوران بنی امیه و عبد الملک مروان نباشد. بلکه اهل ثغور به طور مطلق. و این اهمیت جهاد و شهادت را در فرهنگ امام سجاد(ع) می رساند و این روایت قرینه ای است بر اینکه دعای اهل ثغور بالقضیه الخارجیه نبوده است. «إِذَا رَأَیْنَا هَؤُلَاءِ الَّذِینَ هَذِهِ صِفَتُهُمْ فَالْجِهَادُ مَعَهُمْ أَفْضَلُ مِنَ الْحَجِّ».

نکته غیر فقهی دیگر از این روایت، اینکه چون جهاد فی سبیل الله است، این همه اجر و ثوابی که برای جهاد گذاشته شده، به دلیل صفات باطنی مجاهدان و رهبران جهاد است. اخلاق جهاد نیز باید محقق شود. اخلاق جهاد نیز خداگرایی است نه شخص گرایی. توحید و خداپرستی است نه هواپرستی. نشر بندگی خدا نه نشر استعمار و استبداد و امپریالسیم. لذا ویژگی اصلی این مجاهدان این است: «التَّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاکِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّاهُونَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنینَ» (توبه/ 112) مجاهد همیشه حساب نفس می کند. اهل بندگی خداست. اهل حمد است و.... مانند این آیه که می فرماید: «وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لکِنَّ اللَّهَ رَمى‏»(انفال/ 17). اهل روزه و سیاحتند. اهل رکوع و سجود هستند و در مقابل خدا ذلیل هستند. می خواهند امر به معروف و نهی از منکر محقق شود و حدود الهی گسترش یابد. این اشاره به اخلاق مجاهدان و فلسفه جهاد دو فداکاری در راه خداست.

روایت چهارم در جلسه بعد...

پایان جلسه نود و چهارم

***

 


[1] . الکافی، ج5 ، ص22  - وسائل‏الشیعة ، ج15، ص 46.

[2] . الکافی، ج5 ، ص22  - وسائل‏الشیعة ، ج15، ص 46.

[3] . الکافی، ج5 ، ص22  - وسائل‏الشیعة ، ج15، ص 46.

[4] . الکافی، ج 5 ، ص 22 - وسائل‏الشیعة، ج 15، ص 46  - الاحتجاج، ج2 ، ص315 – تفسیرالقمی، ج 1، ص 306.

[5] . الکافی، ج5 ، ص22  - وسائل‏الشیعة ، ج15، ص 46.

120/907/د

مقرر: قطبی


کد خبرنگار : 42


ارسال به:         whatsapp telegram  

ارسال نظر




chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.