آیت الله کعبی/جهاد
کد خبر : 9229
پنجشنبه 22 شهريور 1397 - 14:12

آیت الله کعبی/ جلسه 93

جهاد| دلالت روایت علی بن ابراهیم بر مطلق جهاد اعم از دفاعی و ابتدایی است

وسائل- برخی علما ذکر کرده اند که سیوف ذکر شده روایت علی بن ابراهیم ممکن است مخصوص جهاد دفاعی باشد یعنی اگر مشرکین یا اهل ذمه بر مسلمانان هجوم کنند، آن زمان جهاد دفاعی واجب می شود، نه جهاد ابتدایی. و منظور از «شاهره»، یعنی اینکه در دفاع، باید برافراشته شود اما جواب روشن است که حدیث عام است و غیر مخصص و وجهی برای تخصیص آن به دفاع وجود ندارد.

امنیت اسلامی/ جهاد و دفاع

جهاد| دلالت روایت علی بن ابراهیم بر مطلق جهاد اعم از دفاعی و ابتدایی است

به گزارش خبرنگار وسائل؛ آیت الله عباس کعبی عضو مجلس خبرگان رهبری در نود و سومین جلسه درس خارج فقه جهاد که در موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) به تاریخ شنبه دوم اردیبهشت ماه 1396 برگزار شد در ادامه بررسی ابعاد و حکم جهاد ابتدایی در عصر غیبت به تبیین دیدگاه های موافق وجوب جهاد ابتدایی در عصر غیبت پرداخت و به بررسی روایات دوم و سوم  دال بر وجوب جهاد تا زمان حضور کفار پرداخت.

آیت الله کعبی در جلسه  گذشته عنوان کرد: جهاد با کفار واجب است مگر اینکه از بین بروند و فتح برای مسلمانان حاصل شود. کفار نیز نابود نمی شوند مگر اینکه اسلام جهانی شوند. چون هرچقدر گستره دارالاسلام بیشتر شود، باز کفار و دولت طاغوتی وجود دارد که هم مرز اسلام محسوب می شود. این دار الاسلام باید به قدری توسعه یابد تا اینکه جهان از لوث شرک و کفر پاک شود.

 

مشروح این جلسه را می توانید در ذیل ملاحظه بفرمایید

بسم الله الرحمن الرحیم

جهاد ابتدایی 25

القائلون بوجوب الجهاد الابتدایی فی عصر الغیبه 9

بحث پیرامون روایت دوم معروف به روایت اسیاف بود. این روایت اختلاف نسخه دارد.

چون علی بن ابراهیم عن ابیه و علی بن محمد القاسانی جمیعا عن القاسم بن محمد عن سلیمان بن داود منقری عن حفص بن غیاث مثله روایت کرده اند و علی بن ابراهیم در تفسیرش[1] عن ابیه عن قاسم بن محمد مثله و صدوق نیز در «خصال»[2] عن ابیه عن سعد بن عبد الله عن قاسم بن محمد و حر عاملی(ره) نیز در «وسایل الشیعه»[3] از «کافی»[4] نقل کرده و بعضی از این حدیث را شیخ نوری(ره) در «مستدرک» از «تفسیر عیاشی»[5] آورده است.

گفته شد که این سند را می توان بر اساس نظریه استبدال سند درست کنیم چون بیش از یک سند دارد.

بررسی دلالی

اما از نظر بحث دلالی، وجه استدلال را بیان کردیم که شمشیر، کنایه از جهاد قتالی است. اینکه در حدیث می فرماید سه تای از آن شاهر است، یعنی سه جهاد تا روز قیامت باقی است و از بین نمی رود. «ثَلَاثَةٌ مِنْهَا شَاهِرَة»[6] «شاهر» یعنی از غلاف کشیده شده است. این سیوف یکی علی المشرکین و یکی سیف علی اهل الذمه که فرقی نمی کند مشرکین نیز عرب باشند یا عجم. به چه خصوصیاتی آن را جدا کردند، باید گفت اولا جهاد خاص جزیره العرب نیست. ثانیا خاص خارج از جزیره العرب نیست. هر کس عنوان مشرک پیدا کند، قتالش واجب است. اینکه حضرت فرمود: «حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَ»، یعنی الی انتهی الحروب و الی تنتهی الا بظهور الحجه.

اما سیف چهارم که سیف بغات است، مخصوص معصوم است. مانند امیرالمومنین(ع). سیف پنجم نیز «السَّیْفُ الْمَغْمُودُ» یعنی در غلاف است. سپس حضرت توضیح داد که مراد از سیف در غلاف، قصاص است که حکمش با ماست. لذا الان در جمهوری اسلامی نیز بعد از همه مراتب سر چوبه دار اولیای دم می گویند ما عفو کردیم. اما حدیث می فرماید: « فَهَذِهِ السُّیُوفُ الَّتِی بَعَثَ اللَّهُ بِهَا مُحَمَّداً ص فَمَنْ جَحَدَهَا أَوْ جَحَدَ وَاحِداً مِنْهَا أَوْ شَیْئاً مِنْ سِیَرِهَا أَوْ أَحْکَامِهَا فَقَدْ کَفَرَ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ ص» این صریح در جواز جهاد است. یعنی حکمش دائم است و منکر به حکم جهاد، یعنی کفر به انزل الله علی محمد. و این حکمش دائم است بدون اختصاص به حضور ائمه(ع). سیف بغی مخصوص حضور امام(ع) است. به قرینه سیوف ثلاثه می فهمیم آنها واجب است.

اشکال به دلالت حدیث

علامه مجلسی(ره) در «ملاذ الاخیرا» و «مرآت العقول»، از این سیوف ثلاثه و قتال کفار، در زمان غیبت استفاده جواز کرده است. و اینکه این سیوف ثلاثه مقابل سیف مکفوفه و سیف بغی است، یکی از شواهد در مقابل این سیوف گذاشته شده و علامه احتمال داده که از این روایت استفاده جواز می شود. چون سه سیف آن شاهر است. مطلق هم آمده است و روایت خیلی صریح است. اما باز علامه مجلسی چند احتمال دیگر را نیز ذکر کرده است. و ما آن را تحت عنوان اعتراض بر دلالت حدیث ذکر می کنیم.

اشکال اول: علامه مجلسی می فرماید: ممکن است این سیوف مخصوص باشد که اگر مشرکین یا اهل ذمه بر مسلمانان هجوم کنند، آن زمان جهاد دفاعی واجب می شود، نه جهاد ابتدایی. و منظور از «شاهره»، یعنی اینکه در دفاع، باید برافراشته شود.

جواب روشن است که حدیث عام است و غیر مخصص. وجهی برای تخصیص آن به دفاع نیست. خصوصا آیات منصوصه دال بر جهاد ابتدایی است و نکته ای هم که در این حدیث اسیاف آمده، «فَلَا تُغْمَدُ حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا وَ لَنْ تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ مِنْ مَغْرِبِهَا» نمی توان گفت جهاد ابتدایی حکمش الی یوم القیامه است و جهاد در اطلاق آن به جهاد ابتدایی انصراف دارد نه جهاد دفاعی.

اگر منظور هم اخبار غیبی به وقوع جهاد ابتدایی حتی اگر غیر جایز باشد، ممکن است گفته شود درست است که سه سیف آن شاهر است، و جهاد ابتدایی بخواهیم نخواهیم توسط حکومت های جائر واقعه می شود. این نیز درست نیست. چون ذیل حدیث می فرماید: حکم تکلیفی اش وجوب است. این نمی خواهد به حکم غیبی اشاره کند. استفاده از ذیل حدیث این است که حکم شرعی بیان می کند.

اشکال دوم: آیت الله مومن در «رساله حول الجهاد الابتدایی» می فرماید: ««و ظاهر بعثه صلى الله علیه و آله و سلم بهذه السیوف الخمسة انّ أمر جمیعها حکماً و سلًاّ موکول إلیه صلى الله علیه و آله و سلم، و قوله علیه السلام فی أمر السیف الخامس: «سلّه إلى غیرنا و حکمه إلینا» تأکید لذاک الظهور بالنسبة إلى السیوف الأربعة الاخر و استثناء للسیف الخامس عن الباقی فی مجرد سلّه»[7]. می خواهد بگوید یکی از این شمشیرهای پنجگانه، مربوط به ائمه(ع) است. بحث «سَل» و حکم الی المعصوم(ع) و بقیه می خواهد بگوید حکما و سلا موکول به پیامبر است(ع). یعنی آن سه سیف شاهر باید به اذن رسول الله باشد. سپس می فرماید: «و بالجملة فظاهره القریب من الصریح: انّ أمر سلّ هذه السیوف الأربعة إلى رسول اللّٰه و إلیهم علیهم السلام فلا یجوز سلّ شی‌ء منها إلّا باذن منهم علیهم السلام و هو عبارة اخرى عن عدم جواز الجهاد إلّا بإذنهم علیهم السلام»»

یعنی ممکن است کسی بگوید سه شمشیر تا روز قیامت باقی است. اما چه کسی آن را می کشد؟ یا رسول الله(ص)، یا امام(ع) یا کسی که ماذون باشد. جوابی که آیت الله مومن می دهند این است که: «بأنّ المراد من کون سلّ السیوف الأربعة إلیهم لیس إلى أشخاصهم بما هم معصومون بل بما هم أئمة الدولة الإسلامیة، فلو قام الدلیل المعتبر على ولایة الفقیه کانت النتیجة سلّها بإذن منه أیضاً، فسلّها موکول إلى قائد الدولة الإسلامیة حقاً معصوماً کان أو غیر معصوم.» کشیدن این سیوف که به عهده آنهاست، چون رهبر نظام اسلامی هستند. اگر دلیل معتبری مانند ولایت فقیه داشته باشیم، نشان می دهد که کشیدن این شمشیر جهاد ابتدایی نیز به اذن ائمه(ع) است.

به نظر ما از نظر نتیجه با ایشان یکی هستیم. که جهاد در عصر غیبت جایز یا واجب است. اما نحوه برداشت از حدیث را حرف داریم. اینکه در حدیث در مورد شمشیر قصاص فرموده «سَلُّهُ إِلَى غَیْرِنَا وَ حُکْمُهُ إِلَیْنَا»، بیانی است برای شمشیری که در غلاف است. برای رفع توهم اینکه بعضی ممکن است فکر کنند قصاص حرام است یا اینکه جایز است بدون حکم امام(ع)، روایت می گوید: قصاص جاری است الی یوم القیامه اما با حکم امام(ع). امام یعنی کسی که حکم به او واگذار شده است مانند قاضی شرع. اما لفظ شاهر، چنین توهمی ندارد. شمشیر کشیده شده، معنایش روشن است و نیاز به قرینه ندارد. البته کشیدن شمشیر مربوط به ائمه(ع) است و در بحث جهاد ابتدایی، بارزترین مصداق همین است که اتمام شمشیر را بکشد و زیر پرچم امام(ع) باشد. اما در این روایت قرینه ای نیست که بگوییم این شمشیرها شاهرند اگر امام اذن بدهند! کجا آمده است؟ از این بابت علامه مجلسی(ره) احتمال داد که «و یمکن حمله على أن المراد أنه یجب أن یقتل بحکمنا فی القصاص و لا یتعداه، فلا یتوقف على حضورهم علیهم السلام بعد معلومیة حکمهم. لکنه بعید، و لا بد من تکلف تام فی المغمود أیضا».[8]  حکم قصاص باید به اذن ائمه(ع) باشد. روایت بیش از این نمی گوید. بنابراین نمی شود از قرینه مقابله استفاده کنیم که شمشیرهای کشیده شده، فقط شمشیر رسول الله(ص) و امام معصوم(ع) باشد.

خلاصه آنکه جواز کشیدنت شمشیر شاهر، به وجه مشرکین که پیامبر برای هدایت آنها مبعوث شده، و حضرتش برای این سه شمشیر مبعوث شده، تفاوتی نمی کند که در زمان رسول الله(ص) باشد یا در زمان امام معصوم(ع) یا عصر غیبت.

ممکن است کسی منکر این سه شمشیر باشد و بگوید معنا ندارد الی یوم القیامه باشد. البته کشیدن این شمشیرها باید بر طبق ضوابط شرعی باشد. ضوابط آن نیز روشن است. زیر پرچم جائر نباشد. بنابراین نیاز به این تکلف نیست که آیت الله مومن فرمودند که همین که در راس دولت ولی فقیه باشد، کافی است و بخواهند مقابله ای درست کنند. در حالی ه ما نیازی به دلیل ولایت فقیه نداریم. از اطلاق سل سیوف سه گانه و شهر شمشیرها استفاده می کنیم که جهاد در عصر غیبت جایز و واجب است.

روایت سوم: فالجهاد افضل من الحج

«عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَقِیَ عَبَّادٌ الْبَصْرِیُّ عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ ص فِی طَرِیقِ مَکَّةَ فَقَالَ لَهُ یَا عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ تَرَکْتَ الْجِهَادَ وَ صُعُوبَتَهُ وَ أَقْبَلْتَ عَلَى الْحَجِّ وَ لِینَتِهِ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِیلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفى‏ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بایَعْتُمْ بِهِ وَ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ فَقَالَ لَهُ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع أَتِمَّ الْآیَةَ فَقَالَ التَّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاکِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّاهُونَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ فَقَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع إِذَا رَأَیْنَا هَؤُلَاءِ الَّذِینَ هَذِهِ صِفَتُهُمْ فَالْجِهَادُ مَعَهُمْ أَفْضَلُ مِنَ الْحَجِّ»[9]

عباد بصری امام سجاد(ع) را در راه مکه دید. البته خودش زاهد بوده و خواسته کنایه ای به امام بزند. گفت جهاد را به خاطر سختی اش ترک کرده ای و حج را که آسان است انتخاب کرده ای؟ سپس آیه جهاد خواند. امام فوری فرمود: آیه را تمام کن و ادامه بده. او نیز ادامه داد. حضرت فرمود: زمانی که مجاهدانی را یافتم که عابد و روزه دار و راکع و ساجد و اهل امر به معروف و نهی از منکر و اجرای حدود الهی باشند، آن موقع جهاد همراه آنان افضل از حج خواهد بود.

یعنی در زمان امام(ع)، پرچم دار جهاد جائران بودند. پس اگر پرچم دار چهاد مومن صالح دارای این ویژگی ها باشد، آن موقع جهاد واجب می شود. از نحوه استدلال می فهمیم که حضرت جهاد را مقید به وجود معصوم نکرده است. بلکه می فرماید اگر چنین کسانی بودند، ما حاضر به جهادیم. اما کسانی که الان جهاد می کنند ،جائر و ظالمند و نمی توان با آنها جهاد رفت. مانند داستان مسلمانان پیرو وهابیت که از سراسر جهان می آیند و زیر پرچم داعش جهاد می کنند! همین که بفهمد که اینها ظالم و آدم کش و کودک کش هستند، باید بفهمند که جهاد در کنار اینها جایز نیست و باطل است.

شیخ طوسی(ره) در تهذیب نیز شبیه این روایت را نقل کرده است: «َ تَرَکْتَ الْجِهَادَ فَوَجَدْتَ الْحَجَّ أَلْیَنَ عَلَیْکَ وَ اللَّهُ یَقُولُ إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ الْآیَةَ قَالَ فَقَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع اقْرَأْ مَا بَعْدَهَا قَالَ فَقَرَأَ التَّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ إِلَى قَوْلِهِ وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ قَالَ فَقَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع إِذَا ظَهَرَ هَؤُلَاءِ لَمْ نُؤْثِرْ عَلَى الْجِهَادِ شَیْئاً»[10] اگر کسان دیگری بیایند که این خصوصیات را داشته باشند، ما چیزی را بر امر جهاد مقدم نمی کنیم.

شیخ نوری(ره) نیز در «مستدرک» به نقل از قاضی نعمان در «دعائم الاسلام» : «أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِیلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفى‏ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بایَعْتُمْ بِهِ وَ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ أَ هَذَا لِکُلِّ مَنْ جَاهَدَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْ لِقَوْمٍ دُونَ قَوْمٍ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ع إِنَّهُ لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَةُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص سَأَلَهُ بَعْضُ أَصْحَابِهِ عَنْ هَذَا فَلَمْ یُجِبْهُ فَأَنْزَلَ اللَّهُ بِعَقِبِ ذَلِکَ التَّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاکِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّاهُونَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ فَأَبَانَ [اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ‏] بِهَذَا صِفَةَ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ اشْتَرَى مِنْهُمْ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوَالَهُمْ فَمَنْ أَرَادَ الْجَنَّةَ فَلْیُجَاهِدْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ عَلَى هَذِهِ الشَّرَائِطِ وَ إِلَّا فَهُوَ مِنْ جُمْلَةِ مَنْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَنْصُرُ اللَّهُ هَذَا الدِّینَ بِأَقْوَامٍ لَا خَلَاقَ لَهُمْ».[11]

          کسی که بهشت می خواهد این خصوصیات را داشته باشد و جهاد کند. یعنی مجاهد باید خصوصیات جهاد را داشته باشد والا مجاهد نیست. پس اگر مجاهد و کسانی که به جهاد دعوت می کنند، این خصوصیات را داشته باشند در عصر غیبت جایز است یا نیست؟ جایز است.

احکام شرعی نیز به نحو قضایای حقیقه نازل می شود نه قضیه خارجیه. به نحو قضیه خارجیه جهاد در زمان امام سجاد(ع) حرام بود، چون پرچم دار آن حکومت جائر بود. اما به نحو قضیه حقیقیه اگر زمانی پیش بیاید که کسانی این ویژگی های جهاد را محقق کنند، ولو امام معصوم(ع) نباشد، حکم وجوب جهاد برداشته نمی شود.

بحث سندی

سند کافی،[12] معتبر است و رجال سند را قبلا نیز بحث کردیم. سند تهذیب، مرسل است و در طریق آن نیز ابوطاهر وراق هست که مجهول است. منظور از وراق، نشر کتاب بود که وراقین می گفتند. مجهول است «کما أنّ طریق الشیخ إلى کتاب الحسن بن موسى الخشّاب و إلى کتاب ربیع بن سلیمان الخزّاز ضعیف.»

سند سوم، مربوط به «دعائم االاسلام» است که کتاب معتب ردولت فاطمی ها در مصر بود و اسماعیلی های آن زمان به این کتاب عمل می کنند. من دیداری با اسماعیلی ها داشتم و به آنها گفتم که این کتاب را کتابخانه آقای مرعشی(ره) چاپ کرده است و در مباحث فقهی از آن روایت نقل می کنیم. آنها خیلی تعجب کردند. به هر حال این کتاب مربوط به النعمان بن محمّد القاضی است که از بزرگان اسماعیلیه است.

سید بحر العلوم (ره) در رجالش می نویسد: «کتاب دعائم الإسلام کتاب حسن جید، یصدق ما قیل فیه» مرحوم صاحب جواهر (ره) فی مسألة من فاتته صلوات متعددة بأنّ دعائم الإسلام مطعون فیه و فی صاحبه، و قال السید الخوئی رحمه الله فی معجم رجاله: الرجل مجهول الحال و على تقدیر ثبوت کونه من الإمامیّة و حسن الحال فکتابه دعائم الإسلام غیر معتبر لأنّ روایاته کلها مرسلة.

حاصل اینکه اگر دعائم الاسلام وثاقتش درست شود، در زمان ائمه نبوده و روایاتش از مراسیل است. مرسل است نه مسند. فایده ای ندارد مگر به عنوان تایید و تاکیدی بر روایات دیگر. مگر در مورد خاصی که مرسل بودن به شهرت عملیه جبران شود.

ابتدای کتاب نیز گفته است از سند صحیح نقل کرده ام. که کلام دعائم الاسلام به خودی خود کافی نیست.

بررسی دلالی در جلسه آینده انشاء الله.

پایان جلسه نود و سوم

***


[1] . تفسیرالقمی، ج2، ص320.

[2] . الخصال، ج1 ، ص274.

[3] . وسائل‏الشیعة، ج15، ص 25.

[4] . الکافی، ج5 ، ص 10.

[5] . تفسیرالعیاشی، ج1 ، ص385.

[6] تهذیب‏الأحکام، ج6 ، ص136 - وسائل‏الشیعة، ج15، ص25.

[7] . مجلة فقه أهل البیت علیهم السلام (بالعربیة)؛ ج‌33، ص:  175 به نقل از: المقالات و الرسالات ج46، ص28- 29،رسالة حول الجهاد الابتدائی.

[8] . ملاذ الأخیار فی فهم تهذیب الأخبار؛ ج‌9، ص: 362.

[9] . الکافی، ج 5 ، ص 22 - وسائل‏الشیعة، ج 15، ص 46  - الاحتجاج، ج2 ، ص315 – تفسیرالقمی، ج 1، ص 306.

[10] . تهذیب‏الأحکام، ج 6، ص 134.

[11] . مستدرک‏الوسائل، ج11، ص15.

[12] . الکافی، ج5 ، ص22:عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع)

120/907/د

مقرر: قطبی


کد خبرنگار : 42


ارسال به:         whatsapp telegram  

ارسال نظر




chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.