کد خبر : 9212
شنبه 17 شهريور 1397 - 16:05

گزارشی از نشست فلسفه اسلامی و علوم انسانی اسلامی ؛

کاربست فلسفه اسلامی تنها در تولید علوم اجتماعی اسلامی است

وسائل ـ رئیس مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه اسلامی با اشاره به تاثیرات مستقیم و غیرمستقیم مبانی و اصول ایدئولوژی بر فعالیت‌های علوم اجتماعی، عنوان کرد: فلسفه اسلامی شامل بخش‌هایی همچون هستی‌شناسی ‌عام، نفس، عالم معرفت و… است که این مباحث ساختار اصلی حکمت اسلامی را تشکیل می‌دهد و بحث‌های معرفت شناسی و فلسفه اخلاق هم از این معارف قابل استخراج است.

کاربست فلسفه اسلامی تنها در تولید علوم اجتماعی اسلامی است

به گزارش پایگاه وسائل، نشست «فلسفه اسلامی و علوم انسانی اسلامی» پنج شنبه ۱۵ شهریورماه در بنیاد پژوهشهای آستان قدس رضوی در جوار حرم رضوی(ع) به همت دبیرخانه دائمی کنگره بین‌المللی علوم انسانی اسلامی با حضور اساتید منتخب علوم انسانی و فلسفه اسلامی برگزار شد.
براساس این گزارش، در ابتدا مجری نشست،عطاء الله رفیعی آتانی، رئیس دبیرخانه دائمی کنگره بین المللی علوم انسانی اسلامی اظهار داشت: علوم انسانی مجموعه‌ای است که مسئولیت ذاتی تبیین، تفسیر، پیش‌بینی، توصیه و تجویز و همچنین کمک به مدیریت و کنترل پدیده‌های علوم اجتماعی انسانی را بر عهده دارد.
وی با بیان اینکه نیاز به بازخوانی دستگاه فلسفی داریم، مطرح کرد: بازخوانی فلسفه اسلامی، مبانی علوم انسانی اسلامی را شکل می‌دهد و به ما کمک می‌کند تا براساس آن زندگی خود را سامان بخشیم.

در ادامه حجت الاسلام علی مصباح، دانشیار موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در این نشست یادآور شد: پذیرش علوم انسانی دستوری مستلزم پذیرش اصل علیت در علوم انسانی اسلامی است و بدون آن اصلاح رفتارهای مردم و جامعه بی معنا خواهد بود.

همچنین حجت‌الاسلام عبدالحسین خسروپناه رئیس مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران به نسبت انسان‌شناسی اسلامی و حکمی اسلامی با اومانیسم اشاره و عنوان کرد: ما انسانِ برای خدا و اصالت دنیای دین‌مدار و اصالت عقل و وحی را قائلیم. حتی عقل را هم عقل وحیانی می‌دانیم و عقل در مفاهیم دینی ما معنای وسیع تری دارد، اما باور اومانیسم این‌ گونه نیست.

وی بیان کرد: ما معتقد به تقدم معرفت به ایمان هستیم. عقل با وحی بلوغ می‌یابد و هستی شناسی خاص نیز تغییر ماهوی پیدا می‌کند. فلسفه اسلامی می‌تواند بر مباحث مبنایی تاثیر بگذارد. ما اصالت آزادی و امنیت برای عدالت را قائلیم و این از حکمت اسلامی قابل استخراج است.

حجت الاسلام خسروپناه، با طرح این سؤال که آیا فلسفه اسلامی روش تبیینی و روش انتقادی را تایید می‌کند؟ اضافه کرد: فلسفه اسلامی روش تبیینی و روش انتقادی را تایید نکرده بلکه با حکمت اسلامی می توان به روش حکمی اجتهادی رسید و حکمت اسلامی باید وارد شود تا مبادی جدید تولید کند.

در ادامه حجت الاسلام پارسانیا، استاد دانشگاه تهران در نشست فلسفه اسلامی و علوم انسانی اسلامی گفت: تقسیم‌بندی‌های مربوط به علوم متأثر از بنیان‌های نظری مربوط به خود است و ساماندهی دانش در جامعه ما مبتنی بر تقسیم‌بندی‌های مدرن علم به گونه‌ای ناخودآگاه، مجرای تحکیم بنیان‌های معرفتی این جهان و حذف مبانی نظری تاریخی ما خواهد شد.

وی به طبقه‌بندی علوم بر اساس تمایز میان علوم انسانی و علوم اجتماعی اشاره و خاطر نشان کرد: حیات انسانیات موضوعی بود که نو کانتی‌ها به آن توجه داشتند. نتیجه آن ادامه کار بر تفکیک علوم به لحاظ موضوع بود. موضوع علوم انسانی با سایر علوم متفاوت است و این مبحث دیدنی نیست بلکه فهمیدنی است. یعنی کنش است و با بقیه فرق دارد. این بود که تفکیکی بین علوم طبیعی با علوم اجتماعی به وجود آمد.

استاد دانشگاه تهران افزود: با طبقه‌بندی علوم طبیعی-  اجتماعی- انسان‌شناسی و علوم پایه و کاربردی، علوم چهارگانه شکل می گیرد  که نظام آموزشی ما بر اساس همین تقسیم بندی به وجود آمده است.

وی بیان کرد: حوادثی که در حوزه فلسفه علم رخ داد معلوم شد که علم ساختار درونی‌اش معلوم نیست. از این رو رویکرد تفهمی رویکرد تفسیری را از بین برد.

حجت الاسلام پارسانیا با بیان اینکه فرهنگ، مادر علوم و دانش هم هست، گفت: از این منظر تقسیم‌بندی علم باید قاره‌ای باشد و در حال حاضر این تقسیم‌بندی در حال رواج است.

وی اضافه کرد: در جهان اسلام به خاطر مسائلی که داریم مدل تقسیم‌بندی به مبانی بر می‌گردد. فارابی تقسیم‌بندی منسجمی دارد و کلام را در علم مدنی می‌برد و همچنین علم انسانی که موضوعش انسان است را حکمت مدنی و فقه و علوم نقلی را هم در همین تقسیم بندی می‌داند.

حجت‌الاسلام والمسلمین قاسم ترخان، مدیر گروه کلام و دین‌پژوهی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی نیز اظهار کرد: ما مسلمانان باید الگوی مبتنی بر مبانی و منطق علمی پذیرفته خویش را طراحی و ارائه کنیم؛ زیرا رویکرد «الحادی» و مادی به هستی، همچنین نگرش «شکّاکانه» و «نسبی‌انگارانه» به معرفت و نیز نگاه «اومانیستی» و «زیست‌شناختی» و فیزیکال به انسان و نگاه «پوزیتیویستی» و تجربه‌بسند به علم، که همگی روی‌آوردهای شایع و مسلّط روزگار ما در عرصه فلسفه، معرفت‌شناسی و علم هستند، مجالی برای درج علوم الهی و عقلی، در طبقه‌بندی علوم باقی نمی‌گذارد. اصولاً الگوهای طبقه‌بندی علوم، همواره به‌جای آنکه پسینی باشند، پیشینی‌اند.
حجت الاسلام والمسلمین علی امینی نژاد، استاد فلسفه اسلامی نیز گفت: تعبیر علوم دینی تعبیر رسا و دقیقی نیست و اگر از منظر ارتباط علوم با دین بحث کنیم با سه طیف روبرو هستیم؛ علومی که مبتنی و برآمده از دین است، علومی که انتساب با دین دارد ولی مبتنی و منتهی به دین می شود و علومی که منتسب به دین است اما منتهی به دین نمی‌شود.

این محقق مبانی، تعیین قلمرو جغرافیا، اهداف، روش‌ها، گزاره‌ها و داوری در خصوص مسایل دانش دین بنیان را در شکوفایی و تکمیل علوم تاثیرگذار دانست و گفت: شکل‌گیری دانش‌های دین بنیان از طریق سبک برون دینی و درون دینی محقق می‌شود که اعتبار خود را از راه استناد به دین دریافت می‌کند.

حجت الاسلام والمسلمین رضا غلامی، رئیس مرکز پژوهشهای علوم انسانی اسلامی صدرا، گفت: میراث گرانقدر فلسفه اسلامی، با همه تنوع و تکثری که می‌توان در نحله ها و مشربهای اصلی و فرعی آن جستجو کرد، همواره مهمترین نقطه اتکاء علوم انسانی اسلامی محسوب می شود. وی افزود: هر قدر کارکرد علوم انسانی اسلامی از قلمرو محدود و انحصاری توسعه و بهبود کیفیت زندگی دنیوی، آن هم در چارچوب محاسبات مادی خارج شود، و این علوم رسالت خود را در ارتقاء و کمال بخشی زیست فردی و جمعی انسان در مسیر نظام أحسن خلقت و معنادار کردن حیات انسان معین کند، نقش آفرینی فلسفه اسلامی در ساخت و رشددهی به علوم انسانی اسلامی اهمیت بیشتری پیدا می کند
حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی عبدالهی، عضو هیئت علمی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران به موضوعاتی همچون چیستی و ضرورت فلسفه کنش، پژوهش عقلانی درباره کنش آدمی، اهمیت فلسفه کنش برای فلسفه علوم انسانی، اشاره کرد و گفت: تبیین کارآمد رفتار انسانی یا باید از مفهوم عمل بهره ببرد و ارتباط آن را با انگیزه و شناخت انسانی روشن کند و یا اینکه نشان دهد رفتار انسان را می‌توان مستقل از چنین مفاهیمی تبیین کرد. نه تنها موضوع بلکه به تبع آن روش این علوم نیز به بحث تعریف و تبیین عمل بستگی دارد.

آیت‌الله غلامرضا فیاضی، رئیس هیئت مدیره مجمع عالی حکمت اسلامی نیز در حاشیه نشست گفت: علوم انسانی از دو جهت نمی تواند یقینی باشد: اول اینکه ما نمی توانیم همه عوامل را کشف کنیم. دوم اینکه اگر بر فرض همه عوامل را کشف کرده باشیم، در برابر اینکه انسان مختار است چگونه می توان پیش بینی کرد چه تصمیمی می گیرد. مختار بودن انسان به این معناست که اگر در شرایطی از او دعوت می شود که کاری را انجام دهد، می تواند انجام ندهد. آزادی عمل در انسان باعث می شود با کشف همه عوامل واقعی، هرگز نتوان گفت که در آینده چه تصمیمی می گیرد.

اگر ادعا شود که علوم انسانی یقینی نیست و یا علوم انسانی یقینی است، باید برای اثبات آن استدلال عقلی آورده شود. این استدلال در معرض خطا قرار دارد اما مانند علم ریاضی خطای آن بسیار کم است.
من از آیت الله جوادی آملی شنیدم که فرمود: «فلسفه ما مبتلا به مُحِبٌّ غَالٍ وَ مُبْغِضٌ قَال‏» است، یعنی کسانی به فلسفه به طور افراطی علاقه داشتند و عده ای به طور افراطی با آن دشمنی می کردند. در حالی که با علم نمی‌توان این گونه برخورد کرد. با علم نباید عاشقانه رفتار کرد. باید با علم طبق گفته امام خمینی(ره) رفتار کرد که فرمود: «وقتی کتابی را مطالعه می کنید باید مبنا را بر غلط بودن آن بگذارید مگر اینکه عقل شما حکم کند که این مساله درست است.» در حالیکه ما در فلسفه اینگونه برخورد نمی کنیم.

اکنون در فضاهای فلسفی همه از ارائه نظریه جدید برآشفته می شوند و تصریح می کنند که ارائه دهنده در پی آسیب به فلسفه است در حالی که این گونه نیست. رشد علم به نقد کردن و ایراد وارد کردن به آن است و امام صادق(ع) هم بر این مساله تاکید داشتند. این گرفتاری است که دامان فلسفه را گرفته است به طوریکه عده ای معتقد بودند کتاب های فلسفی نجس هستند و باید با انبر آنها را بردارند.
چنین اعمال افراط گرایانه ای باعث عدم رشد فلسفه شده است. ما باید سعی کنیم آزادی عمل را که با فعالیت بزرگانی در قم راه افتاده را دنبال کنیم. ما باید برای رشد و توسعه فلسفه تلاش کنیم.
 گفت: بعضی از مسائل علوم انسانی را می توانیم از طریق فلسفه حل کنیم اما همه موضوعات عقلی نیستند که از طریق فلسفه رفع شوند بعضی از مسائل نیازمند مراجعه به نقل هستند.
حجت الاسلام ابوالفضل ساجدی، عضو هیئت علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در این نشست با بررسی مناسبات نظر و عمل در اندیشه فلاسفه ای مانند فارابی، غزالی، ملاصدرا، علامه طباطبایی و ... گفت: فلاسفه برای فاصله معرفت و عمل باید به امور دیگری از جمله رابطه معرفت حصولی و حضوری، مراتب معرفت و تفاوت هر مرتبه با عمل، رابطه معرفت با مفاهیم قریب مانند باور و نگرش و ... نیز توجه کنند.

حسن عبدی، استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) با بیان اینکه حوزه علوم انسانی قلمرو وسیعی از کنش‌ها را در بر می‌گیرد گفت: بر اساس اصول حکمت صدرایی کنش‌گر انسانی همان «نفس» است که دارای توان تفکر و درک امور کلی است؛ نفس انسان حقیقتی است که دارای حرکت جوهری است و پیدایش آن به گونه‌ای است که دارای حدوث جسمانی، استمرار حیات با همراهی جسم و روح و سرانجام بقاء روحانی است.

این کارشناس حوزه فلسفه تصریح کرد: همچنین دیدگاه‌های مختلفی درباره رابطه میان نظر و عمل وجود دارد که سه دیدگاه کلان «تقدم نظر بر عمل»، «تقدم عمل بر نظر»، «دیالکتیک نظر و عمل» در این زمینه شناسایی شده است که  قائلان به دیدگاه تقدم نظر بر عمل نیز سه دسته «تقدمّ نظر بر عمل به صورت مطلق»، «تقدّم نظر بر عمل به صورت مشروط» و «تقدّم نظر بر عمل از حیث ذهنی همراه گسست میان عمل و نظر از حیث تاریخی» را برای این نظریه تفکیک کرده‌اند.

وی با تاکید بر اینکه از منظر حکمت صدرایی هیچ کنشی بدون کاربست قوه شناختی و قوه تحریکی پدید نمی‌آید، اذعان کرد: با توجه به این که عقلانیت کنش‌های انسانی بر پایه سعادت حقیقی ترسیم می‌شود، هر چه شخص در تشخیص عقلانی خود به صواب نزدیک‌تر و قوه تحریکی او با تشخیص عقلانی او هماهنگ‌تر باشد، میزان عقلانیت کنش‌های انسانی او افزون‌تر خواهد بود.

مهدی عاشوری، استادیار فلسفه علم مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران مطرح کرد: بر اساس دیدگاه نوصدرائیان درباره علیت اعدادی تمام پدیده های عالم طبیعت، دچار تعین ناقص هستند و بستار علّی در رابطه علّی میان اشیاء طبیعی وجود ندارد به همین خاطر در تبیین پدیده های طبیعی به طور عام و حیثیت طبیعی پدیده های اجتماعی به طور خاص نمی توان به علل مادی تمسک جست.

ابراهیم دادجو، دانشیار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی نیزعنوان کرد: ذخائر علمی چهل ساله اخیر جریان ذات‌گرایی و واقع‌گرایی جدید می‌تواند در بازسازی واقع‌بینانه فلسفه اسلامی موثر باشد
با اشاره به بازسازی اموری همچون الگوی اسلامی ایرانی و تمدن نوین اسلامی تصریح کرد: فلسفه اسلامی در مقطع فیزیک نسبیت و کوانتوم نیازمند بازسازی بر طبق لوازم فکری فلسفی فیزیک نسبیّت و کوانتوم است و این کار مستلزم شناسایی جریان ذات‌گرایی و واقع‌گرایی جدید و بازسازی آن بر وفق بنیان‌های فلسفه اسلامی است.

وی گفت: با توجه به تقدم علوم طبیعی بر علوم انسانی، فلسفه اسلامی نیازمند آشنایی با علوم طبیعی جدید و لوازم معرفت‌شناختی و روش‌شناختی آن‌ها در معرفت‌شناسی و فلسفه علم هستیم.

دانشیار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی بیان کرد: فلسفه اسلامی هم کار بازسازی خود و هم کار سهیم شدن در پیشبرد سایر علوم و امور را از طریق فلسفه عمومی، معرفت‌شناسی و فلسفه علم، یعنی از طریق مابعدالطبیعه، شناخت و روش شناخت علمی به پیش می‌برد.

دادجو افزود: فلسفه اسلامی، با تعیین رویکرد واقع‌گرایانه‌ای که نسبت به سه ضلع فلسفه عمومی، معرفت‌شناسی و فلسفه علم دارد، به روش عقلی، به فلسفه علوم طبیعی، فلسفه علوم انسانی و فلسفه علوم انسانی اسلامی پرداخته و با تبیین‌ واقع‌گرایانه و عقلانی‌ای که از آن‌ها به دست می‌دهد در پیشبرد آن‌ها سهیم شده و آن‌ها را بنیان‌های روش‌شناختی پیشبرد علوم و امور قرار می‌دهد.

گفتنی است؛ نشست «فلسفه اسلامی و علوم انسانی اسلامی»، پنج شنبه ۱۵ شهریورماه از ساعت ۸ صبح با حضور اساتید و پژوهشگران این عرصه  در بنیاد پژوهش‌های آستان قدس رضوی(ع) در جوار حرم رضوی(ع) برگزار شد و تا ۵ عصر ادامه داشت./825/م


منبع : طلیعه


ارسال به:         whatsapp telegram  

ارسال نظر




chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.