آیت الله کعبی/جهاد
کد خبر : 9169
دوشنبه 12 شهريور 1397 - 13:37

آیت الله کعبی/ جلسه 89

جهاد| وجوب اقتدار جامعه اسلامی مقتضی عدم حرمت جهاد در عصر غیبت است

وسائل- جامعه اسلامی باید مقتدر باشد، نه ضعیف و بر اساس روایات وجوب کسب قدرت نیز استفاده می شود. کسب قدرت هم وجوب نفسی دارد و هم وجوب غیری و تعطیل بردار هم نیست. متوقف بر زمان رسول الله(ص) و معصوم(ع) نیز نیست. منظور از « الْخَیْرُ کُلُّهُ فِی السَّیْفِ» نیز این نیست که اسلام دین شمشیر است؛ بلکه خیریت در سایه قدرت منطور است تا راهی برای تضمین امنیت و پیشرفت علمی و ایمانی و در نهایت تمدن سازی باشد.

امنیت اسلامی/ جهاد و دفاع

جهاد| وجوب اقتدار جامعه اسلامی مقتضی عدم حرمت جهاد در عصر غیبت است

به گزارش خبرنگار وسائل؛ آیت الله عباس کعبی عضو مجلس خبرگان رهبری در هشتاد و هشتمین جلسه درس خارج فقه جهاد که در موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) به تاریخ پنجشنبه بیستم فروردین ماه 1396 برگزار شد در ادامه بررسی ابعاد و حکم جهاد ابتدایی در عصر غیبت به تبیین دیدگاه های موافق وجوب جهاد ابتدایی در عصر غیبت پرداخت و به نقدهای وارده بر اثبات وجوب جهاد در عصر غیبت مبتنی بر عدم امکان تمسک به قاعده عدم اختصاص خطاب به مشافهین پرداخت.

آیت الله کعبی در جلسه  گذشته عنوان کرد: در آیات و روایات و سایر مباحث جهاد، هیچ جا قید عصمت ذکر نشده است. پس حذف شرط عصمت، مفید اطلاق است. چون عرفا مناسب است. مانند اینکه فرض بفرمایید شرط عصمت قیدی در کلام بوده است اما در آیات و روایات حذف شده است.س همین که حذف شده و اصلا متعرض آن نشده اند، این قاعده پیاده می شود: «ما لا یقوله المولا لایریده»

 

مشروح این جلسه را می توانید در ذیل ملاحظه بفرمایید

بسم الله الرحمن الرحیم

جهاد ابتدایی 21

القائلون بوجوب الجهاد الابتدایی فی عصر الغیبه 5

اشکالاتی که به امور پنجگانه مربوط به تعمیم جهاد ابتدایی به عصر غیبت بود، به حالت چهارم اشکالات رسیدیم.

حالت چهارم اشکال اینکه تمسک به قاعده عدم اختصاص خطاب به مشافهین درست نیست و قاعده اشتراک به تکلیف نیز به خاطر وجود خصوصیت قابل تمسک نیست. این اشکال، به دلیل اهتمام قرآن کریم به امر جهاد به طور کلی قابل نقض است. بسیار روشن است که جهاد اختصاص به زمانی دون زمانی نیست؛ بلکه جهاد تا زمانی که شریعت باقی است، باقی است. کسانی که قاعده اشتراک در تکلیف در اینجا نقض شده، باید این خصوصیت را ثابت کنند. اصل در احکام شرعی نیز باید به نحو قضایایی حقیقیه باشد.

اینکه جهاد را به نماز جمعه مثال زدند و گفتند در آیه نماز جمعه، درباره جمعه منعقده می باشد، آیات جهاد نیز چنین است و مربوط به زمان رسول الله(ص) است، تمام نیست و باید گفت: آیه جمعه تصریح دارد که به خاطر خصوصیتی نماز جمعه منعقد است چون ذیل آیه جمعه می فرماید: «وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَیْها وَ تَرَکُوکَ قائِماً قُلْ ما عِنْدَ اللَّهِ خَیْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجارَةِ وَ اللَّهُ خَیْرُ الرَّازِقینَ»[1] که اشاره به نماز جمعه منعقده دارد. چون پیامبر در حال اقغامه نماز جمعه بود، و صدای طبل کاروان تجاری به گوش می رسید. عده ای نماز را ترک کردند و گفتند اگر نرویم، جنس های خوب و مرغوب را از دست می دهیم! این آیه می گوید ترک جایز نیست و نباید فریفته دنیا شوید. شاید این دلیل باشد که منظور از نماز جمعه، منعقده است. در حالی که  در بسیاری از آیات جهاد، خطاب به عنوان مومن و «یا ایها الذین آمنوا» است. ادعای وجود قیدی که در موضوع حکم اخذ شده باشد و قابل انطباق بر طایفه و زمان خاصی باشد، نیازمند دلیل خارجی است و ما دلیلی در این خصوص نداریم. بنابراین به صرف اینکه آیات جهاد در دوران پیامبر(ص) نازل شده، نمی توان از قاعده اشتراک در حکم رفع ید کرد. سایر عبادات نیز همینطور بود. و باید در مورد نماز و روزه و... نیز چنین بگوییم که مخصوص زمان پیامبر(ص) بوده است.

برخی از نحله های صوفیه و متصوفین جدید، ادعا می کنند که همه احکام حتی صوم و صلاه و سایر احکام شریعت، برای پیامبر(ص) به عنوان ولی مطلق و عارف برای هدایت جامعه نیازمند چنین برنامه ای بوده است. اما در زمان ما، ممکن است انسان عارف و کامل، در امتداد مسیر پیامبر باشد و برنامه خودسازی دیگری بدهد و خصوصا انسان کامل و خلیفه الله شدن، منحصر به رسول الله(ص) نیست و به زمان ائمه(ع) امتداد یافته و بعد از ائمه(ع) نیز راه باز است. بنابراین یک ولی کامل و عارف بالله می تواند برنامه خودسازی غیر از آنچه در قرآن آمده، بدهد. چنین ادعایی باعث بطلان شریعت و احکام فقهی است و از مصادیق روشن کفر و ارتداد است. متاسفانه پیش تر اقای سروش در کتاب «تجربه بسط نبوی» و «قبض و بسطئ تئوریک شریعت» و «دانش و ارزش»، چنین ادعاهایی می کرد و لذا یکی از مباحث مطرح در مورد ایشان، اینکه ادعای نبوت جدید و پیامبر جدید است که اخیرا مطرح کرده است. شخصی نیز در حوزه علمیه نیز ادعای درس خارج و اجتهاد و فلسفه و عرفان دارد و کسی هم مانع آن نیست و می گوید «همه آیات قرآن مربوط به زمان پیامبر است و قابل تغییر است حتی آیه اقیموا الصلوه».  این مطلب نه فقه جدید که دین جدید و پیامبر جدید است. چگونه چنین اتفاقی در حوزه علمیه قم چنین درس بدهد و رساله عملیه داشته باشد و بر اساس آن نماز بخوانند. متاسفانه این بدعت ها رخ داده است.

آیات قرآن صریح است که احکام شریعت برای همه زمان ها و مکان هاست: «یَسْتَفْتُونَکَ قُلِ اللَّهُ یُفْتیکُمْ».[2]

یا می فرماید: « ثُمَّ جَعَلْناکَ عَلى‏ شَریعَةٍ مِنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْها وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَ الَّذینَ لا یَعْلَمُونَ»[3] یا می فرماید: « شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ وَ ما وَصَّیْنا بِهِ إِبْراهیمَ وَ مُوسى‏ وَ عیسى‏ أَنْ أَقیمُوا الدِّینَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فیهِ کَبُرَ عَلَى الْمُشْرِکینَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ اللَّهُ یَجْتَبی‏ إِلَیْهِ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدی إِلَیْهِ مَنْ یُنیبُ»[4]  از نوح تا خاتم شریعت وجود دارد و از بین نرفته است. ائمه(ع) نیز این شریعت را بیان کردند و شریعت جدیدی نیاوردند. آنان سنت رسول الله(ص) را احیاء کردند که اینکه سنت جدیدی اورده باشند. مبیّن سنت رسول الله(ع) بودند؛ یا به علم خدا و الهام الهی یا به ذکر حدیث از رسول الله(ص).

اینکه صرفا شریعت در معاصرت با رسول الله(ع) آمده، باعث نمی شود که تابع فرمان زمانه خودش باشد؛ بلکه برای هر عصر و زمانی است و احکام شرعی ثابت و عام است و تغییر نمی کند. همه آیاتی که می گوید «یا ایها الذین آمنوا» به همه مومنین است؛ تفاوتی نمی کند چه زمانی باشد. آیات جهاد نیز چنین است.

در روایت زهری از امام صادق(ع) در حدیث طولانی کتاب جهاد، «بَابُ مَنْ یَجُوزُ لَهُ جَمْعُ الْعَسَاکِرِ وَ الْخُرُوجُ بِهَا إِلَى الْجِهَادِ»[5]، بعاد داز ذکر فرماندهان جهاد، امام دلیل وجوب جهاد بر همه را چنین ذکر می فرماید که یکی از ادله قاعده اشتراک در تکلیف نیز هست: «ِ لِأَنَّ حُکْمَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ وَ فَرَائِضَهُ عَلَیْهِمْ سَوَاءٌ إِلَّا مِنْ عِلَّةٍ أَوْ حَادِثٍ یَکُونُ وَ الْأَوَّلُونَ وَ الْآخِرُونَ أَیْضاً فِی مَنْعِ الْحَوَادِثِ شُرَکَاءُ وَ الْفَرَائِضُ عَلَیْهِمْ وَاحِدَةٌ یُسْأَلُ الْآخِرُونَ مِنْ أَدَاءِ الْفَرَائِضِ عَمَّا یُسْأَلُ عَنْهُ الْأَوَّلُونَ وَ یُحَاسَبُونَ عَمَّا بِهِ یُحَاسَبُونَ وَ مَنْ لَمْ یَکُنْ عَلَى صِفَةِ مَنْ أَذِنَ اللَّهُ لَهُ فِی الْجِهَادِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فَلَیْسَ مِنْ أَهْلِ الْجِهَادِ وَ لَیْسَ بِمَأْذُونٍ لَهُ فِیهِ حَتَّى یَفِی‏ءَ بِمَا شَرَطَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ»[6] حضرت تصریح می کند که اولین و آخرین در احکام و تکلیف یکسان هستند و مورد سوال واقع می شوند. مگر اینکه دلیلی بیاید که مطلب را قید بزند.

شبهه ای درباره امام زمان(ع)

مطلب مهم دیگری به ذهنم آمد و آن اینکه برخی می گویند: امام زمان(ع) با دین و سنت و کتاب جدیدی می آیند، غیر از آنچه در اخیتار داریم! این سخن نیز باطل است. حضرت همین قرآن و سنت رسول الله(ص) را احیاء می کند، و منظور از «کتاب جدید»[7] مانند تجدیدی است که در مورد علماء می گویند که در راس هر صد سال عالم مجددی می آید و دین را احیاء می کند.[8] اینجا تجدید به معنای احیاء بعد از اندراس و کهنگی است که آن اشتباهات گذشته را نیز بیان می کند. امام معصوم(ع) عمل به ظنون نمی کند. بلکه واقع احکام و متعلقات آن نزد ایشان معصوم است.

احکامی که مختص زمان ایشان باشد، اگر فقیه مبسوط الید جامع الشرایط بخواهد بنابر آن احکام حکم بدهد، دستش باز است. مانند آمده که در زمان امام زمان(ع)، از کنز مالیات گرفته می شود: «وَ الَّذینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا یُنْفِقُونَها فی‏ سَبیلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلیمٍ»[9] تا مانع شکاف طبقاتی شود و فقط خمس و زکات واجب نیست. بلکه ذخیره پول نیز مالیات دارد و امروز هم فقیه می تواند چنین کند.

بحث قضاوت نیز حضرت بر اساس واقع قضاوت می کنند نه ظاهر.[10] و امثال این حکام که ار رسول خدا(ص) روایت شده که فرمود: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّمَا أَقْضِی بَیْنَکُمْ بِالْبَیِّنَاتِ وَ الْأَیْمَانِ وَ بَعْضُکُمْ أَلْحَنُ بِحُجَّتِهِ مِنْ بَعْضٍ فَأَیُّمَا رَجُلٍ قَطَعْتُ لَهُ مِنْ مَالِ أَخِیهِ شَیْئاً فَإِنَّمَا قَطَعْتُ لَهُ بِهِ قِطْعَةً مِنَ النَّارِ»[11] قضات امام زمان(ع) بر اساس واقع و باطن حکم می کنند. آن فرمایش، ناشی از گشترس عدل است. یعنی عدل آنچنان فراگیر می شود که این متخلفین به چشم می آیند و شهود طبق ظواهر و خطاها شهادت نمی دهند و انسان های واقعا عادلی هستند. بنابر این آنچه می گویند به چشم دیدیدم و شنیدیم، شهادت حق است نه شهادت به زور. قاضی نیز همه اسباب قضاوت را دارد. پیش نمی آید کسی واقعا بی گناه باشد و قضات امام زمان(ع) بگویند گناهکار است. شاید یک علت از حکم به واقع این باشد که حجت بر همه تمام می شود این آیه شریفه باشد: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنی‏ لا یُشْرِکُونَ بی‏ شَیْئاً وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ»[12] امنیت فراگیر و عبادت اجتماعی اتفاق می افتد. حجت بر همگان تمام می شود. فضا فضای عدالت و ایمان و تقواست. مرتکب گناه و مستحق حد، کاملا شناسایی می شوند.

شاید هم احکام ولایی خاص باشد، نه تشریعات ویژه و جدید. یعنی اصل قضاوت هم همان بر اساس ظاهر است، اما حضرت احکام ولایی خاصی خواهد داشت که برای هدایت و نظم و عدل فراگیر بر اساس مصالح و مفاسد وقت  جعل می کنند. یعنی شریعت جدیدی نیست.

بسیاری از احکام مربوط به استحبابات و مکروهات در نظام اجتماعی و سیاسی به واجبات و محرمات تبدیل می شود. یعنی اگر ما توانستیم نظام اجتماعی و سیاسی و اقتصادی سالم و فراگیری درست کنیم، به اینجا خواهیم رسید. جامعه مهدوی یک جامعه آرمانی است نه جامعه ای با دین و احکام و شریعت جدید! لازمه چنین تفکری عدم ختم نبوت است. در حالی که ما قائل به ختم نبوت هستیم و حضرت مهدی(ع) وصی پیامبر(ص) و خاتم الوصیاء(ع) است.

دلیل دوم: اطلاق و عموم روایات

بحث ما در ادله قائلین به وجوب بود که دلیل اول تعمیم به عصر غیبت بود. دلیل دوم، اخبار و دلیل سوم حکم عقل و دلیل چهارم ولایت فقیه است. دلیل اول، مستلزم پنج امر بود که اشکالات و پاسخها را نیز بیان کردیم.

دلیل دوم برای تعمیم به عصر غیبت، عموم روایات و اخبار است. روایاتی داریم که اطلاق آن استفاده می شود که جهاد ابتدایی خاص پیامبر(ص) و امام معصوم(ع) نیست.

این روایات دو بخش است: بخشی مربوط به روایات پیامبر اسلام(ص) در فضیلت جهاد و مجاهد و شهید است که ملحق به عموم و اطلاق آیات است. همه اشکالاتی که قبلا نسبت به آیات مطرح کردیم، در این روایات نیز وارد می شود و جواب ها همان است که گفتیم. بنابراین دیگر آن را بحث نمی کنیم. دسته دوم، روایاتی است که از سوی ائمه(ع) وارد شده است که استدلال به این روایات، قابل بحث است. اینهمه تاکیدی که ائمه(ع) بر مساله جهاد دارند، مفید عموم است. بسط و گسترش اسلام و اعلای کلمه الله و نیز زدودن زمین از لوث کافرین و مشرکین جز با عمل به این روایات تمام نمی شود؛ لذا بر آنها تاکید شده است. لسان روایات نیز به اصطلاح اصولیین، عمومات آبی از تخصص است. برخی از آنها را قرائت می کنیم:

روایت اول: الْخَیْرُ کُلُّهُ فِی السَّیْفِ

 «مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ مَعْمَرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ الْخَیْرُ کُلُّهُ فِی السَّیْفِ وَ تَحْتَ السَّیْفِ وَ فِی ظِلِّ السَّیْفِ قَالَ وَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ إِنَّ الْخَیْرَ کُلَّ الْخَیْرِ مَعْقُودٌ فِی نَوَاصِی الْخَیْلِ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ»[13] مشابه این روایت، از امام صادق(ع) به نقل از رسول گرامی اسلام(ص) وارد شده است. روایت اول از بابا اول جهاد العدو که می فرماید: «مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَبَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْخَیْرُ کُلُّهُ فِی السَّیْفِ وَ تَحْتَ ظِلِّ السَّیْفِ وَ لَا یُقِیمُ النَّاسَ إِلَّا السَّیْفُ وَ السُّیُوفُ مَقَالِیدُ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ».[14]

روایت امام باقر(ع) از نظر سند تمام است. از نظر دلالت نیز که در انتها اشاره به اسبهای جهاد و مجاهدان خیر و برکت دارد. یعنی این خیر و برکت در سایه شمشیر است تا روز قیامت و بدون قید و استثناء شامل عصر غیبت نیز می شود. این اشعار دارد که ممکن است جهاد ابتدایی مانند جهاد دفاعی در عصر غیبت نیز اتفاق بیفتد. «نَوَاصِی الْخَیْلِ» خصوصیتی ندارد اما از اینکه پیشگام و خط مقدم است، کنایه از غزو است. لذا به مجاهدان صدر اسلام و اعراب که با اسب جهاد می کردند، «تازی» می گفتند؛ به دلیل همین تازیدن و تاختن و اسب راندن.

لزوم اقتدار در جامعه اسلامی

مطلب قابل توضیح اینکه دلالت این روایت اعم از حتی وجوب جهاد ابتدایی و دفاعی است. این روایت می گوید جامعه اسلامی باید مقتدر باشد، نه ضعیف. از این روایت، وجوب کسب قدرت نیز استفاده می شود. کسب قدرت هم وجوب نفسی دارد و هم وجوب غیری و تعطیل بردار هم نیست. متوقف بر زمان رسول الله(ص) و معصوم(ع) نیز نیست. منظور از « الْخَیْرُ کُلُّهُ فِی السَّیْفِ» نیز این نیست که اسلام دین شمشیر است؛ بلکه خیریت در سایه قدرت منطور است تا راهی برای تضمین امنیت و پیشرفت علمی و ایمانی و در نهایت تمدن سازی باشد. به عبارت دیگر برای ساخت تمدن نوین اسلامی، الزامات سخت افزار و نرم افزاری وجود دارد. سخت افزاری آن، بخشی مربوط به تکنولوژی است و بخشی مربوط به نیروهای مسلح و اقتدار نظامی است. بخشی دیگر منابع انسانی و عمران و آبادانی است. الزامات نرم افزاری نیز اجتهاد و شناخت اسلام و روحیه مقابله با دشمن است. «الْخَیْرُ کُلُّهُ فِی السَّیْفِ» مبین اصل قدرت است، نه اینکه اسلام فقط با شمشیر پیش می رود. شمشیر ضمانت اجرای ایجاد بستر امن برای پیشرفت فراگیر و مقابله با تجاوز دشمنان است؛ نه اینکه اسلام دین متجاوزی است. این نیاز به شمشیر هم مختص به زمان خاصی دون زمانی نیست.

قانون اساسی بسیار ماهرانه در اصل دوم بند ششم که از کرامت و ارزش والای انسان و آزادی ئوام با مسئولیت در برابر خدا بحث می کند، آن را از سه راه قابل تحقق می داند: الف: اجتهاد مستمر فقهای امت بر اساس کتاب و سنت معصومین(ع). ب: استفاده ازعلوم و فنون و تکنولوژی و پیشبرد تجارب بشری. ج: نفی ستمگری و ستم کشی بر اساس آیه « لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُونَ»[15] که همین مقاومت و جهاد و سیف منظور است.

اگر سیف نباشد، از نظر تکنولوژی نیز ما خود کفا نمی شویم؛ حوزه های علمیه نیز ضامن پیشرفت نیستند. بلکه در کنار علم و پیشرفت، اقتداری لازم است. این سیف بیانگر آن اقتدار است و می فرماید: «الْخَیْرُ کُلُّهُ فِی السَّیْفِ وَ تَحْتَ السَّیْفِ وَ فِی ظِلِّ السَّیْفِ»[16] به دست می آید که جهاد تعطیل بردار نیست و تنها شامل عصر رسول الله(ص) و امام معصوم(ع) نیست. البته «نَوَاصِی الْخَیْلِ» موضوعیت ندارد و بلکه ابزاری برای انجام جهاد است.

ادامه در جلسه بعد...

پایان جلسه هشتاد و نهم

***


[1] . جمعه / 11.

[2] . نساء/ 176.

[3] . جاثیه/ 18.

[4] . حدید/ 13.

[5] . وسائل‏الشیعة، ج15، ص34.

[6] . وسائل‏الشیعة، ج15 ، ص38.

[7] . بحارالأنوار، ج52، ص 354 و الغیبةللنعمانی، ص 233: «أَبِی بَصِیرٍ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع یَقُومُ الْقَائِمُ بِأَمْرٍ جَدِیدٍ وَ کِتَابٍ جَدِیدٍ وَ قَضَاءٍ جَدِیدٍ عَلَى الْعَرَبِ شَدِیدٌ لَیْسَ شَأْنُهُ إِلَّا بِالسَّیْفِ لَا یَسْتَتِیبُ أَحَداً وَ لَا یَأْخُذُهُ فِی اللَّهِ لَوْمَةُ لَائِم‏»..

[8] . ر.ک: مجموعه‏آثاراستادشهیدمطهرى، ج‏25، ص495: نقد و بررسی روایت «سنن ابی داود» عن ابوهریره: «انَّ اللَّهَ یَبْعَثُ لِهذِهِ الْامَّةِ عَلى‏ رَأْسِ کُلِّ مِائَةِ سَنَةٍ مَنْ یُجَدِّدُ لَها دینَها».

[9] . توبه/ 34.

[10] . بحارالأنوار، ج 14، ص14: «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا قَامَ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ حَکَمَ بَیْنَ النَّاسِ بِحُکْمِ دَاوُدَ لَا یَحْتَاجُ إِلَى بَیِّنَةٍ یُلْهِمُهُ اللَّهُ تَعَالَى فَیَحْکُمُ بِعِلْمِهِ».

[11] . الکافی، ج7 ، ص414.

[12] . نور / 55.

[13] . الکافی، ج5 ، ص 8.

[14] . وسائل‏الشیعة، ج15، ص9.

[15] . بقره/ 279: «فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِنْ تُبْتُمْ فَلَکُمْ رُؤُسُ أَمْوالِکُمْ لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُونَ».

[16] . الکافی، ج5 ، ص 8

120/907/د

مقرر: قطبی


کد خبرنگار : 42


ارسال به:         whatsapp telegram  

ارسال نظر




chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.