آیت الله مقتدایی/ ولایت فقیه
کد خبر : 9004
یکشنبه 14 مرداد 1397 - 00:07

آیت الله مقتدایی مطرح کرد/ جلسه 41

ولایت فقیه| لزوم تبعیت فقها از احکام حکومتی

وسائل- آیت الله مقتدایی به احکام حکومتی ولی فقیه اشاره کرد و گفت: حکم ثبوت اول ماه فتوا نیست تا برای مجتهدان دیگر تبعیت لازم نباشد بلکه دستور حکومتی است که ماه شوال برای او ثابت شده است و برای جلوگیری از هرج و مرج این دستور را صادر کرده است و این مساله حتی برای مجتهدین دیگر نیز لازم الاتباع است.

ولایت فقیه| لزوم تبعیت فقها از احکام حکومتی

به گزارش خبرنگار پایگاه وسائل، آیت الله مقتدایی، در جلسه چهل و یکم درس خارج فقه ولایت فقیه که در روز شنبه مورخه 2 دی سال 96 در مدرسه مبارکه دارالشفاء برگزار شد، به بررسی نکات تکمیلی و پاسخ به شبهات جاری در مساله ولایت فقیه پرداخت.

آیت الله مقتدایی در ابتدای درس خارج ولایت فقیه اظهار داشت: گاهی امر ولی فقیه بر اساس فتوای اوست و در صدد بیان فتوا است که امر به قرائت سه سبحان الله می کند و بر فقهای دیگر لازم نیست اطاعت کنند اما گاهی دستور حکومتی است و به خاطر زعامت بر مسائل حکومتی این دستور صادر شده است.

وی در ادامه افزود: به طور مثال برای ولی فقیه ثابت می شود که فردا اول ماه است و حکم صادر می کند و این دیگر اخبار از فتوا نیست بلکه دستور حکومتی است که ماه شوال برای او ثابت شده است و برای جلوگیری از هرج و مرج این دستور را صادر کرده است و این مساله حتی برای مجتهدین دیگر نیز لازم الاتباع است.

این استاد حوزه در ادامه ابراز داشت: دلیل مساله روشن است و در ادله ای که بیان کردیم مقبوله عمرو بن حنظله را بیان کردیم که فرمود ایشان را برای شما حاکم قرار دادیم و اگر کسی تبعیت نکرد امر الهی را سبک شمرده است و از طرفی ایشان را حجت امام زمان (عج) معرفی کرده است و رد قول او مانند رد قول امام زمان است پس حکم او برای همه واجب الاطاعة است.

استاد مقتدایی در پایان گفت: در وکالت این مساله قابل تغییر است و ممکن است شما شخصی را تا یک سال به عنوان وکیل انتخاب کنید ولی اینجا ولایت است و خداوند این مساله را برای پیامبر جعل کرده است و ایشان درصدد اثبات همان ولایت خودش برای امیرمومنان علیه السلام بود و نمی خواست امر دیگری را اثبات کند لذا فرمود هر کس من مولای او هستم پس علی نیز مولای اوست.

تقریر درس

نکات تکمیلی بحث ولایت فقیه

آیت الله مقتدایی در جلسه گذشته با اشاره به نامه مالک اشتر گفت: حضرت در نامه ویژگی اول حاکم را این می داند که هنگام تهدید دشمن نخوابد یعنی وظیفه اصلی حاکم دشمن شناسی و بصیرت است. دشمنان در مقام ایجاد اختلاف و شبهه هستند و اگر این شخص مراقب نباشد مردم آسیب جدی می بینند. بنابراین این وصفی است که از حقوق ملت بر عهده اوست باید دشمن را بشناسد و بداند چه طرح هایی دارند.

در پایان بحث ولایت فقیه چند نکته مهم را بیان می کنیم. اگر ابهامات و سوالاتی در ذهن برخی افراد وجود دارد این موارد را بیان می کنیم.

در بحث قبل بیان شد که اطاعت از دستورات رهبری واجب است و باید اطاعت کنند زیرا مصداق اولی الامر است که اطاعتش در قرآن واجب است و در روایتی نیز امام صادق علیه السلام فرمودند که خداوند اطاعت از اولی الامر را به اطاعت از پیامبر وصل کرده است و اطاعت پیامبر را به اطاعت خودش متصل کرده است و اگر کسی اطاعت از ولاة امر نکند در واقع از خدا اطاعت نکرده است.

سوال این است که آیا این اطاعت از ولی امر بر خود فقها و مراجع که هم عرض و هم افق هستند، نیز لازم است؟

در پاسخ می گوییم ولی امر دو گونه دستور و امر دارد:

1ـ گاهی امر ایشان بر اساس فتوای اوست و در صدد بیان فتوا است که امر به قرائت سه سبحان الله می کند که بر فقهای دیگر لازم نیست اطاعت کنند. ایشان اخبار می کند که من از روایات این گونه فهمیده ام و بر سایر فقها که خودشان فقیه مستبط هستند لازم نیست اطاعت کنند زیرا برای خودشان و مقلدینشان فهمشان حجت است. بنابراین اگر فتوای مجتهدین با فتوای رهبر مخالف است اطاعت از فتوای رهبر لازم نیست.

2ـ گاهی دستور حکومتی است و به خاطر زعامت بر مسائل حکومتی این دستور صادر شده است. به طور مثال برای ولی فقیه ثابت می شود که فردا اول ماه است و حکم صادر می کند و این دیگر اخبار از فتوا نیست بلکه دستور حکومتی است که ماه شوال برای او ثابت شده است و برای جلوگیری از هرج و مرج این دستور را صادر کرده است و این مساله حتی برای مجتهدین دیگر نیز لازم الاتباع است. این مساله حکم حکومتی است و باید همه مردم از آن تبعیت کنند.

گاهی تصور می شود که تقصیری در مبادی برای ولی فقیه ایجاد شده باشد به طور مثال دو نفر برای ولی فقیه شهادت دادند که ماه رویت شده است و طبق این اساس ایشان نیز حکم صادر کرد. از طرفی فقیه دیگری این دو نفر را می شناسد و می داند که عادل نبوده اند که دیگر لازم نیست اطاعت کند. قبلاً نیز همین مساله را بیان کردیم.

در این فرض اگر ایشان متوجه اشتباه شد لازم نیست اعلام کند که اختلاف به وجود آید اما اگر کسی سوال کرد باید پاسخ دهد. اگر برای مقلد نیز ثابت نشده است یا احراز نشده است لازم نیست تبعیت کند. از نظر کلی ما سخن گفتیم و در مورد مصادیق جزئی وارد نمی شویم.

ما در مقام پاسخ به این شبهه بودیم که آیا اطاعت برای مراجع دیگر نیز واجب الاطاعة است که پاسخ را به صورت تفصیلی بیان کردیم.

دلیل مساله نیز روشن است و در ادله ای که بیان کردیم مقبوله عمرو بن حنظله را بیان کردیم که فرمود ایشان را برای شما حاکم قرار دادیم و اگر کسی تبعیت نکرد امر الهی را سبک شمرده است. از طرفی ایشان را حجت امام زمان (عج) معرفی کرده است و رد قول او مانند رد قول امام زمان است پس حکم او برای همه واجب الاطاعة است.

اگر ولی فقیه در یک استانی امام جمعه ای را منصوب کرده است دیگر مراجع نمی توانند امام جمعه ای برای آن استان قرار دهند. نصب امام جمعه و اموری از این قبیل به دست ولی فقیه است و اگر دیگران بخواهند در اموری از این قبیل دخالت کنند سبب هرج و مرج خواهد شد.

شبهه دیگر

آیا ولی فقیه را می توان محدود به چند سال انتخاب کرد مانند اینکه رییس جمهور برای چهار سال انتخاب می شود؟

پاسخ این است که مقید کردن ولی فقیه به زمان جایز نیست و اصلاً امکان ندارد. برای اینکه ولایت، حکم شرعی و الهی است. قرآن می فرماید: «النبی اولی بالمومنین من أنفسهم»؛ خداوند حکم می کند که پیامبر اولی به مومنین از انفس خودشان هست. جعل ولایت حکم الهی است.

در غدیر خم، وجود مبارک پیامبر، حضرت علی علیه السلام را ولی بر مومنین قرار داد و بعد فرمود هر کس من مولای او هستم و ولایت بر او دارم، علی مولای اوست و بر او ولایت دارد. در واقع همان ولایتی که خداوند برای پیامبر جعل کرده بود ایشان نیز برای امیرمومنان علیه السلام جعل کرد. در مقبوله عمرو بن حنظله یا توقیع مبارک «فأما الحوادث الواقعه...» فرمود که حجت من هستند. یعنی در هر چه من حجت هستم او نیز حجت الهی است.

سوال: اگر کسی ولی امر شد با مدت داشتن زعامت، اشکالی در این مساله به وجود نمی آید.

پاسخ: هنوز ما مطلب را بیان نکرده ایم که شما شبهه وارد می کنید. ما می گوییم این مساله حکم الهی است و نظیر وکالت نیست. در وکالت این مساله قابل تغییر است و ممکن است شما شخصی را تا یک سال به عنوان وکیل انتخاب کنید. اینجا ولایت است و خداوند این مساله را برای پیامبر جعل کرده است. پیامبر درصدد اثبات همان ولایت خودش برای امیرمومنان علیه السلام بود و نمی خواست امر دیگری را اثبات کند لذا فرمود هر کس من مولای او هستم پس علی نیز مولای اوست. همان حکم ولایت نیز برای امیرمومنان علیه السلام و سایر ائمه علیهم السلام نیز ثابت شد. در ولی فقیه نیز بیان شد که او حجت شماست همان طور که من حجت خدا هستم.

همان ولایت را که امام زمان (عج) از طرف خدا داشته است ولی فقیه نیز دارد. مرحوم امام (ره) فرموده بودند که ولایت فقیه استمرار ولایت الله و انبیای الهی است. ولایت در اینجا به معنای اداره جامعه است و ولایت مطلقه الهی را شامل نمی شود. «یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى‏ فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدیدٌ بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِساب» سوره ص آیه 26

‏این اداره امور که ولی، نظم و زمام امور به دست اوست همان ولایت است که همه ائمه علیهم السلام داشتند به ولی فقیه رسیده است و تغییری نکرده است و این ولایت حکمی از احکام الهی است و مانند وکالت نیست که مردم تعیین کرده باشند.

امام علیه السلام در توقیع مبارک فرمودند که این ولایت برای فقیه ثابت است که مراد فقیه جامع الشرائط است و باید تعیین مصداق شود. خبرگان که فقهای خبره هستند باید مصداق را پیدا کنند و ولایت نمی دهند. باید تحقیق کنند و ألیق بودن و أصلح بودن را کشف کنند.

باید سزاوارترین نسبت به شرائط را پیدا کنند و بعد از این تشخیص ولایت او بالفعل می شود اما ولایت همان حکم الهی است. این معنا ندارد که بگویند که ایشان تا چهار سال این صلاحیت را دارد.

ولایت به دست من و شما نیست که بخواهیم این شخص یا دیگری را انتخاب کنیم بلکه باید کشف کنیم که این شخص ألیق است. زمانی که شرائط پیدا شد این مصداق می شود و دیگر نمی توان تغییر داد مگر شرائط را نداشته باشد. ممکن است پیر و ناتوان شود که دیگر واجد شرائط نیست و دیگر ولایت ندارد نه اینکه ما او را مقید کرده باشیم.

ما باید از تحیر بیرون بیاییم و اگر مراجع متعددی باشند کدام یک باید ولی فقیه باشد و این راهکار را امام بیان کردند تا بتوانیم مصداق را مشخص کنیم و این به خاطر جنبه عمومی مساله است تا پذیرش از طرف مردم صورت گیرد.

بحثی سالهای قبل مطرح شده بود که بین تزاحم علم و تقوا کدام مقدم باشد که خبرگان بعد از بررسی های لازم آن را از دستور کار خارج کردند زیرا نوبت به این ریزه کاریها نمی رسد. زمانی که ثابت شد شخصی ولی فقیه است باید تا مادامی که این صفات را دارد ولی فقیه باقی بماند ولو اینکه تا آخر عمرش شرائط را داشته باشد. این مساله در مورد توقیت زمانی بود؛ حال سوال مطرح می شود که توقیت مکانی نیز امکان دارد که شخصی در این منطقه ولی فقیه باشد؟

این بحث را در جلسه آتی مطرح خواهیم کرد./926

مقرر: محسن جوادی صدر


کد خبرنگار : 38


ارسال به:         whatsapp telegram  

ارسال نظر




chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.