آیت الله مقتدایی/ ولایت فقیه
کد خبر : 8910
یکشنبه 24 تير 1397 - 15:23

آیت الله مقتدایی/ جلسه 39 و 40

ولایت فقیه| شناسایی و خنثی کردن توطئه های دشمن از وظایف ولی فقیه است

وسائل ـ آیت الله مقتدایی با اشاره به نامه مالک اشتر گفت: حضرت در نامه ویژگی اول حاکم را این می داند که هنگام تهدید دشمن نخوابد یعنی وظیفه اصلی حاکم دشمن شناسی و بصیرت است. دشمنان در مقام ایجاد اختلاف و شبهه هستند و اگر این شخص مراقب نباشد مردم آسیب جدی می بینند. بنابراین این وصفی است که از حقوق ملت بر عهده اوست باید دشمن را بشناسد و بداند چه طرح هایی دارند.

ولایت فقیه| شناسایی و خنثی کردن توطئه های دشمن از وظایف ولی فقیه است

به گزارش خبرنگار پایگاه تخصصی فقه حکومتی وسائل، آیت الله مقتدایی، در جلسه سی و نهم و چهلم درس خارج فقه ولایت فقیه که در مدرسه مبارکه دارالشفاء برگزار شد، به بررسی و شرح روایات حقوق متقابل ولی فقیه و امت اسلام پرداخت.

آیت الله مقتدایی در ابتدای درس به نامه مالک اشتر اشاره کرد و گفت: حضرت در این نامه تاکید می کنند که این شخص والی، شمشیری از شمشیرهای خداوند است که لبه تیزی آن کند نشده است و برندگی آن به قوت خود باقی است پس اگر چنین شخصی شما را امر کرد که فرار کنید شما نیز فرار کنید و مقامت نکنید و اگر به شما امر کرد که مقاومت کنید بایستید.

این استاد حوزه در ادامه ابراز داشت: حضرت در نامه ویژگی اول حاکم را این می داند که هنگام تهدید دشمن نخوابد یعنی وظیفه اصلی حاکم دشمن شناسی و بصیرت است. دشمنان در مقام ایجاد اختلاف و شبهه هستند و اگر این شخص مراقب نباشد مردم آسیب جدی می بینند. بنابراین این وصفی است که از حقوق ملت بر عهده اوست. باید دشمن را بشناسد و بداند چه طرح هایی دارند.

آیت الله مقتدایی با اشاره به روایت کلینی در کافی بیان داشت: طبق روایت معتبر در اصول کافی، خداوند اطاعت ولی امر را به اطاعت رسول خدا وصل کرده است. اگر کسی از اولی الامر اطاعت نکرد خدا را اطاعت نکرده است و شخصی که از ولاة امر اطاعت نکند خدا را اطاعت نکرده است.

وی در ادامه افزود: طبق روایت تحف العقول، باید مردم از اولی الامر اطاعت داشته باشند و نسبت به او نصیحت و دلسوزی داشته باشند و اگر در کشور مشکلی هست رها نکنند و اطلاع دهند تا مشکل برطرف شود و از طرفی وظیفه مسلمانان دعا برای مالک امر است که از خدا بخواهند مسیری که او هدایت می کند مسیر حق باشد و صلاح امت اسلامی در آن باشد.

این استاد حوزه در ادامه ابراز داشت: روایات دلالت دارد که حقوق متقابلی هست و در هر کشوری در هر عصری زعامت به عهده شخصی است که در عصر ائمه علیهم السلام زعامت بر عهده ائمه علیهم السلام بود و احدی حق نداشت دخالت کند و غاصب بود اما در عصر غیبت هر شخصی واجد شرائط ولایت امر بود این حقوق بر گردن مردم از او و بالعکس است که مهم ترین موارد لزوم اطاعت بود.

استاد مقتدایی در پایان گفت: شخصی که ولی امر است باید مقید باشد که طبق دستورات اسلامی حکم صادر کند و این امر با همان شرائطی که برای ولی امر ذکر کردیم محقق می گردد. ما این شخص را مجتهد و صاحب فتوا می دانیم و از طرفی با عدالت و متقی می دانیم که حکمی بر خلاف دستورات اسلامی صادر نمی کند و طبق ما أنزل الله حکم صادر می کند.

تقریر درس

حقوق متقابل زمامدار و مردم در نامه امیرمومنان علیه السلام

دنباله روایاتی که بیان شد در صدد اثبات حقوق متقابل بین رهبر و مردم بود. در حکومت اسلامی که با زعامت ولی فقیه تشکیل می شود، ولی فقیه حقوقی به گردن مردم دارد و متقابلاً مردم نیز حقوقی به گردن  ایشان دارند.

یکی دیگر از روایات، نامه امیرمومنان علیه السلام هنگام اعزام مالک اشتر به مصر بوده است که در نهج البلاغه ذکر شده است. نامه بسیار با اهمیت و پرارزش است. دستوراتی که امام در این نامه به اهل مصر می دهد و توصیفاتی که از مالک اشتر برای آنان می فرماید.

در نهج البلاغه در بخش کتب (نامه ها)، نامه 38 این مطلب ذکر شده است. ابتدای این نامه خطاب به اهل مصر بیان می کنند که مورد بحث ما نیست.

«مِنْ عَبْدِ اللَّهِ عَلِیٍّ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ... أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ بَعَثْتُ‏ إِلَیْکُمْ‏ عَبْداً مِنْ عِبَادِ اللَّهِ لَا یَنَامُ أَیَّامَ الْخَوْفِ وَ لَا یَنْکُلُ عَنِ الْأَعْدَاءِ سَاعَاتِ الرَّوْعِ أَشَدَّ عَلَى الْفُجَّارِ مِنْ حَرِیقِ النَّارِ وَ هُوَ مَالِکُ بْنُ الْحَارِثِ أَخُو مَذْحِجٍ فَاسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِیعُوا أَمْرَهُ فِیمَا طَابَقَ الْحَقَّ فَإِنَّهُ سَیْفٌ مِنْ سُیُوفِ اللَّهِ لَا کَلِیلُ الظُّبَةِ وَ لَا نَابِی الضَّرِیبَةَ فَإِنْ أَمَرَکُمْ أَنْ تَنْفِرُوا فَانْفِرُوا وَ إِنْ أَمَرَکُمْ أَنْ تُقِیمُوا فَأَقِیمُوا فَإِنَّهُ لَا یُقْدِمُ وَ لَا یُحْجِمُ وَ لَا یُؤَخِّرُ وَ لَا یُقَدِّمُ إِلَّا عَنْ أَمْرِی وَ قَدْ آثَرْتُکُمْ بِهِ عَلَى نَفْسِی لِنَصِیحَتِهِ لَکُمْ وَ شِدَّةِ شَکِیمَتِهِ عَلَى عَدُوِّکُمْ.»

من به سوی شما بنده ای از بندگان خدا فرستادم که سه ویژگی دارد:

1ـ ایام خوف نمی خوابد؛ زمانی که دشمنان طرح های خائنانه ای دارند و احتمال اینکه ضربه ای از یک سمت وارد کند وجود دارد.

2ـ در ساعات روع و جنگ نمی ترسد؛ اگر جنگی واقع شد با استقامت می ایستد تا پیروز شود.

3ـ در مقابل فتنه گران و مفسده گران که در جامعه شبهه القا می کنند، آتش سوزنده است بلکه سخت تر از این است. قاطعانه مجازات می کند و آنان را رها نمی کند.

این شخص که این سه ویژگی را دارد اسمش مالک از طایفه مذحج است که اصالتاً یمنی بودند. مالک از طایفه نخع از همان قبیله است. حضرت می فرمایند وظیفه شما این است که حرف او را استماع کنید و امرش را اطاعت کنید. اگر همین امر حکومت را شخص غیر معصوم بر عهده داشته باشد احتمال خلاف هست و به همین خاطر حضرت امیر علیه السلام قید می زنند که مادامی که دستورش مطابق شرع است از او تبعیت کنید.

حضرت در ادامه تاکید می کنند که این شخص والی، شمشیری از شمشیرهای خداوند است که لبه تیزی آن کند نشده است و برندگی آن به قوت خود باقی است. گاهی ضربت شمشیر اثر نمی کند ولی حضرت می فرماید ضربه این شمشیر نیز برنده و نفوذدار و قاطع است.

اگر چنین شخصی شما را امر کرد که فرار کنید شما نیز فرار کنید و مقامت نکنید. اگر به شما امر کرد که مقاومت کنید بایستید. این شخص هیچ گاه هجوم نمی آورد یا عقب نشینی نمی کند مگر اینکه امر مرا اطاعت می کند پس شما نیز باید از او تبعیت کنید و اطاعت او به منزله اطاعت از من است.

در آخر نیز شدت علاقه به این شخص را بیان می کند و می فرماید من به این شخص نیاز داشتم ولی شما را بر خودم مقدم داشتم. در واقع این کار حضرت همان ایثار است که حضرت بدان اشاره کرده است. این کار از دو جهت اتفاق افتاده است:

1ـ این شخصی است که نسبت به شما خیرخواه و دلسوز است و شما را نصیحت می کند.

2ـ ایشان نسبت به دشمنان شما سرسخت و تسلیم ناپذیر است.

این متن کتابی که امیرمومنان علیه السلام برای مردم مصر فرستاده بودند.

استدلال به نامه حضرت

در ابتدا حضرت سه ویژگی برای مالک بیان کردند که چون این ویژگی ها را دارد برای شما والی قرار دادم؛ پس باید این ویژگی ها در والی و زمامدار باشد. از این مساله تعمیم می دهیم که اگر والی و زمامدار منطقه ای باید این ویژگی ها را داشته باشد به طریق اولی خود حاکم جامعه اسلامی و زمامدار کل می بایست دارای این ویژگی ها باشد.

این ویژگی ها از حقوقی است که مردم بر عهده او دارند و شخصی که والی می شود باید این موارد را دارا باشد و از این سه مورد اطاعت کند. اینکه زمامدار هنگام تهدید دشمن نخوابد وظیفه اصلی حاکم است. دشمنان در مقام ایجاد اختلاف و شبهه هستند و اگر این شخص مراقب نباشد مردم آسیب جدی می بینند. بنابراین این وصفی است که از حقوق ملت بر عهده اوست. باید دشمن را بشناسد و بداند چه طرح هایی دارند. پس این یک حقی است که مردم به گردن زمامدار دارند.

بعد فرمود اگر جنگی پیش آمد (همان طور که ما جنگ داشتیم) وظیفه اش این است که نترسد. اگر رهبر بترسد و کنار رود مردم نیز می ترسند. باید شجاعانه به میدان بیاید و مردم را ترغیب کند. مرحوم امام در زمان جنگ این گونه با شجاعت وارد میدان شد و مردم نیز ترغیب شدند. پس این نیز حقی از حقوق رهبری است.

سومین ویژگی این است که اگر افرادی فتنه انگیزی می کنند و بدعت می گذارند و مردم را به انحراف می کشانند در مقابل آنان باید بایستد. باید با فتنه گران به اشد مجازات برخورد کند تا دیگر فتنه انگیزی نکنند. این خصوصیات اختصاص به مالک اشتر ندارد و زمامدار باید این گونه باشد که می خواهد بخشی از کشور را اداره می کند و خود رهبری که می خواهد کل کشور را اداره کند می بایست این ویژگی ها را داشته باشد.

رهبر باید بداند که الان زمان خواب نیست و باید در مقابل دشمن بایستد تا مردم نیز بایستند و پیروزی حاصل شود. دو وصف دیگر نیز در پایان می توان استفاده کرد که باید والی داشته باشد و می توان آن را برای ولی فقیه نیز اثبات کرد.

حضرت در ادامه می فرماید: مالک را فرستادم زیرا برای شما ناصح و دلسوز است. از این ویژگی استفاده می شود که مردم باید  زمامدار دلسوزی داشته باشند که خیرخواه است. باید ولی فقیه نیز همین ویژگی را داشته باشد که خیرخواه مردم باشد و مردم را به اطاعت از خداوند ترغیب کند که مصداق آن تشویق به عباداتی نظیر اعتکاف است.

در ادامه حضرت فرمود ایشان نسبت به دشمنان شما سرسخت است و حمله های آنان را جواب می دهد. اگر والی که بخشی را اداره می کند دارای این وصف است باید زمامدار امت نیز همین ویژگی را داشته باشد و تسلیم دشمن نشود.

در مجموع از این روایت 5 وصف استفاده می کنیم که حقوق مردم بر گردن ولی فقیه است.

در ادامه حضرت فرمود شما باید سخنان او را استماع کنید و در مجلس صحبت او سر و صدا نکنید و زمانی که مطالبش را شنیدید اطاعت کنید به مرحله اجرا بگذارید. این حقوقی بود که از روایت فوق استفاده شد و توانستیم بدان استناد کنیم.

روایت کلینی

در اصول کافی کتاب الحجة باب معرفة الامام و الرد علیه، مرحوم کلینی نقل می کند.

«وَصَلَ‏ اللَّهُ‏ طَاعَةَ وَلِیِّ أَمْرِهِ بِطَاعَةِ رَسُولِهِ وَ طَاعَةَ رَسُولِهِ بِطَاعَتِهِ فَمَنْ تَرَکَ طَاعَةَ وُلَاةِ الْأَمْرِ لَمْ یُطِعِ اللَّهَ وَ لَا رَسُولَهُ وَ هُوَ الْإِقْرَارُ بِمَا أُنْزِلَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ خُذُوا زِینَتَکُمْ‏ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ وَ الْتَمِسُوا الْبُیُوتَ الَّتِی‏ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ‏ فَإِنَّهُ أَخْبَرَکُمْ أَنَّهُمْ‏ رِجالٌ لا تُلْهِیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إِیتاءِ الزَّکاةِ یَخافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصارُ إِنَّ اللَّهَ قَدِ اسْتَخْلَصَ الرُّسُلَ لِأَمْرِهِ ثُمَّ اسْتَخْلَصَهُمْ مُصَدِّقِینَ بِذَلِکَ فِی نُذُرِهِ فَقَالَ‏ وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلا فِیها نَذِیرٌ تَاهَ مَنْ جَهِلَ وَ اهْتَدَى مَنْ أَبْصَرَ وَ عَقَلَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ‏ فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لکِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ وَ کَیْفَ یَهْتَدِی مَنْ لَمْ یُبْصِرْ وَ کَیْفَ یُبْصِرُ مَنْ لَمْ یَتَدَبَّرْ اتَّبِعُوا رَسُولَ اللَّهِ وَ أَهْلَ بَیْتِهِ وَ أَقِرُّوا بِمَا نَزَلَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ اتَّبِعُوا آثَارَ الْهُدَى فَإِنَّهُمْ عَلَامَاتُ الْأَمَانَةِ وَ التُّقَى وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَوْ أَنْکَرَ رَجُلٌ- عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ ع وَ أَقَرَّ بِمَنْ سِوَاهُ مِنَ الرُّسُلِ لَمْ یُؤْمِنْ اقْتَصُّوا الطَّرِیقَ بِالْتِمَاسِ الْمَنَارِ وَ الْتَمِسُوا مِنْ وَرَاءِ الْحُجُبِ الْآثَار...»

خداوند اطاعت ولی امر را به اطاعت رسول خدا وصل کرده است. اگر کسی از اولی الامر اطاعت نکرد خدا را اطاعت نکرده است.

کسی که از ولاة امر اطاعت نکند خدا را اطاعت نکرده است.

روایت تحف العقول

این روایت در تحف العقول بیان شده است:

« ثَلَاثُ خِلَالٍ تَجِبُ لِلْمُلُوکِ عَلَى أَصْحَابِهِمْ وَ رَعِیَّتِهِمْ الطَّاعَةُ لَهُمْ وَ النَّصِیحَةُ لَهُمْ فِی الْمَغِیبِ وَ الْمَشْهَدِ وَ الدُّعَاءُ بِالنَّصْرِ وَ الصَّلَاحِ ثَلَاثَةٌ تَجِبُ‏ عَلَى‏ السُّلْطَانِ‏ لِلْخَاصَّةِ وَ الْعَامَّةِ مُکَافَأَةُ الْمُحْسِنِ بِالْإِحْسَانِ لِیَزْدَادُوا رَغْبَةً فِیهِ وَ تَغَمُّدُ ذُنُوبِ الْمُسِی‏ءِ لِیَتُوبَ وَ یَرْجِعَ عَنْ غَیِّهِ وَ تَأَلُّفُهُمْ جَمِیعاً بِالْإِحْسَانِ وَ الْإِنْصَافِ ثَلَاثَةُ أَشْیَاءَ مَنِ احْتَقَرَهَا مِنَ الْمُلُوکِ وَ أَهْمَلَهَا تَفَاقَمَتْ عَلَیْهِ خَامِلٌ قَلِیلُ الْفَضْلِ شَذَّ عَنِ الْجَمَاعَةِ وَ دَاعِیَةٌ إِلَى بِدْعَةٍ جَعَلَ جُنَّتَهُ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَر»

سه خصلت هست که باید مسلمانان برای ولی امر رعایت کنند.

1ـ اطاعت از او داشته باشند.

2ـ باید نصیحت و دلسوزی داشته باشند؛ اگر در کشور مشکلی هست رها نکنند و اطلاع دهند تا مشکل برطرف شود.

3ـ وظیفه مسلمانان دعا برای مالک امر است که از خدا بخواهند مسیری که او هدایت می کند مسیر حق باشد و صلاح امت اسلامی در آن باشد.

در ادامه می فرماید سه خصلت نیز برای مردم بر گردن زمامدار می باشد که باید عهده دار آن باشد که باید نسبت به خواص و عموم مردم رعایت کند:

1ـ آن شخصی که نیکوکار است جزای خیر دهد؛ مسئولینی که با حضور در بین مردم مشکلاتشان را برطرف می کنند تشویق شوند.

2ـ شخصی که بدکار است خواه مسئول باشد یا نباشد، چشم پوشی کند؛ تا شخص بفهمد که کار زشت او مشخص شده ولی چشم پوشی کرده اند تا توبه کند و از گمراهی خود برگردد.

3ـ دل مجموع امت را به دست آورد و با آنان هم دردی کند و انصاف به خرج دهد.

چشم پوشی از گنهکار برای مراحل اول است که باید دقت شود.

پس این روایت سه حق برای هر طرف بیان کرده است که بیان شد.

روایت دیگری از تحف العقول

این روایت نیز در تحف العقول بیان شده است که از منهیات پیامبر صلی الله علیه و آله است.

«وَ إِیَّاکَ‏ أَنْ‏ تَشْتِمَ‏ مُسْلِماً أَوْ تُطِیعَ آثِماً أَوْ تَعْصِیَ إِمَاماً عَادِلًا أَوْ تُکَذِّبَ صَادِقاً أَوْ تُصَدِّقَ کَاذِباً وَ اذْکُرْ رَبَّکَ عِنْدَ کُلِّ شَجَرٍ وَ حَجَرٍ وَ أَحْدِثْ لِکُلِّ ذَنْبٍ تَوْبَةً السِّرِّ بِالسِّرِّ وَ الْعَلَانِیَةِ بِالْعَلَانِیَةِ یَا مُعَاذُ لَوْ لَا أَنَّنِی أَرَى أَلَّا نَلْتَقِیَ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ لَقَصَّرْتُ فِی الْوَصِیَّةِ وَ لَکِنَّنِی أَرَى أَنْ لَا نَلْتَقِیَ أَبَداً ثُمَّ اعْلَمْ یَا مُعَاذُ أَنَّ أَحَبَّکُمْ إِلَیَّ مَنْ یَلْقَانِی عَلَى مِثْلِ الْحَالِ الَّتِی فَارَقَنِی عَلَیْهَا

یکی از مواردی که پیامبر نهی کرده است که باید از آن حذر شود دشنام دادن به مسلمان است.

دیگر اینکه باید از گناه دیگران جلوگیری کرد.

سوم فرمود که دور بدار خودت را از اینکه از امامی اطاعت نکنی. از والی و رهبر تمرد کردن مورد نهی واقع شده است.

روایت صحیح مسلم

«کلمات أصاب فیه الحق قال یحق علی الامام أن یحکم بما أنزل الله و أن یودی الامانة فاذا فعل ذلک فحق علی الناس، أن یسمعوا له و یطعیوه و یجیبوا اذا دعاه»

ایشان فرمودند: سزاوار است حقی بر عهده امام که بین آنان طبق دستورات الهی حکم کند و امانات آنان را حفظ کند. اگر رهبری این دو وصف را عمل کرد حقی از او بر گردن مردم هست که باید سخنان او را بشنوند و از اطاعت کنند و زمانی که آنان را فرا می خواند اجابت کنند.

این روایات دلالت بر حقوق متقابل دارد.

ایشان روایاتی نیز از طرق عامه نقل می کند که به ذکر یکی از روایات بسنده می کنیم. «عن ابن عمر عن النبی صلی الله علیه و آله قال علی المرء المسلم السمع و الطاعة فیما احب و کره إلا أن یومر بالمعصیة فإن أمر بمعصیة فلا سمع و لا طاعة» صحیح مسلم

برای هر مسلمانی استماع و اطاعت از ولی واجب است ولو اینکه دستوری باشد که کراهت دارد مگر اینکه به معصیت پروردگار دستور دهد که دیگر نباید از او اطاعت کرد.

بنابراین روایات دلالت دارد که حقوق متقابلی هست و در هر کشوری در هر عصری زعامت به عهده شخصی است. در عصر ائمه علیهم السلام زعامت بر عهده ائمه علیهم السلام بود و شخصی حق نداشت دخالت کند و غاصب بود. در عصر غیبت هر شخصی واجد شرائط ولایت امر بود این حقوق بر گردن مردم از او و بالعکس است که مهم ترین موارد لزوم اطاعت بود.

شخصی که ولی امر است باید مقید باشد که طبق دستورات اسلامی حکم صادر کند و این امر با همان شرائطی که برای ولی امر ذکر کردیم محقق می گردد. ما این شخص را مجتهد و صاحب فتوا می دانیم و از طرفی با عدالت و متقی می دانیم که حکمی بر خلاف دستورات اسلامی صادر نمی کند و طبق ما أنزل الله حکم صادر می کند.

اگر در موردی بزرگان و خبرگان متوجه شوند که حکم خلاف ما أنزل الله است باید جلوگیری کنند و نیازی نیست تمام فتاوا و دستورات او را بررسی کنند.

یک بار با مقام معظم رهبری در مورد تخلفات قضاة بحث کردیم و ایشان فرمودند اگر در محکمه ای تخلفی صورت گرفته است باید در محکمه عالی قضایی بررسی شود و ارتباطی به من ندارد. اگر مشکلی وجود دارد که به رییس قوه قضاییه بر می گردد بر عهده من است./926/ف

مقرر: محسن جوادی صدر


کد خبرنگار : 38


ارسال به:         whatsapp telegram  

ارسال نظر




chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.