کد خبر : 8781
چهارشنبه 06 تير 1397 - 12:25

یک استاد دانشگاه تأکید کرد:

موسیقی قطعا غذا نیست آن هم غذای روح

وسائل ـ اینکه یک عامل معین، برای سلامت روانی مفید یا مضر باشد، امری صرفا نظری نیست که بتوان با حس عام به آن پی برد، بلکه نیاز به اندازه گیری های تجربی دارد.

موسیقی قطعا غذا نیست آن هم غذای روح

به گزارش وسائل به نقل از طلیعه، دکتر سیدعلی مرعشی، پزشک و متخصص روانشناسی و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز به چند سؤال کوتاه در مورد اثرات موسیقی بر روح و روان انسان پاسخ داده است که از نظر شما می گذرد:

آیا موسیقی غذای روح است؟

پژوهش نشان می دهد افرادی که در معرض موسیقی های شاد قرار گرفته اند در مقایسه با گروه شاهد، بلافاصله بعد از گوش کردن موسیقی خلق شادتری پیدا کرده اند، اما در این پژوهش اثر دراز مدت موسیقی بررسی نشده است.

در پژوهش های دیگر یافته ها متفاوت هستند، این پژوهشها نشان می دهند که استفاده درازمدت تر از موسیقی خلق را افسرده می کند و فرد را برای به دست آوردن خلق شاد موقتی به خود وابسته و معتاد می نماید، جالب است که هر میزان موسیقی برای شنونده لذت بخش تر و خوشایندتر بوده اثر افسردگی آور آن هم بیشتر بوده است.

در پژوهش های دیگر نشان داده شد که تمایل به پرخاشگری در کسانی که بیشتر موسیقی مصرف می کنند بالاتر است، رفتارهای تهاجمی جوانان و نوجوانان پس از شنیدن کارهای موسیقی دانان سبب شکایات زیادی از سوی خانواده های جوانان از این هنرمندان به دادگاه های آمریکا شده است.

برخی پژوهشها نیز نشان داده اند که استفاده از موسیقی با رفتارهای پرخطر جنسی ارتباط داشته به گونه ای که بیش از نیمی از موسیقی دانان جهان در اثر سیفلیس مرده اند که یک STD یا بیماری عفونی ناشی از بی بندوباری جنسی است.

همچنین نشان داده شده است که استفاده از موسیقی با اعتیاد به مواد مخدر رابطه داشته و استعداد آن را ایجاد می کند، به همین سبب بیش از نیمی از موسیقی دانان جهان معتاد به هروئین بوده اند.

همچنین پژوهشها نشان می دهد که سایکلوتایمیا (ادواری خویی) که از بیماریهای طبقه بندی شده روانی بوده و درمان سختی دارد، در مصرف کنندگان موسیقی به طور معنی داری بیش از سایر افراد است.

آسیب های جسمی موسیقی نیز دور از نظر محققین نبوده است، مصرف کنندگان موسیقی اغلب دچار آسیب عصب شنوایی و کاهش قدرت شنیدن در برخی فرکانس ها هستند. تبیین برخی از این پدیده ها نیز جالب است.

چرا موسیقی قادر است در لحظه فرد را شاد و در مدت طولانی تر فرد را افسرده کند؟

این همان اثر شناخته شده opium-like یا تریاک مانند است، مخدرها و همه مواد و امور دیگری که لذت شدید ایجاد می کنند این حس را از راه تحریک الکتریکی هسته اکامبنس accumbens در ناحیه قدامی مغز ایجاد میکنند، این هسته مهمترین مرکز پاداش در سیستم عصبی مرکزی است، آزمایش نشان داد که اگر یک شاسی برق زیر دست میمونی قرار گیرد که فشار دادن آن سبب تحریک الکتریکی هسته اکامبنس شود حیوان چنان لذت می برد که تا هزاربار شاسی را فشار می دهد تا آنکه تخلیه انرژی شده و از حال برود.

بسیاری از مواد مانند مخدرها (تریاک و هروئین و …)، توهم زاها (حشیش و آمفتامین و …)، مشروبات الکلی، و همچنین بسیاری از محرک ها مانند موسیقی و بازیهای کامپیوتری و خیلی از رمان ها و تصاویر پورن، با همین مکانیسم به شدت اعتیادآور هستند، نکته آنست که تکرار تحریکات خوشایند هسته اکامبنس سبب افزایش آستانه تحریک آن می شود و ممکن است لازم شود مثلا اثر موسیقی با اثر هرویین یا شیشه یا الکل تقویت گردد تا میزان آن برای فرد دلخواه باشد، همین مکانیسم است که موجب بروز پدیده شناخته شده اعتیادهای چندگانه می گردد، به عبارت دیگر هر نوع اعتیاد (حتی اعتیاد به یک نوع رفتار خاص) استعداد انواع دیگری از اعتیاد را برانگیخته می کند)، به این ترتیب استفاده زیاد از موسیقی فرد را مستعد اعتیاد به مواد و الکل و پدیده اعتیاد جنسی و طبیعتا رفتارهای پرخطر جنسی می سازد.

همچنین در روانشناسی فیزیولوژیک نشان داده شده که  تحریک هسته اکامبنس توسط نوروترانسمیتر دوپامین صورت میگیرد و این نوروترانسمیتر نقش زیادی در بروز پدیده هایی چون پرخاشگری، جنون و تحریکات جنسی دارد، به همین دلیل است که موسیقی قادر است رفتار پرخاشگرانه را کلید بزند، رانندگی تهاجمی مصرف کنندگان موسیقی در پشت فرمان نمونه ای از این پدیده است، همچنین موسیقی زمینه ای است تا افراد به علت بیش فعالی دوپامین در مغز مستعد درگیر شدن در ماجراهای عشقی شوند که این خود، آنها را در معرض ضربه های عاطفی رایج در این ماجراها قرار می دهد،

نکته مهم دیگر آنست که بالا رفتن آستانه تحریک هسته اکامبنس در اثر مصرف زیاد موسیقی سبب می شود که تحریکات ملایمی که امور خوشایند عادی در زندگی ایجاد می کردند و سبب حفظ شادی فرد می شدند دیگر توسط هسته اکامبنس حس نشوند و این عامل افسردگی مصرف کنندگان موسیقی است.

هچنین از آنجا که نشان داده شده تحریک زیاد نیمکره راست مخ عامل سایکلوتایمیا یا ادواری خویی  است، و از آنجا که محل ادراک موسیقی نیز نیمکره راست است لذا موسیقی با تحریک بیش ازاندازه نیمکره راست مخ می تواند عامل ایجاد بیماری ادواری خویی باشد، چنین افرادی هر دو سه روزی بین غم قابل ملاحظه و شادی غیرعادی نوسان می کنند و غالبا به درمان دارویی نیاز دارند.

اما آیا باید با توجه به این یافته های علمی استفاده از موسیقی را به کلی منع نمود؟

پاسخ منفی است. موسیقی در دوز پایینش این خاصیت را دارد که قادر است نفوذ کلام یا تصویر را افزایش دهد و اگر پیام درست و مطمئنی همچون کلام خدای تعالی بر آن سوار شود می تواند مفید هم باشد، با این قید که حتی در این حالت نیز افراط در گوش دادن به قرائت موسیقایی قرآن نیز می تواند آسیب زا باشد، یا نمی شود در گوش کردن به مداحی های مذهبی هم زیاده روی کرد، چرا که به عنوان یک اصل کلی هر چیز حتی خوبی هم زیادیش بد است مثلا آب معدنی را نمی شود به میزان ۲۰ لیتر نوشید، تا چه رسد به موسیقی هایی که محتوای نفوذپذیر خطرناکی دارند مانند محتوای پرخاش گرانه یا جنسی.

️همان گونه که دیدیم موسیقی مانند مخدرها عمل می کند که بلافاصله بعد از مصرف، فرد را شاد نموده و در درازمدت افسرده می کند، اما با این حال ما مخدرها را به کلی دور نمی ریزیم، بلکه از آنها در اندیکاسیون ها یا اقتضائات پزشکی استفاده می کنیم، موسیقی نیز به همین قیاس می تواند حکم دارویی حساس و پرریسک و نیازمند تجویز تخصصی را داشته باشد (هرچند که پژوهش از اثرات مفید کوتاه مدت موسیقی درمانی حمایت کرده است)، اما این دارو قطعا غذا نیست آن هم غذای روح!/924/ص




ارسال به:         whatsapp telegram  

ارسال نظر




chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.