استاد رفعتی نایینی/ فقه رسانه
کد خبر : 8632
دوشنبه 21 خرداد 1397 - 16:54

استاد رفعتی نایینی / 35

فقه رسانه| از آیاتی که واژه لهو در آن آمده است استفاده حرمت نمی شود

وسائل ـ حجت الاسلام والمسلمین رفعتی نائینی گفت: برخی از کتب لغت، لعب و لهو را یکی دانسته اند در حالی که اینها یکی نیست گرچه اگر با هم به کار رفتند شاید به یک معنا باشند ولی اگر جداگانه به کار گرفته شوند لعب یک واژه و معناست و لهو کار دیگری است و در اصطلاح فقهی برخی گفته اند لهو کاری است که صرفاً به جهت لذت آن انجام شود و توجه ای به نتیجه نداشته باشیم لذا سفر لهوی را این گونه معنا کرده اند که صرفا به قصد لذت است و کاری به نتیجه و آثار معنوی و مادی آن ندارد.

فقه رسانه| از آیاتی که واژه لهو در آن آمده است استفاده حرمت نمی شود

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگ و هنر پایگاه تخصصی فقه حکومتی وسائل، حجت الاسلام والمسلمین عباس رفعتی، در جلسه سی و پنجم درس خارج فقه رسانه که در روز دوشنبه مورخه 20 فروردین سال 97 در موسسه فقهی ائمه اطهار علیهم السلام برگزار گردید، به بررسی موارد مکروه در پیام رسانه شو واژه لهو در کلمات فقها و ادله آن پرداخت.

استاد سطوح عالی حوزه در ابتدای درس خارج فقه رسانه ابراز داشت: علت اینکه از کلام برخی فقها، مطلق لهو استفاده می شود و اینکه لهو فی نفسه حرام نیست، این است که فقها آن را مستقلاً جزء محرمات ذکر نکرده اند که بگویند مثلا غیبت و لهو حرام است حتی مرحوم شیخ در مکاسب که درآمدها و کاسبی های حرام را بیان کرده اند، لهو را از آن موارد نشمرده اند و ذیل بحث غنا، لهو را مطرح کرده است.

ایشان در ادامه گفت: اگر بیان شد که لهو حرام است یعنی ما دنبال سرگرمی لذت بخشی باشیم که نتیجه ای ندارد همین مورد است اما در مورد جوانی که به استادیوم می رود دنبال قصد و نتیجه نیست بلکه سرگرمی را مدنظر دارد اما رسانه هدف دیگری دارد که با این نتیجه متفاوت است مثلا به دنبال آموزش است. اکثر دول جهان تیم های رقیب را درست می کنند که همان شهرآورد است و می خواهند جوانان سرگرم شوند تا از افکار سیاسی دور باشند و جذب گروه های معاند نظام نشوند.

 

استاد رفعتی نائینی در پایان به بررسی کلمه لهو در آیات قرآن پرداخت و گفت: مراد از «لغو» در آیه همان لهو است اما دلالتی بر حرمت ندارد زیرا صفت یک مومن را بیان می کند که برجستگی های معنوی و اخلاقی مومن است و لازم نیست که حتما دارا باشد که از آن وجوب استفاده شود تا پرداختن به لغو و لهو حرام باشد. آیاتی که واژه لهو  به کار برده است استفاده حرمت نمی شود یا اگر بازی حرام باشد، بازی خاص مراد است که در روایات نیز به همین صورت است که مطلق لهو مکروه است.

 

خلاصه درس گذشته

در پیام رسانه قسم چهارمی برای من قابل تصور نبود که اضافه کنم. همین تقسیم بندی سه گانه را در مکروهات رسانه داریم.

1ـ گاهی نفس پیام مکروه است مانند اینکه پیام لهوی باشد.

2ـ پیام مکروه نیست ولی مقارن با مکروهات مانند لهو است.

3ـ پیام غیر مستقیم و بازتاب آن مکروه است و خود پیام مکروه نیست ولی این پیام مکروه را به مخاطب القا می کند.

همان طور که در رابطه با محرمات رسانه این تقسیم بندی ثلاثی مطرح شد در مکروهات نیز بدین صورت است.

در محرمات مثال هایی مانند پیام افساد و اضلال مطرح می کردیم که نفس آن حرام و گمراه کننده بود و مسائل ضد دین و فحشا را ترویج می کرد و در مکروهات نیز به همین صورت است و یکی از مصادیق بارز پیام لهوی است در صورتی که لهو را مکروه بدانیم زیرا لهو واژه ای است که معنای وسیع دارد و با آن وسعت، بسیاری از امور روزمره ما امور لهوی می شود.

هر چیزی که عنوان لهو را به خود می گیرد و واژه لهو بر آن صدق می کند مکروه است و برای حرمت نیاز به دلیل داریم. باید در نظر داشت که اصل در اشیاء اباحه و حلیت است. بنابراین اگر بخواهیم بگوییم هر لهوی حرام است نیاز به دلیل داریم و صرف عنوان لهو بودن نمی توان چنین ادعایی داشت و عنوان لهو شامل بسیاری از امور زندگی می شود. در روایت هر لهوی را حرام ندانسته است.

 

غفلت از خدا امر متساوی الطرفین نیست و امر مذموم و مکروهی است که ما را از خدا یا حق غافل می کند پس نمی توانیم بگوییم لهو مباح داریم هر چند که در برخی موارد استثنا، لهو مستحب نیز وجود دارد که روایت عبدالله بن مغیره است موید این سخن ماست ولی مرفوعه است. از آیه 20 سوره حدید استفاده شد که نمی توان به معنای حرام آن را در نظر گرفت و زینت مکروه است ولی حرام نیست و لهو بین لعب و زینت قرار گرفته است. کلمه «إنما» برای حصر است یعنی جز این نیست که یکی از مراحل زندگی لهو است.

تقریر کامل درس

بررسی پیام مکروه رسانه و واژه لهو در کلمات فقها و آیات

در جلسه گذشته بیان شد که پیام رسانه به سه دسته تقسیم می شود:

1ـ خود پیام مکروه است.

2ـ مقارن با مکروه است

3ـ پیامد مکروه دارد.

در دسته اول مصداق بارز پیام های مکروه را بیان کردیم که لهو باشد. به مناسبت این بحث وارد بحث لهو شدیم.

گرچه این بحث لهو را به صورت مستقل فقها بحث نکرده اند و در ضمن مباحثی نظیر غنا و موسیقی و ابزار غنا مطرح کرده اند. به نظر می رسد که باید این بحث به صورت مستقل بحث شود تا معنای لغوی و فقهی آن مشخص شود.

در لغت هر کاری که لذت بخش و سرگرم کننده است را لهو می گویند. به تعبیر دیگر، مشغول شدن به کاری که انسان را از کارهای مهم باز می دارد و علامه طباطبایی در المیزان بدین صورت لهو را معنا کرده اند.

مرحوم شیخ طوسی در کتاب الطبیان، می فرماید: لهو کاری است که مشغول شدن بدان شایسته نیست.

برخی از کتب لغت، لعب و لهو را یکی دانسته اند در حالی که اینها یکی نیست گرچه اگر با هم به کار رفتند شاید به یک معنا باشند ولی اگر جداگانه به کار گرفته شوند بازی یک واژه و معناست و لهو کار دیگری است.

در اصطلاح فقهی برخی گفته اند لهو کاری است که صرفاً به جهت لذت آن انجام شود و توجه ای به نتیجه نداشته باشیم لذا سفر لهوی را این گونه معنا کرده اند که صرفا به قصد لذت است و کاری به نتیجه و آثار معنوی و مادی این سفر ندارد. مثلا صید را در برخی موارد لهوی دانسته اند در صورتی که صرفا جهت لذت باشد و کاری با گوشت شکار نداشته باشد و تفریح شکار کردن موضوعیت دارد. در این صورت اگر سفر کند نمازش نیز شکسته نمی شود.

سوال: آیا عملش حرام است؟

پاسخ: بله حرام است. اگر ماهی بگیرند ولی صرفا برای مسابقه نباشد و از گوشت آن استفاده شود عمل حرام نیست و شامل معنای اصطلاحی لهو نمی شود.

گاهی سفر لذت بخش است و نمی توان گفت سفر حرام است زیرا شما صرف لذت را دنبال نمی کنید بلکه کارهای سودمندی نظیر خرید نیز انجام می شود که مورد توجه عقلایی است.

با توجه به این معنا نظر بسیاری از فقها این است که لهو حرام است و ما می خواهیم بگوییم که پیام لهوی مکروه است.

زمانی که در کلمات فقها تتبع می کنیم که لهو را حرام دانسته اند مصادیق آن را مشاهده می کنیم که معنای مفهوم و اصطلاحی آن را حرام ندانسته اند بلکه لهو که قمار و موسیقی است را حرام دانسته اند.

این سخن همان گونه که در کلمات فقها مشاهده شد، در آیات و روایات نیز زمانی که سخن از لهو حرام است همین مصادیق حرام را بیان می کنند.

مرحوم محقق حلی در کتاب معتبر جلد دوم چنین می گوید: « به فتوای فقهای شیعه، سفری که به قصد لهو باشد، نماز قصر نمی شود زیرا لهو حرام است.»

ایشان یکی از مصادیق لهو را بیان کرد.

مرحوم شیخ در مکاسب می فرماید: بسیاری از فقها می گویند که لهو حرام است.

بسیاری از روایات، لهو را حرام دانسته اند که باید مراجعه کرد و دقت کنیم آیا مراد از حرمت و بطلان لهو همان«لا تاکلوا أموالکم بینکم بالباطل» است؟ در برخی روایات از همین «بالباطل» روایت فوق، قمار را اراده کرده اند.

علت اینکه از کلام برخی فقها، مطلق لهو استفاده می شود و اینکه لهو فی نفسه حرام نیست، این است که فقها آن را مستقلاً جزء محرمات ذکر نکرده اند که بگویند مثلا غیبت و لهو حرام است حتی مرحوم شیخ در مکاسب که درآمدها و کاسبی های حرام را بیان کرده اند، لهو را از آن موارد نشمرده اند و ذیل بحث غنا لهو را مطرح کرده است.

اگر فی نفسه همین لهو حرام بود عنوان مستقلی نظیر غیبت و غیره در نوع پنجم ذکر می کرد. این تتبع نشان می دهد که لهو از عناوین مستقل حرام نیست.

زمانی که می گوییم قمار لهو است همین قمار هم فکری و هم جوارحی است. صرف لذت و بازی سبب حرمت نیست بلکه نتایجی در جامعه دارد که به همین سبب حرام شده است.

به صورت خلاصه اگر بخواهیم بگوییم تعریف منظم و دقیقی برای لهو بیان نشده است. ما باید این معنا را در لسان ادله و روایات داشته باشیم نه این که سال ها بعد از آیات و روایات معنای اصطلاحی برای لهو درست کرده باشیم.

چند قید در لهو مطرح شد: هر کار لذت بخشی که ما را از یاد خدا غافل کند و توجه به اهداف و نتایج آن کار نداشته باشیم.

اگر بیان شد که لهو حرام است یعنی ما دنبال سرگرمی لذت بخشی باشیم که نتیجه ای ندارد همین مورد است اما در مورد جوانی که به استادیوم می رود دنبال قصد و نتیجه نیست بلکه سرگرمی را مدنظر دارد اما رسانه هدف دیگری دارد که با این نتیجه متفاوت است مثلا به دنبال آموزش است.

اکثر دول جهان تیم های رقیب را درست می کنند که همان شهرآورد است و می خواهند جوانان سرگرم شوند تا از افکار سیاسی دور باشند و جذب گروه های معاند نظام نشوند.

گاهی شخص می گوید که اگر دنبال سرگرمی خاصی نشوم مشغول عبادت نیز نخواهم شد و به گناه منجر می شود که بحث فردی است و همان مساله رسانه در این مورد محقق می شود. در این مساله تشخیص فرد ملاک است اما به شرط اینکه به عنوان یکی از عقلا چنین تصمیمی بگیرد.

علت اینکه می گوییم مطلق لهو حرام نیست به دلیل اینکه فقها لهو را عنوان مستقلی نمی دانند و در قمار و غنا بحث کرده اند و فقها لهو را مرادف با عنوان باطل دانسته اند که حرام است. فقها لهو را در معنای اخص به کار گرفته ند.

مرحوم خویی می فرماید که ابزار موسیقی متفاوت است که برخی ویژه لهو است و برخی از آن برای غیر لهو است. ایشان لهو را در مصداق غنا برده اند. آنکه از قسم اول باشد حرام است.

ایشان آنچه را ابزار موسیقی و برای غیر لهو باشد مانند طبل حرام ندانسته اند که این بحث را در منیة المسائل ایشان می توانید ملاحظه فرمایید.

بحث ما این است که کلمه لهو را برای غیر حرام به کار نبرده اند. در روایات می بینیم که هر لهوی حرام نیست و مواردی را بیان خواهیم کرد.

به نظر می رسد آیات و روایاتی که برای حرمت لهو، فقها استفاده کرده اند یا دلالت بر حرمت ندارد یا اگر دلالت بر حرمت دارد مراد لهو مصداقی خاص است مانند اینکه به جای غنا کلمه لهو به کار رفته است.

آیاتی که بدان استدلال کرده اند موارد ذیل است.

آیه اول

« وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْتَری لَهْوَ الْحَدیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ یَتَّخِذَها هُزُواً أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ مُهین‏»

در اینجا لهو حدیث با توجه شأن نزول آن مراد رمان ها و داستان هایی است که بیان می شد یا حرف های گمراه کننده ای که القای شبهه می کرد و انسان را از حق گمراه و غافل می کند. پس آیه در بیان مصداق خاصی است. این مورد در مکاسب نیز هست.

برخی آیه فوق را در مورد غنا دانسته اند که سخن لهوی را همان غنا دانسته اند و شامل هر لهوی نمی شود. در ادله حرمت غنا می توان از آن استفاده کرد. با این آیه نمی توان گفت که مطلق لهو حرام است.

آیات دیگر

« لَوْ أَرَدْنا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْواً لاَتَّخَذْناهُ مِنْ لَدُنَّا إِنْ کُنَّا فاعِلین‏» سوره انبیاء آیه  17

« وَ الَّذینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُون‏» سوره مومنون آیه 3

دو آیه در رابطه با لهو گرفتن دنیا و دوری از لهو است. مراد از «لغو» در آیه دوم همان لهو است اما دلالتی بر حرمت ندارد زیرا صفت یک مومن را بیان می کند که برجستگی های معنوی و اخلاقی مومن است و لازم نیست که حتما دارا باشد که از آن وجوب استفاده شود تا پرداختن به لغو و لهو حرام باشد.

آیاتی که واژه لهو  به کار برده است استفاده حرمت نمی شود یا اگر بازی حرام باشد، بازی خاص مراد است که در روایات نیز به همین صورت است که مطلق لهو مکروه است.

گاهی لهو مستحب نیز هست که مورد بررسی قرار گرفت. اگر روایات دلالت بر حرمت نداشته باشد که موید است و اگر دلالت بر حرمت داشته باشد مراد لهوهای خاص است که در جلسات آتی بررسی خواهیم کرد./926/ص

تقریر: محسن جوادی صدر

 

 


کد خبرنگار : 35


ارسال به:         whatsapp telegram  

ارسال نظر




chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.