آیت الله مقتدایی/ ولایت فقیه
کد خبر : 8623
دوشنبه 21 خرداد 1397 - 14:49

آیت الله مقتدایی/ جلسه 23

ولایت فقیه| زعامت فقیه جامعه الشرائط ملاک مشروعیت قیام در عصر غیبت

وسائل- آیت الله مقتدایی با اشاره به روایت عیون اخبار الرضا درباره قیام زید گفت: از تعلیلی که امام رضا(ع) در خصوص قیام زید بیان می کنند روشن می شود تنها قیامی مشروع است که دعوت به امام و یا نائب امام داشته باشد و در عصر غیبت اگر طبق زعامت ولی جامع الشرائط، دعوت صورت گیرد جایز است و مورد نهی نیست.

ولایت فقیه| زعامت فقیه جامعه الشرائط ملاک مشروعیت قیام در عصر غیبت

به گزارش خبرنگار وسائل، آیت الله مقتدایی، در بیست و سومین جلسه درس خارج فقه ولایت فقیه که در روز دوشنبه مورخه 8 آبان سال 96 در مدرسه مبارکه دارالشفاء برگزار شد، به بررسی ادله مخالفان تشکیل حکومت در عصر غیبت پرداخت.

آیت الله مقتدایی در ابتدای درس خارج ولایت فقیه اظهار داشت: دو گونه قیام در روایت عیص بن قاسم قابل توجه است یکی به حق که مشروع و ممدوح است و می توان از آن تبعیت کرد؛ زیرا مردم را سوی خویش دعوت نمی کند و به امام مرضی پروردگار دعوت می کند نظیر قیام زید بن علی علیه السلام و دیگری قیام غیر مشروع که مردم را به سوی خویش دعوت می کند تا خلیفه شود که باطل است.

وی در ادامه افزود: درست است که امام علیه السلام در روایت فرمودند ما به این قیام ها راضی نیستیم اما تعلیل نیز فرمودند پس اگر شخصی امام را معصیت نمی کند دلیلی برای نفی و نهی نداریم بلکه می تواند روایت دال بر جواز باشد.

این استاد حوزه در ادامه ابراز داشت: برای تایید قیام زید توسط امام صادق علیه السلام می توان به روایاتی که در باب تایید زید توسط سایر ائمه علیهم السلام نظیر امام رضا علیه السلام بیان شده توجه کرد تا حقانیت این قیام و قصد ایشان برای برگرداندن حکومت به امام حق پی برد.

استاد مقتدایی در پایان اظهار داشت: بنابراین از این روایت نیز تایید مطلبی که آن دو صحیحه داشت استفاده می شود و این گونه نیست که خروج و قیام به طور کلی باطل باشد و اگر به سوی حق دعوت کند مطاع و مقبول است.

تقریر درس

بررسی روایت متناقض با تشکیل حکومت

در جلسه گذشته روایت عیص بن قاسم مطرح شد. اشخاصی را که خروج و قیام می کنند و قصد تشکیل دولت دارند به دو قسم تقسیم کرد:

1-   قیام به حق؛ مشروع و ممدوح است و می توان از آن تبعیت کرد زیرا مردم را سوی خویش دعوت نمی کند و به امام مرضی پروردگار دعوت می کند نظیر قیام زید بن علی علیه السلام.

2-   قیام غیر مشروع؛ مردم را به سوی خویش دعوت می کند تا خلیفه شود که باطل است.

این که امام در روایت فرموده است مراقب خودتان باشید و تحت تأثیر هر حکم و دعوتی قرار نگیرید مراد دعوت باطل است که ساداتی قیام می کنند و انگیزه شان باطل است. اما از همین روایت نیز استفاده می شود که ما دعوت مشروع و ممدوح داریم.

این که به سوی امام حق دعوت می کند مختص زمان ظهور است اما در عصر غیبت که امام معصوم وجود ندارد. از همان روایات استفاده می شود که امام زمان (عج) در عصر غیبت مردم را رها نکرده اند پس باید در عصر غیبت نیز به سوی نائب امام زمان دعوت کند پس اگر شخصی به سوی ولی امر مسلمین دعوت کرد قیامش حق و تبعیتش لازم است.

درست است که امام علیه السلام در روایت فرمودند ما به این قیام ها راضی نیستیم اما تعلیل نیز فرمودند. (زیرا معصیت ما را انجام می دهند) پس اگر شخصی امام را معصیت نمی کند دلیلی برای نفی و نهی نداریم بلکه می تواند روایت دال بر جواز باشد.

مرحوم صدوق (ره) این روایت را با سند دیگری غیر از نقل مرحوم کلینی نقل می کند منتهی به صورت مختصرتر می باشد. در علل الشرائع روایت را با تغییر مختصری نقل می کند.

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ مَاجِیلَوَیْهِ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ یَحْیَى بْنِ عِمْرَانَ الْهَمْدَانِیِّ وَ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ بْنِ بَزِیعٍ عَنْ یُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنِ الْعِیصِ بْنِ الْقَاسِمِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ اتَّقُوا اللَّهَ‏ وَ انْظُرُوا لِأَنْفُسِکُمْ فَإِنَّ أَحَقَّ مَنْ نَظَرَ لَهَا أَنْتُمْ لَوْ کَانَ لِأَحَدِکُمْ نَفْسَانِ فَقَدَّمَ إِحْدَاهُمَا وَ جَرَّبَ بِهَا اسْتَقْبَلَ التَّوْبَةَ بِالْأُخْرَى کَانَ وَ لَکِنَّهَا نَفْسٌ وَاحِدَةٌ إِذَا ذَهَبَتْ فَقَدْ ذَهَبَتْ وَ اللَّهِ التَّوْبَةُ إِنْ أَتَاکُمْ مِنَّا آتٍ یَدْعُوکُمْ إِلَى الرِّضَا مِنَّا فَنَحْنُ نَنْشُدُکُمْ أَنَّا لَا نَرْضَى إِنَّهُ لَا یُطِیعُنَا الْیَوْمَ وَ هُوَ وَحْدَهُ فَکَیْفَ یُطِیعُنَا إِذَا ارْتَفَعَتِ الرَّایَاتُ وَ الْأَعْلَامُ.[1] تقوای الهی پیشه کنید و خودتان باید مراقب نفس خودتان باشید.

در روایت قبل دو مثال بیان کرد. ابتدا به گوسفندان و شبان مثال زد که مردم بر اساس فطرت و عقل چوپان اعلم را انتخاب می کنند. در مثال دیگر به نفس انسان اگر دوتا بود مثال زد که روش تجربه را یاد بگیرد اما این گونه نیست و انسان یک نفس بیشتر ندارد که اگر به مضیقه خورد راه برگشتی ندارد.

در این روایت نیز همین مثال را بیان می کند که دیگر راه توبه و بازگشتی برای انسان نیست. بنابراین اگر شخصی از خاندان ما به سوی شما آمد و درخواست قیام کرد، شما را شاهد می گیریم که ما راضی نیستیم و علت این است که از ما اطاعت نمی کنند و برخلاف نظر ما دعوت می کنند. اگر فردا اطرافش شلوغ شود و پرچمی بلند شود قطعاً از ما تبعیت نمی کند.

از همین مورد می توان استفاده کرد که اگر مطیع امام زمان (عج) باشد قبول دارند. کلمه «إن تعلیله» نشانه همین وجهی است که بیان شد.

سوال: آیا از این حدیث می توان اجازه جهاد ابتدایی را فهمید؟

پاسخ: خیر، نمی توان اجازه جهاد ابتدایی را به طور مشخص فهمید. در آن مورد روایت خاص داریم.

سوال: آیا کار زید جهاد نبود؟

پاسخ: خیر، زیرا جهاد اصلاحی است و باید لشکری تهیه کنند. نام کار زید را نهضت یا قیام می گذاریم.

سوال: این که امام (ره) دستور داد مردم به صحنه بیایند کدام مورد است؟

پاسخ: امام مشاهده کردند که اسلام در خطر است و باید دفاع کنند و نمی توان نام آن را جهاد گذاشت.

ظهور روایت این نیست و تعلیل بیان می کنند و بحث جهاد مطرح نیست. در زمان ما نیز اگر شخصی به سوی خویش دعوت کند قیامش باطل است و نباید دنبال او بروند. اما اگر به سوی نائب امام زمان دعوت می کند مانند همان دعوت به امام معصوم است. پس نباید گفت مطلقاً قیام باطل است که اگر طبق زعامت ولی جامع الشرائط دعوت صورت گیرد جایز است و مورد نهی نیست.

زید مردم را دعوت می کرد تا با دولت باطل مبارزه کنند و دولت حق جانشین شود و با اسم این کار مشکلی نداریم. امام خمینی نیز برای همین کار قیام کرد و مردم نیز حمایت کردند و آن دولت ساقط شد و حکومت اسلامی جایگزین شد.

برای توضیح قیامی که زید داشت و مورد تایید امام قرار گرفت روایت دیگری نیز بیان می کنیم. مرحوم صدوق در عیون بابی را در مورد آن چه از امام رضا علیه السلام در مورد زید بن علی بن الحسین علیه السلام وارد شده است. در ذیل نیز می گوید دوست داشتم تا روایاتی که از غیر امام رضا علیه السلام در مورد زید بیان شده است را بگویم تا اعتقاد امامیه در مورد زید فهمیده شود.

سخن امام هشتم در تایید زید بن علی

حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ یَحْیَى الْمُکَتِّبُ قَالَ أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى الصَّوْلِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ یَزِیدَ النَّحْوِیُّ قَالَ حَدَّثَنِی ابْنُ أَبِی عُبْدُونٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ: لَمَّا حُمِلَ زَیْدُ بْنُ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ إِلَى الْمَأْمُونِ وَ قَدْ کَانَ خَرَجَ بِالْبَصْرَةِ وَ أَحْرَقَ دُورَ وُلْدِ الْعَبَّاسِ وَهَبَ الْمَأْمُونُ جُرْمَهُ لِأَخِیهِ عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا ع وَ قَالَ لَهُ یَا أَبَا الْحَسَن‏ لَئِنْ خَرَجَ أَخُوکَ وَ فَعَلَ مَا فَعَلَ لَقَدْ خَرَجَ قَبْلَهُ زَیْدُ بْنُ عَلِیٍّ فَقُتِلَ وَ لَوْ لَا مَکَانُکَ مِنِّی لَقَتَلْتُهُ فَلَیْسَ مَا أَتَاهُ بِصَغِیرٍ فَقَالَ الرِّضَا ع یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ لَا تَقِسْ أَخِی زَیْداً إِلَى زَیْدِ بْنِ عَلِیٍّ فَإِنَّهُ کَانَ مِنْ عُلَمَاءِ آلِ مُحَمَّدٍ غَضِبَ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَجَاهَدَ أَعْدَاءَهُ حَتَّى قُتِلَ فِی سَبِیلِهِ وَ لَقَدْ حَدَّثَنِی أَبِی مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ سَمِعَ أَبَاهُ جَعْفَرَ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ ع یَقُولُ رَحِمَ اللَّهُ عَمِّی زَیْداً إِنَّهُ دَعَا إِلَى الرِّضَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ وَ لَوْ ظَفِرَ لَوَفَى بِمَا دَعَا إِلَیْهِ وَ لَقَدِ اسْتَشَارَنِی فِی خُرُوجِهِ فَقُلْتُ لَهُ یَا عَمِّ إِنْ رَضِیتَ أَنْ تَکُونَ الْمَقْتُولَ الْمَصْلُوبَ بِالْکُنَاسَةِ فَشَأْنَکَ فَلَمَّا وَلَّى قَالَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ وَیْلٌ لِمَنْ سَمِعَ وَاعِیَتَهُ فَلَمْ یُجِبْهُ فَقَالَ الْمَأْمُونُ یَا أَبَا الْحَسَنِ أَ لَیْسَ قَدْ جَاءَ فِیمَنِ ادَّعَى الْإِمَامَةَ بِغَیْرِ حَقِّهَا مَا جَاءَ فَقَالَ الرِّضَا ع إِنَّ زَیْدَ بْنَ عَلِیٍّ لَمْ یَدَّعِ مَا لَیْسَ لَهُ بِحَقٍّ وَ إِنَّهُ کَانَ أَتْقَى لِلَّهِ مِنْ ذَلِکَ إِنَّهُ قَالَ أَدْعُوکُمْ إِلَى الرِّضَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ع وَ إِنَّمَا جَاءَ مَا جَاءَ فِیمَنْ یَدَّعِی أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى نَصَّ عَلَیْهِ ثُمَّ یَدْعُو إِلَى غَیْرِ دِینِ اللَّهِ وَ یُضِلُّ عَنْ سَبِیلِهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ کَانَ زَیْدٌ وَ اللَّهِ مِمَّنْ خُوطِبَ بِهَذِهِ الْآیَةِ (وَ جاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباکُمْ.[2] زید بن موسی بن جعفر علیه السلام در قیامی که داشت دستگیر شد و مأمون منتی بر امام رضا علیه السلام گذاشت که من او را دستگیر کرده ام و به خاطر شما او را نمی کشم. به امام رضا علیه السلام گفت اگر برادر شما خروج کرد زید بن علی نیز خروج کرد و کشته شد و اگر مقام شما نزد من نبود من نیز او را می کشتم و کاری که انجام داد کار کوچکی نبود.

امام رضا علیه السلام در جواب فرمود: یا امیرالمومنین! (برای تقیه) زید برادر مرا با زید بن علی علیه السلام مقایسه نکن زیرا او از علمای بزرگ بود و با دشمنان خدا مجاهده کرد و در آن راه شهید شد. پدرم برای من نقل کرد که پدرش امام صادق علیه السلام فرموده است: خداوند زید بن علی را رحمت کند زیرا ایشان به سوی حق دعوت می کرد و اگر پیروز می شد به عهدش وفا می کرد و دولت را در اختیار امام حق قرار می داد و با من مشورت کرد که به او گفتم اگر دوست داری که شهید شوی و جسدت در کناسه کوفه به دار آویخته شود پس برو. زمانی که زید از نزد امام رفت حضرت فرمود: وای به شخصی که دعوت وی را بشنود و پاسخ ندهد و او را همراهی نکند.

در ادامه مأمون به امام اشکال کرد که روایاتی در مذمت شخصی که به سوی خویش دعوت می کند وارد شده است. امام رضا علیه السلام در پاسخ فرمود: زید ادعای دعوت به سوی خویش نداشت و متقی تر از این بود که به سوی خویش دعوت کند و کلامش دعوت به امام حق بود. روایاتی که می گویی در مذمت وارد شده است مربوط به شخصی است که به سوی خویش دعوت کند و زید بدین صورت نبود و این آیه در شأن زید بن علی است. (وَ جاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباکُمْ. )

بنابراین از این روایت نیز تایید مطلبی که آن دو صحیحه داشت را استفاده می کنیم و این گونه نیست که خروج و قیام باطل باشد و اگر به سوی حق دعوت کند مطاع و مقبول است و از این روایت استفاده شد که باید اطاعت شود. در هر زمانی که قیام به حق صورت گیرد ممدوح است و باید مورد حمایت واقع شود. مرحوم صاحب وسائل نیز این روایت را نقل نکرده است و صرفاً روایت دوم عیون را نقل کرده است./926/ف

مقرر: محسن جوادی صدر

پی نوشت:

[1] . علل الشرائع، ج‏2، ص: 578

[2] . عیون اخبار الرضا ج 1 ص 249

 


کد خبرنگار : 38


ارسال به:         whatsapp telegram  

ارسال نظر




chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.