آیت الله مقتدایی/ ولایت فقیه
کد خبر : 8609
یکشنبه 20 خرداد 1397 - 15:41

آیت الله مقتدایی/ جلسه 22

ولایت فقیه| قیام زید پاسخی به شبهه ممنوعیت تشکیل حکومت اسلامی

وسائل- آیت الله مقتدایی با اشاره به قیام زید گفت: امام صادق علیه السلام در روایت عیص بن قاسم، خروج زید بن علی علیه السلام را تأیید کرده اند چرا که ملاک دعوت حق و باطل دعوت شخص است که آیا دعوت به سمت امام حق است یا به سوی خویشتن دعوت می کند لذا نه تنها این روایت دلالت بر بطلان قیام نمی کند بلکه اگر قیامی دعوت به سوی حق کرد، قطعاً درست است و این روایت دلالت بر جواز دارد.

ولایت فقیه| قیام زید پاسخی به شبهه ممنوعیت تشکیل حکومت اسلامی

به گزارش خبرنگار وسائل، آیت الله مقتدایی، در بیست و دومین جلسه درس خارج فقه ولایت فقیه که در مدرسه مبارکه دارالشفاء برگزار شد، به بررسی و استدلال به صحیحه عیص بن قاسم برای تشکیل حکومت و جواز قیام زید پرداخت.

آیت الله مقتدایی در ابتدای درس خارج ولایت فقیه اظهار داشت: زمانی که در روایت عیص بن قاسم دقت شود متوجه خواهیم شد امام صادق علیه السلام خروج زید بن علی علیه السلام را تأیید کرده اند و مشروع بوده است و در روایت دیگری نیز می فرماید اگر اشخاصی داد و استغاثه او را بشنوند و یاری نکنند عذاب می شوند.

وی در ادامه افزود: طبق روایت معتبر زید از امام صادق علیه السلام اجازه نیز گرفته است و ایشان را مورد مشورت قرار دادند که حضرت به زید بن علی خبر شهادت و آویخته شدن از کناسه کوفه را بیان فرمودند.

این استاد حوزه در ادامه ابراز داشت: ملاک این که دعوت و خروجی را حق و دیگری را باطل می کند دعوت شخص است که آیا دعوت به سمت امام حق است یا به سوی خویشتن دعوت می کند.

استاد مقتدایی در پایان تأکید کرد: نه تنها این روایت دلالت بر بطلان قیام نمی کند بلکه اگر قیامی دعوت به سوی حق کرد، قطعاً درست است و این روایت دلالت بر جواز دارد نه این که برعکس بگوییم بر عدم جواز دلالت دارد.

تقریر درس

بررسی روایت متناقض با تشکیل حکومت

در جلسه قبل بیان شد که برای نهی از قیام، خروج و دعوت به تشکیل حکومت در عصر غیبت به صحیحه عیص بن قاسم تمسک شده است و تنها قیامی که اجازه داده شده است قیام حضرت مهدی (عج) است و قبل از قیام ایشان تمامی خروج ها و قیام ها باطل و غیر صحیح است.

ظاهر این است که استدلال به این حدیث برای ممنوعیت و غیر مشروع بودن کافی نیست اگر نگوییم حدیث دال بر جواز است که می توان برای چنین هدفی قیام کرد.

زمانی که در روایت دقت شود متوجه خواهیم شد امام صادق علیه السلام خروج زید بن علی علیه السلام را تأیید کرده اند و مشروع بوده است. در روایت دیگری می فرماید اگر اشخاصی داد و استغاثه او را بشنوند و یاری نکنند عذاب می شوند.

در همین روایت می فرماید: «وَ لَا تَقُولُوا خَرَجَ زَیْدٌ فَإِنَّ زَیْداً کَانَ عَالِماً وَ کَانَ صَدُوقاً وَ لَمْ یَدْعُکُمْ إِلَى نَفْسِهِ إِنَّمَا دَعَاکُمْ إِلَى الرِّضَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ع وَ لَوْ ظَهَرَ لَوَفَى بِمَا دَعَاکُمْ إِلَیْه‏» زید ویژگی های داشته است که از همه جوانب اطلاع داشته است و به سوی خویش دعوت نمی کرد و شما را به امامی دعوت می کرد که از طرف پیامبر مرضی خداست. اگر غالب می شد زمینه را درست می کرد که حکومت را تحویل دهد.

امام علیه السلام بدین صورت از ایشان تعریف می کند و هدف والای ایشان را بیان می کند.

سوال: آیا نباید زید از امام زمان خویش اجازه می گرفت؟

پاسخ: طبق روایت معتبر از امام علیه السلام اجازه نیز گرفته است و امام صادق علیه السلام را مورد مشورت قرار دادند که به ایشان خبر شهادت نیز داده شد. بنابراین در این روایت قیام زید را تأیید کردند و ملاک را نیز عدم دعوت به سوی خویشتن بیان فرمودند.

روایتی مرحوم مجلسی در بحار از زید نقل می کند که اظهار عقیده اوست و سخن امام روشن می گردد. «قَالَ زَیْدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع فِی کُلِّ زَمَانٍ رَجُلٌ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ یَحْتَجُّ اللَّهُ بِهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ حُجَّةُ زَمَانِنَا ابْنُ أَخِی جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ- لَا یَضِلُّ مَنْ تَبِعَهُ وَ لَا یَهْتَدِی مَنْ خَالَفَهُ.» در هر زمانی شخصی از ما اهلبیت علیهم السلام هست که خداوند او را حجت در زمین قرار داده است و در زمان ما برادرزاده ام امام صادق علیه السلام حجت خداست که هر شخصی از او تبعیت کند هیچ گمراهی در او نیست و هر شخصی مخالفش باشد به هدایت نخواهد رسید.

شخصی که چنین اعتقادی به امام علیه السلام دارد زمانی که مردم را به قیام و خروج دعوت می کند مشخص است اگر پیروز شود به وعده خویش عمل خواهد کرد و زعامت و حکومت را بر عهده امام صادق علیه السلام قرار خواهد داد.

از این بیان مشخص است هر قیامی چنین ویژگی نظیر قیام زید داشته باشد مورد تأیید امام است و در طرف مقابل عده ای را نهی می کنند. ایشان فرمودند اگر عده ای از سادات بخواهند خروج کنند، اعتنا نکنید و مراقب خودتان باشید. اگر شخصی دعوت کرد انگیزه او را بدانید. «فَالْخَارِجُ مِنَّا الْیَوْمَ إِلَى أَیِّ شَیْ‏ءٍ یَدْعُوکُم‏»؛ معنای عبارت حضرت این است که تبعیت از او جایز نیست.

«إِلَى الرِّضَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ع فَنَحْنُ نُشْهِدُکُمْ أَنَّا لَسْنَا نَرْضَى بِهِ وَ هُوَ یَعْصِینَا الْیَوْمَ وَ لَیْسَ مَعَهُ أَحَدٌ وَ هُوَ إِذَا کَانَتِ الرَّایَاتُ وَ الْأَلْوِیَةُ أَجْدَرُ أَنْ لَا یُسْمَعَ مِنَّا»؛ آیا شما را دعوت به یکی از جانشینان پیامبر دعوت می کنند؟ امروز من جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله هستم و اگر به امام به حق دعوت می کنند، ما راضی به این دعوت نیستیم زیرا الان که یار و یاوری ندارد با ما مخالفت می کنند و بدون رضایت ما قیام کرده اند و خودشان را حجت حق می دانند. اگر جمعی اطراف او را گرفتند و پرچمی بلند شد قطعاً از ما تبعیت نخواهند کرد.

این نهی امام علیه السلام به معنای نهی شدید و اکید است که متابعت از این افراد جایز نیست. مشخص است در عصر حضور و غیبت امام علیه السلام دو گونه دعوا ممکن است واقع شود:

1-   مشروع که تبعیت از آن لازم است؛

2-   غیر مشروع که نباید بدان اعتنا کرد و اطاعت از آن جایز نیست.

دعوای مشروع شبیه قیام زید است که اگر پیروز می شد تبعیت می کرد و دیگری غیر مشروع است.

عمده ملاک این دو دعوای حق و باطل این است که کدام یک دعوت به خویش می کند که قطعاً غیر مشروع است و ملاک قیام حق که مورد تأیید است داعی به سوی امام حق و الی الله است.

سوال: قیام هایی نظیر ابومسلم و غیره نیز اتفاق افتاد که قصدشان برگرداندن حکومت به امام بود؟

پاسخ: از سخن حضرت مشخص است که قیام ها با این داعی صورت نگرفته است و حضرت قیام زید که دعوت به سوی امام حق داشت را بیان می فرماید. امام قیام زید را تایید می کند؛ زیرا شرائط لازم را دارد. قیام های مورد نهی به خاطر معصیت از امام است. قطعاً اگر شخصی ادعای حق داشته باشد مورد رضایت امام است. قیام حق به زید اختصاص ندارد. روایات دیگر نیز تایید همین مطلب است.

سوال: در مورد زیدیه چه می فرمایید؟ زیدیه سلوک خود زید را قبول دارد.

پاسخ: زیدیه این مساله را قبول ندارد و مسیر را غلط رفته اند. خود زید مورد تایید است و روایات متعدد بیان شده است. امام رضا علیه السلام خطاب به مأمون در مورد زید بن علی علیه السلام چنین فرموده اند: «فَقَالَ الرِّضَا علیه السلام یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ لَا تَقِسْ أَخِی زَیْداً إِلَى زَیْدِ بْنِ عَلِیٍّ فَإِنَّهُ کَانَ مِنْ عُلَمَاءِ آلِ مُحَمَّدٍ غَضِبَ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَجَاهَدَ أَعْدَاءَهُ حَتَّى قُتِلَ فِی سَبِیلِهِ وَ لَقَدْ حَدَّثَنِی أَبِی مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ علیه السلام أَنَّهُ سَمِعَ أَبَاهُ جَعْفَرَ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ علیه السلام یَقُولُ رَحِمَ اللَّهُ عَمِّی زَیْداً إِنَّهُ دَعَا إِلَى الرِّضَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ وَ لَوْ ظَفِرَ لَوَفَى بِمَا دَعَا إِلَیْهِ وَ لَقَدِ اسْتَشَارَنِی فِی خُرُوجِهِ فَقُلْتُ لَهُ یَا عَمِّ إِنْ رَضِیتَ أَنْ تَکُونَ الْمَقْتُولَ الْمَصْلُوبَ بِالْکُنَاسَةِ فَشَأْنَکَ فَلَمَّا وَلَّى قَالَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ وَیْلٌ لِمَنْ سَمِعَ وَاعِیَتَهُ فَلَمْ یُجِبْهُ فَقَالَ الْمَأْمُونُ یَا أَبَا الْحَسَنِ أَ لَیْسَ قَدْ جَاءَ فِیمَنِ ادَّعَى الْإِمَامَةَ بِغَیْرِ حَقِّهَا مَا جَاءَ فَقَالَ الرِّضَا ع إِنَّ زَیْدَ بْنَ عَلِیٍّ لَمْ یَدَّعِ مَا لَیْسَ لَهُ بِحَقٍّ وَ إِنَّهُ کَانَ أَتْقَى لِلَّهِ مِنْ ذَلِکَ إِنَّهُ قَالَ أَدْعُوکُمْ إِلَى الرِّضَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ع وَ إِنَّمَا جَاءَ مَا جَاءَ فِیمَنْ یَدَّعِی أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى نَصَّ عَلَیْهِ ثُمَّ یَدْعُو إِلَى غَیْرِ دِینِ اللَّهِ وَ یُضِلُّ عَنْ سَبِیلِهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ کَانَ زَیْدٌ وَ اللَّهِ مِمَّنْ خُوطِبَ بِهَذِهِ الْآیَةِ وَ جاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباکُمْ.» برادر من زید را با زید بن علی علیه السلام مقایسه نکن. زید به سوی خویش دعوت نمی کرد و اگر پیروز می شد به امام حق دعوت می کرد و با امام صادق علیه السلام مشورت کرد و ایشان فرمود اگر آماده شهادت هستی این کار را انجام بده. زمانی که از نزد امام صادق علیه السلام رفت حضرت فرمود وای به حال کسی که دعوت او را بشنود و یاریش نکند. این مساله اقرار امام صادق علیه السلام است که اگر زید پیروز می شد وفا می کرد.

نتیجه گیری

ملاک این که دعوت و خروجی را حق و دیگری را باطل می کند دعوت شخص است که آیا دعوت به سمت امام حق است یا به سوی خویشتن دعوت می کند. زید زمانی که احتمال پیروزی و زمینه سازی برای امام حق را داشت به قیمت شهادتش حاضر به قیام شد و مورد تایید امام نیز قرار گرفت.

شاید بیان شود که در عصر حضور دعوت به سوی امام معصوم علیه السلام است ولی در زمان غیبت که دیگر دعوت به امام معصوم محقق نیست.

در پاسخ می گوییم درست است که در عصر غیبت، دعوت به سوی امام معصوم محقق نیست ولی دعوت الی الحق در عصر غیبت بدین صورت است که ایشان نائب تعیین کرده است. اگر در این زمان شخصی به سوی دولت حق که نائب امام زمان (عج) باشد دعوت کند همان اتفاق صورت گرفته است. اگر رجلی قیام کند و به سوی نائب امام زمان با شرائط دعوت کند قیام درستی انجام داده است و از همین صحیحه می توان استفاده کرد.

پس نه تنها این روایت دلالت بر بطلان قیام نمی کند بلکه اگر قیامی دعوت به سوی حق کرد، قطعاً درست است و این روایت دلالت بر جواز دارد نه این که برعکس بگوییم بر عدم جواز دلالت دارد.

سوال: در مورد ذیل روایت و خروج سفیانی چه می فرمایید؟

پاسخ: ذیل روایت استثنائی است که مطرح شده است و مربوط به ظهور امام زمان (عج) است و با این دو گونه قیام که مطرح شد ارتباطی ندارد.

پس نه تنها روایت دلیلی بر منع جواز و خروج ندارد بلکه نشانه جواز دعوت به سوی حق است.

سوال: امام خمینی قیام به حق نکردند بلکه بیداری فرهنگی انجام دادند.

پاسخ: آیا اسم این را نهضت نمی گذارید؟ خروج به چه معناست؟ خروج یعنی مبارزه با طاغوت که او را بشکند. باید زمینه ای درست شود. امام سال 42 قیام نکردند بلکه زمینه را آماده کردند.

سوال: مگر نباید قیام به صورت مسلحانه باشد؟

پاسخ: نیازی به قیام مسلحانه داشت بلکه امام قیامی کرد که حکومت 2500 ساله شاهنشاهی را ساقط کرد و قیام به حقی است و به جای آن حکومت عادله قرار دادند. از ابتدا قصد امام این بود که با حکومت مبارزه کنند و می فرمود من سینه ام را آماده گلوله های شما کرده ام.

ان شاء الله ادامه بحث را در جلسه آتی بیان خواهیم کرد./926/ف

مقرر: محسن جوادی صدر


کد خبرنگار : 38


ارسال به:         whatsapp telegram  

ارسال نظر




chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.