استاد ایزدهی/ فقه سیاسی
کد خبر : 8607
یکشنبه 20 خرداد 1397 - 13:06

حجت‌الاسلام ایزدهی/ جلسه17 (97-96)

فقه سیاسی| بررسی بحث وجوب کفایی در تجهیز میت

وسائل ـ بحث ما در جمع بین دو دسته روایات بود، روایاتی که می‌گوید واجب کفایی است و روایاتی که می‌گوید اولیاء میت اولی بالمیت هستند، وجوب کفایی که بحثی در آن نیست، اقارب که اولی هستند را چکار کنیم؛ آیا بر اذن حمل کنیم؟ آیا اگر اذن بدهند می شود که واجب کفایی هم باشد؟

فقه سیاسی| بررسی بحث وجوب کفایی در تجهیز میت

به گزارش خبرنگار وسائل، درس خارج فقه سیاسی، حجت‌الاسلام والمسلمین سید سجاد ایزدهی، مورخه 2 آبان ماه 96 در مدرسه عالی فیضیه قم برگزار شد؛ به ادامه بحث وجوب کفایی در تجهیز میت پرداخت که متن درس در ادامه تقدیم می‌شود.

 

در جلسه گذشته مطرح شد که: به سه طریق می‌توان بین روایات جمع کرد:

1- مشهور: عمدتا مثل مرحوم سید: این است که وجوب علی‌الکل است؛ اما نماز بخواهد منعقد بشود صحیحا، باید اولیاء میت اذن بدهند.

مرحوم سید می‌فرماید: وجوب کفایی از بین می‌رود و اذن شرط صحت قرار می‌گیرد، چون اگر اذن نیاید وجوب هم می‌رود و میت روی زمین می ماند؛ لذا اصلا وجوب کفایی در کار نیست.

مرحوم حکیم جواب سید را در مستمسک داده است: وجوب، وجوب مطلق علی الکل است.

 

خلاصه مباحث جلسه:

بحث در تجمیع روایات بود یک منظر را بیان کردیم که نظر مرحوم سید بود.

2- عده ای قائل به اهم و مهم هستند.

3- عده ای هم بحث نماز فرادی و جماعت را کرده اند.

برخی قیود، قیود وجوب هستند و برخی قیود واجب هستند؛ در روایت نماز میت اذن قید وجوب نیست، بلکه قید واجب است؛ یعنی قید به وجود می‌خورد و وقتی با مبنای سید مقایسه کردیم، سازگار شد که وجوب هست؛ ولی صحت نماز مقید به اذن ولی می‌شود.

نتیجه این که بحث مرحوم سید موضوعیتی ندارد و وجوب علی الاولیاء است و لو بالاجبار.

اصل بحث: بحث ما در جمع بین دو دسته روایات بود، روایاتی که می‌گوید واجب کفایی است و روایاتی که می‌گوید اولیاء میت اولی بالمیت هستند، وجوب کفایی که بحثی در آن نیست، اقارب که اولی هستند را چکار کنیم؛ آیا بر اذن حمل کنیم؟ آیا اگر اذن بدهند می شود که واجب کفایی هم باشد؟

مرحوم سید حمل بر صحت کرد؛ یعنی نماز به شرطی صحیح است که اینها اجازه بدهند.

 

بحث مقدماتی

 در بحث دیروز اجمالا عرض کردیم که در بحث نماز در جایی که نتواند وضو بگیرد؛ مثلا آب نیست، تیمم هم نمی‌تواند بگیرد، تا آخر وقت صبر می کنی؛ آیا نماز بر عهده‌ات هست یا باید قضا کنی؟

قضا دلیل خاص خودش را دارد؛ در این مثال آیا نماز برعهده شخص است، وجوب هست و قضا دارد یا وجوب نیست و قضا دارد؟ مرحوم امام در تحریر دارد که بر عهده انسان چیزی نیست، برخی دارند که احتیاطا با همین خیسی تیمم کند، برخی دارند که بخواند بعد احتیاطا قضا کند.

 

نظر امام(ره)

امام می فرماید چیزی برعهده اش نیست، باید قضا کند؛ اگر شرطی که قابل تحصیل نیست و برعهده دیگری است؛ آیا این شرطها در صورت عدم، وجوب را از بین می برد یا نه، شرط واجب است، یک تعبیری دارند وآن این است که اگر ما یک امری داشتیم و این امر می گوید صلّ؛ بعد یک قید به آن می‌زنند یا اگر زالت الشمس اگر این قید بعد از امر آمد تکلیف امر چه می شود؟

آیا این قید است برای هیأت، صل یعنی وجوب را بر می دارد یا قید است، برای ماده صل؛ یعنی اگر قید نیامد، مطلوبیت هم ندارد، نماز یومیه قبل از زوال مطلوبیت هم ندارد و با قید مطلوبیت می آید.

در مثل صل؛ اینجا معلوم می شود که قید، قید هیأت است؛ یعنی وجوب از بین می‌رود، ولی مطلوبیت هست، یعنی این نماز مطلوب است؛ اگر توانستی حالا بخوان، نماز بعد از زوال مطلوب می شود، من اگر نتوانستم وضو بگیرم، اگر وضو گرفتم هم مطلوبیت است و هم وجوب آمده است، مطلوب تا قبل زوال هست؛ ولی شارع امر به الزام نمی‌کند.

یک مثال عرفی مولا به عبد می گوید؛ اگر تشنه شدم آب بیاور، هر وقت دیدی تشنه شدم آب بیاور؛ یعنی آب آوردن فی نفسه مطلوبیت ندارد، اگر تشنه شدم مطلوبیت دارد، صرف الماء مطلوبیت ندارد، ماده آب آوردن موضوعیت ندارد.

یک وقت مولا می‌گوید، اگر تونستی آب بیاور؛ اینجا آب مطلوبیت دارد، اما وجوب آن مقید شده است به اگر توانستی؛ در بحث ما، ما یک وجوبی داریم، وجوب کفایی است؛ یعنی ایها الناس غسلوا موتاکم، صلوا علی امواتکم، دفنوا امواتکم، یک قید آمد، اذا اذن لکم اولیاء المیت، این قید، قید چیست؟ قید دفن است که اگر اذن ندادند، دفن صحیح نیست یا نماز صحیح نیست یا نه نماز صحیح است و این قید، قید وجوب است؛ اگر اذن ندهند وجوبی در کار نیست؟

عبارت مرحوم اراکی: اذا کان القید مذکورا فی اللفظ، نحو صل الظهر ان دخل الوقت فظاهر الامران المطلوبیة مقیدة، بحال وجوب القید، نماز قبل از زوال مطلوبیت ندارد و فی حال عدمه لا اقتضاة و لا مطلوبیة اصلا خبری نیست و هذا یسمی بتقیید المادة؛ یعنی خود نماز و اطلاق الهیئة، وجوب هست، صل هست؛ اما نماز درست نیست، صل وقتش بعد از زوال است.

و ان کان القیدغیر مذکور فی اللفظ ومعلوما من الخارج کما فی قید القدرة و سایر شروط العقلیة فظاهر اطلاق المادة فی الامر(صل) ان المطلوبیة غیر منحصرة فی وجود هذا القید مطلوبیت دارد؛ اما امام قید به استطاعت است و وجوب بعد از آن می آید، بل هی ثابتة فی حال وجوده و عدمه و انما حسن التکلیف و توجیه الطلب مقید بحال وجوده؛ اگر قید داشت، امر صادق است و وجود می آید و هذا یسمی بالطلاق المادة و تقیید الهیات نماز سر جای خودش است، وجود مقید به قید شده است و من هنا یعلم مع ان کلامهم ان القیود المذکورة  فی اللفظ کلها راجعة علی المادة دون الهیات.

قید مذکوره در لفظ موضوعیتی ندارد، مولا می تواند بگوید صل اذا زالت الشمس یا صل ان قدرت هر دو را می تواند بگوید، بحث این نیست که بگوید یا نگوید مهم این است که آیا شرط از شروط عقلیه است که ما می فهمیم شرط امتثال است یا شرط امتثال نیست و شرط صحت است؟

یک وقت می‌گوید اگر داشتی امتثال کن، یک وقت به صورت مطلق می گوید، امتثال کن؛ اگراین حکایت باشد، مرحوم سید می فرماید این شرط شرط صحت است، اذن ندهند صحیح نیست.

اگر شروط عامه و قدرت باشد، شرط عقلی است و معنایش این است که وجوب هست؛ اما این قید به وجود می خورد، معنای شرط قدرت بودن این است که اگر شرط قدرت باشد این قدرت بر اذن ندارد.

سید می گوید نه اینطور نیست که شرط قدرت باشد، چون شرط قدرت به خودت بر می‌گردد، شرط کسی دیگر این قدرت است و شرط تو نیست، شارع اضافه کرده و مشروط عامه تکلیف نیست، این می شود به تعبیر سید ولو اینکه مذکور در لفظ نیست؛ اما در عین حال می‌شود شرط صحت یعنی وجوب هست، صحت نماز مقید به اذن ولی می‌شود؛ با این مبنا حرف سید درست است، وجوب نماز هست، فقط صحت ان مقید به اذن ولی می شود.

بحث ما جای دیگر است و آن این است که مگر ما اطلاق امری داریم؛ اگر ما صل داریم که این صل بیاید و یک قیدی بخورد، ما یک مطلقات و عموماتی داریم که اینها ظهور در صل ندارند؛ اصلا سنخ اینها با هم فرق دارد.

یک صل ای هست که اطلاق دارد، ما فهم کرده ایم که نماز بر اولیاء میت است یا کسانی که اولیاء بر آنها امر کند؛ دوگانگی ای اصلا وجود ندارد، ما دو گانگی را از اینور نفی کرده ایم؛ یکی مثل مرحوم شیخ می فرماید، اصلا دوگانگی نیست، روایاتی که باید اولیاء اذن بدهند، سند ندارد، ما وجوب را خراب کرده ایم.

مرحوم آقای خویی اصلا وجوب علی الاولیاء میت نداریم، چون روایات سند ندارد وفقط وجوب کفایی حاکم است، آنهایی که دو تا را حاکم می کنند در تعارض می مانند و جمع می کنند.

 

نظر استاد

سنخ کار سنخ دوتایی نیست، ممکن است کسی بگوید اصلا اطلاقات نیست، بلکه اجماع داریم، اجماع که دلیل لبی است، قدر متیقن می خواهد قدر متیقن از وجوب کفایی این هست که شرط صحت ندارد.

فرض این قاعده درجایی است که یک صل هست وجوب تصریحی هست با قید چکارکنیم، تلقی ما این است که قیدی نیست، اینها متعارضین هستند یا این یا اون، بحث صحت سید موضوعیتی ندارد و وجوب بر اولیاء است.

 

اهم و مهم کردن

عده ای دیگر گفته اند که اهم و مهم می کنیم، اگر اولیاء میت نتوانستند می‌رود بر عهده بقیه مردم؛ ولی اولویت بندی می‌کنیم، ما در مقام تزاحم نیستیم، بلکه در مقام تعارض هستیم، تزاحم این است که در مقام عمل عملی نمی‌شود مثلا آیا وجوب تطهیر مسجد اولی است یا نماز را سر وقت بخوانیم، تطهیر را عقب بیندازم.

اینجا در بحث نظری است و تزاحمی نمی‌باشد، بلکه تعارض است، اینجا فرض نادرالوقوع است، چون اولیاء میت همیشه دلشان برای میت می‌سوزد.

 

نماز جماعت یا فرادی

 برخی گفته اند که جمع عرفی این می شود که نماز جماعت بر عهده اولیاء میت است؛ اما نماز فرادی اذن نمی‌خواهد، لذا وجوب کفایی یعنی وجوب علی الکل و به صورت فرادی وجوب با اذن یعنی نماز جماعت.

در تمام موارد نگفته است جماعت یا فرادی فقط گفته است نماز بر میت و اذن را به طور مطلق و بدون قید ذکر کرده است، نداریم که جماعت اذن می‌خواهد؛ اما نکته مهمتر این است که ما چند نماز میت سراغ داریم که فرادی خوانده شده است، مناسبت حکم و موضوع، فهم متن در فضای واقعی یعنی نماز جماعت می‌شود فرادی تا حالا انجام نشده است.

نماز فرادی بدون اذن یک احتمال نادر الوقوع غیر واقعی است، مراد همین است که مردم انجام می دهند یعنی جماعت.

تعبیر مرحوم شهید اول در دروس: ولو لم یکن الولی اهلا لها؛ استناب این حرف معلوم می‌کند، ولو در زمان مرحوم صاحب حدائق علی الکل را انکار کرده‌اند، حرف شهید اول حرف من است یا باید ولی خودش انجام بدهد یا خودش نائب بگیرد و این یعنی خرجش بر عهده خودش است، پس معلوم می شود قرن هشتم هم نظرها همین بوده است؛ این بحث عرفی است و الزام شرعی ندارد و شارع خبر از عرف می‌دهد؛ و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین./908/م


کد خبرنگار : 39


ارسال به:         whatsapp telegram  

ارسال نظر




chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.