آیت الله مقتدایی/ ولایت فقیه
کد خبر : 8578
پنجشنبه 17 خرداد 1397 - 14:29

آیت الله مقتدایی/ جلسه 19

ولایت فقیه| بررسی روایت زراره بر تشکیل حکومت دینی در عصر غیبت

وسائل- آیت الله مقتدایی به روایت زراره که برخی برای ضرورت تشکیل حکومت در عصر غیبت استفاده کردند اشاره کرد و گفت: استظهار از روایت زراره برای تشکیل حکومت در عصر غیبت مورد قبول نیست؛ زیرا پنجمین پایه از اسلام ولایت عملی است اما خصوص ولایت معصوم علیه السلام را در بردارد و مراد آن ولایت است که پایه دین است نه مطلق الحکومة که بتوانیم در عصر غیبت نیز از آن استفاده کنیم.

ولایت فقیه| بررسی روایت زراره بر تشکیل حکومت دینی در عصر غیبت

به گزارش خبرنگار وسائل، آیت الله مقتدایی، در نوزدهمین جلسه درس خارج فقه ولایت فقیه که در روز سه شنبه مورخه 2 آبانماه سال 96 در مدرسه مبارکه دارالشفاء برگزار شد، به بررسی شواهد و قرائن دیگری برای عدم دلالت روایت زراره بر تشکیل حکومت اسلامی در عصر غیبت پرداخت.

آیت الله مقتدایی در ابتدای درس خارج ولایت فقیه بیان داشت: استظهار از روایت زراره برای تشکیل حکومت در عصر غیبت مورد قبول ما نیست؛ زیرا پنجمین پایه از اسلام ولایت عملی است اما خصوص ولایت معصوم علیه السلام را در بردارد و مراد آن ولایت است که پایه دین است نه مطلق الحکومة که بتوانیم در عصر غیبت نیز از آن استفاده کنیم.

وی در ادامه افزود: قرینه اول سخن ما در خود صحیحه بیان شده که فرمود اگر شخصی تمام ایام را به عبادت به سر برد و در طول عمر حج بگذارد اما ولایت معصوم را قبول نداشته باشد هیچ یک از اعمالش پذیرفته نیست و مومن نیست و نمی توانیم این مساله را در مورد ولایت غیر معصوم به کار ببریم.

این استاد حوزه در ادامه ابراز داشت: روایات مشابهی نیز وجود دارد که ولایت را مختص اهلبیت علیهم السلام می داند و به عنوان قرینه بر مساله فوق می توان بیان کرد.

استاد مقتدایی در پایان به مباحث توحیدی که در برخی روایات به عنوان اصل شمرده شده است نیز اشاره کرد و گفت: نباید این اشکال را در روایت مورد بحث وارد دانست که از توحید نام نبرده است؛ زیرا درصدد بیان مسائل عملی بوده است و برخی روایات دیگر که مسائل اعتقادی را مطرح کرده اند به مساله توحید یا شهادتین نیز پرداخته اند.

تقریر درس

اثبات ضرورت حکومت در عصر غیبت

بحث در صحیحه ای بود که فرمود: «بنی الاسلام علی خمس: الصلاة و الزکاة و الحج و الصوم و الولایة»؛ آن چه دعائم و ستون های اسلام است پنج مورد است. زراره که راوی حدیث است از مورد افضل سوال می کند که حضرت در پاسخ افضلیت ولایت را مطرح می فرمایند و جهات آن را بیان می کنند.

در دراسات به این روایت برای ضرورت حکومت در هر عصری از جمله عصر غیبت استدلال شده است. اگر زمان حضور امام است این زعامت توسط معصوم علیه السلام است و اگر امام حاضر نیست باید خود مردم حکومتی را با زعامت حاکم شرعی تشکیل دهند که بدان استدلال شد.

پایه این استدلال بر دو مورد بود که اولی را قبول کردیم و دیگری اشکال داشت.

جهتی را که قبول کردیم این بود که گفتند مراد از ولایت امری اجرایی و عملی است و صرفاً قلبی نیست. سه قرینه ذکر شد:

1-   ولایت در ردیف چهار حکم دیگر قرار گرفته است و تمام موارد عملی است مانند نماز؛ روزه، حج و زکات

2-   در خود روایت بعد از این که موارد افضل را مشخص کرد امام فرمودند ولایت افضل است زیرا کلید چهار مورد دیگر است و والی مردم را به سمت موارد دیگر راهنمایی می کند.

3-   امام از ولایت به فریضه تعبیر کردند که بعد از آن فریضه دیگری نخواهد آمد و اصطلاحاً به واجبات عملی، فریضه گفته می شود.

این مساله را با سه قرینه فوق از ایشان قبول کردیم.

ایشان بعد از این مطلب گفتند در زمان حضور نبی مکرم اسلام و ائمه اطهار علیهم السلام این زعامت بر عهده معصوم است اما در عصر غیبت معصوم باید مردم حکومت اسلامی تشکیل دهند و ولایت شخص واجد شرائط را قبول کنند.

بیان شد که این استظهار از روایت مورد قبول ما نیست زیرا پنجمین پایه از اسلام ولایت عملی است اما خصوص ولایت معصوم علیه السلام را در بردارد. آن ولایت است که پایه دین است نه مطلق الحکومة که بتوانیم در عصر غیبت نیز از آن استفاده کنیم.

دلیل سخن ما

قرینه اول در خود صحیحه بیان شده  که فرمود: اگر شخصی تمام ایام را به عبادت به سر برد و در طول عمر حج بگذارد اما ولایت معصوم را قبول نداشته باشد هیچ یک از اعمالش پذیرفته نیست و مومن نیست. ما نمی توانیم این مساله را در مورد ولایت غیر معصوم به کار ببریم.

شبهه: شما در مورد نافرمانی از اسامه که از او تخلف کردند چه می فرمایید؟

پاسخ: ابتدا شما ولایت در این روایت را باید معنا کنید تا شبهه شما برطرف شود.

سوال: شما روایت معصوم را منحصر به زمان معینی می کنید؟

پاسخ: ما منحصر نمی کنیم بلکه خود روایت این گونه بیان می کند. قرینه در خود روایت است؛ زیرا می فرماید اگر شخصی چنین ولایتی را قبول نداشته باشد هیچ یک از اعمالش مورد پذیرش خداوند نیست.

نه تنها این روایت این اثر را فرموده بلکه روایات متعددی در این زمینه داریم و مرحوم صاحب وسائل بابی را به عنوان «عدم قبول عبادات اشخاصی که ولایت ائمه را قبول ندارند» بیان کرده است. در جلسه قبل یکی از آن روایات بیان شد که امروز نیز مورد دیگری را بیان خواهیم کرد.

در جلسه قبل روایت عدم قبولی اعمال ابلیس بیان شد که به واسطه عدم سجده بر آدم بود و بعد فرمود در این امت نیز به همین صورت است و کسانی که دستور پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در روز عید غدیر را ترک کردند و ولایت امیرمومنان علیه السلام و سائر ائمه علیهم السلام را قبول نکردند، خداوند اعمالشان را قبول نمی کند مادامی که ولایت امیرمومنان علیه السلام را قبول نکرده اند.

سوال: این مورد در مورد ولایت غیر معصوم نیز صادق است در صورتی که ولایت شرعی باشد.

پاسخ: نکته مهم همین است که غیر معصوم ولایت شرعی ندارد.

سوال: آیه ای که در مورد اطاعت از اولی الامر است را چگونه توجیه می کنید؟

پاسخ: مراد از اولی الامر در آیه شریفه همین دوازده امام هستند. ولایت فقیه که برای ما ثابت است.

در روایت فرمود ولایت از بقیه افضل است زیرا کلید بقیه است و والی راهنما و مرشد به سوی بقیه است.

روایت ابی حمزه ثمالی

مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ قَالَ: قَالَ لَنَا عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع- أَیُّ الْبِقَاعِ أَفْضَلُ فَقُلْنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ابْنُ رَسُولِهِ أَعْلَمُ فَقَالَ لَنَا أَفْضَلُ الْبِقَاعِ مَا بَیْنَ الرُّکْنِ وَ الْمَقَامِ- وَ لَوْ أَنَّ رَجُلًا عُمِّرَ مَا عُمِّرَ نُوحٌ فِی قَوْمِهِ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِینَ عَاماً یَصُومُ النَّهَارَ وَ یَقُومُ اللَّیْلَ فِی ذَلِکَ الْمَکَانِ ثُمَّ لَقِیَ اللَّهَ بِغَیْرِ وَلَایَتِنَا لَمْ یَنْفَعْهُ ذَلِکَ شَیْئاً.[1] کدام بقاع از بقیه افضل است؟ بین رکن و مقام بالاترین بقعه ها در روی زمین است و اگر شخصی به میزان عمر نوح (950 سال) عمر داشته باشد و روزها را روزه بگیرد و شب ها به عبادت مشغول باشد اما خداوند را در حالی ملاقات کند که ولایت ما اهلبیت را قبول نداشته باشد، این عبادات هیچ نفعی برای او ندارد. (باید قبول داشته باشد که حکومت حق ما خاندان است و شخصی غیر از ما چنین حقی ندارد.)

مرحوم صاحب وسائل، سیزده روایت در این باب ذکر کرده است که این مورد نیز قرینه ای برای سخن ماست.

غیر از این مورد، قرائن دیگری نیز وجود دارد که همین پنج مورد را بیان می کند و می گوید ولایت مخصوص اهلبیت علیهم السلام است که به دو مورد اشاره می کنیم:

روایت اول

حَدَّثَنِی الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ الزِّیَادِیِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ الْوَشَّاءِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبَانُ بْنُ عُثْمَانَ عَنْ فُضَیْلٍ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: بُنِیَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ عَلَى الصَّلَاةِ وَ الزَّکَاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلَایَةِ وَ لَمْ یُنَادَ بِشَیْ‏ءٍ کَمَا نُودِیَ بِالْوَلَایَةِ.[2] برای هیچ مطلبی نظیر ولایت ندا نشده است و به مردم تاکید نشده است.

در دعائم الاسلام بعد از ولایت «یوم الغدیر» اضافه شده است. حدیث مانند همان قبلی است و این فراز را اضافه کرده است.

مراد از ولایت یوم الغدیر، ولایت امیرمومنان و سائر ائمه علیهم السلام است. این روایت نیز ولایت را مختص معصومان می داند.

روایت دوم

 عن أبی جعفر علیه السلام قال بنی الإسلام على خمس على الصلاة و الزکاة و الحج و الصوم و الولایة و لم یناد بشی‏ء کما نودی بالولایة فأخذ الناس بأربع و ترکوا هذه یعنی الولایة. این روایت نیز مشابه روایت قبلی است اما در انتها می فرماید مردم آن چهار مورد را گرفتند و دیگری را ترک کردند که همان ولایت اهلبیت علیهم السلام است.

این موارد قرائن کافی در روایات است و در می یابیم که مراد حکومت است اما نه به صورت مطلق، بلکه حکومتی که به زعامت معصوم علیه السلام باشد.

روایت سوم

روایت دیگر نیز بیان کنیم که توحید نیز در آن ذکر شده باشد: «عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ یُونُسَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عِیسَى بْنِ السَّرِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع حَدِّثْنِی عَمَّا بُنِیَتْ عَلَیْهِ دَعَائِمُ الْإِسْلَامِ إِذَا أَنَا أَخَذْتُ بِهَا زَکَى عَمَلِی وَ لَمْ یَضُرَّنِی جَهْلُ مَا جَهِلْتُ بَعْدَهُ فَقَالَ شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ ص وَ الْإِقْرَارُ بِمَا جَاءَ بِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ حَقٌّ فِی الْأَمْوَالِ مِنَ الزَّکَاةِ وَ الْوَلَایَةُ الَّتِی أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهَا وَلَایَةُ آلِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ مَنْ مَاتَ وَ لَا یَعْرِفُ إِمَامَهُ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ- أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَکَانَ عَلِیٌّ ع ثُمَّ صَارَ مِنْ بَعْدِهِ- الْحَسَنُ ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ الْحُسَیْنُ ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ ثُمَّ هَکَذَا یَکُونُ الْأَمْرُ إِنَّ الْأَرْضَ لَا تَصْلُحُ إِلَّا بِإِمَامٍ وَ مَنْ مَاتَ لَا یَعْرِفُ إِمَامَهُ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً وَ أَحْوَجُ مَا یَکُونُ أَحَدُکُمْ إِلَى مَعْرِفَتِهِ إِذَا بَلَغَتْ نَفْسُهُ هَاهُنَا قَالَ وَ أَهْوَى بِیَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ یَقُولُ حِینَئِذٍ لَقَدْ کُنْتُ عَلَى أَمْرٍ حَسَنٍ.» برای من دعائم اسلام را بیان کنید که اگر بدان عمل کردم اعمال من پاکیزه و مورد قبول باشد و هر چه را ندانم مهم نباشد.

امام دعائم اسلام را برشمردند.

1-   بیان شهادتین

2-   انجام دستورات دینی مانند نماز و غیره.

3-   پرداخت زکات

4-   ولایتی که پروردگار بدان امر کرده است که مراد ولایت آل محمد صلی الله علیه و آله است

در این روایت امور اعتقادی و عملی با هم ذکر شده است.

در روایات قبلی مواردی مانند توحید که اعتقادی نیست نفی نشده است و نباید این اشکال را وارد دانست. برخی روایات درصدد بیان موارد عملی است و در روایاتی مانند این مورد که ذکر شد موارد اعتقادی نیز بیان شده است.

بنابراین این نیز روایت دیگری بود که بیان شد و قرینه بر سخن ماست.

در ادامه روایت می فرماید: آن شخصی که اطاعتش بعد از پیامبر لازم است، امیرمومنان علیه السلام و بعد از ایشان امام حسن و امام حسین علیهم السلام است و همین طور ادامه دادند تا فرمودند زمین نیاز به امام دارد.

این روایت نیز قرینه ای است که مراد از ولایت، مختص ائمه اطهار علیهم السلام است.

سوالی مطرح است که چه اشکالی دارد ما بگوییم در عصر غیبت امام زمان (عج)، ولایت عملی ایشان بر ما لازم است؟ یعنی حجت خدا که زعامت مسلمین بر عهده اوست حضرت حجت ابن الحسن علیه السلام باشد منتهی مانعی بر سر راه اوست. پس نباید گفت این ولایت مختص به آن زمان است.

قطعاً این ولایت امام زمان (عج) از بین نمی رود بلکه برای این عصر جانشین تعیین شده است: «اما الحوادث الواقعه...»

برای این که مردم معطل نمانند و ولایت ادامه داشته باشد، امام جانشین تعیین کرده است اما آثار آن ولایت امروزه نیست.

مراد از این روایات، رکن بودن ولایت است و در این عصر نیز ادامه دارد ولی مانعی وجود دارد ولی آن آثار مربوط به زمان حضور امام معصوم علیه السلام است./926/ف

تقریر: محسن جوادی صدر

پی نوشت:

[1] . وسائل الشیعه همان باب روایت 12

[2] . کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب دعائم الاسلام، روایت هشتم

 


کد خبرنگار : 38


ارسال به:         whatsapp telegram  

ارسال نظر




chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.