آیت الله کعبی/جهاد
کد خبر : 8541
چهارشنبه 09 خرداد 1397 - 16:59

آیت الله کعبی/ جلسه 65

جهاد| بررسی ارتباط مرابطه با عنوان جهاد

وسائل- اگر مرابطه نباشد، مصلحت مترتب بر جهاد از بین می رود و موجب مفسده می شود. فلسفه مرابطه حفظ مصلحت برای بقای نظام و جلوگیری از مفسده که سقوط نظام یا نفوذ دشمن در نظام اسلامی است. شاید وجه وجوب مرابطه هنگام خطر، این است که حفظ نظام اسلامی مترتب بر مرابطه است. یعنی اگر نباشد، نظام حفظ نمی شود

امنیت اسلامی/ جهاد و دفاع

جهاد| بررسی ارتباط مرابطه با عنوان جهاد

به گزارش خبرنگار وسائل؛ آیت الله عباس کعبی عضو مجلس خبرگان رهبری در شصت و پنجمین جلسه درس خارج فقه جهاد که در موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) به تاریخ دوشنبه هجدهم بهمن ماه 1395 برگزار شد در ادامه بررسی مرابطه و نقش آن در دفاع از سرزمین های اسلامی به تبیین معنای مرابطه و انواع آن پرداخت و سپس نسبت آن با عنوان جهاد را تبیین نمود.

تقریر درس

آیت الله کعبی در جلسه  گذشته عنوان کرد: در ارتباط با مرابطه باید متذکر شد در حال حاضر، چیزی به نام مرز های اسلام و کفر در شرایط وجود دولت های ملی فعلی سراغ نداریم. مرزهای جغرافیایی که بر اساس آن گذرنامه می دهند، مرزهای ملی است نه مرزهای اسلام و کفر.

 

بحث درمورد مرابطه بود و اینکه نقش آن در حفظ نظام اسلامی چیست؟ بیان شد که هدف از مرابطه، جهاد نظامی نیست، بلکه حفظ مرز و اعلام هشدار نسبت به نفوذ دشمن است. این دو هدف مرابطه است. لذا گفته شده که مرابطه اصلا جهاد نیست و لذا جهاد به همراه جائر و برای تقویت سلطان جائر که در روایاتی مانند روایات یونس آمده، حرام است و نسبت به آن کسی که شمشیر و سپر گرفته بود و در مرز عسقلان و دیلم و قزوین حضور یافته بود و گفتند جهاد شرعی نیست و کسب تکلیف کردند، حضرت فرمود: «فَلْیُرَابِطْ وَ لَا یُقَاتِلْ»[1] سوال کردند اگر دشمن حمله کند چطور؟ فرمود: از کیان اسلام دفاع کند نه از حاکم جائر. چون اگر کیان اسلام از بین برود، دیگر نامی از اسلام و پیامبر آن باقی نمی ماند. از این روایات معلوم می شود مرابطه، جهاد نیست، بلکه نوعی آمادگی برای حفظ مرزها و هشدار نسبت به نفوذ دشمن است.

ارتباط مراتبطه با بحث جهاد

اما اینکه چرا ما در بحث ادله جهاد برای حفظ نظام، مرابطه را مطرح کردیم، چند وجه دارد:

اول آنکه اگر مرابطه نباشد، مصلحت مترتب بر جهاد از بین می رود و موجب مفسده می شود. فلسفه مراتبطه حفظ مصلحت برای بقای نظام و جلوگیری از مفسده که سقوط نظام یا نفوذ دشمن در نظام اسلامی است. شاید وجه وجوب مرابطه هنگام خطر، این است که حفظ نظام اسلامی مترتب بر مرابطه است. یعنی اگر نباشد، نظام حفظ نمی شود و همین امر برای اینکه بگوییم مرابطه واجب است برای روز مبادا و هنگام خطر،  کافی باشد.

دوم اینکه: در برخی روایات می فرماید: مرابطه سه روز است ولی اگر کسی تا چهل روز مرابط شود، مجاهد محسوب می شود. باب ششم از ابواب جهاد عدو،[2] دسته ای از روایات آمده که برخی از آنها را می خوانیم. در روایت اول آمده است: «مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ نُوحِ بْنِ شُعَیْبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ رَوَاهُ عَنْ حَرِیزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ وَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَا الرِّبَاطُ ثَلَاثَةُ أَیَّامٍ وَ أَکْثَرُهُ أَرْبَعُونَ یَوْماً فَإِذَا جَاوَزَ ذَلِکَ فَهُوَ جِهَادٌ»[3] روایت از نظر سندی صحیح است و می فرماید: اقل مرابطه سه روز و اکثر آن چهل روز است. اگر مرابطه از چهل روز بیشتر شود، جهاد است.

اگر چه مرابطه حفظ و اعلام و هشدار است، اما اگر تبدیل به وظیفه عمومی شد و شخصی به عنوان پرسنل نیروی انتظامی و نظامی و امنیتی در آمد، و همیشه نیز در مرزها مراقبت می کند و یا کار او مانع نفوذ دشمن می شود و این ها وظیفه او می شود، نه اینکه داوطبانه و مقطعی، این جهاد است. بلکه نذر برای مرابطه نیز صحیح است و عمل به آن واجب است. برخی در صدر اسلام نذر می کردند که اگر خدا فلان کار را انجام دهد، من مرابطه می کنم. اسب و شمشمیر می گرفتند و طرف مرز می رفتند و این کارها آزاد بود، چون حکومتی نبود. امروزه که نظام اسلامی تشکیل شده و حیثیات نظامیه مطرح است، و بحث داوطلب و بسیجی هم نیست، و وظیفه تعیین شده است، بعید نیست که گفته شود چنین کسانی مجاهدند و جهادشان، جهاد حفظ نظام است.

بنابراین گفته نشود مرابطه برای حفظ و اعلام است و بنابر روایت یونس، جهاد محسوب نمی شود. جواب می دهیم بنابر روایت اخیر، اگر مرابطه به وظیفه تبدیل شود، جهاد حفظ نظام محسوب می شود و دیگر سه روز و چهل روز موضوعیت ندارد، بلکه آنچه موضوع است تبدیل شدهن به وظیفه و تکلیف است. خصوصا اگر نظام و حاکم اسلامی از او چنین درخواستی داشته باشد. لذا اگر نظام اعلام نیاز کرد که عضور سپاه، نیروی انتظامی، ارتش و بسیج شوید، حضور در این نیروها، در اصل داوطلبانه است ولی وقتی اعلام نیاز شد، واجب کفایی می شود و کسی که حاضر می شود، مجاهد محسوب می شود. با همه شقوق آن یعنی حفظ اماکن عمومی، حفظ تاسیسات زیربنایی مانند پل ها، بیمارستان ها، کارخانه ها، فرودگاهها، ایستگاههای قطار و... تا حفظ شخصیت های نظام، همه نوعی مرابطه و حفاظت از نظام است.

انواع مرابطه

بحث دیگر در مورد مرابطه که قابل توجه است، اینکه مرابطه در گذشته با زمان فعلی، تفاوت دارد.  یک تفاوت مربوط به حضور در مرزهاست که امروزه ممکن است از طریق فناوری های پیچیده صورت بگیرد. شخصی در اتاقی نشسته و دوربین ها مخفی و سیستم های هوشمند قرار داده اند که حتی شماره پلاک ماشین هم قابل رصد است. آیا کسی که پشت آن سیستم هوشمند برای حفظ و نگهبانی مرزها و اعلام خطر نسبت به نفوذ دشمن نشسته، آیا حکم مرابط دارد یا خیر؟ یا حتما مرابط فقط کسی است که در مرز حضور فیزیکی داشته و عکس العمل نشان دهد؟  پاسخ روشن است. به هر دو مرابط گویند. چون مرابط که مقاتله نیست. اگر کسی که پشت سیستم هوشمند نشسته به کسی که در مرز حضور فیزیکی دارد دستور شلیک بدهد، آن شلیک کننده، مرابط نیست و مدافع و مقاتل است. و حالی که مرابطه غیر از مقاتله است. لذا مرابطه از طریق سیستم هوشمند نیز صحیح است و لزوما به معنای حضور فیزیکی اشخاص و ادوات نظامی در مرزها نیست.

توجه داشته باشیم مرابط به کسانی گفته می شود که جلوی نفوذ دشمن را بگیرد.

 انواع نفوذ

بحث دیگر اینکه آیا مطلق نفوذ، نه فقط نفوذ فیزیکی و نظامی از مرزها، مانند نفوذ فرهنگی برای تغییر آداب و رسوم و فرهنگ یک ملت، یا نفوذ سیاسی به معنای نفوذ در حاکمیت و مراکز تصمیم گیری نظام و قرار دادن نیرو در قوای سه گانه ی و یا نفوذ اقتصادی برای تسلط بر منابع اقتصادی مسلمانان و نیز نفوذ امنیتی از طریق جواسیس، یا نفوذ اجتماعی از طریق تاثیر بر ملت و همراه کردن آنها نسبت به مسایل مختلف، ایا این جلوگیری صدق عنوان مرابطه می شود یا خیر؟ مثلا کسانی که مانع نفوذ فرهنگی می شوند، مرزبانان فرهنگی و عقیدتی و ارزشی محسوب می شوند؛ مانند طلاب و روحانیون. همچنین کسانی که مانع نفوذ سیاسی می شوند، مرزبان سیاسی هستند؛ مانند شورای نگهبان که در بررسی صلاحیت ها، مانع نفوذ در حاکمیت می شود. همچنین جلوگیری از نفوذ اقتصادی، کسانی که جلوی کالاهای قاچاق را بگیرند مانند گمرگ، همچنین نفوذ امنیتی کسانی که در دستگاههای ضد جاسوسی فعالیت دارند، آیا به این کارمندان که بر علیه انواع نفوذ کار می کنند، صدق عنوان مرابط می کند یا خیر؟

به نظر می رسد چون فلسفه مرابطه، حفظ و هشدار است، و مرز فیزیکی و جغرافیایی موضوعیت ندارد، مرابطه در این موارد نیز صدق می کند. آنچه موضوعیت دارد، جلوگیری از اختلال و تضعیف و فروپاشی نظام اسلامی که ممکن است شیوه های آن در زمان های مختلف تفاوت داشته باشد. کما اینکه استعمار در زمان ما، از ترفندهای گوناگونی استفاده می کند. ما استعماری قدیم، نو و فرانو داریم.

 در استعمار قدیم، نیروهای نظامی را وارد کشورها می کردند و می گفتند می خواهیم اینجا را آباد کنیم. مرابط کسی است که مانع نفوذ اینان شود و اعلام کند که دشمن نزدیک شده و قصد حمله دارد.

در استعمار نو، دشمن حضور فیزیک و مستقیم ندارد اما گماشته و نوکر می گذارد و آنها مقاصد دشمن را پیاده می کنند. مانند شاه که نوکر امریکا و انگلیس بود و ایران کشور مستعمره بود.

استعمار فرانو، حتی مزدور و گماشته قرار نمی دهد و می گوید خودتان باشید. کشور به ظاهر انقلابی است، اما از درون رخنه فرهنگی و سیاسی و اجتمناعی می کنند. شبکه ای از نخبگان لیبرال وابسته بهخ خود را راه می اندازند. این هم نوعی استعمار است. برنامه دشمن برای غلبه بر اسلام و حاکمیت مسلمین.

حالا در مقابل هر گونه اقدامی که مانع نفوذ دشمن شود چه نسبت به استعمار قدیم باشد یا نو و فرانو، مرابطه محسوب می شود. چون برای حفظ و اعلام است و لازم نیست آن را مخصوص نوع خاصی از نفوذ دشمن قرار دهیم.

در زمان ما کسانی که در مقابل حمله های سایبری دشمن، ارتش سایبری تشکیل می دهند، نیز مرابطند. بلکه آنچه در زمان ما خیلی رواج یافته، و اقرب از مرابطه است، پدافند غیرعامل است. گاه در مقابل حملات دشمن پدافند عامل می کنید؛ مانند ساختن سنگر زیرزمینی تا در مواقع بمباران، مردم هشدار را بشنوند و به پناهگاه بروند. گاه پدافند غیرعامل است که شیوه محافظت در مقابل هکرهای سایت های حاکمیتاست. ممکن است دشمن نرم افزاری را وارد کند و از طریق آن، آب و برق و گاز و تلفن یک کشور را از کار بیندازد. براده هایی را منتشر کند و از طریق سیستم هوشمند، جایی را آتش بزند. یا ویروسی راه بیندازد که تاسیسات هسته ای را فلج کند. و قس علی هذا.  کسانی که در مقابل این دشمن ایستاده اند و مانع نفوذ دشمن را می گیرند، و در بخش پدافند غیرعامل فعالیت می کنند، مرابط محسوب می شوند چون کارشان حفظ و اعلام است.

مرابطه در قدیم، در مرزهای زمینی بود. اما امروزه مرزهای دریای ، زیردریایی، هوایی، هوا - فضایی، مطرح است و همه مرزهای حاکمیت یک کشور محسوب می شود. حتی شامل فضای ماهواره ای نیز می شود که کشورها می توانند خرید و فروش کنند. کسانی که چنین فضایی را حفظ می کنند، نیز بدون استثناء مرابط محسوب می شوند. مثال ها می تواند گسترده و متنوع باشد و تابع زمان و مکان باشد. و می رساند که مفهوم مرابطه دگرگون شده و توسعه یافته است اما حکم و فلسفه آن که حفظ نظام اسلامی است، باقی است.

بنابراین مرابطه معنای وسیعی دارد و فلسفه آن حفظ نظام اسلامی است و هرگونه فعالیت برای آن، جهاد محسوب می شود و روشن شد مرابطه و احکام آن که بین مستحب و واجب است، می تواند یکی از ادله وجوب جهاد بقای حفظ نظام اسلامی باشد.

به هر حال، مرحوم صاحب جواهر(ره) می فرماید: «و على کل حال فلا ریب فی دلالته على أن المرابطة فی سبیل اللّه تعالى شأنه مستحبة»[4] یعنی استحباب نفسی دارد. اما مرابطه برای حفظ نظام و جلوگیری از نفوذ دشمن، بیشتر از چهل روز و تبدیل به وظیفه شود، نه تطوعی و داوطلبی، دیگر مستحب نیست.

روایاتی در فضیلت مرابطه

مرحوم صاحب جواهر(ره) در ادامه می فرماید: «مضافا إلى إطلاق المروی فی المنتهى عن‌ سلمان عن رسول اللّه صلى اللّه علیه و آله: رباط لیلة فی سبیل الله خیر من صیام شهر و قیامه، فإن مات جرى علیه عمله الذی کان یعمل، و أجری علیه رزقه، و أمن الفتان».[5] این روایت ثواب مرابطه را بیان می فرماید که یک شب نگهبانی در راه خدا، بهتر از روزه و نمازشب یک ماه است. و اگر کسی بر حال مرابطه بمیرد، اجر و رزقش جاری است و از عذاب نکیر و منکر در امان خواهد بود.

منظور از این نگهبانی، فقط فیزیکی است و شامل مواردی که عرض کردیم نیز خواهد شد.  یعنی هر آنچه موجب حفظ نظام اسلامی گردد.

مرحوم صاحب جواهر روایت دیگری نیز نقل می کنند که خیلی عجیب است: «عن فضالة بن عبیدة قال: «إن رسول الله صلى اللّه علیه و آله قال: کل میت یختم على عمله إلا المرابط فی سبیل اللّه، فإنه ینمو له عمله إلى یوم القیامة، و یؤمن من فتان القبر»[6] یعنی هر کسی با مرگش، کارهایش خاتمه می یابد مگر کسی که مرابطه فی سبیل الله کند که اجرش رو به رشد است و این باعث نمو عملش تا روز قیامت می شود. چرا؟ چون در اثر آن شبهایی که نگهبانی داده و در آن شب ها، نظام اسلامی حفظ شده و در سایه آن کارهای خیر و نیکی صورت گرفته، او در همه کارهای خیر و نیک دیگران شریک است؛ مانند روایتی که می فرماید: «مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً فَلَهُ أَجْرُهَا وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ مِنْ غَیْرِ أَنْ یُنْقَصَ مِنْ أُجُورِهِمْ شَیْ‏ءٌ»[7] همچنانکه فرموده اند: «سَنَّ سُنَنَ الْفَسَادِ الَّتِی عَلَیْهِ إِثْمُهَا وَ إِثْمُ مَنْ عَمِلَ بِهَا».[8]

مرابط نیز همین گونه است. و ثواب آن مربوط به خدمتگزاران نظام در جهت حفظ نظام است. یعنی کسانی که وظیفه شان حفظ نظام است. خداوند چنین پاداشی برای آنان قرار می دهد؛ چه در بخش سخت افزاری نظام مانند نیروهای مسلح، و چه در بخش نرم افزاری نظام شامل این روایت می شود و از عذاب نکیر و منکر هم در امان خواهد بود.

روایت دیگر: «المروی عن ابن عباس قال: «سمعت رسول اللّه صلى اللّه علیه و آله یقول عینان لا تمسهما النار عین بکت من خشیة اللّه، و عین باتت تحرس فی سبیل اللّه».[9] دو چشم از آتش روز قیامت در امانند. یکی چشمی که از خوف خدا گریسته باشد و دیگر چشمی که از حفاظت در راه خدا بیدار مانده باشد.

ادامه بحث در جلسه بعد انشاء الله.

 


[1] . وسائل‏الشیعة، ج15، ص29: «عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ یُونُسَ قَالَ سَأَلَ أَبَا الْحَسَنِ ع رَجُلٌ وَ أَنَا حَاضِرٌ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّ رَجُلًا مِنْ مَوَالِیکَ بَلَغَهُ أَنَّ رَجُلًا یُعْطِی سَیْفاً وَ قَوْساً فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَأَتَاهُ فَأَخَذَهُمَا مِنْهُ ثُمَّ لَقِیَهُ أَصْحَابُهُ فَأَخْبَرُوهُ أَنَّ السَّبِیلَ مَعَ هَؤُلَاءِ لَا یَجُوزُ وَ أَمَرُوهُ بِرَدِّهِمَا قَالَ فَلْیَفْعَلْ قَالَ قَدْ طَلَبَ الرَّجُلَ فَلَمْ یَجِدْهُ وَ قِیلَ لَهُ قَدْ قَضَى الرَّجُلُ قَالَ فَلْیُرَابِطْ وَ لَا یُقَاتِلْ قُلْتُ مِثْلَ قَزْوِینَ وَ عَسْقَلَانَ وَ الدَّیْلَمِ وَ مَا أَشْبَهَ هَذِهِ الثُّغُورَ فَقَالَ نَعَمْ قَالَ فَإِنْ جَاءَ الْعَدُوُّ إِلَى الْمَوْضِعِ الَّذِی هُوَ فِیهِ مُرَابِطٌ کَیْفَ یَصْنَعُ قَالَ یُقَاتِلُ عَنْ بَیْضَةِ الْإِسْلَامِ قَالَ یُجَاهِدُ قَالَ لَا إِلَّا أَنْ یَخَافَ عَلَى دَارِ الْمُسْلِمِینَ أَ رَأَیْتَکَ لَوْ أَنَّ الرُّومَ دَخَلُوا عَلَى الْمُسْلِمِینَ لَمْ یَنْبَغِ لَهُمْ أَنْ یَمْنَعُوهُمْ قَالَ یُرَابِطُ وَ لَا یُقَاتِلُ وَ إِنْ خَافَ عَلَى بَیْضَةِ الْإِسْلَامِ وَ الْمُسْلِمِینَ قَاتَلَ فَیَکُونُ قِتَالُهُ لِنَفْسِهِ لَا لِلسُّلْطَانِ لِأَنَّ فِی دُرُوسِ الْإِسْلَامِ دُرُوسَ ذِکْرِ مُحَمَّدٍ ص.

[2]  عنوان باب: « بَابُ حُکْمِ الْمُرَابَطَةِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ مَنْ أَخَذَ شَیْئاً لِیُرَابِطَ بِهِ وَ تَحْرِیمِ الْقِتَالِ مَعَ الْجَائِرِ إِلَّا أَنْ یَدْهَمَ الْمُسْلِمِینَ مَنْ یُخْشَى مِنْهُ عَلَى بَیْضَةِ الْإِسْلَامِ فَیُقَاتِلَ عَنْ نَفْسِهِ أَوْ عَنِ الْإِسْلَامِ»؛ وسائل‏الشیعة ، ج15 ، ص29.

[3] . وسائل‏الشیعة ، ج15 ، ص29.

[4] . جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام؛ ج‌21، ص: 40.

[5] . جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام؛ ج‌21، ص: 40. اصل روایت در جامع الاخبار چنین است: «و قال ص رباط لیلة فی سبیل الله خیر من صیام شهر و قیامه فإن مات جرى علیه عمله الذی کان یعمله و أجری علیه رزقه»؛ جامع‏الأخبار، ص83.

[6] . جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام؛ ج‌21، ص: 40.

[7] . الکافی، ج 5 ، ص9.

[8] . بحارالأنوار، ج33 ، ص209 – مشابه روایت:  من سن سنة سیئة کان علیه وزرها و وزر من عمل بها؛ بحارالأنوار، ج71 ، ص204.

[9] . جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام؛ ج‌21، ص: 40.

 

120/907/د

مقرر: قطبی

 


کد خبرنگار : 42


ارسال به:         whatsapp telegram  

ارسال نظر




chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.