آیت الله مقتدایی/ ولایت فقیه
کد خبر : 8338
یکشنبه 23 ارديبهشت 1397 - 11:18

آیت الله مقتدایی/ جلسه نخست

ولایت فقیه| ضرورت تشکیل حکومت اسلامی در عصر غیبت

وسائل ـ آیت الله مقتدایی در اولین جلسه درس خارج فقه ولایت فقیه در سال تحصیلی جدید گفت: اگر در هر عصری حکومت اسلامی وجود نداشته باشد اولین وظیفه امت این است که متحد شوند و با برپایی حکومت اسلامی فقیهی جامع الشرائط را در رأس امور قرار دهند.

ولایت فقیه| ضرورت تشکیل حکومت اسلامی در عصر غیبت

به گزارش خبرنگار وسائل، آیت الله مقتدایی، در اولین جلسه سال جاری درس خارج فقه ولایت فقیه که در روز یکشنبه 12 شهریور سال 96 در مدرسه مبارکه دارالشفاء برگزار شد، به ضرورت تشکیل حکومت اسلامی و سیره پیامبر و امیرمومنان علیه السلام در این امر اشاره کرد.

آیت الله مقتدایی در ابتدای درس خارج ولایت فقیه اظهار داشت: نتیجه بحثی که گذراندیم این بود که ولایت کلیه الهی که تصدی امر و زمام امر است بالأصالة به دست خداست و بعد برای پیامبر و ائمه علیهم السلام و بعد برای فقهاست.

وی در ادامه افزود: امکان تشکیل حکومت در مکه برای پیامبر اسلام وجود نداشت اما با مهاجرت به مدینه ایشان مقدمات تشکیل حکومت اسلامی را فراهم کردند و همین امر در سیره امیرمومنان علیه السلام بعد از خلفای سه گانه نیز وجود دارد.

این استاد حوزه در ادامه ابراز داشت: امام خمینی با شجاعت ذاتی و مدد الهی توانست به پشتوانه مردم، جمهوری اسلامی را تشکیل دهد.

تقریر درس

فضیلت عید قربان

عید سعید قربان را پشت سر گذاشتیم که از اعیاد بزرگ اسلامی بود. در عید قربان سنت عظیمه الهی همین سنت قربانی است که حجاج در مکه می بایست طبق فریضه الهی، قربانی انجام دهند و این سنت برای تمامی مومنین تشریع شده است که در اقصی نقاط عالم نیز به صورت استحبابی انجام دهند. این مساله به تبع اقدامی است که حضرت ابراهیم علیه السلام در قربانی کردن فرزند عزیزش اسماعیل انجام داد و از آنجا در بین مومنین ماندگار شد.

حضرت ابراهیم در سنین بالا فرزندی نداشت و از خداوند درخواست فرزند کرد و عرضه داشت: «رَبِّ هَبْ لی‏ مِنَ الصَّالِحین‏*فَبَشَّرْناهُ بِغُلامٍ حَلیمٍ» به او بشارت دادند که خداوند به تو فرزندی حلیمی اعطا خواهد کرد و تمام اوصاف نیک در او گنجانده می شود. خداوند به او اسماعیل را بشارت داد.

در تفاسیر آمده است زمانی که خداوند اسماعیل را به حضرت ابراهیم عطا کرد ایشان در سن 99 سالگی بودند. بعد هم در سم 112 سالگی حضرت اسحاق را به او عطا کرد که برای این نعمت خداوند را شاکر بود.

خداوند از هاجر که کنیز حضرت ابراهیم بود اسماعیل را به او داد که ایشان زن مومنه و متدینه ای بود. وقتی که این بچه متولد شد همسر ابراهیم که ساره نام داشت ناراحت شد و از حضرت ابراهیم خواست که هاجر و فرزندش را به مکان دوری ببرد تا آنها را نبیند. حضرت ابراهیم نیز هاجر و ابراهیم را به مکه برد.

«رَبَّنا إِنِّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتی‏ بِوادٍ غَیْرِ ذی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنا لِیُقیمُوا الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوی إِلَیْهِمْ وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ یَشْکُرُونَ»[1] خدایا! من زن و بچه ام را به سرزمین بی آب و علفی آورده ام که در آن ساکن شوند.

خود کعبه بعد از طوفان حضرت نوح از بین رفته بود ولی آثار کعبه باقی مانده بود. ایشان دعا کرد که این سرزمین آباد شود و مردم بدان رو پیدا کنند تا ثمراتی برای آنان داشته باشد که همین دعا نیز مستجاب شد و هنگامی که هاجر برای فرزندش اسماعیل در جستجوی آب بود چشمه زمزم پیدا شد که همین آب گوارا سبب کشش مردم به این سرزمین شد و رونق یافت.

اولین باری که بنده مشرف شدم هم زمان با تبعید امام و عزیمت ایشان به سرزمین مکه بود که به همراه آقا مصطفی تشریف آورده بودند. زمانی که با ایشان قدم می زدیم و میوه های رنگارنگی در سطح بازار مکه مشاهده می کردیم مرحوم آقا مصطفی همین آیه را تلاوت کرد که به دعای حضرت ابراهیم اشاره داشت که خود مردم اینجا توان کشت این میوه ها را ندارند ولی از اطراف برای آنان آورده می شود.-

تا این که اسماعیل بزرگ شد و توان همراهی با پدر را داشت که به تعبیری 13 ساله بود. «فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قالَ یا بُنَیَّ إِنِّی أَرى‏ فِی الْمَنامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانْظُرْ ما ذا تَرى‏ قالَ یا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنی‏ إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرین» شب هشتم ماه ذی الحجه در مکه از طرف خدا امر شد که اسماعیل را به دست خودت در راه خدا قربانی کن.

حضرت بسیار تعجب کردند و می دانستند که این خواب شیطانی نیست اما به دلیل اهمیت مطلب در تردید بود تا این که در شب نهم نیز همین خواب را می بینند. در خواب به ایشان گفتند فرزندی که بعد از صد سال انتظار به دست آورده ای و اکنون به این شایستگی رسیده است باید قربانی کنی. ایشان باز در تردید بود که شب دهم نیز همین خواب را می بیند تا این که برایش اطمینان لازم حاصل می شود.

روز دهم ذی الحجه به همراه اسماعیل در منی آمد و آنجا قضیه را با ایشان مطرح کرد و از او خواست که نظرش را بیان کند. اسماعیل در پاسخ گفت: پدر! هر چه به شما دستور داده اند انجام بده و ان شاء الله من صبور هستم.

حضرت ابراهیم از رضایت او بسیار خوشحال شد و هر دو تصمیم گرفتند که تسلیم امر پروردگار باشند. «فَلَمَّا أَسْلَما وَ تَلَّهُ لِلْجَبینِ» این که هر دو تسلیم بودند امر مهمی است اما قطعاً مصیبت ابراهیم در این قضیه سخت تر است که باید به دست خودش چنین عزیزی را ذبح کند. حضرت ابراهیم طبق خواهش اسماعیل صورت فرزند را چرخاند که موقع قرار دادن کارد چشم در چشم نشوند و بخاطر محبت پدر و فرزندی امر پروردگار به تاخیر بیفتد. «وَ فَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظیم»[2] هر چه تلاش کرد کارد گلو را ببرد این کار انجام نشد و کارد را به سنگ زد و نصف شد. تعجب ابراهیم بیشتر شد که چرا سنگ به این سختی را برید اما گلوی از گل نازک تر اسماعیل را نبرید. بیان شده که کارد به سخن آمد و گفت: «الخلیل یأمرنی و الجلیل ینهانی»؛ ابراهیم خلیل امر می کند که ببرم اما خدای جلیل مرا نهی می کند. اینجا بود که به ایشان خطاب رسید: «قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیا إِنَّا کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنین‏» آن چه در خواب به تو الهام شده بود انجام دادی اما امر به ظاهر جدی بود ولی آزمایش بود. این عمل از ابراهیم تا قیامت باقی ماند که در قرآن بدان تصریح شده است. «وَ تَرَکْنا عَلَیْهِ فِی الْآخِرینَ»[3] این قربانی برای حجاج که واجب و سنت است و برای غیر حجاج نیز عملی استحبابی است.

خداوند ان شاء الله توفیق دهد که بتوانیم تسلیم امر الهی باشیم و این برای ما درس است که آزمایشات الهی در سراسر زندگی جاری است. هر شخصی که در برابر اوامر الهی تسلیم باشد و اوامر الهی را بر کارهای دیگر مقدم دارد شامل این آیه است. باید به نماز و واجبات دیگر اهمیت داد.

خداوند ابراهیم را به کلمات آزمایش کرد که سر بلند از تمامی آزمایشات بیرون آمد. «وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی‏ قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمینَ»[4] آزمایش دیگر ایشان نیز شکستن بت ها بود که در مقابل نمرود مقاومت کرد و به سوزاندن ایشان در آتش ختم شد که در منجنیق قرار دادند تا درون آتش بیندازند که جبرئیل برای کمک آمد و حضرت ابراهیم ایشان را رد کرد و گفت که خداوند برای من کفایت می کند.

امروز که روز شروع دروس بود برای تیمن و تبرک مقداری در رابطه با حضرت ابراهیم و عید قربان سخن گفتیم و به آیات مبارکات اشاره کردیم و از خداوند می خواهیم توفیق دهد که با جدیت تحصلیمان را شروع کنیم و ادامه دهیم و صحت و سلامتی و توفیق عنایت فرماید.

ضرورت تشکیل حکومت اسلامی

ما در سال قبل مبحث ولایت فقیه را شروع کردیم که از نیازهای امروز جامعه است و باید جوانان بیشتر با این مبحث آشنا شوند.

بحث اولی که مطرح شده بود که در مورد حضرت ابراهیم بود که قبلاً بیان شد و بعد از آزمایشات حضرت ابراهیم که به حد کمال انجام داد، صلاحیت برای امام شدن به دست آورد که در قرآن نیز می فرماید: «وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماما» ابراهیم مظهر خلت بود و پیامبر اولی العزم بود اما بعد از پایه های عظیمی که داشت، خداوند برای او مقام امامت نیز که همان پیشوایی مومنین است جعل کرد.

پیامبر مبلغ احکام است اما وظیفه امام اجرای احکام است و پیشوایی است که امت را رهبری می کند تا دستورات الهی را پیاده کنند. منصب امامت از خلت و نبوت قطعاً بالاتر است.‏

مباحث مطرح شده در سال گذشته    

ان شاء الله امسال نیز همان بحث ولایت فقیه را ادامه خواهیم داد. روش ما این بود که بیشتر به متن بپردازیم و به حواشی و مطالب کم اهمیت نخواهیم پرداخت. از ابتدا نیز به معنای ولایت پرداختیم که در قرآن و روایات به چه معنا بود و بعد به معنای لغوی و اصطلاحی آن پرداختیم. اقسام ولایت، ولایت تکوینی و تشریعی را مطرح کردیم. بیان شد که ولایت اولاً و بالذات مختص خداست. خداوند مردم را خلق کرده است و ولایت کلی الهی بر مردم دارد. در اصل خلقت، خلقتشان به وسیله اوست و هم در ادامه تربیت آنان بر پروردگار است. «وَ هُوَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ لَهُ الْحَمْدُ فِی الْأُولى‏ وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُ الْحُکْمُ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُون‏»[5] در عین حال خداوند می تواند ولایت به همین معنا را به افرادی که می پسندد و صلاح می داند، تفویض نماید.

«یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى‏ فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدیدٌ بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِساب‏»[6]

«النَّبِیُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ»[7] به تمامی پیامبران این ولایت از طرف خداوند تفویض شده است. در عید غدیر پیامبر گرامی اسلام در معرفی حضرت علی علیه السلام فرمود: «من کنت مولاه فعلی مولاه»

همان ولایتی که خداوند به پیامبر داده است ایشان نیز به امیرمومنان علیه السلام و ائمه اطهار علیهم السلام تفویض کرده است که ادله آن نیز بیان شد.

زعامت ولی فقیه در عصر غیبت

در زمان غیبت که ولی امر غائب است و بین مردم نیست، این ولایت ساقط نمی شود و همان ولایت به عهده ولی فقیه در زمان غیبت است که ادله آن را از قرآن و روایات ذکر کردیم.

نتیجه این شد که در زمان غیبت امام زمان (عج)، ولایت امر، زمام و تصدی امور به دست فقیهی جامع الشرائط است که شرائط او را نیز ذکر کردیم.

نتیجه بحثی که گذراندیم این بود که ولایت کلیه الهی که بالأصالة تصدی امر و زمام امر به دست خداست و بعد برای پیامبر و ائمه علیهم السلام و بعد برای فقهاست. همان فرمایش مرحوم امام (ره) که ولایت فقیه را ادامه ولایت الله و ولایت رسول الله و ائمه اطهار علیهم السلام می دانستند که ذاتاً برای خداست و ایشان تفویض کرده است و همان اختیارات را به پیامبر و ائمه داده است و در زمان غیبت نیز به فقیه جامع الشرائط داده شده است. اگر چنین حکومتی در زمانی باشد، تصدی آن را ولی فقیه به عهده می گیرد مانند عصر ما که حکومتی تشکیل شده است و نظام جمهوری اسلامی داریم.

تشکیل حکومت اسلامی در مدینه

اگر در زمانی حکومتی نیست که ولی فقیه تصدی آن را بر عهده بگیرد، تکلیف واجب ضروری بر عهده مسلمین است که چنین حکومتی را تشکیل دهند. وجود حکومت ضرورت دارد و باید در هر عصری باشد. شاهد این است که در زمان حضور رسول خدا در مکه امکان برپایی چنین حکومتی وجود نداشت اما زمانی که به مدینه مهاجرت کردند قرائن امکان تشکیل حکومت اسلامی پیدا شد و ابتدا ایشان حکومت تشکیل دادند.

در عصر امیرمومنان علیه السلام نیز با حضور خلفای سه گانه امکان تشکیل حکومت نداشتند اما بعد این کار را انجام دادند و فرمودند: «لَولا حُضُورُ الحاضِرِ، و قِیامُ الحُجَّةِ بِوُجودِ الناصِرِ، و ما أخَذَ اللّه ُ عَلَى العُلَماءِ أن لا یُقارُّوا على کِظَّةِ ظالِمٍ، و لا سَغَبِ مَظلومٍ ، لأَلقَیتُ حَبلَها على غاربِهِا» زمانی که امکان فراهم شد با آغوش باز اما با کراهت این کار را انجام دادند.

در زمان امام نیز به همین صورت بود و فقها توان یا آمادگی این کار را نداشتند و یا احتمال موفقیت نمی دادند اما مرحوم امام (ره) با شجاعت ذاتی و دید بازی که داشتند و با توکل به پروردگار از سال 42 این نهضت را شروع کردند تا این که به پیروزی رسید. در این مسیر نیز فراز و نشیب هایی به وجود آمد و عده ای از یاران امام تبعید و یا به شهادت رسیدند و خود ایشان نیز سالیانی تبعید شدند اما از مبارزه دست برنداشتند و ادامه دادند تا این که نهضت به قم رسید و شاه فرار کرد و به پشتوانه ملت اسلامی توانستند پیروز شوند. از زمانی که امکان فراهم شد امام نیز پیگیری کردند و موفق به تشکیل جمهوری اسلامی شدند.

بنابراین بحث امروز ما ضرورت تشکیل حکومت است که اگر حکومتی نباشد وظیفه ضروری است که حکومت را تشکیل دهند. امام (ره) در بحث ولایت فقیه کتاب مکاسب این بحث را مطرح می کنند و تحث عنوان «ضرورة الحکومة الاسلامیة» عنوان می کنند. در دراسات نیز مرحوم منتظری در فصل سوم از باب سوم این باب «فیما یستدل به لضرورة الحکومة فی جمیع الأعصار» را بیان کرده اند.

پس عنوان بحث مشخص شد که اگر در عصری حکومتی نیست، وظیفه امت اسلامی این است که حکومت اسلامی با ولایت فقیه جامع الشرائط تشکیل دهند.

بعد ایشان ده ها استدلال از قرآن و روایات و موارد دیگر بیان می کنند که ان شاء الله این بحث را ادامه می دهیم./926/ف

مقرر: محسن جوادی صدر

پی نوشت:

[1] . سوره ابراهیم آیه 37

[2] . سوره صافات آیه 107

[3] . سوره صافات آیه 108

[4] . سوره بقره آیه 124

[5] . سوره قصص آیه 70

[6] . سوره ص آیه 26

[7] . سوره قصص آیه 70

 


کد خبرنگار : 38


ارسال به:         whatsapp telegram  

ارسال نظر




chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.