کد خبر : 7977
دوشنبه 21 اسفند 1396 - 10:40

گزارش کرسی ترویجی نظم تمدنی؛

مراد از نظم تمدنی در جهان اسلام حضور دولت‌های تمدنی است

وسائل ـ مراد از نظم تمدنی در جهان اسلام، حضور دولت های تمدنی است که امکان برقراری موازنه داخلی در جهان اسلام و همچنین موازنه بیرونی را فراهم آورند، برای پاسخ به پرسش چگونگی ایجاد نظم در نظام بین الملل، می بایست به مؤلفه‌هایی نظیر محیط بین‌الملل، آنارشی حاکم بر آن و بازیگران و کنشگرانی که در آن اقدام به کنشگری می نمایند توجه داشت.

مراد از نظم تمدنی در جهان اسلام حضور دولت‌های تمدنی است

به گزارش وسائل، کرسی ترویجی نظم تمدنی در جهان اسلام توسط دکتر رسول نوروزی مورخ 2/12/ 1396 ناقد این جلسه جناب آقای دکتر مدنی و دبیری آقای بدرآبادی برگزار شد؛ در ابتدای دبیر علمی این جلسه گزارشی مختصر از چگونگی نظم در تئوریهای روابط بین الملل ارایه کردند و اشاره داشتند که با قرارداد وستفالی و ایجاد شدن دولت ملت‌ها، نظم براساس نظم دولت ملت تعریف شده است و براین اساس بود که تئوری‌های روابط بین الملل بدنبال این بودند که چگونگی نظم را بر اساس نظم دولت ملت تعریف کنند.

این رویه رویکرد غالب و منطق حاکم بر روابط بین الملل از وستفالی تا کنون بوده است؛ اما چنین نگاهی نتوانسته صلح در جهان را ایجاد کند و کشورها همیشه به دنبال غلبه و استیلا بر دیگر کشورها بوده اند، به نظر می رسد چنین نگاهی نیاز به بازنگری داشته باشد بخصوص در کشورهای جهان سوم که می‌طلبد رویکرد جدیدی را باید اتخاذ کرد و نظمی را تولید کرد که براساس فرهنگ این جوامع تعریف شود، این کرسی ترویجی گامی است در تحقق و ایده پردازی در راستای تولید نظریه ای که برطبق آن بتوان نظم جدید را در جهان اسلام تولید کرد.

جناب آقای دکتر نوروزی به صورت مختصر دیدگاه خود را این گونه بیان داشتند که در ادامه به آن پرداخته خواهد شد: مراد از نظم تمدنی در جهان اسلام، حضور دولت های تمدنی است که امکان برقراری موازنه داخلی در جهان اسلام و همچنین موازنه بیرونی را فراهم آورند، برای پاسخ به پرسش چگونگی ایجاد نظم در نظام بین الملل، می بایست به مولفه هایی نظیر محیط بین الملل، آنارشی حاکم بر آن و بازیگران و کنشگرانی که در آن اقدام به کنشگری می نمایند توجه داشت.

در این میان روابط بینالمللی و فراملی و همچنین افزایش سطح وابستگی متقابل میان کشورها را میتوان از جمله مهمترین عناصر نظم در جهان معاصر دانست، پرسش اصلی در این میان این است که در جهان اسلام تحلیل نظم در صورتی که از منظر تمدنی صورت گیرد، صورتبندی‎های مختلف همکاری و همگرایی چگونه استخراج شده و چه تفاوتی با نظم مبتنی بر دولت های ملی خواهد داشت که ایا غیر از عناصر ملی ـ ‌نظمِ کشورمحور ـ و عنصر جهانیشدن ـ ‌نظم یکپارچه ـ می توان مدل دیگری از نظم را برای جهان اسلام در نظر گرفت که ماهیت درونی و بومی داشته باشد؟ آیا مفاهیم دیگری همچون تمدن نیز میتوانند در ایجاد نظم در سیاست بینالملل و به تبع آن در جهان اسلام اثرگذار باشند.

به دیگر بیان این پرسش مطرح می شود که  چه ارتباطی میان تمدن و نظم در سیاست بینالملل وجود دارد؟ پذیرش عناصر و متغیرهای دیگر غیر از این دو متغیر به معنای نفی حضور متغیرهای متعدد نیست؛ زیرا در تبیین هرچند ممکن است که بازیگران ملی در بعضی مناطق ایجادکننده نظم باشند یا اینکه در بعضی مناطق با توجه به گسترده شدن پدیده جهانیشدن،‌ در فرایند یک نظم یکپارچه جهانی قرار داشته باشند و از اینرو دولتهای ملی از قابلیت نظمبخشی کمتری برخوردار باشند؛ اما این امر لزوما به این معنا نیست که پاسخ به پرسش محوری چگونگی ایجاد نظم صرفا حول محور این دو طیف از پاسخها قرار داشته باشد.

زیرا ممکن است که در بعضی مناطق ما با پدیده ژئوتمدن مواجه باشیم و این مناطق دولتهای خاص خود را تولید میکنند که به دولت تمدنی موسوم است و در نتیجه این دولتها به لحاظ ماهوی از دولت ملی تفاوت داشته باشند و به جای هویت ملی این هویت تمدنی است که تعیینکننده منافع، ادراکها و جهتگیریهای سیاست خارجی آنهاست، به تعبیر دیگر ما امروزه با نظام دولت اجتماعی مواجه هستیم که آن را از نظام کشوری متمایز میکند.

این دولتها مسئولیت مدیریت اقتصادی، ‌توسعه کشور و برنامهریزی رفاهی و اجتماعی برعهده میگیرند. بنابراین علت تفاوت چگونگی ایجاد نظم در دوره‎های مختلف به بازیگران نظم‎دهنده مربوط می‎شود؛ زیرا نظم تابعی است از چگونگی قرارگرفتن بازیگران در کنار یکدیگر و این بازیگران سیستم‎ساز هستند که نظم را ایجاد می کنند. یعنی هر دوره‎ای نظم خاص خود را دارد.

در تحلیل نظم تمدنی در جهان اسلام می بایست دولت‎های تمدنی سیستم‎ساز استخراج شده، و سپس بر اساس مدل بازی آنها نظم تمدنی در تجربه تاریخی جهان اسلام بازیگران تمدنی بهترین مدل نظم‎دهنده به حساب آیند؛ زیرا دولت های تمدنی به خوبی قدرت نرم و قدرت سخت را با یکدیگر تلفیق می کنند؛ زیرا دولت تمدنی بازیگری است متکثر و تکثرگرا؛‌ از این جهت در داخل متکثر است که عناصر و مولفه‎های متعددی را در اختیار دارد.

به عنوان مثال دولت های تمدنی معمولا چند زبان، ‌فرهنگ،‌ن‍ژاد ، قوم، ‌و... را در درون خود دارند، از این جهت تکثرگراست (در میحط بین الملل) که با توجه به تکثردرونی امکان ایجاد سرحدات و مرز مشخص فرهنگی برای این دولت ها امکان پذیر نیست و به صورت جبر فرهنگی میل به محیط پیرامونی خود در نظام بین الملل در گستره حوزه اعتبار تمدنی خود پیدا خواهد کرد.

آینده نظم در جهان اسلام حول محور بازیگرانی خواهد بود که در صدد ساخت تمدن نوین اسلامی خواهند بود، نمونه هایی نظیر اسلام حضاری(مالزی)، تمدن نوین اسلامی ایران، اسلام آناتولی (ترکیه)، و برخی از طرح های در شمال آفریقا و جهان عرب را می توان نمونه هایی از این دست دانست. این دولت ها در داخل از کارآمدی نسبی خوبی نسبت دولت های ملی گرا، نژآد گرا، یا غرب گرا پیدا کرده اند و همچنین در جهت گیری های سیاست خارجی خود از کامیابی بیشتری برخوردار بوده اند. در عرصه داخلی از ثبات بیشتر و در عرصه بین الملل از امکان بقا و امتداد بیشتری جهت پیگیری منافع خود برخوردار می باشند.

در ادامه جناب آقای دکتر مدنی پژوهشگر گروه اندیشه جامعه المصطفی به نقد دیدگاه آقای نوروزی پرداختند ایشان سوالاتی را نسبت به دیدگاه ارایه شده بیان کردند که به صورت مختصر به آن اشاره می شود: آیا دولت تمدنی را به عنوان راه حل بی نظمی ارایه می کنید؟ زیرا بیشتر نزاع هایی که در جهان اسلام وجود دارد نزاع های ناسیونالیستی است آیا نظریه دولت تمدنی می تواند این گونه نزاع ها را برطرف کند یا اینکه بتواند صورت بی نظمی در جهان اسلام را عوض کند؟

مساله دیگر اینکه فرق دولت تمدنی با دولت ملت در چیست؟ زیرا مدل های مختلفی از دولت ملت وجود دارد که فصل ممیز دولت تمدنی از دولت ملت در چیست و اگر آن دین باشد که نیاز به مفهوم سازی دارد و اینکه باید ساختار و ماهیت آن مشخص شود.

نکته ی دیگر اینکه به لحاظ فرهنگی و اجتماعی یکی از جریان های مختلف در جهان اسلام جریان سکولاریسم می باشد آیا تکثر فرهنگی که بیان داشتید آیا در دولت تمدنی نقشی برای جریان ها و نیروهای سکولار تعریف شده است و اینکه نقش نیروهای سکولار در دولت تمدنی چیست؟

سوال دیگر اینکه دولت تمدنی چگونه تحقق پیدا می کند زیرا با توجه به عدم یکنواختی میان جوامع اسلامی و مشکلاتی که به لحاظ تکثر وجود دارد تحقق دولت تمدنی را با چالش روبه رو می کند لذا راهکار حضرت عالی در این میان چیست؟

با توجه به رویکرد محقق در شکل گیری دولت تمدنی  با فرض اینکه تمدن های گوناگون در جهان داشته باشیم آیا عنصر هدایت گر تمدن به ما اجازه می دهد که تمدن های دیگر را شکل دهیم و اینکه عنصر هدایت گری در ایران ترکیه و مالزی چیست؟

در پایان حضار شرکت کننده در جلسه نیز به ارایه سوالات و دیدگاه های خود نسبت به بحث ارایه شده  پرداختند در ادامه جناب آقای دکتر نوروزی به سوالات مطرح شده از سوی ناقد و حضار محترم پرداختند و اشاره داشتند که این ابتدای گامی است به سوی نظریه پردازی در راستای تحقق دولت تمدنی و نقدهای مطرح شده می تواند راهگشای مسیر پیش رو باشد./102/م


منبع : شبستان


ارسال به:         whatsapp telegram  

ارسال نظر




chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.