آیت الله سید احمد خاتمی
کد خبر : 7972
یکشنبه 20 اسفند 1396 - 18:46

آیت الله خاتمی/ 51

قواعد فقهی| تفاوت خودکشی با عملیات استشهادی

وسائل- آیت الله خاتمی با اشاره به آیه 29 سوره نساء و روایات شیعه و سنی درباره حرمت خودکشی گفت: اصل اولی حرمت خودکشی است و همچنین اصل مبنایی دیگر بحث دفاع از حوزه اسلام است که هیچ مرزی در دفاع از اسلام وجود ندارد؛ لذا اگر هیچ راهی در دفاع از اسلام نبود جز انجام عملیات استشهادی این عمل مصداق دفاع است و از دایره حرمت خودکشی بیرون است.

قواعد فقهی| تفاوت خودکشی با عملیات استشهادی

به گزارش خبرنگار وسائل، آیت الله سیداحمد خاتمی، عضو شورای عالی حوزه های علمیه کشور و استاد درس خارج حوزه علمیه قم، 14 دی ماه 1395 در جلسه پنجاه و یکم درس خارج حکومتی فقه، اصل حرمت خودکشی از قرآن و روایات فرقین مورد بررسی قرار گرفت.

وی در ادامه افزود: مرز بین خودکشی و عملیات استشهادی انگیزه الهی و دفاع از اسلام است لذا کاری که امروز تکفیری ها خصوصا گروه داعش انجام می دهند جهل مرکب است؛ آنان فکر می کنند برای خدا عملیات می کنند ولی در واقع برای شیطان عملیات می کنند.

استاد درس خارج پس از بیان آیه 29 سوره نساء و روایات شیعه و سنی درباره حرمت خودکشی گفت: اصل اولی حرمت خودکشی است و همچنین اصل مبنایی دیگر بحث دفاع از حوزه اسلام و دفاع شخصی است که هیچ مرزی در دفاع از اسلام وجود ندارد؛ زن و مرد و پیر و جوان در دفاع از اسلام باید آماده باشند، لذا اگر هیچ راهی در دفاع از اسلام نبود جز انجام عملیات استشهادی این عمل مصداق دفاع است و از دایره حرمت خودکشی بیرون است.

تقریر درس

بسم الله الرحمن الرحیم

آیت الله خاتمی در جلسه گذشته با اشاره به شاخصه های عملیات استشهادی گفت: به عملیاتی، استشهادی گفته می شود که انگیزه خالص خدائی، دفاعی داشته باشد و در آن آسیب به بی گناهان، هدف نباشد، با این ویژگی ها عملیات استشهادی خطش از انتحار جدا می شود، لذا عملیات انتحاری موضوعا و حکما از عملیات استشهادی خارج و متفاوت است.

روایت اخلاقی

عن مولی امیرالمومنین علی (علیه السلام) لَا تَرْتَابُوا فَتَشُکُّوا وَ لَا تَشُکُّوا فَتَکْفُرُوا وَ لَا تُرَخِّصُوا لِأَنْفُسِکُمْ فَتُدْهِنُوا وَ لَا تُدْهِنُوا فِی الْحَقِّ فَتَخْسَرُوا وَ إِنَّ مِنَ الْحَقِّ أَنْ تَفَقَّهُوا وَ مِنَ الْفِقْهِ أَنْ لَا تَغْتَرُّوا وَإِنَّ أَنْصَحَکُمْ لِنَفْسِهِ أَطْوَعُکُمْ لِرَبِّهِ وَ أَغَشَّکُمْ لِنَفْسِهِ أَعْصَاکُمْ لِرَبِّهِ وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ یَأْمَنْ وَ یَسْتَبْشِرْ وَ مَنْ یَعْصِ اللَّهَ یَخِبْ وَ یَنْدَمْ. [1]

مولی علی علیه السلام در بخشی از فرمایش خود فرمودند: تردید نکنید تا در شک نمانید و شک نکنید که سر از کفر در می آورید. به خود رخصت ندهید که به سستی می افتید (نگوئید هر طور باشد زندگی می کنیم)؛ در حق سستی نکنید که زیان می بینید و از (رعایت) حق این است که دنبال حق رفته و آن را بفهمید که اگر وارد فهم بشوید مغرور نمی شوید؛ دلسوزترین و خیر خواه ترین شما برای خود مطیعترین افراد برای خدا است؛ هیچ خیانتی به خود بالاتر از معصیت نیست کسی که بنده خدا بشود در امان قرار می گیرد و به شادکامانی می رسد و هر کس نافرامانی کند خدا را و زیان کار خواهد شد.

عملیات استشهادی

عملیات استشهادی چگونه است؟ کسی می آید برای جلوگیری از دشمن خودش را به دشمن می زند تا دشمن را از بین ببرد. گفته شد اگر در این عملیات انگیزه الهی و دفاع از دین و وطن نباشد، این عملیات، دیگر استشهادی نخواهد بود.

بنابراین اگر کسی بدون انگیزه این کار را کند صحیح نیست. کاری که امروز تکفیری ها خصوصا گروه داعش انجام می دهند جهل مرکب است؛ آنان فکر می کنند برای خدا عملیات می کنند ولی در واقع برای شیطان عملیات می کنند. واقع مهم است اینکه کسی گمان کند که به رضایت الهی می کشد؛ صحیح نیست؛ زیرا در این صورت باید تمام جنایات دنیا را توجیح کرد. فرمانده گروه فرقان یک طلبه بی سواد به نام گودرزی بود؛ وی گمان می کرد که شهید مطهری (ره) جزو ائمه الکفر است لذا کشتن او واجب است.

اصل حرمت قتل نفس

قتل نفس و خودکشی از گناهان کبیره است. این حرمت اصلی است که دلیل از قرآن و روایت دارد.

برای این اصل ادله از کتاب و سنت بیان شده است.

من الکتاب

دلیل از قرآن، بیان شد که خداوند متعال در آیه 29 سوره نساء می فرماید: «وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ» مرحوم طبرسی می نویسد چهار معنا برای این عبارت گفته شده است.

هذا نصه: فیه أربعة أقوال [4]

معنای اول(أحدها)؛ إن معناه لا یقتل بعضکم بعضا لأنکم أهل دین واحد و أنتم کنفس واحد کقوله (سلموا على أنفسکم) عن الحسن و عطا و السدی و الجبائی. عبارت «وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ» در آیه مذکور یعنی برادر دینی خود را نکشید؛ زیرا او نفس شما و پاره تن شماست. کما اینکه در آیه 61 سوره نور می فرماید بر نفس خود سلام دهید که معنای آن این است که به همدیگر سلام بدهید.

معنای دوم(و ثانیها)؛ أنه نهى الإنسان عن قتل نفسه فی حال غضب أو ضجر عن أبی القاسم البلخی. معنای دیگر این است که به خاطر مشکلات زدنگی خودکشی نکنید. امروز جامعه ما به این آفت دچار است.

معنای سوم (و ثالثها)؛ إن معناه لا تقتلوا أنفسکم بأن تهلکوها بارتکاب الآثام و العدوان فی أکل المال بالباطل و غیره من المعاصی التی تستحقون بها العذاب؛ سومین معنای که شده این است که گناه نکنید که در حقیقت گناه، قتل نفس است. «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکّاها وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسّاها» ؛ بی تردید کسی که نفس را[از آلودگی پاک کرد و]رشد داد، رستگار شد. و کسی که آن را [به آلودگی ها و امور بازدارنده از رشد] بیالود [از رحمت حق] نومید شد.» یعنی با گناه نفس آخرتی را از بین برده اید.

معنای چهارم (و رابعها)؛ ما روی عن أبی عبد الله علیه السلام أن معناه لا تخاطروا بنفوسکم فی القتال فتقاتلوا من لا تطیقون. آخرین معنائی آیه که عجیب است عبارت است از اینکه در جنگهای تن به تن با شخصی بجنگید که توان مقابله با او را داشته باشید. در جنگ خندق، وقتی عمر بن عبدوَد، مولی علی را دید گفت من با پدر شما رفیق بودم برو اما مولی علی علیه السلام گفت به خاطر خدا می خواهم تو را بکشم.

معنای پنجم: تفسیر پنجمی هم می توانیم بگوئیم که آیه «وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ» را مطلق بگیریم یعنی نه خود و نه دیگران را نکشید استعمال لفظ در اکثر از معنا نزد محققین اشکال ندارد.

مراد ما از مطلق، اطلاق نیست بلکه اشتراک است. بین مطلق و مشترک فرق وجود دارد. مطلق طبیعت است که شامل دو فرد و افراد دیگر می شود. ما نگفتیم در اینجا اطلاق برداشت کرده ایم. بلکه گفتیم مشترک است مانند: رأیت عینا یعنی طلا و ترازو دیدم. اینجا مطلق نیست بلکه مشترک است یعنی ما دو معنا را پذیرفته ایم. لا تقتلوا انفسکم یک معنا است و خودکشی نکنید یک معنا است. لکن خدای سبحان هر دو را اراده کرده باشد. بحث مبسوطی در اصول است که امام ره و اصولیون می گویند الفاظ علائم هستند.

من السنه

در روایات نیز خودکشی فعل حرامی محسوب شده که آتش جهنم را به دنبال دارد. در روایت داریم که مراد از «وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ» خودکشی نکردن است. ای کاش مرحوم طبرسی این روایت را می آورد که آیه مذکور  نظر به خودکشی دارد.

روایت مکتب تشیع

روایت اول

این روایت را صدوق (ره) بدون سند بیان کرده است.

قال یعنی قال الصدوق و نشان از اعتبار روایت نزد خود است که ما این اعتبار را قبول نداریم؛ زیرا حدس شیخ صدوق برای ما حجت نیست بلکه توثیقات او برای ما حجت است.

وَ- قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام مَنْ قَتَلَ نَفْسَهُ مُتَعَمِّداً فَهُوَ فِی‏ نَارِ جَهَنَّمُ‏ خالِداً فِیها. قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ إِنَّ اللَّهَ کانَ بِکُمْ رَحِیماً. وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ عُدْواناً وَ ظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلِیهِ ناراً وَ کانَ ذلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیراً [3]

روایت دوم

وَ رَوَى الْحَسَنُ بْنُ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی وَلَّادٍ الْحَنَّاطِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ‏ مَنْ قَتَلَ نَفْسَهُ مُتَعَمِّداً فَهُوَ فِی‏ نَارِ جَهَنَّمَ‏ خَالِداً فِیهَا. [4]

سند شیخ صدوق (محمد بن علی بن حسین) به حسن بن محبوب صحیح است. خود حسن بن محبوب نیز از اجلاء اصحاب است. است ابی ولاد حناط که نام او حفص بن سالم است فردی موثق و لا باس به است.

متن محکمی در اثبات حرمت خودکشی است.

روایت سوم

مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ (ابی الخطاب از اصحاب امام هادی و امام عسگری علیهما السلام است) عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ نَاجِیَةَ ( اسم او در رجال است اما توثیق ندارد.) قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام إِنَّ الْمُؤْمِنَ یُبْتَلَى‏ بِکُلِ‏ بَلِیَّةٍ وَ یَمُوتُ بِکُلِّ مِیتَةٍ إِلَّا أَنَّهُ لَا یَقْتُلُ نَفْسَهُ. [5] مومن به هر بلائی مبتلی می شود و همه جور مرگ به سراغ او می آید اما اهل خودکشی نیست.

روایات عامه

روایت اول

روایت ابو سعید خدری که از الخرائج و الجرائح نقل شده است. أن أبا سعید الخدری قال : کنا نخرج فی الغزوات مترافقین تسعة وعشرة ، فنقسم العمل: فیقعد بعضنا فی الرحل، وبعضنا یعمل لاصحابه، یصنع طعامهم ویسقی رکابهم، وطائفة تذهب إلى النبی صلى الله علیه وآله فاتفق فی رفقتنا رجل یعمل عمل ثلاثة نفر یحتطب و یستقی ویصنع طعامنا، فذکر ذلک للنبی صلى الله علیه وآله، فقال: ذلک رجل من أهل النار، فلقینا العدو فقاتلناهم فجُرِح، فأخذ الرجل سهما، فقتل به نفسه. فقال النبی صلى الله علیه وآله أشهد أنی رسول الله وعبده. [6] ابوسعید خدری نقل می کند در جنگها به گروه گروه نه نفره یا ده نفر تقسیم می شدیم و کارها را انجام می دادیم. عده ای از ما در چادر می نشستند و برخی نیز خدمت رسانی می کردند غذا درست می کردند، آب می آوردند و عده ای نیز خدمت رسول الله می رسیدند. در گروه ما یک مردی بود که به اندازه سه نفر عمل می کرد؛ احوال او به پیامبرخدا صلی الله علیه و آله گفته شد. آن حضرت فرمودند او اهل آتش است. (ما تعجب کردیم) تا اینکه جنگ آغاز شد و او در جنگ مجروح شد دیدم نیزه را برداشت و خود کشی کرد در این حال پیامبرخدا فرمودند شهادت بده که من فرستاده و بنده خدا هستم. محل استدلال این است که پیامبرخدا به چنین فردی، گفتند که اهل آتش جهنم است.

روایات کوتاه دیگری نیز وجود دارد.

روایت دوم

قال النبی صلى الله علیه وسلم: «الذی یخنق نفسه یخنقها فی النار، والذی یطعنها یطعنها فی النار» [7] پیامبر خدا فرمود: کسی که خود را خفه می کند در آتش جهنم خواهد بود. کسی که خود را با آلتی بکشد در آتش جهنم خواهد بود.

روایت سوم

باب غلظ تحریم قتل الإنسان نفسه، وأن من قتل نفسه بشیء عذب به فی النار، وأنه لا یدخل الجنة إلا نفس مسلمة. [8] کسی که خود را در دنیا با چیزی بکشد روز قیامت عذاب خواهد شد. و کسی جز نفس مسلمان وارد به بهشت نخواهد شد.

نتیجه گیری

اولین اصل در اینجا اصل حرمت خودکشی است.

مطلب دوم این است که مبنای دفاع از حوزه اسلام و دفاع شخصی بحث بعدی است که هیچ مرزی در دفاع از اسلام وجود ندارد؛ زن و مرد و پیر و جوان در دفاع از اسلام باید آماده باشند.

اما مساله این است که اگر هیچ راهی در دفاع از اسلام نبود جز انجام عملیات استشهادی مانند شهید حسین فهمیده، مصداق دفاع است.

امام (ره) بحث امر به معروف را در تحریر الوسیله در دو بخش کرده اند؛ یک بخش درباره امر به معروف و نهی از منکر و بخش دوم درباره دفاع است که مرحوم آیت الله فاضل در جلد شانزدهم کتاب «تفصیل الشریعه فی شرح تحریر الوسیله» آن را تفصیل داده است. /239/902/ف

پاورقی

[1] . الکافی؛ کلینی؛ (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏1 ؛ ص45؛ ح 6.

[2] . مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، ج‏3، ص 59 و60 .

[3] . من لا یحضره الفقیه ؛ ابن بابویه، ج‏3 ؛ ص571 ؛ ح 4953.

[4] . من لا یحضره الفقیه ؛ ابن بابویه، ج‏4 ؛ ص95؛ ح 5163 .

[5] . الکافی ؛ کلینی؛ (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏3 ؛ ص112؛ ح 8.

[6] . الخرائج والجرائح؛ قطب الدین الراوندی؛ ج 1؛ ص 62.

[7] . صحیح البخاری؛ ج 2؛ ص 96؛ ص 1365.

[8] . صحیح مسلم؛ ج 1؛ ص 103؛ ح 47.

مقرر: حسن حسینعلی

 


کد خبرنگار : 38


ارسال به:         whatsapp telegram  

ارسال نظر




chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.