کد خبر : 7967
یکشنبه 20 اسفند 1396 - 14:16

بازخوانی یک مقاله؛

امنیت زیست محیطی| جهانی شدن و توسعه پایدار

پایگاه اطلاع رسانی وسائل-محمد رضا دهشیری درباره موضوع «جهانی شدن» آورده است که جهانی شدن و تأثیرات آن موجب بروز نگرانی هایی در سطح جهانی دربارۀ جهت گیری جوامع به توسعه پایدار شده است. جهانی شدن به عنوان پدیده ای که با توسعه اقتصادی پیوند خورده و هدفش توسعه و تحکیم بازارهای جهانی است، اگرچه در بر گیرندۀ توسعه، تعمیق و تسریع ارتباطات متقابل بین تمامی جنبه های زندگی جوامع در سطح جهان است، اما به سوی یک فضای اجتماعی واحد در حال چرخش است که توسط نیروهای پیچیدۀ اقتصادی و فناوری در حال شکل گیری است.

امنیت اسلامی/امنیت زیست محیطی/توسعه و محیط زیست

امنیت زیست محیطی| جهانی شدن و توسعه پایدار

به گزارش وسائل، شایسته است جهانی شدن به گونه ای مدیریت شود که چالش های آن به حداقل برسد و فرصت ها و مزایای آن افزایش یابد. اگر جهانی شدن منجر به افزایش فقر و نابرابری در سراسر جهان شود باید آن را مدیریت کرد تا جنبه های انسانی آن تقویت شود. محمد رضا دهشیری در مقاله­ای با محوریت موضوع «جهانی شدن و توسعه پایدار»، نخست به مفهوم شناسی جهانی شدن و توسعه پایدار پرداخته و سپس دو رویکرد مخالف را در مورد رابطه جهانی شدن و توسعه پایدار که یکی این دو را پارادایم های رقیب و متقابل و دیگری آن ها را پارادایم های مکمل و متعامل می داند واکاوی کرده است. در ادامه فرصت ها و چالش های جهانی شدن برای توسعه پایدار تجزیه و تحلیل شده و در نهایت راه کارهای تحقق جهانی شدن پایدار و موفقیت آمیز تبیین گردیده است. در ادامه گزارشی از این مقاله تقدیم حضور خوانندگان قرار می گیرد.

1. مفهوم شناسی جهانی شدن و توسعه پایدار

دیدگاه های متفاوتی دربارۀ جهانی شدن مطرح شده است. شک گرایان با رویکرد تردید آمیز معتقدند که جهانی شدن تداوم سرمایه داری جهانی است؛ آنان جهانی شدن و آزادسازی تجاری را دو مفهوم ناظر بر توسعه اقتصاد می دانند که بر سیاست های بازار آزاد تأکید می ورزند. آنان بر این باورند که فرایند جهانی شدن بازارهای مالی و سرمایه گذاری را قادر می سازد تا به گونه ای بین المللی عمل کنند؛ به عبارت دیگر، جهانی شدن به معنای آن ست که تمام گیتی در دسترس سرمایه و در اختیار صاحبان سرمایه بویژه قدرت های جهانی کاپیتالیستی قرار گیرد. برخی دیگر با رویکرد جهان گرا و افراط آمیز معتقدند که فرایند جهانی شدن اجتناب ناپذیر است و فرایند فشردگی زمان و مکان و کمرنگ شدن مرزهای جغرافیایی منجر به تقارب سیاسی و اقتصادی جهان می شود.

رویکرد سوم، به عنوان رهیافت بینابینی و مختار نگارنده، همانا رویکرد تحولگرایان یا گشتارگرایان است. این رویکرد معتقد است که جهانی شدن از اواسط دهة 1970 پدیده ای جدید از نظر کیفی محسوب می شود که منجر به تغییر روابط قدرت بین سطوح ملی و فراملی شده است. بدین ترتیب، جهانی شدن می تواند به عنوان پدیده ای تعریف شود که منجر به تحرک سریع کالاها، خدمات، سرمایه، مردم و ایده ها در فراسوی مرزهای جغرافیایی می شود.

 در واقع، جهانی شدن پدیده ای کاملاً جدید نیست ولی همواره از نظر کیفی در حال تحول است. گرچه بین المللی شدن بازارها و فرهنگ ها )ازجمله گسترش ادیان جهانی ( از هزاران سال پیش اتفاق افتاده بود ولی مرحله اخیر جهانی شدن به ویژه از دهة1970  به بعد از نظر کیفی متفاوت است؛ از آن جهت که آزاد سازی فرایند های تجاری و مالی بر اساس توافق های برتون وودز یا نرخ های مشخص مبادله و نیز توسعه بی سابقه سرعت و هزینه های ارتباطات موجبات سرعت تغییرات و قدرت رو به رشد شرکت های چند ملیتی را فراهم آورده است.

جهانی شدن در عرصة اقتصاد اشاره به هم گرایی روبه رشد اقتصاد جهانی در اثر جریان مداوم کالا ها، خدمات، سرمایه، فناوری و اطلاعات فراتر از مرز های ملی دارد و در عرصه اجتماعی و فرهنگی در بر گیرندۀ تماس های فزایندۀ فرامرزی در زمینه تبادل ایده ها، دانش و مظاهر فرهنگی است. در حالی که جهانی شدن سنتی بر تحرک فزایندۀ کالا ها، انرژی و سرمایه استوار بود، جهانی شدن جدید بر تحرک فزایندۀ اطلاعات از طریق شبکه جهانی ارتباطات اینترنتی استوار است.

توسعه پایدار رویکرد جامعی است که به ارتقا توسعه به شیوه هایی می پردازد که به محیط زیست ضربه ای وارد نیاید یا منابع طبیعی را ضایع نگرداند به گونه ای که درآینده در دسترس باشد. به عقیده نگارنده کامل ترین تعریف از توسعه پایدار مشتمل بر دو مفهوم کلیدی است: نخست مفهوم نیاز به ویژه نیاز های اساسی فقرای جهان که باید به آن اولویت داده شود و دوم ایدۀ محدودیت های تحمیل شده از سوی وضعیت فناوری و سازماندهی اجتماعی بر توانایی زیست بوم برای تأمین نیازهای حال و آینده در حالی که تامین نیاز های فقرای حاضر ضرورتاً سازگار با نیازهای نسل های آینده نیست بدیهی است که در خصوص تأمین انرژی، آب تمیز، هوای پاک، آزادی ها سیاسی و حفاظت جوامع خود از جنایت و جنگ، کشورهای جهان از سطح یکسانی برخوردار نیستند؛ بدین ترتیب توسعه پایدار سه قلمروی محیط زیست)شامل آب و پسماند ها(، جامعه)شامل اشتغال، حقوق بشر، برابر جنسیتی، صلح و امنیت انسانی) و اقتصاد) شامل کاهش فقر، مسئولیت صنفی و پاسخگویی) را به هم مرتبط می سازد.

2. جهانی شدن و توسعه پایدار به عنوان دو پارادایم رقیب و متقابل

این دیدگاه با تلقی ماهیت تحمیلی «جهانی شدن از بالا» معتقد است که قواعد تنظیمی موجود در بازارهای بین المللی با توجه به ظهور اقتصاد جدید جهانی در عصر جهانی شدن، پایداری توسعه جهانی را در معرض خدشه قرار داده است؛ به عبارت دیگر، دلیل ناکامی در اجرای توسعه پایدار به پارادایم توسعه پایدار باز نمی گردد، بلکه به رقابت شدید و رویکرد تقابلی پارادایم رقیب یعنی جهانی شدن مرتبط است که توسط قدرت های شمال و صنعتی و شرکت های چند ملیتی غربی مدیریت می شود.

این رویکرد معتقد است که پارادایم جهانی شدن پس از توافق مراکش در سال 1994 که منجر به ایجاد سازمان تجارت جهانی در سال 1995 شد رو به رشد بوده است؛ به علاوه، نظام حل و فصل منازعات در سازمان تجارت جهانی بر اساس تلافی تجاری و اعمال تحریم های اقتصادی به آن ظرفیت قوی داده است تا به رقابت با دستور 21 و با اعلامیه ریو بپردازد که از نظام حل و فصل منازعه یا نهاد قوی اجرایی بی بهره بوده است.

با عملیاتی شدن اجرای توافق نامه های سازمان تجارت جهانی، پارادایم جهانی شدن، پارادایم توسعه پایدار را کنار زد. آزاد سازی مالی با کمک به ایجاد یک سری از بحران های جدید مالی موجب تقویت جهانی شدن شد؛ همچنین جهانی شدن با شکل گیری توسعه فناوری های نوین تأثیر عمده ای را بر محیط زیست و سلامت بشر داشته است. رقابت بین این دو پارادایم منجر به پیروزی جهانی شدن گردیده که سرعت، جهت، آثار و بلایا آن غیر قابل کنترل است و منجر به ناپایداری توسعه شده است.

3. جهانی شدن و توسعه پایدار به عنوان دو پارادایم مکمل و متعامل

این رویکرد با نگاهی فرآیندی به جهانی شدن به عنوان یک پدیده پیچیده و چند لایه بین المللی، آن را در تعامل و هم تکمیلی با توسعه پایدار می داند که منجر به تحقق «جهانی شدن پایدار» و یا جهانی شدن موفقیت آمیز می شود. ژوزف استیگلیتز معتقد است که جهانی شدن ذاتاً نه خوب و نه بد است، زیرا بستگی به آن دارد که چگونه مدیریت شود؛ بنابراین جهانی شدن قدرت آن را دارد که اقدامات و مزایای مناسبی در پی داشته باشد.

 در واقع، پیوند دو پارادایم جهانی شدن و توسعه پایدار منجر به تحقق «جهانیشدن پایدار» می گردد که در آن فرایند جهانی شدن کاملاً با توسعه پایدار در سطح جهانی سازگار است و تلاش دارد تا نوعی سازش بین سلامت کره خاکی و توسعه پایدار جهان برقرار سازد. این دیدگاه معتقد است که «جهانی شدن جدید»  با توجه به توسعه اقتصاد نوین در فرایند جهانی شدن بازارهای تجاری فرصت هایی مطلوب را برای توسعه پایدار فراهم می آورد؛ به عبارت دیگر، جهانی شدن تجارت همراه با کار آمدی فزاینده وسایل حمل و نقل به تدریج بر تولید و توزیع کالا در عرصه وسیع جهانی تأثیر گذاشته است. تحرک بین المللی کالا ها با تحرک فزاینده سرمایه و تا اندازه ای کالا افزایش یافته است. در نتیجه این فرایند، تصمیمات اقتصاد و مالی بیشتر تحت حاکمیت و تأثیر اصول بازار قرار گرفته اند به جای این که تحت تأثیر اصول جایگزین در جوامع محلَّی یعنی همبستگی، برابر و احترام متقابل قرار گیرند.

 گسترش و قدرت فزاینده بازار های جهانی موجب ایجاد نتایج مطلوب از قبیل اثر بخشی فزایندۀ فرآیند های تولید و مالی، رشد فزاینده تولید جهانی و متوسط درآمد سرانه و دسترسی جهانی به منابع جهانی گردیده است. با وجود این، جهانی شدن پیامد هایی نامطلوب از قبیل نابرابری فزاینده بین ملت ها و تا حدودی در درون جوامع، فقر فزاینده، فقدان تنوع فرهنگی، بهره برداری بیش از حد منابع طبیعی و آلودگی در سطح جهان را در پی داشته است؛ افزون بر این، جهانی شدن بازار های واقعی منجر به نزدیک شدن اقتصاد جهانی به الگو تجریدی رقابت کامل شده است.

 جهانی شدن با ارتقای کارآمدی اقتصادی و مالی بازار ها موجب گسترش بخشی به عرصة فعالیت آن ها شده است. در این رهگذر تنظیم بازار های جهانی ضروری برای نگهداری و تکمیل رقابت و ارتقا تخصیص منابع و توزیع بینا نسلی منابع محسوب می گردد. توزیع منابع، درآمد و ثروت در صورتی موفقیت آمیز است که ساز و کار تنظیم بازار های جهانی تحقق یافته باشد؛ زیرا حتی بازار های کاملاً رقابتی در صورت تنظیم نایافتگی نمی توانند تضمین کنندۀ انصاف باشند.

مهمترین مشکل جهانی شدن آن ست که تنظیم بازار های جهانی کافی و رضایت بخش نیست حال آن که مدل تنظیم بازار های جهانی باید بر استاندارد های بشری ، اجتماعی و زیست محیطی استوار باشد و با اخلاق، دموکراسی و پایدار اجتماعی و زیست محیطی توسعه در سطح جهانی سازگار باشد.

 بنابراین مدل قابل اعتماد «جهانی شدن پایدار» اقتضای اصلاح بنیادین نهاد هایی را دارد که مسئولیت تنظیم بازار های جهانی را به عهده دارند که تضمین کنندۀ شفافیت و پاسخ گویی و نیز مشارکت دمکراتیک کشور های عضو و ذی نفعان و ارتقای استاندارد های اخلاقی و زیست محیطی فعالیت های اقتصاد جهانی باشد؛ در واقع، شایسته است نوعی تنظیم حداقلی اما کارآمد مشکلات زیست محیطی صورت پذیرد تا پایداری زیست محیطی در عصر «نو جهانی شدن» تحقق یابد .در این میان، جهانی شدن پایدار باید بر توسعه پایدار انسانی استوار باشد تا این که تحت تأثیر ملاحظات مالی و تجار قرار گیرد؛ زیرا تفوق سوداگر و منفعت گرایی به تخریب محیط زیست و آلودگی فزایندۀ آب و هوا می انجامد.

4. فرصت ها و چالش های جهانی شدن برای توسعه پایدار

الف چالش ها: بازارهای مالی جهانی می تواند مشکلاتی برای توسعه پایدار در برداشته باشد که نگارنده به برخی از آن ها اشاره کرده است:

الف) بی ثباتی بازارهای مالی و انحطاط زیست محیطی: بازار های مالی جهانی شده از بی ثباتی رنج می برند به دلیل این که تعداد کاربران مالی بین المللی افزایش یافته است، مضافاً آن که بحران های مالی جهانی موجب بی ثباتی ساختار بازارهای مالی در فرآیند جهانی شدن گردیده است؛ در واقع، افزایش نوسان و بی ثباتی بازارهای مالی موجب کاهش دامنه و افق تصمیم گیری و گرایش به سوی فرآیند های کوتاه مدت یا به اصطلاح «کوتاه مدت گرایی» در فرآیند های جهانی شدن جدید شده است.

گرایش به امور کوتاه مدت در عین آن که موجب ارزیابی غیر واقعی و غیر عقلانی ارزش ها، هزینه ها و منافع جاری می شود، موجب انحطاط زیست محیطی و مانع تصمیمات مرتبط با توسعه پایدار است.

2. افول اخلاق تجاری و تضعیف پایداری زیست محیطی: تضعیف اخلاق تجاری در عصر جهانی شدن جدید مرتبط با افزایش کوتاه مدت گرایی است که به ضرر سلامت پایدار است. کسب منافع فوری با اضرار به خود یا به دیگران گرچه ممکن است حس رضایت را در فروشنده و یا مصرف کننده به دست دهد اما موجب شکستن ساختار اساسی بازار ها و جامعه می شود که نیازمند اعتماد و انعطاف است.

 تضعیف اخلاق تجاری به نوبة خود بازار های جهانی واقعی و مالی را تحت تأثیر قرار می دهد و موجب تضعیف پایداری زیست محیطی و اجتماعی رشد در سطح جهانی می شود. از آن جا که ارزیابی کامل هزینه ها و منافع زیست محیطی نیازمند برخورداری از افق بلند مدت است، تصمیمات اقتصاد کوتاه مدت گرا در غیاب تنظیمات زیست محیطی به ضرر پایداری زیست محیطی منجر می شود.

ب) فرصت ها: جهانی شدن جدید به معنای تأثیر گذاری شبکه جهانی اطلاعات از طریق اینترنت بر تولید و توزیع کالا ها و خدمات می تواند بازار های واقعی را به سوی رقابت کامل به پیش ببرد. این مهم ،پیامد های زیر را به دنبال دارد:

الف) تقارن اطلاعات بین تجار بالقوه از طریق دسترسی ارزان آنان به اطلاعات اقتصاد و مالی.

ب) کاهش هزینه های معاملات و توازن بین عرضه و تقاضا با توجه به کاهش هزینه های جستجو.

ج) کاهش موانع ورود شرکت ها جدید به بازار و ارزان تر شدن هزینه های جمع آوری اطلاعات فناوری ، بوروکراتیک و تجاری لازم برا شروع یک کار جدید.

د) کاهش اقتصاد های مقیاس و گستره های موجود در بخش های تولید و توزیع با توجه به تقارن اطلاعاتی و کاهش هزینه های معاملات و تشویق شرکت ها به تخصصی کردن شغل اصلی خود از رهگذر کسب کالا ها و خدمات مورد نیاز.

و) کاهش اندازۀ متوسط شرکت ها با توجه به این که در بسیاری از عرصه ها شرکت های کوچک و متوسط شانس بیشتر برا بقا و رشد دارند؛ این مهم ناشی از دسترسی آسان آن ها به اطلاعات جهانی حتی در بازار های دور دست، دسترسی آسان تر به اطلاعات فنی از طریق جوامع انتقال فناوری و نیز امکانات جدید توزیع کالا ها و خدمات از طریق تجارت الکترونیک است .

ی) افزایش قدرت مصرف کنندگان کالا ها و خدمات از طریق افزایش شفافیت قیمت ها به گونه ای که می توان سخن از «حاکمیت مصرف کننده»  به میان آورد.

بدین ترتیب، اقتصاد جدید بازار های واقعی را در مسیر مدل خالص بازار های رقابتی تحت تأثیر قرار می دهد و تخصیص منابع اقتصادی، یعنی کار آمدی اقتصاد را ارتقاء می بخشد. این مهم در مورد توسعه پایدار نیز صادق است. کار آمدی بیشتر متضمن آن است که همان میزان کالا و خدمات با منابع کمتر تولید شود که این به معنای منابع طبیعی مصرف شدنی با آلودگی کمتر و با رعایت ملاحظات زیست محیطی است. دلیل این مطلب آن است که دانش بیشتر عامل اساسی تولید و مانع آلودگی یا اتلاف منابع طبیعی است.

در واقع، گسترش اقتصاد جدید فرصت هایی نوین را برای کاهش مصرف انرژی فراهم می کند زیرا به کار گیری نظام مند فناوری اطلاعات و ارتباطات برای تمامی بخش های اقتصادی، موجب افزایش قدرت تولید می شود؛ همچنین گسترش اقتصاد جدید انگیزۀ عمده ای را برای غیر مادی کردن فرآیند تولید و توزیع کالاها فراهم می سازد. این مهم ناشی از جایگزینی فایل های الکترونیک برای کالا ها و خدمات مادی است، فرآیند که از آن به «مادی کردن الکترونیک» تعبیر می شود؛ به عنوان مثال، به جای استفاده از کاغذ از ایمیل، کاتالوگ های الکترونیک، کتاب های الکترونیک و... استفاده شود؛ به علاوه دفاتر فاقد کاغذ در برخی شرکت ها از جمله مایکرو سافت ایجاد شده اند که موجب ارتقای پایدار زیست محیطی می شود، زیرا تولید کاغذ یکی از بخش های صنعتی خطرناک است که موجب کاهش منابع چوبی و جنگل زدایی می شود و در عین حال هوا را نیز آلوده می سازد؛ افزون بر این، گسترش اقتصاد جدید موجب ارتقای دور کاری می شود، که بیانگر نقش عمدۀ فناوری اطلاعات در شرکت هاست.

سرانجام اقتصاد جدید از طریق تجارت الکترونیک به عرضه و تقاضای بهتر کالا ها و خدمات، کاهش هزینه ها جستجو عرضه کنندۀ کالا ها و خدمات یا دست یابی به مصرف کنندگان بالقوه و در عین حال افزایش رضایت مصرف کننده منجر می شود و فرصت ها بسیار مهمی را برای ارتقای پایداری توسعه به وجود می آورد؛ بدین ترتیب، در صورتی که آگاهی های زیست محیطی و مهارت های تکنولوژیک افزایش یابد می توان در عین کاربرد بهینة منابع طبیعی، توسعه پایدار را تحقق بخشید.

مقاله « جهانی شدن و توسعه پایدار» نوشته محمد رضا دهشیری است که در مجله «آموزش محیط زیست و توسعه پایدار»، شماره دوم، سال چهارم، در زمستان 94 انتشار یافته است.

120/د


کد خبرنگار : 42


ارسال به:         whatsapp telegram  

ارسال نظر




chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.