آیت الله مقتدایی/ ولایت فقیه
کد خبر : 7714
چهارشنبه 25 بهمن 1396 - 16:05

درس خارج ولایت فقیه، آیت الله مقتدایی/ جلسه 93

روایت سدیر بن حکیم بر لزوم شجاعت ولی فقیه دلالت دارد

وسائل ـ آیت الله مقتدایی در اثبات شرط شجاعت ولی فقیه با ادله روایی گفت: با توجه به عبارت «حُسْنُ الْوِلَایَةِ عَلَى مَنْ یَلِی» در روایت سدیر بن حکیم، اگر ولی فقیه بخواهد حسن ولایت داشته باشد، باید آن چه مورد احتیاج است، انجام دهد و آن چه باید دفع شود، بلا شک باید با قدرت دفع نماید که این مساله نیازمند شجاعتی است تا بتواند حسن ولایت داشته باشد.

روایت سدیر بن حکیم بر لزوم شجاعت ولی فقیه دلالت دارد

به گزارش خبرنگار پایگاه تخصصی فقه حکومتی وسائل، آیت الله مقتدایی، در جلسه نود و سومین درس خارج ولایت فقیه که چهارشنبه 9 فروردین 96 در مدرسه مبارکه دارالشفاء برگزار گردید، به بیان روایتی در اثبات شرط شجاعت ولی فقیه پرداخت.

خلاصه درس گذشته

آیت الله مقتدایی در ابتدای درس گفت: مساله ولایت فقیه با مسئولیت های کوچک متفاوت است و شجاعت و قدرت بالایی می خواهد که هم با دشمنان و مخالفت ها مقابله کند و هم مصالح جامعه با دقت، پیاده شود، بنابراین یکی از شرائط، شجاعت و قدرت نفسانی است که بتواند اجتماع امت اسلامی را از جهات مختلف نظامی، معیشتی، فرهنگی و امثال آن اداره کند.

این استاد حوزه در بررسی شرط شجاعت برای ولایت فقیه آیه 26 سوره مبارکه قصص را بیان کرد و گفت: این آیه اشاره به داستان حضرت موسی و حضرت شعیب و علت انتخاب حضرت موسی به شبانی گوسفندان حضرت شعیب دارد، در آنجا که یکی از دختران حضرت شعیب می گوید: پدر، ایشان (موسی) را اجیر کن، این شخص بهترین فرد برای شبانی است؛ زیرا هم قدرت دارد و هم امین است. پس اینجا با این که مسئولیت کوچکی است، اما دختر برای حضرت شعیب این تعبیر را دارد و خداوند نیز این تعبیر را قبول دارد و تایید می کند که می گوید « خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمین»؛ برای این مسئولیت هم قدرت دارد و هم امین است.

وی ادامه داد: پس از این آیه برای ما نحن فیه می توانیم استشهاد کنیم که شرط قرار دادن ولی امر این است که قدرت داشته باشد و قوی و شجاع باشد. این که بگوییم این قول دختر شعیب است و بدین صورت اشکال وارد کنیم درست نیست؛ زیرا تایید پروردگار برای همین نقل قول کافی است.

آیت الله مقتدایی در اثبات شرط شجاعت به آیه ای دیگر تمسک کرد و گفت: آیه 39 سوره مبارکه نمل مربوط به حضرت سلیمان است. زمانی که حضرت سلیمان می خواست تخت بلقیس را حاضر کند و دستور خود را مطرح کرد عفریتی از اجنه قبول کرد و گفت من تخت با آن عظمت را می آورم و شرطش را دارم؛ زیرا قوی و امانتدار هستم. در ما نحن فیه نیز استفاده می شود که باید توان اجرای کار را داشته باشد. این مساله را قرآن کریم نقل می کند هر چند که کلام آن عفریت از جن است، اما قرآن نیز قبول می کند که شرط پذیرش مسئولیت قدرت بر اجرا است.

خلاصه درس حاضر

آیت الله مقتدایی در اثبات شرط شجاعت برای ولی فقیه از طریق ادله روایی گفت: در روایتی که مربوط به سدیر بن حکیم است و از بزرگان صحابه است که نزد امام علیه السلام محبوب بوده است، نقل شده است که أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام این روایت را از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل می کند که هیچ شخصی صلاحیت برای امامت ندارد، مگر این که سه خصلت ورع، حلم و حسن ولایت داشته باشد، که سرپرستی خوب بدین معناست تمام نیازهای مردم و آنچه تحت ولایت و عمارت اوست انجام دهد و کمبودی با سرپرستی او احساس نشود.

این استاد حوزه افزود: بنابراین از این روایت؛ ولو لفظ شجاع بودن قید نشده است؛ اما از عبارت « حُسْنُ الْوِلَایَةِ عَلَى مَنْ یَلِی» استفاده می شود که تمام امور مصلحت مردم باید اجرا شود و اموری که به ضررشان هست دفع شود که این نیازمند شجاعت است و اگر شخص بخواهد حسن ولایت داشته باشد، باید آن چه مورد احتیاج است، انجام دهد و آن چه باید دفع شود، بلا شک باید با قدرت دفع نماید. این مساله نیازمند شجاعتی است تا بتواند حسن ولایت داشته باشد.

تقریر درس

بسم الله الرحمن الرحیم

فضیلت ماه رجب

ماه مبارک رجب از ماههای مورد احترام و از ایام و لیالی بسیار با برکت و با شرافت است. معروف است که این ماه شهر الله و منسوب به خدای متعال است. کما این که شعبان ماه پیامبر گرامی اسلام است. حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:«الشعبان شهری» و ماه مبارک رمضان ماه امت من است.

پس این ماه بسیار با شرافت است و از اشهر الحُرُم است.

(إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً فی‏ کِتابِ اللَّهِ یَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ فَلا تَظْلِمُوا فیهِنَّ أَنْفُسَکُمْ وَ قاتِلُوا الْمُشْرِکینَ کَافَّةً کَما یُقاتِلُونَکُمْ کَافَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقینَ)[1] طول سال دوازده ماه است که چهارتای آن ماه حرام است و احکامی دارد از جمله این که جنگ با کفار در آن حرام است و جایز نیست مگر این که دفاع کنند و این ماه ها احترام خاصی دارد که سه تا به یکدیگر متصل است: «ذیقعهدة الحرام، ذیحجة الحرام و ماه محرم» و ماه رجب کنار افتاده است و در وسط است که از اشهر حرم است و ماه بسیار با فضیلتی است و اعمال فراوانی دارد که خداوند ان شاء الله توفیق دهد. در مفاتیح الجنان برای هر شبی نماز و برای هر موقعی اعم از روز، شب، سحر و ظهر اعمال خاصی بیان شده است. مواقع خاص همراه با دعاها و نمازهای خاص که ذکر شده است و هر یک با ثوابهای بسیار مفصل وجود دارد که از جمله این ادعیه «دعای یا من أرجوه لکل خیر» است که بعد از تمامی نمازها خوانده می شود که بسیار مجرب است. اختلافی نیز در فراز آخر وجود دارد که آیا باید دست به محاسن گرفته شود و با دست راست اشاره کند یا این که از ابتدای دعا باید به این صورت باشد.

آنچه که در مفاتیح به ذهن می آید این است که باید فراز آخر را به این صورت قرائت کند. اما اگر در عبارت دقت شود بر می آید که از ابتدای دعا بدین صورت قرائت شود. در عبارت آمده است که امام سپس این حالت را انجام دادند اما بعد می گوید امام این حالت را در ابتدای دعا داشتند نه این که از ذیل این کار صورت گرفت و ظاهر این گونه به نظر می آید گرچه مشهور در پایان این کار را انجام می دهند. بنابراین هر طور که توفیق شود ارزش والایی دارد و این مساله حالت تواضع و اظهار سرافکندگی در پیشگاه خدای متعال است که انسان خودش را در محضر پروردگار سر به زیر بداند و منکسر باشد.

ایام اعتکاف و لیلة الرغائب در این ماه با شرافت وجود دارد. ایام مبعث و ولادت امیرمومنان علیه السلام که از اعیاد بزرگ است در این ماه وجود دارد. در ابتدای ماه نیز ولادت امام محمد باقر علیه السلام وجود دارد که در آن اختلاف است و مرحوم محدث قمی در انوار البهیة می فرماید: «ولد بالمدینة یوم الإثنین‏ الثالث بالصفر»؛ سوم ماه صفر سال57 از هجرت متولد شد و بعد می گوید: «و قیل قرة من الرجب»؛ و قولی است که ولادت امام باقر علیه السلام در روز اول ماه رجب بوده است.

بنابراین روز ولادت آن حضرت در ابتدای ماه رجب است و اگر به جای مباحث اخلاقی در مورد آن حضرت سخن بگوییم مناسب تر است.

 

بیان گوشه ای از فضائل امام باقر علیه السلام

مادر حضرت، فاطمه دختر امام حسن مجتبی علیه السلام است که حضرت زین العابدین علیه السلام با دخترعمویشان ازدواج کردند و نام ایشان فاطمه بوده است و این فرزند از بین دو علوی و علویه به دنیا آمد. «هاشمیٌ من هاشمیین و علویُ من علویین».

این ویژگی را امام باقر علیه السلام داشته است و در قضیه کربلا نیز چهار ساله بودند که واقعه کربلا سال 61 هجری اتفاق افتاد و تمام مصیبت های کربلا اعم از عطش و اسارت را لمس کردند و با چشم مبارکشان دیدند.

لقب باقرالعلوم را پیامبر گرامی اسلام به ایشان دادند و فرمودند:

« یَا جَابِرُ لَعَلَّکَ تَبْقَى حَتَّى تَلْقَى رَجُلًا مِنْ وُلْدِی یُقَالُ لَهُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ یَهَبُ اللَّهُ لَهُ النُّورَ وَ الْحِکْمَةَ فَأَقْرِئْهُ مِنِّی السَّلَامَ.» ای جابر! به یکی از فرزندان من می رسی که خداوند نور علم را به او عنایت کرده است و علم را می شکافد.

مطالبی از ایشان نقل شده است از جمله عبدالله بن عطاء مکی که از علمای معروف آن عصر است و این عبارت را نسبت به او بسیاری از کتب معتبر نقل می کنند: «قال ما رأیت العلماء عند أحد قط أصغر منهم عند أبی جعفر محمد بن علی و قد رأیت حکم بن عتیبة مع جلالته فی القوم بین یدیه کانه صبیٌ بین یدی معلمه» هیچ کسی از علماء را ندیدم که در مقابل شخصی این مقدار کوچکی کنند مثل این که در مقابل امام باقر علیه السلام کوچکی می کردند. می گوید خودم حکم بن عتیبه را دیدم با این که خودش جلالت بزرگی در میان قومش داشت، در مقابل امام باقر علیه السلام مانند کودکی در مقابل معلم بود.

جابر بن یزید جعفی که از بزرگان علمای عصر بود زمانی که می خواست از امام باقر علیه السلام روایتی نقل کند می گفت: «حدثنی وصی الاوصیاء و وارث علوم الانبیاء محمد بن علی بن الحسین علیه السلام»؛ این گونه با جلالت در تمامی روایات نام مبارک ایشان را بیان می کرد.

از امام باقر علیه السلام علوم زیادی نقل شده است و شاگردان زیادی نیز تربیت کرد که یکی از آنان محمد بن مسلم است که در مورد ایشان می گویند: « مَا شَجَرَ فِی رَأْیِی شَیْ‏ءٌ قَطُّ إِلَّا سَأَلْتُ عَنْهُ أَبَا جَعْفَرٍ ع حَتَّى سَأَلْتُهُ عَنْ ثَلَاثِینَ أَلْفَ حَدِیثٍ وَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَنْ سِتَّةَ عَشَرَ أَلْفَ حَدِیثٍ. » هیچ چیزی به ذهن من خطور نمی کرد مگر این که خدمت امام می رفتم و از حضرت سوال می کردم که سی هزار حدیث از امام باقر علیه السلام نقل می کند. این احادیث در کتب روایی ما موجود است. وجود ایشان برای عصر خودش و اعصار بعد بسیار با برکت بوده است که علماء این احادیث را بیان کنند و هر یک از آنان می تواند مبنای حکم و دستور الهی باشد.

محمد بن مسلم می گوید من آن قدر سوال کردم که به سی هزار حدیث رسید و بعد شانزده هزار حدیث از امام صادق علیه السلام نقل می کند و در مجموع چهل و شش هزار حدیث توسط شخص محمد بن مسلم از این دو بزرگوار نقل شده است.

در روایت دیگر وضع حالات حضرت بیان شده است. امام صادق علیه السلام می فرماید:

« وَ کَانَ‏ أَبِی‏ کَثِیرَ الذِّکْرِ لَقَدْ کُنْتُ أَمْشِی مَعَهُ وَ إِنَّهُ لَیَذْکُرُ اللَّهَ وَ آکُلُ مَعَهُ الطَّعَامَ وَ إِنَّهُ لَیَذْکُرُ اللَّهَ وَ لَوْ کَانَ یُحَدِّثُ الْقَوْمَ مَا یَشْغَلُهُ ذَلِکَ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ کُنْتُ أَرَى لِسَانَهُ لَاصِقاً بِحَنَکِهِ یَقُولُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ کَانَ یَجْمَعُنَا فَیَأْمُرُنَا بِالذِّکْرِ حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ وَ کَانَ یَأْمُرُ بِالْقِرَاءَةِ مَنْ کَانَ یَقْرَأُ مِنَّا وَ مَنْ کَانَ لَا یَقْرَأُ مِنَّا أَمَرَهُ بِالذِّکْرِ وَ الْبَیْتُ الَّذِی یُقْرَأُ فِیهِ الْقُرْآنُ وَ یُذْکَرُ اللَّهُ فِیهِ تَکْثُرُ بَرَکَتُهُ وَ تَحْضُرُهُ الْمَلَائِکَةُ وَ تَهْجُرُهُ الشَّیَاطِینُ وَ یُضِی‏ءُ لِأَهْلِ السَّمَاءِ کَمَا تُضِی‏ءُ الْکَوَاکِبُ لِأَهْلِ الْأَرْضِ وَ الْبَیْتُ الَّذِی لَا یُقْرَأُ فِیهِ الْقُرْآنُ وَ لَا یُذْکَرُ اللَّهُ فِیهِ تَقِلُّ بَرَکَتُهُ وَ تَهْجُرُهُ الْمَلَائِکَةُ وَ تَحْضُرُهُ الشَّیَاطِینُ.» پدرم امام باقر علیه السلام کثیرالذکر بود و همراه او که راه می رفتیم امام در همین مسیر ذکر می گفتند و سر سفره که با پدرم می نشستیم زبان مبارک ایشان به ذکر خدا مشغول بود. گاهی در بین جمعیت نشسته بودند و سخن می گفتند ایشان زمانی که ساکت بودند به ذکر پروردگار مشغول بودند و دائماً می دیدم که زبان امام به حنکشان چسبیده است و دائماً ذکر لا اله الا الله می گویند. روششان این بود که همه اهل خانه را جمع می کرد و به ذکر دستور می داد. اگر کسی می توانست قرآن بخواند سفارش به تلاوت قرآن می کرد و کسانی که توان قرائت نداشتند به ذکر امر می کرد.

در روایت می فرماید در قیامت زمانی که بهشتیان وارد بهشت می شوند بیشترین تاسفی که می خورند زمانی است که می بینند در اثر ذکری که گفته اند بهترین باغات و عمارت ها برای ذکرشان بنا نهاده شده است و تاسف می خورند که چرا بیشتر به ذکر پروردگار مشغول نبوده اند.

پیامبر نیز در شب معراج مشاهده فرمودند که ملائکه بیکار نشسته اند و سوال کردند که چرا به ساخت کاخ های بهشتی مشغول نیستند و در پاسخ بیان شد که نیاز به مصالح دارند. حضرت فرمودند که مصالح چیست؟ خطاب شد که باید مومنین ذکر بگویند تا ملائکه مشغول کار شوند.

این دستور العمل والایی برای مسلمانان است و اگر همین دستور را از امام باقر علیه السلام یاد بگیریم و مشغول ذکر پروردگار شویم در آخرت کمتر حسرت خواهیم خورد.

خداوند ان شاء الله به همه ما توفیق بدهد که دائم الذکر باشیم که انسان اگر این توفیق را به دست آورد سبب می شود کمتر به گناه بیفتد. از خود حضرت امام باقر علیه السلام نیز نقل شده است که فرمود: « مَا عَرَفَ اللَّهَ مَنْ عَصَاه‏»[2] خدا را نشناخته است کسی که او را معصیت کند. اگر انسان خدا را بشناسند و دوست داشته باشد هیچ گاه معصیت نمی کند. بعد حضرت این شعر را می فرمودند:

             تَعْصِی الْإِلَهَ وَ أَنْتَ تُظْهِرُ حُبَّهُ            هَذَا لَعَمْرُکَ فِی الْفِعَالِ بَدِیعُ

             لَوْ کَانَ حُبُّکَ صَادِقاً لَأَطَعْتَهُ            إِنَّ الْمُحِبَّ لِمَنْ أَحَبَّ مُطِیع‏

معصیت خدا می کنی و از طرفی می گویی من خدا را دوست دارم و این امر عجیبی است. اگر راست می گویی که خدا رادوست داری اطاعت می کردی و عصیان نمی کردی زیرا همیشه شخصی که دیگری را دوست دارد از او اطاعت می کند. پس کسی که معصیت خدا می کند او را دوست ندارد و ادعایش کاذب است.

 

بررسی روایات در اثبات صفت شجاعت

چهار آیه که دلالت بر شجاعت ولی فقیه داشت در جلسات گذشته بیان کردیم. روایاتی نیز بر این مساله دلالت دارد که یکی از آن موارد را قبلاً نیز بیان کرده ایم.

روایت مربوط به سدیر بن حکیم است که از بزرگان صحابه است که نزد امام علیه السلام محبوب بوده است و از ارکان رواة و اصحاب ائمه علیهم السلام است. امام نیز این روایت را از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل می کند.

« ...عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم‏ لَا تَصْلُحُ‏ الْإِمَامَةُ إِلَّا لِرَجُلٍ‏ فِیهِ ثَلَاثُ خِصَالٍ وَرَعٌ یَحْجُزُهُ عَنْ مَعَاصِی اللَّهِ وَ حِلْمٌ یَمْلِکُ بِهِ غَضَبَهُ‏ وَ حُسْنُ الْوِلَایَةِ عَلَى مَنْ یَلِی حَتَّى یَکُونَ لَهُمْ کَالْوَالِدِ الرَّحِیمِ»

هیچ شخصی صلاحیت برای امامت ندارد مگر این که سه خصلت داشته باشد:

1-    ورعی که او را در مقابل معصیت پروردگار حفظ کند

2-    حلمی که او را از غضب محافظت کند

3-    کسانی که تحت ولایت او هستند با خوبی ولایت و سرپرستی نماید و مانند زیردستان مانند پدری مهربان باشد.

حلم انسان را محافظت می کند و سبب جذب دیگران به انسان می شود.

سرپرستی خوب بدین معناست تمام نیازهای مردم و آنچه تحت ولایت و عمارت اوست انجام دهد و کمبودی با سرپرستی او احساس نشود. در امور معیشتی به گونه ای عمل کند که در رفاه و آسایش باشند. در مساله دفاع اگر خطر و نقصانی به طرف مردم می آید جلوگیری شود. اگر شخص بخواهد حسن ولایت داشته باشد و خوب اداره کند آن چه مورد احتیاج است انجام دهد و آن چه باید دفع شود بلا شک باید با قدرت دفع نماید. این مساله نیازمند شجاعتی است تا بتواند حسن ولایت داشته باشد.

بنابراین از این روایت ولو لفظ شجاع بودن قید نشده است اما از عبارت « حُسْنُ الْوِلَایَةِ عَلَى مَنْ یَلِی» استفاده می شود که تمام امور مصلحت مردم باید اجرا شود و اموری که به ضررشان هست دفع شود که این نیازمند شجاعت است.

روایاتی دیگری در این مساله وجود دارد که بعداً بدان خواهیم پرداخت./926/ف

مقرر: محسن جوادی صدر

پی نوشت:

[1] . سوره مبارکه توبه آیه 36

[2] . بحارالانوار ج 75 ص 174

 


کد خبرنگار : 38


ارسال به:         whatsapp telegram  

ارسال نظر




chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.