کد خبر : 7709
چهارشنبه 25 بهمن 1396 - 13:04

درس خارج فقه رسانه استاد رفعتی | جلسه 17

بررسی ادله حرمت پیام رسانه ای مقارن با فحش

وسائل ـ حجت الاسلام والمسلمین رفعتی نائینی در هفدهمین جلسه درس خارج فقه رسانه گفت: مهم ترین دلیل بر حرمت پیام مقارن با فحش در رسانه، روایات است که از لحاظ تعداد فراوان است و می توان گفت متواتر معنوی است ولی متواتر لفظی نیست و در مرتبه پایین تر تواتر اجمالی دارد.

بررسی ادله حرمت پیام رسانه ای مقارن با فحش

 به گزارش خبرنگار پایگاه تخصصی فقه حکومتی وسائل، حجت الاسلام والمسلمین عباس رفعتی، در جلسه هفدهم درس خارج فقه رسانه که در روز شنبه مورخه 2 دی سال 96 در موسسه فقهی ائمه اطهار علیهم السلام برگزار گردید، به بررسی حرمت پیام مقارن با فحش و ناسزا در رسانه و ادله روایی آن پرداخت و گفت: یکی دیگر از الفاظ فحش که در روایات بدان اشاره شده است «بذاء» است که تقریباً معادل کلمه فحش است اما در وسائل الشیعه باب مستقلی بدان اختصاص داده شده است و ما هر دو باب از روایات را مورد بررسی و تأمل قرار می دهیم تا حرمت پیام مقترن با فحش و بذاء مشخص گردد.
ایشان در ادامه به روایات اشاره داشت و گفت: برخی روایات حرمت فحاش بودن را اثبات می کند که نشانگر مبالغه و کثرت در این امر زشت است اما سخن ما در اثبات فحش دادن ولو برای یک مرتبه از رسانه است که جایگاه دیگری دارد و این دسته از روایات بیشتر مورد نظر بحث ماست.
این استاد درس خارج ابراز داشت: همان طور که در روایات ما افرادی که فحش می دهند جهت معاشرت، بدترین انسان ها معرفی شده اند همین مساله در مورد رسانه ها نیز وجود دارد که بدترین رسانه ها چنین ویژگی دارند و مخاطبین زمانی که می خواهند از آن استفاده کنند شاهد بیان الفاظ رکیک و فحاشی هستند که باید از آن حذر کنند.
رفعتی در پایان گفت: هر چند برخی از روایات از نظر سندی صحیح و از نظر دلالت تام نیست اما در مجموع و با کنار هم قرار دادن روایات برای ما حرمت فحش دادن در رسانه ثابت می شود اما اینکه حرمت فوق به صورت مطلق است یا فقط شامل فحش دادن به مومنین می شود نیاز به بررسی دارد.


تقریر کامل درس


بررسی ادله حرمت پیام مقارن با فحش و  ناسزاگویی
یکی دیگر از موارد حرام در رسانه که همراه با پیام رسانه است، سب و فحش است. این مساله از مواردی است که با پیام خوب رسانه مقارن می شود و می تواند از محرمات پیام رسانه باشد.
در جلسه گذشته کلیاتی نسبت به این موضوع بیان شد. بیان شد آیا فحش دادن به صورت کلی در رسانه و غیر آن حرام است؟ اگر حرمت دارد آیا به صورت مطلق است و نسبت به مومن و غیر مومن حرمت دارد یا اطلاق ندارد؟ بنابراین باید ادله حرمت را مورد بررسی قرار دهیم.
مهم ترین دلیل بر حرمت، روایات است که از لحاظ تعداد فراوان است و می توان گفت متواتر معنوی است ولی متواتر لفظی نیست و در مرتبه پایین تر تواتر اجمالی دارد.
ادعای تواتر معنوی نسبت به این روایات گزاف نیست که مجموع روایات نسبت به مساله فحش و سب، قابل توجه است.
نکته دیگر این است که در روایات فوق گاهی از واژه فحش و گاهی از واژه «بذا» استفاده شده است که مراد همان فحش است.
مرحوم صاحب وسائل دوباب در وسائل به نام های «فحش» و «بذاء» در وسائل مطرح کرده است. این روایات را مرحوم شیخ حر عاملی در ابواب جهاد نفس باب 72 و 73 ذکر کرده است.


روایت اول
این روایت صحیحه عبیده از امام صادق علیه السلام است که دو سند و طریق دارد و هر دو صحیح است و به ابوعبیده حذاء منتهی می شود.
« أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْبَذَاءُ مِنَ الْجَفَا وَ الْجَفَا فِی النَّارِ.»؛ ... بذاء از مصادیق ظلم و جفاست و جفا در آتش است.
دلالت این روایت نظیر سندش تام و تمام است یعنی زمانی که «بذاء» می فرماید همان عبارتٌ اُخرای فحش است هر چند ممکن است زمانی که در کنار یکدیگر باشند تفاوت هایی با هم داشته باشند نظیر واژه های مسکین و فقیر که در کنار یکدیگر قرار می گیرند که تفاوت کوچکی با هم دارند.
شاید به همین خاطر باشد که مرحوم شیخ حر عاملی روایات بذاء را جدای از روایات فحش دسته بندی کرده است.
دلالت روایت این است که بذاء را مساوی با جفا و آن را نیز مساوی با آتش قرار داده است.
در سند دیگر همین روایت چنین آمده است: « حسین بن سعید و النوادر عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنِ الْحَذَّاءِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْحَیَاءُ مِنَ الْإِیمَانِ وَ الْإِیمَانُ فِی الْجَنَّةِ وَ الْبَذَاءُ مِنَ الْجَفَا وَ الْجَفَا فِی النَّارِ
ذیل روایت همان است که در روایت قبل بیان شده است.


روایت دیگر
این روایت از سُلیم بن قیس است که در فارسی به اشتباه سَلیم بن قیس گفته می شود ولی در عربی تمام این اسامی به صورت مصغر و بر وزن فُعیل خوانده می شود. برخی نظیر حسین در زبان فارسی درست قرائت می گردد اما برخی نظیر همین سلیم به اشتباه قرائت می گردد.
«الْکُلَیْنِیُّ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ أَبَانِ بْنِ أَبِی عَیَّاشٍ عَنْ سُلَیْمِ بْنِ قَیْسٍ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلَامُ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَ الْجَنَّةَ عَلَى کُلِّ فَحَّاشٍ بَذِیٍّ قَلِیلِ الْحَیَاءِ لَا یُبَالِی مَا قَالَ وَ لَا مَا قِیلَ لَهُ، فَإِنَّکَ إِنْ فَتَّشْتَهُ لَمْ تَجِدْهُ إِلَّا لِغَیَّةٍ أَوْ شِرْکِ شَیْطَانٍ.»
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند بهشت را بر هر فرد فحاش حرام کرده است. (شخصی که زیاد فحش می دهد و این صیغه مبالغه است) این شخص حیای کمی دارد و نسبت به آنچه می گوید و آنچه در موردش گفته می شود بی مبالات است.
در اینجا حرمت بهشت به این معناست که شخص فحاش کار بسیار زشتی را انجام می دهد.
در ادامه روایت که ارتباطی با بحث ما ندارد حضرت می فرمایند این گونه افراد مشکل ژنتیکی، طینت و نطفه دارند و حداقل این است که شیطان در انعقاد نطفه آنان مشارکتی داشته است.
زمانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله این را می فرمایند برخی سوال می کنند مگر چنین چیزی ممکن است؟
حضرت فرمودند که در قرآن نیز خداوند فرموده است: (و شارکهم فی الاموال و الاولاد)
این روایت نیز در همان باب جهاد نفس در وسائل الشیعه ذکر شده است ولی از لحاظ سند صحیحه نیست و بیان شد که در مجموع این روایات متواتر معنوی است و برخی مانند روایت قبلی سند صحیح داشتند اما این روایت صحیح نیست.
از حیث دلالت نیز به قوت روایت قبلی نمی رسد زیرا از این روایت نمی توانیم استفاده کنیم که مطلق فحش حرام است.
اگر شخصی به مرحله فحاش بودن رسید و قلیل الحیاء و بی مبالات شد که نسبت به حرف مردم نیز بی تفاوت باشد، مجموع این موارد شامل حرمت بهشت بر شخص است. این روایت نفرمود خداوند بهشت را بر هر کسی که فحش می دهد حرام کرد.
ما می خواهیم ثابت کنیم که فحش دادن حرام است ولو اینکه در یک برنامه فحش دهد و به این شخص فحاش اطلاق نمی شود. بنابراین از نظر دلالت روایت فوق قوت ندارد.


روایت سوم
« وَ عَنْهُ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ غَسَّانَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فَقَالَ لِی مُبْتَدِئاً یَا سَمَاعَةُ مَا هَذَا الَّذِی کَانَ بَیْنَکَ وَ بَیْنَ جَمَّالِکَ إِیَّاکَ أَنْ تَکُونَ فَحَّاشاً أَوْ سَخَّاباً أَوْ لَعَّاناً فَقُلْتُ وَ اللَّهِ لَقَدْ کَانَ ذَلِکَ أَنَّهُ ظَلَمَنِی فَقَالَ إِنْ کَانَ ظَلَمَکَ لَقَدْ أَرْبَیْتَ عَلَیْهِ إِنَّ هَذَا لَیْسَ مِنْ فِعَالِی وَ لَا آمُرُ بِهِ شِیعَتِی- اسْتَغْفِرْ رَبَّکَ وَ لَا تَعُدْ قُلْتُ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ لَا أَعُودُ.» وسائل الشیعه باب 71 حدیث 7
سماعه می گوید من به محضر امام صادق علیه السلام شرفیاب شدم و بدون مقدمه فرمودند:  ای سماعه! این چه کاری بود با شتربانت انجام دادی؟ بپرهیز از اینکه فحاش دهی و داد بکشی و فحش دهی.
در مجمع البیان می گوید: «السخاب بالسین المفتوحة صیغة المبالغة من السخب و هو شدة الصوت»
این روایت نیز از لحاظ سند و دلالت نظیر روایت قبلی است. این روایت منع از فحاشی دارد و این گناه فحاشی را کنار سخابی و لعانی بیان کرده است.
پرداختن به ادامه روایت نیز خالی از لطف نیست.
ایشان در ادامه گفت: آقا شما درست می فرمایید اما به خدا قسم! این شخص به من ظلم کرده است و من بی دلیل به او فحش ندادم.
حضرت فرمودند: اگر به تو ظلم کرده است تو نیز از او سودی برده ای و شتربانت بوده است. این فحش و لعن از کارهای من نیست. اگر تو شیعه من هستی بدان که من چنین چیزی امر نمی کنم. از این کار استغفار کن و دیگر تکرار نکن. در نهایت این شخص استغفار کرد.
از این روایت نهی نسبت به فحاش استفاده می شود اما در مورد خود فحش چیزی ندارد.
برخی موارد گفته می شود اگر یکبار باشد اشکال ندارد اما اگر تکرار شود عادت باشد حرام است. فحاش در این روایت مورد نکوهش قرار گرفته است.


روایت دیگر
« الْحُسَیْنُ بْنُ سَعِیدٍ فِی کِتَابِ الزُّهْدِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى عَنْ شُعَیْبٍ الْعَقَرْقُوفِیِّ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ مِنْ أَشَرِّ عِبَادِ اللَّهِ مَنْ تُکْرَهُ مُجَالَسَتُهُ لِفُحْشِهِ.» وسائل الشیعه باب 71 حدیث 8
امام صادق علیه السلام از پیامبر گرامی اسلام نقل فرمود که بدترین بندگان خدا کسی است که مجالست با او به خاطر فحش دادن ناپسند است. (چون فحش می دهد انسان دوست ندارد در مجلس او بنشیند.)
هم سند روایت صحیح است و هم دلالتش خوب است.
از بدترین رسانه ها آن است که اگر از آن استفاده کردی فحش دهد که استفاده از آن ناپسند است.


روایت دیگر
«عَلِیُّ بْنُ النُّعْمَانَ، عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ، عَنْ جَابِرٍ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ: إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْحَیَّ الْحَلِیمَ الْغَنِیَّ الْمُتَعَفِّفَ، أَلَا وَ إِنَّ اللَّهَ یُبْغِضُ الْفَاحِشَةَ الْبَذِیَّ السَّائِلَ الْمُلْحِفَ.» وسائل الشیعة باب 71 حدیث 9
این روایت جابر، صحیح السند نیست.
ایشان از امام صادق علیه السلام نقل می کند که خداوند انسان حلیم با حیای عفیف را دوست دارد و بدانید خدا فحاش بددهان و سائلی که در سوالش پافشاری می کند مبغوض دارد.
اولین مورد در مورد فحش دهنده است و ممکن است گفته شود که این روایت دلالت ندارد زیرا هر دو را کنار هم ذکر کرده است اما باید گفت ارتباطی با هم ندارد. ممکن است که هر دو نیز در یک فرد جمع شود مانند گدای پررویی که فحش نیز می دهد.
نکته دیگر نیز همان کلمه فاحش است که به معنای فحش دهنده است و در این روایت فحاش نفرموده است و اگر کسی نیز یک بار فحش دهد، روایت شامل او می شود پس از حیث دلالت تمام است.


روایت دیگر
« مُحَمَّدُ بْنُ سِنَانٍ، عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ، عَنِ الْحَسَنِ الصَّیْقَلِ، قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ جَالِساً فَبَعَثَ غُلَاماً لَهُ عَجَمِیّاً فِی حَاجَةٍ إِلَى رَجُلٍ، فَانْطَلَقَ، ثُمَّ رَجَعَ، فَجَعَلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ یَسْتَفْهِمُهُ الْجَوَابَ، وَ جَعَلَ الْغُلَامُ لَایَفْهَمُهُ مِرَاراً. قَالَ: فَلَمَّا رَأَیْتُهُ لَایَتَغَیَّرُ لِسَانَهُ وَ لَایَفْهَمُ، ظَنَنْتُ أَنَّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ سَیَغْضِبُ عَلَیْهِ،... قَالَ: إِنَّ الْحَیَاءَ وَ الْعَفَافَ، وَ الْعِیَّ عِیُّ اللِّسَانِ لَاعِیُّ الْقَلْبِ مِنَ الْإِیمَانِ وَ الْفُحْشَ وَ الْبَذَاءَ وَ السَّلَاطَةَ مِنَ النِّفَاقِ.» وسائل الشیعه باب 71 حدیث 10
امام صادق علیه السلام فرمودند: حیا و عفاف و نگهداری زبان از ایمان است و فحش، بدزبانی و هرزه گویی از نفاق است و نفاق نیز حرام است.


روایت دیگر
«مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عَمْرٍو وَ أَنَسِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ جَمِیعاً عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ آبَائِهِ ع فِی وَصِیَّةِ النَّبِیِّ ص لِعَلِیٍّ ع قَالَ: یَا عَلِیُّ أَفْضَلُ الْجِهَادِ مَنْ أَصْبَحَ لَا یَهُمُّ بِظُلْمِ أَحَدٍ یَا عَلِیُّ مَنْ خَافَ النَّاسُ لِسَانَهُ فَهُوَ مِنْ أَهْلِ النَّارِ- یَا عَلِیُّ شَرُّ النَّاسِ مَنْ أَکْرَمَهُ النَّاسُ اتِّقَاءَ فُحْشِهِ وَ شَرِّهِ یَا عَلِیُّ شَرُّ النَّاسِ مَنْ بَاعَ آخِرَتَهُ بِدُنْیَاهُ وَ شَرٌّ مِنْهُ مَنْ بَاعَ آخِرَتَهُ بِدُنْیَا غَیْرِهِ.»
در ضمن این وصیت ها که حضرت رسول صلی الله علیه و آله به امیرمومنان علیه السلام دارند، می فرماید: شخصی که مردم از زبانش بترسند اهل آتش است. شخصی که مردم از ترس فحش و زبان او، گرامیش می دارند.
در این روایت شر به فحش عطف شده است و ممکن است گفته شود بدترین مردم کسی است که این دو ویژگی را با هم داشته باشد که هم از فحش و هم از شر او بترسند اما در روایات دیگر، بدترین مردم کسی معرفی شده است که از فحش او در امان نیستند مانند موثقه سماعه که از امام صادق علیه السلام چنین نقل می کند:
«وَ عَنْهُمْ عَنِ ابْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثٍ أَنَّ النَّبِیَّ ص قَالَ: إِنَّ مِنْ شَرِّ عِبَادِ اللَّهِ مَنْ تُکْرَهُ مُجَالَسَتُهُ لِفُحْشِهِ
این روایت نیز مشابه قبلی است.


روایت دیگر
« وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِعَائِشَةَ یَا عَائِشَةُ إِنَّ الْفُحْشَ لَوْ کَانَ مِثَالًا لَکَانَ مِثَالَ سَوْءٍ
این روایت مفصل است که از امام باقر علیه السلام نقل می شود. اصل روایت آن گونه که از ابوبصیر نقل می کند این است که فرمود:
«عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ النَّبِیَّ ص بَیْنَا هُوَ ذَاتَ یَوْمٍ عِنْدَ عَائِشَةَ إِذَا اسْتَأْذَنَ عَلَیْهِ رَجُلٌ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص بِئْسَ أَخُو الْعَشِیرَةِ- فَقَامَتْ عَائِشَةُ فَدَخَلَتِ الْبَیْتَ وَ أَذِنَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِلرَّجُلِ فَلَمَّا دَخَلَ أَقْبَلَ عَلَیْهِ بِوَجْهِهِ وَ بِشْرُهُ إِلَیْهِ یُحَدِّثُهُ حَتَّى إِذَا فَرَغَ وَ خَرَجَ مِنْ عِنْدِهِ قَالَتْ عَائِشَةُ یَا رَسُولَ اللَّهِ بَیْنَا أَنْتَ تَذْکُرُ هَذَا الرَّجُلَ بِمَا ذَکَرْتَهُ بِهِ إِذْ أَقْبَلْتَ عَلَیْهِ بِوَجْهِکَ وَ بِشْرِکَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص عِنْدَ ذَلِکَ إِنَّ مِنْ شَرِّ عِبَادِ اللَّهِ مَنْ تُکْرَهُ مُجَالَسَتُهُ لِفُحْشِهِ
زمانی که مرد می خواست وارد شود، همان طور که پیامبر کنار عائشه بود، فرمود: چه بد برادر عشیره ای است. عائشه بلند شد و داخل اتاق خودش رفت. پیامبر نیز اذن ورود به شخص داد. زمانی که داخل خانه وارد شد حضرت با روی گشوده با او صحبت کردند تا اینکه سخنانش تمام شد و رفت.
زمانی که مرد رفت عائشه آمد و گفت: زمانی که این مرد می خواست وارد منزل شود گفتی بد برادر عشیره ای است در حالیکه زمان ورود با او به خوبی و با روی گشوده سخن گفتی.
حضرت فرمود: از بدترین بندگان خدا شخصی است که مجالست با او به خاطر فحش دادنش ناپسند است و انسان مراعات کند.


سوال: برداشت عائشه چه بوده است که این گونه بیان کرده است؟
پاسخ: عائشه شناختی روی شخص نداشته است. پیامبر صلی الله علیه و آله علامت سوالی در ذهن او قرار داد تا عائشه بتواند واکنش نشان دهد؛ به همین خاطر سوال مذکور را بیان کرد.
از مجموع این روایات و روایات دیگر که دلالت بر مساله مذکور داشتند استفاده می شود که فحش دادن حرام است اما آیا این حرمت اطلاق دارد یا خیر که شامل فحش دادن به مومن و کافر شود، بحث آینده است که تقسیم بندی مختصری خواهیم داشت و این بحث را به اتمام می رسانیم./926/924/ص
  تقریر: محسن جوادی صدر
     


کد خبرنگار : 35


ارسال به:         whatsapp telegram  

ارسال نظر




chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.