استاد مبلغی/ فقه الاجتماع
کد خبر : 7670
دوشنبه 23 بهمن 1396 - 16:52

درس خارج / فقه الاجتماع/ احمد مبلغی / 57

نفس پروسه قانون گذاری می تواند متعلّق مصلحت قرار بگیرد

وسائل ـ آیت الله مبلغی در جلسه پنجاه و هفتم درس خارج فقه الاجتماع در سال جاری، به نهاد مصلحت و جایگاه آن در تشریع و تفاوت های آن با حکم و اعتبار پرداخت.

نفس پروسه قانون گذاری می تواند متعلّق مصلحت قرار بگیرد

به گزارش خبرنگار سرویس جامعه پایگاه تخصصی فقه حکومتی وسائل، آیت الله احمد مبلغی، صبح ‏شنبه 4 آذر‏ماه سال 1396 در جلسه پنجاه و هفتم درس خارج فقه الاجتماع در مدرسه آیت الله العظمی گلپایگانی، در رابطه با نهاد مصلحت و جایگاه آن در پروسه تشریع گفت: گاهی قانونگذار (شارع) با علم به اینکه در مأموربه مصلحتی نیست حکم به وجوب مأموربه می‏کند، قانون‏گذار در چنین مواردی مصلحت مأموربه را لحاظ نکرده بلکه مصلحت نفس الأمر را لحاظ کرده است به این معنا که می‏داند اگر امری را متوجه عبد کند در پروسه «أمر کردن» مصلحت وجود دارد، پس هر چند در اکثر موارد تشریع، مصلحت «معتَبر» لحاظ می‏شود ولی گاهی لحاظ شارع در تشریع به مصلحت موجود در «نفس الاعتبار» تعلّق می‏گیرد.

 

خلاصه درس امروز

آیت الله احمد مبلغی در این جلسه از درس خارج فقه الاجتماع به یکی دیگر از مبادی این بحث پرداخت و در بررسی اهمّیت مبحث اعتبارات گفت: هر چند فقهاء نسبت به سایر اصطلاحات ماقبل التشریع مثل لحاظ و اعتناء و اهتمام توجّه ویژهای نداشتهاند، امّا در رابطه با اعتبار مفصلاً بحثهایی را مطرح کردهاند.

وی سپس به تبیین محورهای بحث در اعتبارات و در تشریح آنها بیان داشت: ما بحث از اعتبارات را در چهار محور دنبال خواهیم کرد، محور اول رابطه بین اعتبار و حکم است، محور دوم بررسی تنوّع و تعدّد متعلّقات اعتبار است، در محور سوم آثار متعدد مترتّب بر دیدگاهها را مورد بررسی قرار می‏دهد و در محور چهارم از فرق بین اعتبار و لحاظ و اعتبار و اهتمام سخن به میان خواهد آمد که با در نظر گرفتن این محورها میتوانیم نظریه فقهی را جایگاهش را بدست بیاوریم و با در نظر گرفتن اعتبار میتوانیم به یک تعریف برسیم.

استاد درس خارج حوزه علمیه در تبیین دیدگاهها در رابطه بین اعتبار و حکم به تشریح دیدگاه آیت الله خویی دراینباره اشاره کرد و عنوان داشت: قبل از ورود به تشریح دیدگاه آقایی خویی در موضوع محور اول باید تعریف ایشان در رابطه با چند مصطلح که عبارتند از انشاء، مصلحت، حکم، اعتبار، بعث و زجر و وجوب و حرمت را مورد واکاوی قرار دهیم.

وی سپس مفهوم «انشاء» در دیدگاه آقای خویی را بررسی کرد و گفت: ایشان در تبیین مفهوم انشاء استقرار رأی نداشته و در دو موضوع دو مفهوم جدا از انشاء ارائه داده است، در جایی آورده است: در انشاء معنایی را شارع اعتبار میکند و آن را انشاء میکند به این معنا که ابراز کرده است آنچه را که اعتبار کرده بود. بر اساس این تعریف یک دوئیت بین اعتبار و انشاء وجود دارد و مرتبه انشاء از اعتبار متأخر است و در جای دیگر ایشان اعتبار را نوعی از انشاء میداند و چتر انشاء را میگستراند که هم اعتبار و هم ابراز را در بر بگیرد.

رئیس مرکز تحقیقات مجلس شورای اسلامی پس از تبیین معنای انشاء به نتایج کاووش خود در تألیفات آقای خویی پیرامون مفهوم «جعل حکم» اشاره داشت و افزود: از بیان آقای خویی استفاده میشود که جعل چیزی فراتر از اعتبار الشیء علی ذمة المکلف، نیست و جعل را همان اعتبار میدانند امّا در عین حال از برخی بیانات دیگر ایشان استفاده میشود که جعل دو مرحله دارد یکی اعتبار و یک مرحله هم ابراز که با ضمیمه شدن در کنار هم جعل را تشکیل می‌دهند.

وی در پایان مفهوم مصلحت از دیدگاه آقای خویی را مورد بررسی قرار داد و خاطر نشان کرد: مصلحت یک وجود ثابت در شیء است که شارع با ملاحظه آن حکم مقتضی را ابراز و اعتبار میکند. با این نگاه مصلحت متعلق اعتبار نیست، چون داعی مرحلهاش قبل از اعتبار است.

 

 

متن تقریر

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بررسی اهمّیت مبحث اعتبارات

به بحث از اعتبارات رسیدیم و این بحث از اهمیت ویژهای برخوردار است چون سایر مصطلحات که مطرح کردیم ناظر به ماقبل التشریع هستند و عمدتاً توجه فقها به سایر مصطلحات به صورت انبوه نبوده و به مصابه تراوشات نوک قلم فقهاء بوده که در تحلیلهایشان سخنی هم از آن مصطلحات آوردهاند اما نسبت به اعتبارات اینطور نیست چون فقهاء مبحث اعتبارات را مفصّل بحث کردهاند و این تفصیل به خاطر جایگاه این نهاد است که ماقبل التشریع را به خود تشریع وصل میکند بر اساس نگاهی که فقهاء داشتهاند.

ما اگر بخواهیم وضعیت ماقبل التشریع را با خود تشریع بسنجیم، خواستگاهش همین بحث‏هایی است که راجع به اعتبارات شارع به عمل آمده است.

 

تبیین محورهای بحث در اعتبارات

بحث از اعتبارات را در چهار محور دنبال خواهیم کرد:

1. محور اول این است که رابطه بین اعتبار و حکم چیست؟ آیا جزء مقوّم است یا یک مبدأ و مقدمهای برای حکم است؟

2. محور دوم این است که چه تنوّع و تعدّدی نسبت به متعلّق اعتبار میتوانیم به تصویر بیاوریم؟

3. محور سوم این است که با توجّه به نگاههای متعدّدی که راجع به اعتبار هست بر هر دیدگاهی اثری مترتّب است که در اصول و فقه یا علوم دیگری پیگیری میشود، این اختلاف آراء فقهاء نسبت به اعتبار آیا ثمره‏ای دارد در فقه و اصول یا صرفاً جنگ لفظ و اختلاف لفظی است؟ اجمالاً بگوییم که بله ثمره دارد.

4.  ما هو الفرق و التمایز بین الاعتبار و اللحاظ، بین الاعتبار و الاهتمام و بین الاعتبار و الاعتناء؟

با در نظر گرفتن این محورها میتوانیم نظریه فقهی را جایگاهش را بدست بیاوریم و با در نظر گرفتن اعتبار میتوانیم به یک تعریف برسیم.

محور اول، دیدگاهها در رابطه بین اعتبار و حکم

یک دیدگاه دیدگاه آقای خویی است که در کتب اصولی و فقهیاشان به این مسئله پرداخته است. برای بررسی دیدگاه ایشان لازم است چند مصطلح را از دیدگاه ایشان معنا کنیم تا بتوانیم به نتیجه درستی برسیم.

یکی از آن مصطلاحت، اصطلاح انشاء است یکی جعل است و یکی مصلحت است و یکی هم حکم است و یکی هم اعتبار است که باید روشن شوند و بینشان یک تقایسی ایجاد کنیم. مصطلح دیگری که باید بحث شود مصطلح بعث و زجر و وجوب و حرمت است .

باید روشن شود که اعتبار همان حکم است یا چیزی فرای آن است، یا جعل همان اعتبار است یا به قبل از اعتبار بازگشت دارد.

 

مفهوم «انشاء» در دیدگاه آقای خویی

ایشان معتقد است که انشاء عبارت است از یک قالبی برای ابراز معتَبر، به این معنا که مرحله انشاء از مرحله قیام شارع بشیء (اعتبار) مقدّم است و اعتبار آن را ابراز می‏کند و به مبرِز انشاء می‏گویند لذا در کلمات ایشان هست که الخبر مبرز لامر النفسانی و کذا الانشاء، امر نفسانی آن معنایی است که در نفس شارع آنرا اعتبار کرده است.

در انشاء معنایی را شارع اعتبار میکند و آن را انشاء میکند به این معنا که ابراز کرده است آنچه را که اعتبار کرده بود. بر اساس این تعریف یک دوئیت بین اعتبار و انشاء وجود دارد و مرتبه انشاء از اعتبار متأخر است.

در عین حال ایشان در بعضی از جاهای دیگر انشاء را به عنوان ابراز و اعتبار معنا کرده است و گفته است: «کأن الانشاء هو له جزئان، جزء و هو الاعتبار، جزء و هو ابراز المعتبر. حقیقة الانشاء و واقعه الموضوعی بحسب التحلیل العلمی عبارةٌ عن اعتبار الشارع الفعل علی ذمّة المکلّف و ابرازه فی الخارج بمبرز بقول او فعل و ...» در این بیان ایشان اعتبار را نوعی از انشاء میداند و چتر انشاء را میگستراند که هم اعتبار و هم ابراز را دربربگیرد.

 

مفهوم «جعل حکم» در دیدگاه آقای خویی

اصطلاح جعل حکم یک اصطلاح مهم است که در این اصطلاح نیز از بیان آقای خویی استفاده میشود که جعل نیز چیزی فراتر از اعتبار الشیء علی ذمة المکلف، نیست و جعل را همان اعتبار میدانند.

از برخی بیانات دیگر ایشان استفاده میشود که جعل دو مرحله دارد یک مرحله اعتبار دارد و یک مرحله ابراز دارد و این دو که کنار هم ضمیمه بشوند جعل تشکیل میشود. این مطلب از عبارت ایشان استفاده میشود که گفته است: «فلیس جعل الحکم و إنشاؤه إلّا عبارة عن اعتبار شی‏ء على ذمّة المکلف‏ فی‏ ظرف‏ خاص‏» از این عبارت معلوم میشود که جعل در نگاه آقای خویی عبارت است از اعتبار ثم الابراز.

پس ما در جعل در نگاه آقای خویی با دو محتمل مواجه شدیم که نیاز به جمعبندی دارد.

 

مفهوم «مصلحت» در دیدگاه آقای خویی

مصلحت جنبه داعیه دارد یعنی داعی حکم است برای اعتبار، دعوت کننده است و برانگزاننده (این تعبیر با مسامحه است) است برای اعتبار. مصلحت که در شیء وجود داشته باشد داعی برای شارع است که نسبت به آن جعل حکم کند. اگر این نگاه را بپذیریم مصلحت متعلق اعتبار نیست، چون داعی مرحلهاش قبل از اعتبار است و نمی‏شود که اعتبار متعلق به چیزی باشد که داعی خودش است.

آن چیزی که به مصلحت تعلّق پیدا می‏کند لحاظ است که مرحلهاش قبل از مصلحت است. یک مرحله لحاظیه (یلاحظ ان فی هذا الشیء مصلحة) است و بعد از آن مرحله اعتباریه است و در مرحله بعد ابرازیه قرار دارد و حکم ایجاد میشود.

مصلحت جنبه داعوّیّت دارد و جنبه متعلّقیت برای اعتبار ندارد، مصلحت هم از حیث ثبوتی مقدّم است چه حکمی بیاید یا نیاید و هم لحاظ آن تقدّم دارد.

پس نتیجتاً میگوییم: المصلحة موجودة ثابت فی الشیء، فیعطی المقنن و المشرع ای الشارع الاقدس، فیلاحظ هذه المصلحه، یدعوه الی الاعتبار فیعتبر ثبوت هذا الشیء الذی یحمل مصلحتاً ثبوته فی ذمّه المکلف، فیبرزه هذا المعتبر.

نکته قابل توجه این است که ممکن است قانونگذار (شارع) یا یک قانونگذار عرفی احساس میکند که اگر امری را متوجه عبد کند برای انجام کاری، درست است که در مأموربه مصلحتی نیست ولی در مواردی نفس الأمر مصلحت دارد، این مولای عرفی قبل از اعتبار و ایجاب، لحاظ میکند که در این امر مصلحت وجود دارد سپس عزم میکند و اعتبار میکند و سپس آنرا ابراز میکند لذا ممکن است لحاظ به معتبر بخورد یا به نفس اعتبار.

تهیه و تنظیم : محرم آتش افروز

 

 

 


کد خبرنگار : 53


ارسال به:         whatsapp telegram  

ارسال نظر




chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.