کد خبر : 7669
دوشنبه 04 تير 1397 - 16:11

گفت وگوی اختصاصی با حجت‌ الاسلام و المسلمین قوامی/ بخش پایانی

مقدمه تمدن اسلامی فقه تمدن ساز است

وسائل- حجت الاسلام و المسلمین قوامی با بیان اینکه اگر می خواهیم دولت اسلامی ایجاد کنیم باید نسبت به فقه حکومتی دیدی بهتر داشته باشیم گفت: فقه حکومتی نه تنها در ایجاد دولت اسلامی بلکه در ایجاد جامعه اسلامی و حتی تمدن اسلامی نقشی بسیار مهم دارد چراکه راه دیگری برای رسیدن به تمدن اسلامی به غیر از فقه حکومت وجود ندارد.

مقدمه تمدن اسلامی فقه تمدن ساز است

به گزارش خبرنگار وسائل، تمدن نوین اسلامی یکی از اهداف والای نظام مقدس جمهوری اسلامی است که در فرمایشات حضرت امام و رهبری به وضوح می توان مشاهده نمود و این امر همانند نظام اسلامی نیازمند پشتوانه فقه حکومتی است لذا ضرورت آگاهی از چگونگی ارتباط فقه حکومتی با تمدن اسلامی و نقش فقه الحکومه در ایجاد تمدن اسلامی دوچندان می نماید بر همین اساس خبرنگار پایگاه وسائل گفت وگویی تفصیلی با حجت‌الاسلام سید صمصام الدین قوامی امام جمعه شهر پردیسان قم و مدیر بنیاد فقهی مدیریت اسلامی داشته است که بخش دوم آن در اینجا قابل مشاهده است و متن کامل بخش سوم و پایانی آن در ادامه تقدیم می گردد.

وسائل- مقام معظم رهبری در تبیین مراحل پنجگانه تحقق اهداف انقلاب اسلامی فرمودند که مرحله‌ی اول در این فرآیند، شکل‌گیری انقلاب اسلامی و پس از آن تشکیل نظام اسلامی بود. ایشان مرحله سوم را که اکنون در آن قرار داریم، «تشکیل دولت اسلامی» یعنی تشکیل دولتی بر اساس الگوها و معیارهای کاملاً اسلامی خواندند. به نظر شما ویژگی های یک دولت اسلامی که مقدمه رسیدن به تمدن اسلامی می باشد چیست؟

خود همین دولت اسلامی هم قابل استنباط است، یعنی یکی ازکارکردهای فقه حکومتی، استنباط دولت اسلامی است که هنوز به آن صورت انجام نشده است. حضرت آقا فرمودند: دولت اسلامی، دولتی است که کاملاً می خواهد اسلام را پیاده بکند. یعنی از عمق وجود معتقد باشیم که 1. اسلام می تواند حکومت بسازد 2. اسلام می تواند تمدن بسازد  3. اسلام می تواند حتی مشکلات تمدن غرب را حل کند. باید دانست که اسلام منحط و مرتجع نیست. شاید این هنوز در اصولگراها هم جا نیافتاده باشد، چه برسد به اصلاح طلب ها.  لذا وقتی از دولت حرف می زنیم باید توجه داشته باشیم که معنی اصلی دولت به معنی سه قوه است، دولت فقط مجریه نیست. قوه مجریه اخص است که حالا با مسامحه به این قوه، دولت می گویند.

این دولت به طور مجموع، تمام اجزاء و اعضائش باید هم نظری و هم عملی معتقد و ملتزم باشند. چون خیلی اوقات گاهی نظری ملتزم نیستند و برخی اوقات هم، در میدانِ عمل اکراهاً می پذیرند. مثلاً در بحث، اقتصاد مقاومتی می گویند، حالا چون ولی امر گفته قبول می کنیم ولی چون قلباً اعتقاد ندارند، ماشینشان پی درپی تق و لق می زند. در مقام شعار می گویند قبول داریم ولی چون قلب نمی خواهد و التزام قلبی ندارند، التزام عملی حاصل نمی شود. بعضی ها التزام عملی دارند ولی در مقام نظر قبول ندارند. برخی هم، در مقام نظر قبول می کنند ولی عملاً قبول ندارند، باید یک نسل زبده و نخبه پرورش بیابد، آن وقت دولتی که تمام اجزایش، التزامات نظری و عملی به کارآمدی نظام اسلامی وتمدن سازی اسلام دارند، دولت اسلامی می شود. در نتیجه برنامه هایی هم که ارائه می دهند بخاطر همین التزاماتشان برنامه های تمدن سازی می شود که با تار و پود اسلام در هم آمیخته است.

 

وسائل- اگر اینگونه شود دولت اسلامی تحقق پیدا می کند؟

بله در این صورت دولت، دولت اسلامی می شود. الآن مثلاً شما فرض کنید که دست فلج است، آیا می تواند فرمان مغز را ببرد؟ نه، چرا؟ چون وقتی دست فلج شد کار نمی کند. اگر یک بدن بیمار باشد، گوارش بیمار باشد و ... حالا مغز پی درپی فرمان هم بدهد، مشکلی حل نمی شود. یکی از راه حل ها همین جریان آتش به اختیاری بود که حضرت آقا فرمودند، که ستاد فرماندهی وقتی دستوری صادر نمی کند خودتان صاحب اختیار هستید. اما این بحث هم در حال اضطرار است، ما باید برویم در ظرف اختیار ، چون خود این آسیب هایی می تواند داشته باشد. اولا تلقی های متفاوتیست از باب «هر کسی از ظن خود شد یار من» لذا ممکن است به آنارشیسم و هرج ومرج برسد. این دولت اسلامی الآن فعلا جزو آرزوهاست ولی طولانی شدنش، کاملاً طبیعی است. یعنی ما نباید ناامید بشویم چرا؟ برای اینکه چهل سال زمان، برای کاری بزرگ و عظیم چیزی نیست. 40 سال برای یک کار تاریخی، مثل 40  ثانیه است.

برای جنبش های اجتماعی و نهضت های اسلامی و انقلابی 10 سال زمان کم هم می باشد. باید بپذیریم و الّا خام شده و سوءهاضمه می آورد. البته این خود ناراضی بودن عملی مثبت است و خیلی خوب است چون اگر بگویید همه چی خوب است، ایده آل از دستتمان می رود.

 

وسائل- به نظر شما احیای فقه حکومتی درایجاد دولت اسلامی مؤثر نیست؟

بله، تاثیر بسیار زیادی دارد تا آنجا که می توان گفت بدون احیای فقه حکومتی ایجاد دولت اسلامی و بالاتر از آن تمدن اسلامی ممکن نیست.

 

وسائل- شاید همین مورد غفلت واقع شدن فقه حکومتی باعث شده ما بعد از چهل سال هنوز هم نتوانسته ایم دولت اسلامی ایجاد کنیم.

بله، تمدن اسلام که ما می گوییم، از طریقِ فقه تمدن ساز به وجود می آید. اگر ما بگوییم فقه شیعه، تمدن ساز است، به طریق اولی دولت ساز هم خواهد بود. البته شاید برخی قبول نکنند. چنانچه ما می گفتیم، فقه قیام ساز است، می گفتند نه، درحالی که در سال 42  قیام ساز شد. گفتیم فقه انقلاب ساز است، خیلی از مراجع گفتند نه حتی آقای بروجردی هم گفت نه. در حالی که در سال 57، انقلاب ساز شد و من به شما می گویم که فقه حکومتیِ شیعه، نظام ساز، جامعه ساز، دولت ساز و تمدن ساز هم می باشد. ما وقتی میگوئیم، فقه حکومتی تمدن ساز است، شرط و شروطی دارد. منتها ما باید حوزه، علما و طلاب را بسیج کنیم. چون حوزه غنی است و از لحاظ علمی و داشتن نیروی کارآمد، بسیار ثروتمند است، ولی هنوز رشد نکرده است.

 

وسائل- به نظر شما نقش حوزه این است که برای ایجاد تمدن اسلامی فقط فقه حکومتی را احیاء کند یا اینکه در ابعاد دیگری هم باید فعالیت کرد؟

اولین و مهمترین کار این است که خودِ ساختار حوزه، ساختار حکومتی باشد و حکومت حوزوی بشود. ما می گوییم اهل سنت، چون حوزه هایشان دولتی هستند خوب نیست و همیشه این را نقد کرده ایم و هنوز هم نقد می کنیم. مانند همین شیخ الازهر که همیشه تابع رئیس جمهور مصر است. اعتقاد ما این است که دولت باید حوزوی بشود نه اینکه حوزه دولتی شود. یعنی حکومت باید حوزوی بشود چراکه حوزه حکومتی نمی شود. چون اگر حوزه حکومتی بشود، فردا که دولت انحرافی داشت نمی تواند داد بزند و انتقاد کند. این همان الازهر شیعی می شود. ما می گوییم حکومت باید تابع حوزه باشد و مقلد ما باشند. در این صورت مشکل حل می شود و حوزه حکومتی نمی شود.

مثلا ما الآن یک نظریه داریم بنام سازمانهای مقلد. ما بعد از سالها به این نتیجه رسیدیم که هر اداره، سازمان، وزارت خانه و... باید مرجع تقلیدی داشته باشد. یعنی مثلاً وزارت نفت، مقلِّد یک  مرجعی باشد که در امور مربوط به نفت تحصل کرده و تخصص دارد. یا مثلاً وزارت نیرو باید مقلد مرجع یا مؤسسه ای باشد که در قم است و آن مرجع یا موسسه در امور مربوط به وزارت نیرو کار کرده اند. اگر اینجوری بشود حکومت حوزوی می شود، حکومت کاملا حوزوی می شود چون یک مجتهد در رأس همه امور است. لذا ما باید حوزه را به این سمت ببریم که فقه حکومتی شالوده حوزه بشود، در نتیجه شاکله آن حکومتی می شود.

 

وسائل- بنظر شما برای تحول در حوزه و احیای فقه حکومتی چه باید کرد؟

به نظر من درسهای خارج سنتی باید منحل شوند. به عبارت دیگر دروس خارج ما باید، در مؤسسه های تخصصی داخل شوند. یعنی مثلاً فقه تربیت برای خود آقای اعرافی نیست، برای مؤسسه آقای اعرافی است که دارای حداقل 600 متخصص است. چون تربیت خودش شعبی دارد، اینکه ما بگوییم یک آقایی مثلاً مدیریت دارد، اصلا این امکان ندارد افراد باید حقوقی بشوند. ما در موسسه خودمان، بنیاد فقهی مدیریت اسلامی، گفتیم در سال 1409، 40 تا مجتهد تحویل می دهیم. تا الآن موفق شده ایم پنج شش تای آنها را کاملا آماده کنیم و انشالله بیش از 40 مجتهد را تا آن موقع تحویل می دهیم. حوزه باید یک بودجه ای را اختصاص دهد به موسسات تخصصی تا اینها دیگر در فقر مطلق به سر نبرند. از لحاظ ساختمان، از لحاظ امکانات، از لحاظ نیروی انسانی و... موسسات باید حمایت شوند. مشروعیت هر مؤسسه به فقیهی است که بالای سر آنهاست و تولید علم با آن مشروعیت پیدا می کند. او رسمی است نه مؤسسه و رسمیت با آن فرد می شود.

باید توجه نمود که با این طرح، درسهای سنتی کلاً منحل نمی شود، بلکه در ساختار جدیدی قرار می گیرد. به عبارت دیگر، درسهای خارج هدایت شده می شوند. ما باید با توجه به نیاز حکومت درس بدهیم نه نیاز خودمان. اینگونه نباشد که مثلاً چون من این درس را بلد هستم، پس درس می دهم، این نشد. باید ببینیم حکومت به چه دانشی نیاز دارد، براساس آن تدریس شود. مثل اقتصاد اسلامی، سیاست اسلامی و.... پس در هر موسسه فقیهی وجود دارد که مشروعیت موسسه با او و درس خارج اوست. درس خارجی که مجتهد درست می کند و آنها هم می شوند، رابطانِ تماس با لایه های مختلف جامعه. در نهایت همان حکومت حوزوی شکل می گیرد و بعدش ساختار حوزه می شود ساختار حکومتی. من معتقدم که حرام است درسی تدریس بشود که نیاز حکومت اسلامی را برآورده نکند. چون می شود بحث لهو و لعب.

همین نحوه ی تدریس دروس خارج خودش یک زمینه برای ایجادِ دولت اسلامی می شود، چون حکومت که اسلامی شد، دولت اسلامی باید تشکیل شود و سپس جامعه اسلامی و در نهایت تمدن اسلامی شکل می گیرد. مسئولین کشورمان چنین چیزهای را باور ندارند. حتی اصولگرایانشان، می گویند حوزه چیزی ندارد، پس برویم به سمت غرب  و لیبرالیسم. حتی یک زمانی دفترتبلیغاتِ خودمان، یک استاد از آمریکا می آورد و چقدر پول میداد و بعد پولش رو از شرکت کننده ها می گرفت، که مثلاً  استادی از فلان کشور آمده برای مثلا اقتصاد ، فلسفه تمدن و ... ما خودمان سرمایه زیاد داریم.

 

وسائل- به نظر شما موانع تحقق تمدن اسلامی چی است ؟

مانع اصلی عدم ایجاد تمدن نوین اسلامی، خودِ حوزه است. به قول خواجه حافظ شیرازی «تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز» یعنی تا زمانی که حوزه متحول نشود، به یقین خبری از دولت و جامعه اسلامی نخواهد بود. وقتی حوزه ی ما هنوز در مباحث سنتی و چندصد سال پیش زندگی می کند و هنوز به کتابی مانند طهارت اهتمام بیشتری می ورزند تا فقه نظام و حکومت، باید فاتحه تحول در حوزه را خواند. باید یک مقدار وارد عرصه های جدیدتری بشویم . لذا حوزه تا نیاید و خودش را اصلاح نکند و ساختارش را حکومتی نکند، رسیدن به تمدن نوین اسلامی آرزویی بیش نخواهد بود.

عده ای از فرامین رهبری نه تنها اطاعت نمی کنند، بلکه به مخالفت با ایشان و نظراتشان که یکی همین تمدن اسلامی است می پردازند. البته چون می ترسند در ظاهر مخالفتی ندارند اما در خفا حرف هایشان را می زنند و عقده هایشان را  خالی می کنند. لذا اگر ما میخواهیم به تمدن اسلامی برسیم، باید ساختارِ حوزه را تمدنی، حکومتی و تخصصی قرار بدهیم یعنی رشته هایمان تخصصی بشود و... در اینصورت راه رسیدن به دولت اسلامی که پیشنیاز رسیدن به تمدن است را باز کرده ایم.

 

وسائل- چه راهکارهایی را پیشنهاد می کنید؟

اولاً ما باید همین دولت فعلی را مقصر ندانیم، مقصر اصلی ما هستیم، ما باید از خودمان شروع کنیم و خودمان را اصلاح کنیم و ملتزم شویم که تا ما درست نشویم دولت، اسلامی نمی شود تا دولت، اسلامی نشود، جامعه، اسلامی نخواهد شد و... نه وزارت ارشادمان را باید اذیت کنیم نه رئیس جمهور را بلکه باید خودمان را اذیت کنیم. پس آخرش " از ماست که بر ماست" به خودمان می رسد. وقتی ما حرکتی نکنیم، از دیگران چه انتظاری باید داشت؟ باید روی نظام مرجعیت کار بشود، مرجعیت علمی دیگر مرجعیت عام نیست. راهکار این است که  ما به این آقایی که فقط در امور مربوط به تربیت، اقتصاد، سیاست و... کار می کند بگوییم مرجع تقلید. سپس همین مرجع تقلید می رود در موسسه و سازمانهای تربیتی، آموزش و پرورش، آموزش عالی و... اینها هم باید کاملا تابع  این مرجع باشند.

باید به تعداد سازمانها، ادارات، وزارت خانه ها و...یک مرجع متخصص باشد. مثلاً در وزارت نفت ، وزارت ارشاد، وزارت نیرو وسایر وزارت خانه ها مرجعی باشد که در امور مربوط به آن وزارتخانه نظر دهد. ما باید به این سمت برویم که مفهوم مرجعیت سرجای خودش، ولی مصداقهایش را درست کنیم. تا حالا اقتضاء می کرد مرجعیت به شکل سنتی باشد، این مرجعیت انقلاب را درست کرد، اما دیگر نمی تواند نظام اسلامی را درست بکند. مگرهمین مسجدها نبودند که انقلاب کردند، اما نظام چی ؟ تمدن چی ؟

ما وقتی می گوییم بیایید مسجد را حاکم کرده و محور قرار بدهید و امام جماعت مثل امام علی (علیه السلام) مدیر جامعه شود، قبول نمی کنند. می گویند همین مسجدها انقلاب کردند، دیگر شما خرابش نکنید، این اولین گیر است، ما باید بیاییم طرز تفکرها رو اصلاح بکنیم. تا مثلاً چیزی میگوییم، میگویند شما دارید به مرجعیت توهین می کنید، میگویند شما دارید به مرجعیت سنتی توهین می کنید، درحالی که ما توهین نمیکنیم، فقط میگوییم، این مرجعیت سنتی یک زمانی کارکردی داشت ولی این مرجعیت با همین عظمتش، دیگر نمی توانند بیایند تمدن بسازند. با این رساله ها و این چیزها، نمی شود. یعنی ما باید یک مرجعیت جدید متناسب با این زمان داشته باشیم وآن مرجعیت تخصصی است. آقای منتظری هم آن موقع که هنوز قبل از اینکه از صحنه خارج بشود می گفت مرجعیت تخصصی باید بشود.

 

وسائل- پس به نظر شما بایستی پا را فراتر گذاشت، و به نوعی به تعداد وزارتخانه ها، سازمان ها، رشته های موجود در علوم انسانی و سایر علوم باید مرجع تقلید داشته باشیم، درست است؟

بله، برای مثلاً بیست تا وزارتخانه، بیست تا مرجع تقلید لازم است که در زمینه همان وزارتخانه تخصص و اجتهاد داشته باشند. الآن  برعکس این مسئله اتفاق افتاده است، وزارتخانه ها خودشان می روند کارهایشان را انجام می دهند. مثلا وزارت خارجه می رود، برای خودش دانشگاه می زند، صداوسیما برای خودش دانشگاه می زند، بعد می آید مجری تربیت می کند،که به درد هم نمی خورند. ما باید در علوم انسانی نیز چنین مراجعی داشته باشیم، در روانشناسی باید داشته باشیم در اقتصاد، جامعه شناسی و علوم اجتماعی همه اینها مرجع تقلید می خواهند. البته ما علم نافع می خواهیم، ملاک نافع بودن هم حکومت است. اخیرا آقای ولایتی می گفت ما میخواهیم بعضی از رشته ها را در دانشگاه آزاد حذف بکنیم، چون به درد نمی خورد. دقیقا مثل حرف ما که میگوییم، علم سودمند، ملاک بدردخوری هم حکومت است. یعنی دولت، جامعه و تمدن هر چه از ما خواستند ما باید براساس آن ساختار پیدا بکنیم. مانند اینکه وقتی می گویند، جامعه غذای آماده دوست دارد، سریع رستورانهای فست فوود زیاد می شوند. ما هم باید مثل آنها باشیم، ببینیم که الآن حکومت به چه چیز نیاز دارد، طبق آن جلو برویم، مثلاً نیاز دارد به اینکه مشکل هنرش برطرف بشود، باید ورود پیدا کنیم و...

پس خلاصه فقه حکومتی مبتنی بر پایه های فقه سنتی و فردی است منتها برخلاف فقه فردی که مزاحم تمدن اسلامی است یک فقه تمدن ساز است مقدمه برای تمدن اسلامی است ./ف


کد خبرنگار : 38


ارسال به:         whatsapp telegram  

ارسال نظر




chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.