آیت الله کعبی/ تحلیل مبانی قانون اساسی
کد خبر : 7513
چهارشنبه 04 بهمن 1396 - 15:50

تحلیل مبانی اصول قانون اساسی، آیت الله کعبی مطرح کرد/ اصل دهم (بخش 1)

وظایف دولت در قبال نهاد خانواده

وسائل ـ از آنجا که خانواده واحد بنیادی جامعه اسلامی است همه قوانین و مقررات و برنامه ریزی های مربوط باید در جهت آسان کردن تشکیل خانواده، پاسداری از قداست آن و استواری روابط خانوادگی بر پایه حقوق و اخلاق اسلامی باشد.

وظایف دولت در قبال نهاد خانواده

به گزارش سرویس حقوق پایگاه تخصصی فقه حکومتی وسائل، خانواده از ارکان اساسی و بنیادین جامعه و اولین شالوده ی حیات جمعی است و موجب استمرار و بقای نوع بشر می شود و وظایف متعددی مانند فعالیت های اقتصادی، تربیتی و اجتماعی را بر عهده دارد.

اهمیت خانواده و محوریت آن در شکل گیری زندگی اجتماعی بشر همواره به گونه ای بوده است که هیچ یک از مکاتب سیاسی، اجتماعی، فلسفی و نیز بنیادهای فکری از پرداختن بدان دریغ نورزیده اند و در هیچ عصری انسان از اندیشیدن در اصول و قواعد و نحوه ی استحکام بخشیدن به ارکانش بی نیاز نبوده است. 

 

مقدمه

خانواده در طی تاریخ بشر کارکردهای متفاوت و گوناگونی داشته است؛ از کارکردهای مهم خانواده در عرصه ی اجتماعی انتقال ارزش ها، هنجارها و میراث فرهنگی جامعه است. خانواده در زمره ی عمومی ترین سازمان های اجتماعی است و براساس ازدواج دو جنس مخالف شکل می گیرد و کارکردهای گوناگون اجتماعی حقوقی، روانی، اقتصادی، تربیتی و... دارد.

از جمله کارکردهای خانواده، کارکرد اجتماعی آن است؛ در این مورد باید گفت به لحاظ اجتماعی چنانچه فردی تحت صیانت و تربیت همه جانبه ی محیط خانواده قرار گیرد، این مهم خدمتی بزرگ به شمار می رود و آن شخص در زندگی مستقل خود در آینده ـ که طبعاً خارج از خانه شکل می گیرد ـ از هر گونه خطری اعم از خطرهای اعتقادی، اخلاقی، فرهنگی، اجتماعی و غیره در مصونیت قرار خواهد گرفت. همچنین تشکیل نهاد خانواده ضمن اینکه موجب آسایش و آرامش انسان و موجب دلبستگی بیشتر به حیات اجتماعی خواهد شد، موجب می شود رابطه ی جنسی و توالد و تناسل در آن منظم و براساس صحیح استوار باشد؛ در غیر این صورت جامعه ای که رابطه ی جنسی در آن آزاد و بی بندوبار باشد، با فساد و تباهی دست به گریبان خواهد بود.

علاوه بر کارکرد اجتماعی، اهمیت نهاد خانواده را می توان از ابعاد و زوایای مختلف دیگر نیز واکاوی کرد؛ به لحاظ سیاسی خانواده در حفظ و گسترش قدرت ملی نقش مؤثری ایفا می‌کند، به طوری که رابطه ی نزدیک و تنگاتنگی بین هویت ملی، قدرت ملی و خانواده وجود دارد و سستی و تباهی خانواده ها انحطاط جامعه و ملت را در پی خواهد داشت. در این زمینه ژوسران دانشمند بزرگ فرانسوی می گوید: تاریخ به ما میآموزد که تواناترین ملت ها مللی بوده اند که خانواده در آن ها قویترین سازمان را داشته است و نیز تاریخ از سستی روابط خانوادگی در دوره های انحطاط خبر می دهد. به طور معمول در کانون خانوادگی است که نخستین آثار بدی و انحطاط پدید می آید، پیش از آنکه در سازمان گسترده تر و تواناتر دولت ظاهر شود.

به لحاظ مسائل تربیتی، خانواده از موضوعات مهم و حساسی است که با زندگی تمام مردم و سرنوشت آنان ارتباط تنگاتنگی دارد و هرگز نمی توان آن را در ردیف قضایای ثانویه و غیرضرور قرار داد. خانواده نخستین و مهمترین نهاد تربیتی است که انسان را تحت تأثیر قرار داده و شاکله ی تربیتی وی را سامان می دهد و از روشن ترین، جلوه گاه های رحمت و مودت است که به دلیل مناسبات و روابط ویژه ی عاطفی پایدارترین تأثیرات روحی، اخلاقی و رفتاری را در ساختار تربیتی انسان به جای می گذارد. علاوه بر این، براساس تعالیم اسلامی می توان ریشه ی عدالت اجتماعی و کارایی و مسئولیت پذیری در جامعه را در روش های تربیتی که در خانه شکل گرفته است دانست؛ به طوری که مسئله ی روش های تربیتی در واگذاری مسئولیت های اجتماعی همواره مورد توجه عمیق بزرگان دین بوده است.  

خانواده در زمینه ی اقتصادی نیز نقش مهمی در طول تاریخ ایفا کرده است، به طوری که در قدیم واحدهای کشاورزی، بازرگانی و صنایع دستی از اعضای خانواده تشکیل می شدند و بدین سان خانواده نقش خود را در گرداندن اقتصاد جامعه ایفا می کرد و امروزه نیز با وجود تشکیل بنگاه های اقتصادی بزرگ، ارزش خود را در این  زمینه به طور کامل از دست نداده است.

توجه به اهمیت و جایگاه نهاد خانواده در اسناد و قوانین بین المللی نیز اهمیت میثاق بین المللی حقوق مدنی سیاسی، خانواده عنصر طبیعی و اساسی جامعه است. در ماده ی 16 اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز ضمن بیان لزوم تشکیل خانواده و حمایت از آن، ازدواج و تشکیل خانواده حق مسلم همه ی انسان ها بدون هر گونه محدودیت به واسطه ی نژاد، مذهب و... دانسته شده و بر تقویت و حمایت از آن ـ به عنوان نهادی که سنگ بنای هر جامعه است ـ به طرق مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و حقوقی تأکید شده است.

افزون بر اسناد و حقوق بین المللی، در حقوق داخلی نیز خانواده اهمیت و جایگاه رفیعی دارد و علاوه بر حقوق خصوصی، منافع و کارکردهای فراوان خانواده در عرصه های اجتماعی سبب شده است خانواده به عنوان یکی از موضوعات اصلی حقوق ـ بر خلاف سایر نظام های حقوقی- مطرح باشد.

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اساسی، با تأکید بر اهمیت جایگاه نهاد خانواده و نقش ویژه ی آن، از خانواده به عنوان واحد بنیادی جامعه ی اسلامی یاد کرده است. مقدمه ی قانون اساسی در این خصوص بیان می دارد: ((خانواده واحد بنیادین جامعه و کانون اصلی رشد و تعالی انسان است و توافق عقیدتی و آرمانی در تشکیل خانواده که زمینه ساز اصلی حرکت تکاملی رشد یابنده ی انسان است اصل اساسی بوده و فراهم کردن امکانات جهت نیل به این مقصود از وظایف حکومت اسلامی است، زن در چنین برداشتی از واحد خانواده، از حالت «شیء بودن» و یا «ابزار کار بودن» در خدمت اشاعه ی مصرف زدگی و استثمار، خارج شده و ضمن باز یافتن وظیفه ی خطیر و پرارج مادری در پرورش انسان های مکتبی پیش آهنگ و خود همرزم مردان در میدان های فعال حیات می باشد و در نتیجه پذیرای مسؤولیتی خطیرتر و در دیدگاه اسلامی برخوردار از ارزش و کرامتی والاتر خواهد بود)).

با توجه به اهمیت فوق العاده ی ازدواج و تشکیل خانواده در ابعاد مختلف سیاسی اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و غیره و همچنین اهتمام ویژه ی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اصل 10 به این مسئله، در ادامه مبانی نظری تشکیل خانواده در دین مبین اسلام بررسی می شود.

مبحث اول: مفهوم خانواده و جایگاه آن در اندیشه ی اسلامی 

خانواده در زبان فارسی به معنای اهل خانه، اهل البیت، خاندان و تیره و مجموعه افراد دارای پیوند سببی که در زیر یک سقف زندگی می کنند آمده است. مترادف واژه ی خانواده در زبان عربی « الاسره» است که این واژه در معانی متفاوتی بیان شده است؛ این منظور در معنای این واژه، خانواده را سپر آهنین و برای مرد نیروی مطمئن معنا کرده است: «خانواده همان عشیره و خاندان او است، زیرا که با ایشان قدرتمند می شود»

از واژگان مترادف دیگر خانواده در زبان عرب می توان به عائله، عشیره، اهل، اهل بیت، قبیله و آل اشاره کرد. در قرآن کریم نیز واژه ی خانواده استعمال شده است؛ نزدیکترین واژه ی قرآنی برای خانواده «اهل» است که به صورت مضاف برای خاندان حضرت ابراهیم(ع) و خاندان پیامبر اسلام(ص) به کار رفته است. 

در کتاب های فقهی به واژه ی خانوده اشاره نشده، ولی برخی مباحث فقهی مربوط به خانواده در کتاب های فقهی ذیل باب «نکاح» مطرح شده است؛ چراکه مقدمات شرعی تشکیل خانواده در اندیشه ی اسلامی در کتاب نکاح و ازدواج مورد بحث قرار گرفته است و فقها مبتنی بر روایات به اهمیت نکاح و تشکیل خانواده اشاره کرده اند.

فقها نکاح را عبارت از عقد تزوج میان زن و مرد به کار برده اند که در مواردی نیز به معنای نزدیکی و وطی استعمال شده است. همچنین در تعریف دیگری از نکاح آمده است: «نکاح عبارت است از اعتبار علقه زوجیت در ذهن که با مظهر خارجی ابراز شده است و به لحاظ حقوقی نکاح چنین تعریف شده است: «نکاح قراردادی است که به موجب آن زن و مرد در زندگی با یکدیگر متحد شده، خانواده ای تشکیل می دهند».

در ادبیات حقوقی می توان مفهوم خانواده را در دو سطح عام و خاص مطالعه کرد؛ خانواده به معنی عام، یا خانواده ی گسترده عبارت از گروهی است مرکب از شخص و خویشان و همسر او، گروهی که از یکدیگر ارث می برند. مواد 862 و 1032 قانون مدنی که طبقات اقربای سببی را بیان می‌کند، ناظر بر اعضای خانواده بدین معناست. خانواده به معنی خاص یا خانواده ی هسته ای، عبارت از زن و شوهر و فرزندان تحت سرپرستی آن هاست. که معمولاً با هم زندگی می کنند و تحت ریاست شوهر و پدر هستند.

البته باید گفت حقوقدانان تعاریف دیگری از خانواده ارائه کرده اند، به طوری که بعضی گفته اند: «خانواده عبارت است از: یک واحد اجتماعی که از ازدواج یک زن و یک مرد به وجود می آید و فرزندان حاصل از آن ازدواج، آن را تکمیل می نمایند». بعضی دیگر چنین تعریف کرده اند: «خانواده گروهی است که به دلیل قرابت یا زوجیت، همبستگی حقوقی و اجتماعی یافته و تحت رهبری و ریاست مقامی قرار گرفته است.

سازمان ملل متحد نیز در آمار جمعیتی خود در سال 1994 خانواده را چنین تعریف می کند: «خانواده یا خانوار به گروه دو یا چند نفره ای اطلاق می شود که با هم زندگی می کنند؛ درآمد مشترک برای غذا و دیگر ضروریات زندگی دارند و از طریق خون، فرزندخواندگی یا ازدواج، با هم نسبت دارند؛ در یک خانواده ممکن است یا چند خانواده زندگی کنند، تمام خانوارها، هم خانواده نیستند.

نظام حقوقی اسلام به عنوان مکتبی انسان ساز، بیشترین عنایت را به تکریم، تنزیه و تعالی خانواده دارد و این نهاد مقدس را کانون تربیت، مهد مودت و رحمت دانسته و قوانین جامعی را در این زمینه وضع کرده است. دستیابی به اهداف والای اسلام و حفظ و حراست دقیق و مستمر آن ها، نیازمند توجه جدی به خانواده و پیاده کردن قوانین مربوط به خانواده در اسلام است و ضروری است همه ی برنامه ریزی ها و سیاست گذاری ها در تمام سطوح، حق مدارانه و الهام گرفته از نگرش توحیدی و در راستای تعالی و مصالح خانواده باشد.

در اندیشه ی اسلامی با اصل و محور قرار دادن کانون خانوادگی، جامعه سازی از این واحد کوچک ولی بنیادین آغاز می شود و در خصوص نحوه ی شکل گیری خانواده و خصایص آن در مراحل مختلف پیش از ازدواج و پس از تشکیل خانواده و ولادت فرزندان نقش عمده ای را در جهت تحولات بنیادین جامعه ایفا می‌کند.

عظمت و اهمیت ازدواج و تشکیل خانواده از دیدگاه قرآن به حدی است که در بینش الهی نباید زنی بی شوهر و مردی بی زن بماند یا در آیه ی دیگر زن و مرد را نسبت به یکدیگر پوششی قرار داده است که از لحاظ معنوی و حیات انسانی از بروز بسیاری از بدی ها و زشتی ها در جامعه جلوگیری کرده و حیثیت و شرف و دین و معنویت یکدیگر را حفظ می کنند.

علاوه بر قرآن کریم در روایات و کلمات گهربار اهل بیت(ع) نیز در مورد اهمیت ازدواج، بسیار سخن به میان آمده است. اهمیت ازدواج و تشکیل خانواده در لسان روایات به حدی است که به عنوان سنت پیامبر(ص) بالاترین فایده بعد از اسلام، سبب ازدیاد رزق و روزی، موجب سعادت مرد و حافظ دین الهی شناخته شده است.

در تعالیم اسلامی علاوه بر بیان اهمیت و عظمت ازدواج و تشکیل خانواده، و در قرآن کریم و روایات به طور فراوان به اهداف و فلسفه ی ازدواج و تشکیل خانواده اشاره شده است؛ از مهمترین اهداف و فلسفه ی ازدواج و تشکیل خانواده که در قرآن کریم بدان اشاره شده است، تسکین و آرامش و زندگی محبت آمیز زن و مرد که در قرآن کریم از آن به عنوان رحمت یاد شده ازدیاد و بقای نسل، عفت، پاکدامنی و ... است.

با توجه اهمیت فوق العاده و جایگاه رفیع ازدواج و تشکیل خانواده در تعالیم اسلامی و منافع بی شمار آن در آیات و روایات که به آن اشاره شد، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل مجزایی را به این موضوع اختصاص داده است تا این موضوع اساسی در حقوق موضوعه مورد توجه قرار گیرد و سایر قوانین و مقررات براساس این اصل تدوین شود. از این رو می توان گفت این اصل بر بسیاری از قوانین و مقررات حاکم است و نباید هیچ قانون و مقرراتی برخلاف اصل 10 قانون اساسی وضع شود و چنانچه قوانینی نیز بر خلاف آن وضع شده باشد، لازم است بازنگری شود.

 

مبحث دوم: وظایف دولت در قبال نهاد خانواده

چنانکه اشاره شد خانواده از نهادهای اساسی و حیاتی جامعه است؛ در توضیح بیشتر باید گفت بنیادی بودن خانواده، ثابت بودن، مقدس بودن، فرازمانی و مکانی بودن خانواده، برتر بودن و متفاوت بودن تشکیل خانواده، سبب شده است که در نظام حقوقی برخی کشورها، ازدواج و تشکیل خانواده از موضوعاتی که صرفاً باید در حقوق خصوصی به آن پرداخته شود، خارج شده، و به دلیل منفعت عمومی فوق العاده ی آن ـ که در قسمت قبل به آن اشاره شد ـ به موضوعی اساسی درآید که در حوزه ی مسائل حقوق عمومی قرار گیرد و دولت ها را ـ بدون آن که بحث جایگزینی دولت به جای خانواده مطرح شود ـ ملزم و موظف به اقدامات حقوقی در راستای تشکیل خانواده و صیانت از حریم آن کند.

در این زمینه صاحب نظران و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران از این واقعیت غافل نمانده و دولت را موظف به اقدامات حقوقی مرتبط با خانواده کرده اند. پاسداری از قداست خانواده، استواری و استحکام بخشی خانواده و حمایت از نهاد خانواده، از جمله وظایفی است که دولت ملزم به تحقق آن می باشد.


منبع : پژوهشکده شورای نگهبان


ارسال به:         whatsapp telegram  

ارسال نظر




chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.