استاد محسن غرویان
کد خبر : 7324
یکشنبه 17 دي 1396 - 11:54

درس خارج فقه اصلاح ژنتیک (فقه تراریختگی)حجت الاسلام محسن غرویان / جلسه 2

جایگاه موضوع شناسی در عرصه تفقه

وسائل ـ حجت الاسلام غرویان در دومین جلسه درس فقه تراریخته گفت: در ابتداء بحث ها همیشه باید موضوع شناسی کنیم، چون می خواهیم درباره اصلاح ژنتیک بحث کنیم باید خود ژن را بشناسیم این که می گویند فقیه کاری به موضوع ندارد این حرف درستی نیست تا ما موضوع را دقیقا نشناسیم حکمش را هم نمی توانیم بشناسیم بنابر این فقیه در خیلی از مسائل باید موضوع شناس هم باشد.

جایگاه موضوع شناسی در عرصه تفقه

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی وسائل، حجت الاسلام محسن غرویان در جلسه دوم از درس فقه اصلاح ژنتیک (فقه تراریختگی) که در مورخ 24/آبان/95 برگزار گردید، بحث هایی را در فقه مسائل مستحدثه ، مسائل جدید و موضوعات جدید فقهی  که امروزه در جهان ما و دنیای جدید مطرح می شود و یک نوع اصطکاکی با مسائل دینی و مسائل فقهی پیدا می کند و نیز از ما می خواهند که حکم دینی و حکم شرعی و فقهی آن موضوع را بیان کنیم و توضیح بدهیم مطرح کرد.

وی در ادامه گفت: در ابتداء بحث ها همیشه باید موضوع شناسی کنیم، چون می خواهیم درباره اصلاح ژنتیک بحث کنیم باید خود ژن را بشناسیم این که می گویند فقیه کاری به موضوع ندارد این حرف درستی نیست تا ما موضوع را دقیقا نشناسیم حکمش را هم نمی توانیم بشناسیم بنابر این فقیه در خیلی از مسائل باید موضوع شناس هم باشد.

استاد سطوح عالی حوزه ادامه داد: در مورد ژن نوشته است که ضایع یا ژن (ضایع اصطلاح فارسی است برای ژن قرار داده است)در واقع عنصر اولیه ای است که از آن زایش صورت می گیرد و تکثیر می شود، آن موجودات اولیه نباتات، حیوانات و انسان که این ها همه موجود حیّ هستند، آن ذرات اولیه ای که در واقع زایش و زاییدن در آنها اتفاق می افتد و تکثیر می شوند به آنها می گویند ژن یا ضایع.

حجت الاسلام غرویان در تبیین بیشتر ژنتیک به بررسی نقش ژن در مشخصات موجودات پرداخت و گفت: آرایش ژنتیکی یک موجود زنده و ترکیب ژن های آن تعیین کننده مشخصات آن، مانند رنگ چشم های یک جانور یا بوی گل یک گیاه است یعنی ترکیب ژن ها را با درصد های خاصی به شکلی انجام می دهند که بوی گلی که شما در خانه تان در گلدان می کارید مثلا چنین بویی بشود.

 

وی در پایان به بررسی تاریخچه علم ژنتیک پرداخت و گفت: تاریخچه کاربرد اصلاح نباتات تقریبا همزمان با پیدایش کشاورزی است، تاریخچه کاربرد اصلاح نباتات تقریبا همزمان با پیدایش کشاورزی است، ما یک علمی داریم بنام علم کشاورزی چه بکاریم و چه درو کنیم و چه بخوریم؟ حالا می گویند اصلاح ژنتیک علم ژنتیک، بیوتکنولوژی این در حقیقت تاریخچه اش کشاورزی است

 

 

اهم مباحث استاد غرویان به شرح زیر می باشد:

قرار بر این شد که بحث هایی را در فقه مسائل مستحدثه و مسائل جدید و موضوعات جدید فقهی مطرح بکنیم که امروزه در جهان ما و دنیای جدید مطرح می شود و یک نوع اصطکاکی با مسائل دینی و مسائل فقهی پیدا می کند و از ما می خواهند که حکم دینی و حکم شرعی و فقهی آن موضوع را بیان کنیم و توضیح بدهیم. این مسائل در حوزه بسیار کم مطرح می شود و جا دارد که در یک گوشه ای این بحث ها را مطرح بکنیم و از یک زاویه ای آغاز بکنیم و ان شاءالله به مرور این بحث های فقهی جدید و فقه مضاف گسترش پیدا بکند. فقه جدید هم منظور این نیست که اساس فقه باید عوض بشود، موضوعات جدید است که باید اینها با قواعد فقهی و پایه های اصولی اینها را تطبیق بدهیم ،خب یک جلسه در باب فقه اصلاح ژنتیک صحبت کردیم و در این جلسه می خواهیم دنباله جلسه قبل را پی بگیریم.

 

 

در ابتداء بحث ها همیشه باید موضوع شناسی کنیم بنده یک مطلبی را راجع به خود اصطلاح ژن می خواهم بخوانم در ویکی پدیا (دانش نامه آزاد) ژن را این چنین تعریف کرده است چون می خواهیم اصلاح ژنتیک بحث کنیم باید خود ژن را بشناسیم .

 

این که می گویند فقیه کاری به موضوع ندارد این حرف درستی نیست تا ما موضوع را دقیقا نشناسیم حکمش را هم نمی توانیم بشناسیم بنابر این فقیه در خیلی از مسائل باید موضوع شناس هم باشد و الا ما موضوع را نشناسیم بعد یک حکمی را بدهیم این کارشناس آن فن می گوید که شما برای مثال ژن را چه فرض کرده اید؟ موجود زنده است یا غیر زنده؟ بگوییم که ما کاری به موضوع شناسی نداریم، می گوید خب وقتی موضوع را نمی شناسید شما حکمش را هم نمی توانید بیان بکنید، ما در خیلی از احکام فقهی موضوع شناسی هم می کنیم فقها موضوع را هم بیان می کنند مثلا در عبادیات شما تعریف صلات را از کجا می گیرید؟ از غیر فقیه می روید می پرسید؟ صلات چیست؟ بعد حکمش را بیان می کنید؟ خیر خود فقیه باید صلات را هم تعریف بکند، در خیلی از این موضوعات جدید هم فقیه که می خواهد حکم جدید بیان بکند باید موضوع شناس دقیقی هم باشد، حالا بله همه ابعاد علمی ژن را ممکن است نیازی نباشد فقیه برود یاد بگیرد آن در رشته تخصصی ژنتیک متخصصش می رود همه جزئیات را، فرمول ترکیبات و امثال آن را می خواند ولی به میزان دایره آن حکم شرعی و دینی که فقیه می خواهد بیان بکند باید به همان میزان اطلاعات موضوع شناختی هم داشته باشد.

 

 

در مورد ژن نوشته است که ضایع یا ژن (ضایع اصطلاح فارسی است برای ژن قرار داده است) این هم می خواهند بگویند که این ژن ها در نباتات، حیوانات و انسان آن در واقع عنصر اولیه ای است که از آن زایش صورت می گیرد و تکثیر می شود آن موجودات اولیه نباتات، حیوانات و انسان که این ها همه موجود حیّ هستند، آن ذرات اولیه ای که در واقع زایش و زاییدن در آنها اتفاق می افتد و تکثیر می شوند به آنها می گویند ژن یا ضایع.

واحد مولوکولی وراثت از یک ارگانیسم زنده است، ارگانیسم زنده یعنی یک موجود طبیعی حیّ، سنگ ارگانیسم زنده نیست حیات ندارد، این بحث خیلی مهم است که ما در بحث اصلاح ژنتیک  و انتقال ژن ها باید ببینیم آنی که منتقل می شود موجود زنده است یا غیر زنده، بنده دیروز شیراز بودم در جمع حدود 80 نفر استاد دانشگاه ها از 5 استان هرکدام استاد یک رشته علمی بودند یک خانم دکتری آنجا دکترای ژنتیک داشتند همین بحث آنجا پیش آمد و در مورد زنی که بدون اطلاع شوهرش می رود از بانک ژن می گوید به من اسپرم بدهید و بعد اسپرم به او می دهند و در رحم او بچه ای درست می شود و این بچه وقتی که متولد می شود اسپرمش برای یک مرد دیگری غیر از شوهرش است یعنی از بانک ژن خریده این را و حالا بچه دار شده است این اسپرم یک بچه ای درست شده است که نصفش متعلق به مادر و نصفش متعلق به این نیست

می پرسید که آیا این بچه، بچه‌ی این زن حساب می شود به حساب 50 درصدش یا خیر؟

از این زن ارث می برد یا خیر؟

نسبت به شوهرش چه حکمی دارد این بچه ای که متولد می شود؟

خب این شوهر در اینجا هیچ کاره است و اسپرم او نیست و حکم شرعی اش چیست؟ و اصلا این کار حلال است یا حرام است جایز است یا غیر جایز است؟ اصل این که این زن برود بانک ژن اسپرم بخرد و بگوید به من تزریق کنید و میخواهم بچه دار بشوم و الا زندگی ام از هم می پاشد، با شوهرم دعوایم شده است و شوهرم گفته که تو بچه دار نمی شوی من به شوهرم می گویم تو بچه دار نمی شوی او قبول نمی کند حرف من را و من مجبور شدم پنهانی در خفا بیایم در بانک ژن اسپرم بخرم و ببرم تزریق کنم و بچه دار بشوم و زندگیم هم از هم نپاشد خانواده ام از هم نباشد و شوهرم من را طلاق ندهد و کلی از این مسائل.

 

 

خب اینها را می پرسند حالا می خواهیم حکم شرعی را بیان بکنیم باید بدانیم که این ژن ها موجود زنده هستند یا نه؟ مثلا می گوییم لمس و نظر که بین اجنبی و اجنبیه حرام است، برفرض هم که لمس و نظر در اینجا صورت نگرفته اما اسپرم یعنی یک موجود زنده ای از یک مرد اجنبی با رحم یک زن اجبیه تماس گرفته، یعنی تماس بر قرار شده است آیا این هم حرام است؟ این ها بحث های فقهی است که مترتب بر این موضوع شناسی است.

ضایع یا ژن واحد مولوکولی وراثت از یک ارگانیسم زنده است و ارگانیسم هم یعنی یک ساخت و ریخت طبیعی، وقتی می گویند یک موجودی ارگانیک است یعنی طبیعی است و دستکاری نشده و دست بشر در آن تصرف نکرده، مانند لوبیای ارگانیک، هندوانه ارگانیک، ارگانیک یعنی طبیعی، ارگانیسم زنده یعنی یک موجود طبیعی زنده، اکثر صفات بیولوژیکی؛ ترکیبی از اقدامات بسیاری از ژن ها هستند، صفات بیولوژیکی یعنی مثلا رنگ چشم و پوست که افراد حیوانات و یا حتی نباتات پیدا می کنند اینها در اثر ترکیب ژن هاست که ژن ها با درصد های مختلف در آزمایشگاه ترکیب می شوند و بعد حاصلش می شود رنگ چشم آبی رنگ چشم سبز الآن این کارها را دارند انجام می دهند و افراد می روند از بانک ژن درخواست می کنند مثلا ژن هایی به ما بدهید یا ترکیباتی انجام بدهید که رنگ چشم بچه ما بشود قهوه ای موهای سرش بشود زرد بقول امروزی ها بلوند بشود.

 

 

این را ویکی پدیا گفته است که : آرایش ژنتیکی یک موجود زنده و ترکیب ژن های آن؛ تعیین کننده مشخصات آن مانند رنگ چشم های یک جانور یا بوی گل یک گیاه است یعنی ترکیب ژن ها را با درصد های  خاصی به شکلی انجام می دهند که بوی گلی که شما در خانه تان در گلدان می کارید مثلا چنین بویی بشود بوی گل یک گیاه است یعنی تعیین کننده اینها است.

بیشتر ژن ها اطلاعات مربوط به ساخت پروتئین ها را در بر دارند، این پروتئین که ما می گوییم یعنی مواد لازم برای تغذیه مثلا گوشت پروتئین دارد مثلا لوبیا پروتئین دارد  حالا تغذیه نباتات باشه یه دامها یا انسان، اطلاعات مربوط به ساخت پروتئین ها در ژن ها است یعنی ژن ها را آزمایش می کنند از یک گیاه یا حیوان یا انسان ببینند مشتمل بر چه پروتئین هایی است و چه آثاری دارد مثلا قوه جنسی را در مرد تقویت می کند یا تضعیف می کند، قوه جنسی را در زن تقویت می کند یا تضعیف می کند، نوع پروتئین ها اطلاعاتش در ژن ها محفوظ است و معمولا در توالی های مولکول (دی ان ای) ذخیره می شوند و الآن این دی ان ای که معروف شده آزمایشاتی می گیرند و اطلاعات را با این طریق در ژن بدست می آورند مثلا یک فردی کشته شده و یک فردی قاتل مظنون است مشکوک است باید برویم مثلا بدست بیاوریم رد خون پاشیده شده به دیوار آن را آزمایش کنیم که همین آزمایش دی ان ای می گویند از این طریق بفهمیم این ژن های مشابهت دارد یا ندارد با آن قاتل و امثال اینها.

 

 

ژن های برخی ویروس ها بصورت (آر ان ای) ذخیره می شود، حالا اینها اصطلاحاتی است که متخصصین این فن بکار می برند.

برای اینکه یک ژن بتواند اثر خود را نمایان سازد باید ابتدا به پروتئین  ترجمه شود یعنی نوع پروتئینش باید مشخص بشود تا آن ژن بتواند اثر خودش را نشان بدهد؛ ترجمه ژن ها با واسطه های ماکرو مولوکول های دیگری به نام ( آر ان ای) انجام می شود، وجود واحد ارثی گسسته برای اولین بار توسط گرگور مندل در سال 1822 تا 1884 مطرح شده است.

یک مطلب دیگر هم در رابطه با ژن عرض کنم:

پژوهش های جدید معلوم کرده افردی که قدشان کوتاه تر باشد طولانی تر از دیگران عمر می کنند لذا خیلی به فکر قد بلند نباشید این پدیده مربوط به آل الژنتیک نوعی ژن که در محل خاص در کروموزوم قرار دارد (اصطلاح کروموزوم هم باز دقیق ترش را مطالعه کنید، ژن ها ظاهرا از کروموزوم ها تشکیل می شود) که به نام ژن طول عمر شناخته شده که باعث رشد محدود می شود، سال ها پیش گروهی از پژوهش گران نوعی بوته گوجه فرنگی تولید کردند که دارای ژن مربوط به صفت مقاومت در برابر سرما بود. مثلا گوجه فرنگی را در مقابل سرما مقاومش می کنند یا گوجه را کاری می کنند که خیلی صاف و زیبا در بیاید، رنگش مثلا قرمزش یک قرمز قشنگی بشود و از این کارها در اصلاح ژنتیک انجام می دهند. این ژن از نوعی ماهی آب سرد بدست آمده بود، ببینید ژن ماهی در آب سرد را به گوجه فرنگی منتقل می کنند که گوجه فرنگی هم در سرما مقاومت کند و گوجه فرنگی هایی که به این طریق بدست آمده بودند مقاومت بیشتری در برابر سرما داشتند،.

 

در ژانویه 2013 پژوهشگران آمریکایی گزارش دادند ژنی که عامل ویژگی ها و صفات شخصیتی افراد است با طول عمر شخص نیز در ارتباط است یعنی ژن ها  با طول عمر افراد هم ارتباط دارند و صفات شخصیتی افراد را هم مشخص می کنند یعنی مثلا یک آدم خجالتی است یا یک آدم پر رو و جسوری است آن وقت دقت بفرمایید که چقدر جالب است بعد نتیجه می گیرند که آدم های خجالتی طول عمرشان  از آدم های جسور بیشتر است صفات شخصیتی که مربوط به روح و روان می شود با طول عمر که مربوط به تن و جسم می شود این ارتباط را دارد، الآن علمی داریم در دنیا به نام سایکو سمتیک، علم روان تنی ، روابط بین روان، روح و جسم را بررسی می کنند چه آثاری از جسم می تواند منتقل بشود به روح و چه آثاری از روح به جسم منتقل می شود؛ بنده خودم معتقدم که فقه ما اگر بخواهد دقیق باشد از علم عقب نماند و ما از دنیای علم عقب نیفتیم و بشر به فقه ما توجه کند باید ما این مطالعات جدید علمی را همیشه داشته باشیم و الا فقه از کاروان علم عقب می افتد نتیجه اش این می شود، می گویند این حرف هایی که شما می گویید به درد بشر امروز نمی خورد بخاطر این که شما اطلاع ندارید شما جزئیات را نمی دانید و این احکامی که می گویید به درد علومات علمی جدید بشر نمی خورد، شما وقتی موضوع را درست نمی شناسید چه می خواهید بگویید؟ بنابر این ما اینگونه بحث ها و اینگونه مطالعات را باید حتما در حوزه داشته باشیم حالا به اندازه خودمان باید اطلاعات داشته باشیم نمی گویم ما مثلا این درس های حوزوی خودمان را کلاً بگذاریم کنار برویم مطالعات علمی دانشگاهی بکنیم ولی در آن محدوده ای که ما می خواهیم یک حکم شرعی بدهیم باید یک سری اطلاعات پیرامونی دور و بر آن موضوع را بدانیم، یکی از مراجع نجف وقتی آمدند به او گفتند که حکم لقاح مصنوعی چیست؟ گفت اول یک متخصص را بیاورید برای من درس بدهد من  قشنگ آن موضوع را بشناسم بعد حکمش را بیان بکنم، بدون اطلاع که نمی شود.

 

 

یکی از سؤالات شش گانه ای که بنده در جلسه قبل مطرح کردم این بود که (ما هو تاریخ هذا العلم؟ ) یعنی تاریخچه این بحث اصلاح ژنتیک، تغییر ژنتیک، مهندسی ژنتیک، بیوتکنولوژی این تاریخچه اش از کی است و این بحث ها از کی شروع شده است؟ چون هر علمی یک تاریخچه ای دارد.

تاریخچه کاربرد اصلاح نباتات تقریبا همزمان با پیدایش کشاورزی است، ما یک علمی داریم بنام علم کشاورزی چه بکاریم و چه درو کنیم و چه بخوریم؟ حالا می گویند اصلاح ژنتیک علم ژنتیک، بیوتکنولوژی این در حقیقت تاریخچه اش کشاورزی است چرا؟ به این ها بحث های بینا رشته ای می گویند یعنی بین ژنتیک و کشاورزی چه نوع رابطه ای برقرار است.

زمانی که انسان های اولیه برای تأمین غذای خود دانه های درشت تر یا با رنگ مطلوب تر راا انتخاب کردند مثلا لوبیا درشت تر یا گندم درشت تر، می کاشتند گندم ها به عمل می آمدند بعضی ها درشت تر بودند بعضی ها ریز تر بودند و می رفتند آن درشت تر هایش را که مرغوب بود آنها را انتخاب می کردند و نگه می داشتند سال بعد از آن درشت تر ها می کاشتند، این در حقیقت یک نوع اصلاح ژنتیک یا تغییر و مهندسی ژنتیک است؛ و در سال بعد دانه های با کیفیت را می کاشتند یعنی پس بشر از همان ابتدا دنبال کیفیت بهتر محصولات کشاورزی بوده انتخاب می کرده بعضی ها را از چرخه تولید حذف می کرد بعضی ها را نگه می داشت در واقع همان زمان بود که اصلاح نباتات آغاز شد در علم و هنر اصلاح نباتات، بعضی ها می گویند این کار یک هنر است بعضی ها می گویند یک علم است.

 

 

فرق بین علم و هنر چیست؟

هنر بیشتر ناظر به همان جنبه عملی است، علم بیشتر ناظر به جنبه نظری مطلب است.

حال بگوییم این علم یا هنر است؟

بعضی ها علم ندارند مثلا  قدیمی ها هندوانه خوب را تشخیص می دهند، بعضی هنوانه فروش ها نگاه می کنند می گویند که این هندوانه رسیده است یا خیر، این یک هنر است، بعضی ها گفته اند این بحث اصلاح بذر ها و نباتات علم است و بعضی ها گفتند هنر، فرقی نمی کند از نظر ما در علم و هنر اصلاح نباتات از روش های متعددی برای بهبود کیفیت و کمیت محصول استفاده می شود، از قدیم کارهایی می کردند برای کیفیت بهتر، الآن می گویند که اثبات شیء نفی ما عدا نمی کند ما یک کارهایی می کنیم که هم کمیت هم کیفیت هردو بهتر بشود در اصلاح نباتات سنتی عمدتا والدین با صفات مطلوب انتخاب می شوند، در گذشته می آمدند و می گفتند که مثلا یک دختر و پسری می خواهند ازدواج بکنند مثلا می گفتند که این دختر قدش خیلی کوتاه است یا آن پسر قدش خیلی بلند است و بهم نمی خورند، خود همین هم یک نوع انتخاب است  این قد با آن قد نمی خواند. می ترسیم که بچه آنها اینگونه در بیاید پس این توجه به کیفیت و کمیت محصول از قدیم بوده است و  حالا در انسان ها می رفتند به سراغ والدینی که می خواهند این محصول را تولید کنند می گفتند این ها را اینگونه انتخاب بکنیم تا بچه شان چنین شکلی در بیاید، این والدین فقط در انسان نیست مثلا در خرما ها درخت خرما که باید از طریق گرده افشانی و اینها تولید مثل صورت بگیرد آنجا می رفتند این توجهات را اعمال می کردند.

 

 

در اصلاح نباتات سنتی مدتی والدین با صفاتی مطلوب انتخاب می شوند و پس از تلاقی و بررسی و آنالیز فرزندان آنها به دنبال ایجاد تنوعی هستیم تا نتایج اصلح این والدین را انتخاب کنیم و کیفیت یا کمیت محصول را بالا ببریم.

اینها توضیحات یک خانم دکتری است که متخصص این فن است، آنالیز فرزندانی یعنی چه؟ یعنی مثلا از یک قبیله‌ای شوهر بوده و از قبیله دیگری زن بوده است بعد می گفتند ببینیم این فرزندان حاصل از ازدواج این دو فرد از دو قبیله چه در می آید و  با چه مشخصاتی؟ آنالیز می کردند یعنی تجزیه و تحلیل می کردند بعد می گفتند خب از این به بعد از این سنخ ازدواج ها صورت بگیرد یا نگیرد و به این ها زن بدهیم یا ندهیم، به این ها شوهر بدهیم یا ندهیم کمیت محصول و کیفیت را بالا می بردند.

به عنوان مثال: تصور کنید یک گیاه زراعی پر محصول داریم مثلا برنج یا گندم یا هندوانه اما این گیاه ما به آفت خاصی حساس است مثلا زمین قم خربزه را آفت می زند و گیاه دیگری داریم که صفات نامطلوب زراعی متعددی دارد و در عوض به آفت مورد نظر مقاوم است، یک گندمی داریم در زمین قم به عمل می آید نسبت به آفت هایش مقاوم است ولی کم محصول است و کمیتش زیاد نیست خیلی به عمل نمی آید ولی یک گندمی داریم پر محصول است نوع گندم گونه ای است که در خاک قم به عمل می آید ولی آفت می زند و مقاوم به آفت نیست به شوری زمین قم مقاومت ندارد، در اصلاح نباتات سنتی این دو گیاه را تلاقی می دهند تا صفت مطلوب مقاومت به آفت، به گیاه زراعی با ارزش پر محصول ما منتقل شود یعنی صفت مقاومت به آفت را از یک گندم به گندم دیگر منتقل می کنند، پر واضح است که نتایج این تلاقی نیمی از ماده ژنتیکی خود را از والد مادری و نیمی دیگر را از والد پدری دریافت می کند و در نتیجه همراه با صفت مطلوب مقاومت به آفت یعنی صفت مقاومت به آفت پیدا می کند، صفات نامطلوب دیگر نیز به گیاه پر محصول ما منتقل می شود، حال اینجا مشکلی که هست وقتی می خواهند این صفت مقاومت را به آن گندم پر محصول منتقل بکنند آن وقت اینجا صفات دیگری هم منتقل می شود اینجا می رویم در قاعده بحث (لاضرر و لا ضراراً فی الإسلام)  یعنی بعد در بحث های آینده خواهیم گفت که حال اگر این انتقال ژن یا همان مثالی که خانم بدون اجازه شوهرش رفته اسپرم خریده از بانک ژن و به خودش تزریق کرده و بچه دار شده و اگر این اسپرمی که خریده بدون اطلاع شوهرش به خودش تزریق کرده بچه دار شده ولی اگر باعث شد موهای سرش سفید بشوند یعنی یک ضرری به زیبایی خودش زد آن وقت این از نظر فقهی چه حکمی پیدا می کند؟  آیا این ضرر موجب این می شود که شوهر به او نفقه ندهد؟ بگوید تو ضرر زدی به من یا فرض بفرمایید رغبتش به تمکین کم شد آن وقت این شوهر حق دارد ادعا کند، شکایت کند، نفقه ندهد و یا امثال این ها یعنی یک سری احکام را لوازمی به دنبال می آورد آن وقت باید برویم در قاعده (لا ضرر و لا ضراراً فی الإسلام) ببینیم اینها مصداق ضرر، اضرار، اضرار به نفس، اضرار به غیر می شود یا خیر؟ که اینها بحث های فقهی می خواهد.

 

 

در اصلاح نباتات سنتی با استفاده از تلاقی های برگشتی نتاج با والد پر محصول، سعی می شود تا حد امکان صفات نامطلوب را حذف کنند البته در علوم جدید هم سعی می کنند که عوارض نداشته باشد یعنی سعی می کنند که این انتقال اسپرم عارض هرچه کمتر بشود اما متأسفانه این حذف صفات نامطلوب صد در صد نخواهد بود یعنی به هر حال این انتقال اسپرم یک سری عوارض قهری دارد  و زمان زیادی برای تلاقی برگشتی حداقل 8 سال صرف این کار می شود، در مهندسی ژنتیک ژن کنترل کننده صفت مقاومت به آفت؛ شناسایی و در یک کاست ژنی به گیاه زراعی پر محصول منتقل می شود و مطمئن هستیم که صفات نامطلوب دیگری در گیاه زراعی ما حضور ندارند، حال اینجا بین صاحب نظران بنده مطالعه کردم اختلاف است بعضی ها می گویند شما نمی توانید جلوی ضرر را بگیرید یعنی این انتقال اسپرم آن عوارض جانبی را دارد، یک سری از ضرر هایش قهری است و شما نمی توانید جلوگیری بکنید ولی یک عده مدعی اند و می گویند نه ما می توانیم جلوی همه آن ضرر های نامطلوب جانبی را بگیریم و صرفا ان صفت مطلوب مقاومت در برابر آفت را منتقل بکنیم و بحث سر این اختلاف است همین دیروز که در شیراز بودم در جمع متخصصین و اساتید یکی گفت: در اصفهان چهل روز پیش مطب یک دکتر را بستند بخاطر اینکه این کار را انجام می داد یعنی اسپرم مرد را می گرفت و منتقل می کرد به زنی که از شوهرش باردار نمی شود  و بعد با او برخورد شد و آمدند مطبش را بستند و آن دکتر خودش مدعی است که این کار هیچ عوارض جانبی ندارد. به هر حال چنین اتفاقاتی می افتد که جنبه حقوقی و قانونی هم دارد. / آ

 


کد خبرنگار : 53


ارسال به:         whatsapp telegram  

ارسال نظر




chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.