آیت الله کعبی/جهاد
کد خبر : 6877
یکشنبه 06 اسفند 1396 - 15:36

خارج فقه جهاد/ آیت الله کعبی/ جلسه 53

جهاد نبرد با حکومت های طاغوتی است نه ملت های غیر مسلمان

وسائل- پیامبر اسلام(ص) ملت ها را مخاطب قرار نداده، بلکه حکومت ها را خطاب قرار داده است. یعنی اسلام، در دعوت به جهاد، دنبال نجات ملت ها و مقابله با حکومت های طاغوتی است. یعنی ملت ها دشمن اسلام نیستند و اسلام نیز دشمن ملت ها نیست.

امنیت اسلامی/ جهاد و دفاع

جهاد نبرد با حکومت های طاغوتی است نه ملت های غیر مسلمان

به گزارش سرویس مکتب دفاعی پایگاه اطلاع رسانی وسائل؛ آیت الله عباس کعبی، صبح چهارشنبه ، بیست و نهم دی ماه 1395 در جلسه پنجاه و سوم درس خارج فقه جهاد در موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) ، در ادامه بررسی قسم سوم جهاد( جهاد برای اقامه دین) و تبیین جهاد علیه طواغیت، نامه پیامبر گرامی اسلام به پادشاهان کشرهای همسایه را در این موضوع مورد بحث و تبیین قرار داد.

نامه های پیامبر گرامی اسلام (ص) خطاب به ملوک را ذکر می کردیم. دو نامه را قرائت کردیم.

نامه به پادشاه حبشه

نامه دیگر، به نامه آن حضرت به نجاشی، پادشاه حبشه است. حبشه دو پادشاه داشت. یکی عادل بود و پادشاه بعدی غیرعادل و طاغوتی. نامه به حبشه ملایم تر است

استاد سطح عالی حوزه علمیه قم سپس به بررسی و معنایابی جهاد طواغیت در نامه ایشان به پادشاه یمامه پرداخت.

نامه به پادشاه یمامه

نامه دیگر، به پادشاه یمامه است: «من محمد رسول الله الی حوزه بن علی سلام علی من اتبع الهدی و علی من الدینی سیظهر علی منتهی حف و الحافر فاسلم تسلم واجعل لک ما تحت یدیک». نکته جدید نامه این است که دین اسلام جهانی خواهد شد و هرجا که ثم اسبان آنجا باشند و بتوانند بتازند و شتران عبور کنند، آنجا دین من منتشر خواهد شد.

عضو عالی جامعه مدرسین حوزه علمیه نامه های پیامبر گرامی اسلام به اسقف نجران و پادشاه غصان را نیز برای تبیین نگاه خود پیرامون عنوان طواغیت در جهاد مورد اشاره قرار داد.

نامه به پادشاه غصان

رساله دیگر، به پادشاه غصان است: «بسم الله الرحمن الرحیم من محمد رسول الله الی حارث ابن ابی شمر سلام من ابتع الهدی و آمن به و صدق و انی ادعوک ان تومن بالله وحده لا شریک له یبقی ملکک»

نامه به اسقف های نجران

نامه مهم دیگر که مناسب بحث ماست، نامه به اسقف های نجران است. نجران بین یمن و جنوب سعودیه فعلی است. «بِسْمِ إِلَهِ إِبْرَاهِیمَ وَ إِسْحَاقَ وَ یَعْقُوبَ مِنْ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ إِلَى أُسْقُفِّ نَجْرَانَ وَ أَهْلِ نَجْرَانَ إِنْ أَسْلَمْتُمْ فَإِنِّی أَحْمَدُ إِلَیْکُمُ اللَّهَ إِلَهَ إِبْرَاهِیمَ وَ إِسْحَاقَ وَ یَعْقُوبَ أَمَّا بَعْدُ فَإِنِّی أَدْعُوکُمْ إِلَى عِبَادَةِ اللَّهِ مِنْ عِبَادَةِ الْعِبَادِ وَ أَدْعُوکُمْ إِلَى وَلَایَةِ اللَّهِ مِنْ وَلَایَةِ الْعِبَادِ فَإِنْ أَبَیْتُمْ فَالْجِزْیَةُ فَإِنْ أَبَیْتُمْ فَقَدْ آذَنْتُکُمْ بِحَرْبٍ وَ السَّلَامُ»

نماینده مردم استان خوزستان در مجلس خبرگان در جمع بندی استدلال خود از نامه های پیابر گرامی اسلام به ئو نمونه جدید از نامه به سران کفر اشاره و آن را مورد بررسی قرار داد

اشاره ای به دو اقدام معاصر اشاره کنم. یکی اقدام حضرت امام(ره) در نامه به گورباچف است، دیگری اقدام مقام معظم رهبری در دو نامه خطاب به جوانان اروپایی است.

اقدام حضرت امام(ره) به راستی دعوت به توحید و اسلام بود؛ آنهم مسالمت آمیز توام با هشدار و بیان حقیقت اسلام. لذا به گورباچف هشدار می دهد که کمونیستم از بین می رود، شما بیایید طرف اسلام و حقایق آن را بفهمید و ملت خود را نجات بده

ما دو پیام رهبر عزیزمان به جوانان اروپایی، که متاسفانه در انتشار جهانی آن کوتاهی شد. اگرچه به مناطقی که پیام رسید، اثر خود را گذاشت. راهبرد رهبری چنین است که در دنیای پر آشوب امروز که طاغوت هات مسلط اند، باید با رویگرد بیداری اسلامی در درون امت اسلامی و بیداری انسانی – اسلامی در خارج از امت اسلامی جهان بشریت را نسبت به حقایق اسلام آگاه کنیم و از ظرفیت امروز جهان مانند ارتباطات و فضای مجازی و شبکه های اجتماعی برای بیداری و قیام ملتها علیه طاغوت ها استفاده کنیم.

مشروح این جلسه درس خارج فقه آیت الله کعبی را می توانید در ذیل ملاحظه بفرمایید

بسم الله الرحمن الرحیم

مایحصل به التکمین: الثالث: السعی لاقامه الدین

جهاد الطواغیت 8

نامه های پیامبر گرامی اسلام (ص) خطاب به ملوک را ذکر می کردیم. دو نامه را قرائت کردیم.

3. نامه به پادشاه حبشه

نامه دیگر، به نامه آن حضرت به نجاشی، پادشاه حبشه است. حبشه دو پادشاه داشت. یکی عادل بود و پادشاه بعدی غیرعادل و طاغوتی. نامه به حبشه ملایم تر است: «من محمد رسول الله الی النجاشی عظیم حبشه سلام علی من اتبع الهدی اما بعد فانی احمد الیک الله لا اله الا هو الملک القدوس السلام المومن المهیمن و اشهد ان عیسی بن مریم روح الله و کلمته القاها الی مریم البتول الطیب الحصینه فحملت بعیسی من روحه و نفخه کما خلق آدم بیده و انی ادعوک الی الله وحده لا شریک له و ان تتبعنی والذی جائنی انی رسول الله فانی یدعوک و جنودک الی الله عزوجل و قد بلغته و نصحت فاقبل نصیحتی و السلام علی من التبع الهدی».[1]

در این نامه پیامبر اسلام(ص) ضمن بیان توحید و حقیقت اسلام و ایمان به حضرت عیسی بن مریم(ع) و مریم(س) بر اساس آیات قرآن، پادشاه حبشه را به اسلام و پیروی از پیامبر دعوت می کند و می فرماید: شما و سربازانت را به خدا دعوت می کنم. یعنی مخاطب آن حضرت پادشاه و لشکریانش هستند، نه مردم عادی. چون بر این افراد صدق طاغوت می شود. البته لحن نامه ملایم است و می فرماید: من نصیحت کردم، پس قبول کنید. در این نامه واژه «اسلم تسلم» ندارد و نفرموده و الا لعنه اهل الحبشه و امثال آن. چون پادشاه حبشه عادل بوده است.

4. نامه به پادشاه یمامه

نامه دیگر، به پادشاه یمامه است: «من محمد رسول الله الی حوزه بن علی سلام علی من اتبع الهدی و علی من الدینی سیظهر علی منتهی حف و الحافر فاسلم تسلم واجعل لک ما تحت یدیک». نکته جدید نامه این است که دین اسلام جهانی خواهد شد و هرجا که ثم اسبان آنجا باشند و بتوانند بتازند و شتران عبور کنند، آنجا دین من منتشر خواهد شد. یعنی در همه جزیره العرب و بلکه بالاتر. پس شما هم مسلمان شو تا به عنوان ریاست حکومت آنجا قرار دهم. دنبال سلطه بر شما نیستیم. شما خودت حاکم باش.

5. نامه به پادشاه غصان

رساله دیگر، به پادشاه غصان است: «بسم الله الرحمن الرحیم من محمد رسول الله الی حارث ابن ابی شمر سلام من ابتع الهدی و آمن به و صدق و انی ادعوک ان تومن بالله وحده لا شریک له یبقی ملکک» یعنی اگر شما ایمان بیاوری، شما را بر حاکمیت آنجا باقی می گذارم.

6. نامه به اسقف های نجران

نامه مهم دیگر که مناسب بحث ماست، نامه به اسقف های نجران است. نجران بین یمن و جنوب سعودیه فعلی است. «بِسْمِ إِلَهِ إِبْرَاهِیمَ وَ إِسْحَاقَ وَ یَعْقُوبَ مِنْ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ إِلَى أُسْقُفِّ نَجْرَانَ وَ أَهْلِ نَجْرَانَ إِنْ أَسْلَمْتُمْ فَإِنِّی أَحْمَدُ إِلَیْکُمُ اللَّهَ إِلَهَ إِبْرَاهِیمَ وَ إِسْحَاقَ وَ یَعْقُوبَ أَمَّا بَعْدُ فَإِنِّی أَدْعُوکُمْ إِلَى عِبَادَةِ اللَّهِ مِنْ عِبَادَةِ الْعِبَادِ وَ أَدْعُوکُمْ إِلَى وَلَایَةِ اللَّهِ مِنْ وَلَایَةِ الْعِبَادِ فَإِنْ أَبَیْتُمْ فَالْجِزْیَةُ فَإِنْ أَبَیْتُمْ فَقَدْ آذَنْتُکُمْ بِحَرْبٍ وَ السَّلَامُ».[2] نکته جدید نامه، این است که رسول اکرم(ص) به اسقف های نجران، که طاغوت بودند به صریح قرآن که می فرماید « أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّه‏»[3] و یا می فرماید: « عَبَدَ الطَّاغُوت‏»[4] که همین سردمداران کلیساها و امثال آن باشد. رسول گرامی اسلام(ص) می فرماید: شما به جای اینکه پادشاهان و طاغوت را عبادت کنید، بیایید خدا را عبادت کنید. به جای ولایت طاغوت، ولایت الله را بپذیرید. چون می فرماید «عباده العباد» که یعنی همین طاغوت. اگر قبول نمی کنید، جزیه بدهید و بمانید.

جمع بندی نامه های پیامبر(ص)

مجموع نامه های پیامبر اسلام(ص)، چند نکته مهم دارد.

نکته اول: پیامبر اسلام(ص) ملت ها را مخاطب قرار نداده، بلکه حکومت ها را خطاب قرار داده است. یعنی اسلام، در دعوت به جهاد، دنبال نجات ملت ها و مقابله با حکومت های طاغوتی است. یعنی ملت ها دشمن اسلام نیستند و اسلام نیز دشمن ملت ها نیست. مخاطب جهاد اسلامی، حکومت های طاغوتی هستند. سردمداران طاغوت، مخاطب پیامبرند. چون آنان مانع نشر توحیدند. و هدف اسلام انتشار توحید است و برای آن باید طاغوت از بین برود. در زمان، دشمنی ما با مردم آمریکا نیست، با نظام سلطه آمریکاست. موقعی که می گوییم مرگ بر آمریکا، یعنی مرگ بر نظام ظالم و جنایتکار آمریکا؛ نه مردمی که آنجا زندگی می کنند. چون از نظری مستضعف محسوب می شوند.

نکته دوم: اسلام در همه جهات، دنبال کشورگشایی و سلطه جغرافیایی بر جهان نیست تا بخواهد فرهنگ زدایی کند و خیرات و برکات سرزمین ها را ببرد. در نامه ها به پادشاه «غصان» و «یمامه» خواندیم که اگر شما ایمان بیاورید، حاکم آنجا بمانید. ما کاری به شما نداریم. حکومت بر محتوای اسلام داشته باشید.  

نکته سوم: در جهاد با طواغیت نیز قبل از جهاد، دعوت مسالمت آمیز باید وجود داشته باشد. یعنی هدف در اسلام صرفا جنگ نیست، بلکه پیام رسانی است و اینکه حقیقت اسلام را بفهمند. لذا دعوت قبل از جهاد واجب است.

نکته چهارم: پیامبر(ص) دنبال جهاد و جنگ زودهنگام نبود. ابتدا پیک و نامه فرستاد. همزمان و به همه همه جا. معنایش این نبود که بلافاصله جنگ کند؛ بلکه می خواست پیام را به گوش جهانیان برساند. مُبلّغ هم فرستاد. اما در آینده اگر جنگیدند، پیامبر(ص) نیز مقابله می کند. علت مقابله با کسری پادشاه ایران نیز این بود که خیره سرانه و مستکبرانه با پیام اسلام برخورد کرد.

نکته پنجم: نسبت به مسیحیت این آیه تکرار می شود: «قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ کَلِمَةٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً وَ لا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ»[5] یعنی گفتگو تا رسیدن به حقیقت توحید. مطلب یعدی نیز این است که حاکمیت از آن الله است، نه من و شما. چه کسی جز طواغیت با حاکمیت الله مقابله می کند؟ مانند آن آیه شریفه که می فرماید: « اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ»[6] یعنی هدف پیام اسلام و جهاد اسلام، نجات مردم از تاریکی ها به سوی نور است. مشابه همین ایه می فرماید: «یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتی‏ کانَتْ عَلَیْهِمْ فَالَّذینَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذی أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»[7] اسلام آمده موانع توحید را از بین ببرد. یکی از آنها نظام های طاغوت است.

نکته ششم: در نامه اسقف نجران، آمده است: «فَإِنِّی أَدْعُوکُمْ إِلَى عِبَادَةِ اللَّهِ مِنْ عِبَادَةِ الْعِبَادِ وَ أَدْعُوکُمْ إِلَى وَلَایَةِ اللَّهِ مِنْ وَلَایَةِ الْعِبَادِ» یعنی جنگ ما با طاغوت است. مخاطب اصلی نامه ها، طواغیت جهان اند.

برخی خواستند بفهمند که این نامه ها دال بر وجوب جهاد ابتدایی است. اما از کجای این رساله ها فهمیده می شود؟ می گویند آنجا که می فرماید: «اسلم تسلم» مسلمان شو تا سالم بمانی. مگر اینکه جزیه بدهی و این همان جهاد ابتدایی است.

پاسخ این است که کلام در سیاق خود نامه باید تفسیر شود. سیاق نامه می فرماید: «والا گناهان قوم شما به گردن شماست». یعنی شما این مردم را مستضعف نگه داشته اید. این لسان «اسلِم تَسلَم» با مقدمه و موخره اش، در واقع یک لسان لیَّن است نه شدید؛ مانند آنجا که خداوند به موسی(ع) و هارون(ع) می فرماید: «اذْهَبا إِلى‏ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى‏ فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَیِّناً لَعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشى‏»[8] این قول لیّن، نسب به  طواغیت است. در واقع برداشتن موانع توحیدی هدف است.

خاتمه

اشاره ای به دو اقدام معاصر اشاره کنم. یکی اقدام حضرت امام(ره) در نامه به گورباچف است، دیگری اقدام مقام معظم رهبری در دو نامه خطاب به جوانان اروپایی است.

اقدام حضرت امام(ره) به راستی دعوت به توحید و اسلام بود؛ آنهم مسالمت آمیز توام با هشدار و بیان حقیقت اسلام. لذا به گورباچف هشدار می دهد که کمونیستم از بین می رود، شما بیایید طرف اسلام و حقایق آن را بفهمید و ملت خود را نجات بده و فریب نظام سرمایه داری و لیبرالیسم را نخور و در نهایت کتابهای فلسفی و عرفانی و توحیدی را معرفی می کنند. همچنین می خواهد که محققینی را بفرستد تا درباره محتوای اسلام تحقیق کنند. مانند آن آیه شریفه که می فرماید: «وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِکینَ اسْتَجارَکَ فَأَجِرْهُ حَتَّى یَسْمَعَ کَلامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یَعْلَمُونَ».[9]

اما متاسفانه، آقای گورباچف این پیام را خوب نفهمید. اگرچه محترمانه با هیات ایرانی برخورد کرد. بعدها که شوارد نادزه به ایران آمد و با امام صحبت کرد، او همینطور دستپاچه شده بود. نکته ای گفت، امام هم فرمود: «من می خواستم دریچه و پنجره ای به سمت جهان توحید باز کنم» و بلند شدند و خارج شدند.

حضرت امام فتوایش نسبت به جهاد ابتدایی روشن است. در تحریر الوسیله می فرماید: «لا یجوز البدع بالجهاد الا للامام المعصوم». در کتاب «بیع» در بحث ولایت فقیه می فرمایند: «اینکه جهاد ابتدایی در عصر غیبت جزو اختیارات امام معصوم است، قابل بحث و تامل است و چه بسا این استثناء درست نباشد». کتاب «بیع» متاخر از «تحریر الوسیله» نگاشته شده است.

حضرت امام(ره) در دعوتی که سقوط کمونیسم را پیش بینی فرموده بود، بعید نیست که با توجه به تجربه یک دهه بعد از انقلاب، حضرت امام نگاه جامع تری به مساله جهاد کردند. جهاد را از روزنه دعوت اسلامی آنهم مسالمت آمیز و خطاب به سردمدارانی که زمینه دعوت وجود دارد، شروع کردند.

اما دو پیام رهبر عزیزمان به جوانان اروپایی، که متاسفانه در انتشار جهانی آن کوتاهی شد. اگرچه به مناطقی که پیام رسید، اثر خود را گذاشت. راهبرد رهبری چنین است که در دنیای پر آشوب امروز که طاغوت هات مسلط اند، باید با رویگرد بیداری اسلامی در درون امت اسلامی و بیداری انسانی – اسلامی در خارج از امت اسلامی جهان بشریت را نسبت به حقایق اسلام آگاه کنیم و از ظرفیت امروز جهان مانند ارتباطات و فضای مجازی و شبکه های اجتماعی برای بیداری و قیام ملتها علیه طاغوت ها استفاده کنیم.

قیام باید از درون ملتها آغاز شود. اصل جهاد با گستره جهانی، به عنوان یک تکلیف واجب می داند و آن اعم از جهاد ابتدایی و دفاعی است. اما چون جهاد متوقف بر دعوت است، دعوت روشنگرانه باید از آنجایی شروع شود که فطرت های آماده را مخاطب قرار داد. و جوان فطرتش آماده است. کنجکاو و حقیقت طلب است و اگر روزنه ای بر روی او باز شود، ولو جوانان کافر، ممکن است جذب اسلام شود و شنیدن حقایق اسلام برای جهان بشریت امروز لازم است. بنابراین اولا باید کسانی این حقایق را بشناسند و ثانیا بتوانند با ادبیات جهان، آن را بیان کنند. ثالثا درد شناس و جهان شناس باشند.

از این دو نامه استفاده می شود که رهبر انقلاب خطاب به جوانان، جهاد معنایش تقسیم جهان به دار الحرب و دار الاسلام و دار الحیاط . بلکه دار الاستضعافی نیز وجود دارد که شامل بسیاری از بشریت امروز است و وظیفه ما آگاهی و بیداری آنان است.

همچنین استفاده می شود مخاطب جهاد در اسلام، طواغیت است نه ملت ها که آنان را باید بیدار و زنده کرد و به صحنه کشاند. اما کسانی که مانع توحید و گسترش اسلام اند، طواغیت عالم اند. و یکی از راههای کسب قدرت برای اسلام و تمکین اسلام، ازاله مانع است که یکی از آنها طاغوت است. ازاله طاغوت نیز الزاما با جنگ نظامی نیست. ممکن است با آگاه کردن ملت ها و شوراندن ملت ها بر علیه طواغیت جهان صورت بگیرد.

بنابراین وقتی سخن از وجوب جهاد می کنیم، منظور غیر از تقسیم بندی سنتی فقهی است. یعنی باید حرکت به سمت بسط حاکمیت اسلام در جهان با رویکردهای مناسب باشیم.

شرایط جهاد با طواغیت در جلسات آینده...

پایان جلسه پنجاه و سوم

***

 


[1] . (البته متن نامه در بحارالأنوار، ج20، ص391 با اندک اختلافی چنین است: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ مِنْ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ إِلَى النَّجَاشِیِّ مَلِکِ الْحَبَشَةِ إِنِّی أَحْمَدُ إِلَیْکَ اللَّهَ الْمَلِکَ الْقُدُّوسَ السَّلَامَ الْمُهَیْمِنَ وَ أَشْهَدُ أَنَّ عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ رُوحُ اللَّهِ وَ کَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى‏ مَرْیَمَ الْبَتُولِ الطَّیِّبَةِ فَحَمَلَتْ بِعِیسَى وَ إِنِّی أَدْعُوکَ إِلَى اللَّهِ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ فَإِنْ تَبِعْتَنِی وَ تُؤْمِنْ بِالَّذِی جَاءَنِی فَإِنِّی رَسُولُ اللَّهِ وَ قَدْ بَعَثْتُ إِلَیْکَ ابْنَ عَمِّی جَعْفَراً وَ مَعَهُ نَفَرٌ مِنَ الْمُسْلِمِینَ وَ السَّلامُ عَلى‏ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى‏»).

[2] . (بحارالأنوار، ج21، ص285).

[3] . آل عمران/ 64.

[4] . مائده/ 60.

[5] . آل عمران/ 64.

[6] . بقره / 257.

[7] . اعراف / 157.

[8] . طه/ 43 و 44.

[9] . توبه/ 6.

و صلی الله علی محمد و آل محمد.

پایان.

120/907/د

 


کد خبرنگار : 42


ارسال به:         whatsapp telegram  

ارسال نظر




chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.