آیت الله کعبی/جهاد
کد خبر : 6876
شنبه 28 بهمن 1396 - 17:14

خارج فقه جهاد/ آیت الله کعبی/ جلسه 52

جایگاه جهاد در نامه های پیامبر گرامی اسلام

وسائل-بخشی از سیره پیامبر اکرم(ص) شامل مکاتبات آن حضرت به روم و ایران است. این نامه ها در موضوع جهاد با کفار قابل بحث است که آیا مخاطب رسول گرامی اسلام، کفر به ما هو کفر است، یا حکومت های طاغوتی است. به نظر می رسد از مکاتبات، به دست می آید مخاطب طاغوت است.

امنیت اسلامی/ جهاد و دفاع

جایگاه جهاد در نامه های پیامبر گرامی اسلام

به گزارش سرویس مکتب دفاعی پایگاه اطلاع رسانی وسائل؛ آیت الله عباس کعبی، صبح سه شنبه ، بیست و هشتم دی ماه 1395 در جلسه نجاه و دوم درس خارج فقه جهاد در موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) ، در ادامه بررسی جهاد به منظور اقامه دین و در قسم جهاد علیه طواغیت به تبیین ادامه آیات دال بر وجوب این امر پرداخت.

آیه ششم: «کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ کُرْهٌ لَکُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»

آیه هفتم: آیه دیگر از سوره نساء است: «إِلاَّ الَّذینَ یَصِلُونَ إِلى‏ قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُمْ میثاقٌ أَوْ جاؤُکُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَنْ یُقاتِلُوکُمْ أَوْ یُقاتِلُوا قَوْمَهُمْ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَیْکُمْ فَلَقاتَلُوکُمْ فَإِنِ اعْتَزَلُوکُمْ فَلَمْ یُقاتِلُوکُمْ وَ أَلْقَوْا إِلَیْکُمُ السَّلَمَ فَما جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ عَلَیْهِمْ سَبیلاً»

استاد عالی حوزه علمیه قم پس از اتمام بررسی آیات موجود در نتیجه گیری خود عنوان کرد:معلوم می شود ماهیت جهاد در اسلام، جهاد با طواغیت و مفسدین و معتدین و ظالمین و مستکبرین است.

نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان سپس به بررسی استثنائات موجود در جهاد با کفار پرداخت.

موارد استثنای از جهاد کفار

مجموعه ای از آیات است که صراحتا می فرماید قتال با کفاری که سر جنگ با مسلمانان ندارند، جایز نیست. البته به نحو ابتدایی.

آیه اول: که در ابتدای بحث اشاره شد: «وَدُّوا لَوْ تَکْفُرُونَ کَما کَفَرُوا فَتَکُونُونَ سَواءً فَلا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِیاءَ حَتَّى یُهاجِرُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ لا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِیًّا وَ لا نَصیراً إِلاَّ الَّذینَ یَصِلُونَ إِلى‏ قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُمْ میثاقٌ أَوْ جاؤُکُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَنْ یُقاتِلُوکُمْ أَوْ یُقاتِلُوا قَوْمَهُمْ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَیْکُمْ فَلَقاتَلُوکُمْ فَإِنِ اعْتَزَلُوکُمْ فَلَمْ یُقاتِلُوکُمْ وَ أَلْقَوْا إِلَیْکُمُ السَّلَمَ فَما جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ عَلَیْهِمْ سَبیلاً»

آیه دوم: «الَّذینَ عاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ یَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فی‏ کُلِّ مَرَّةٍ وَ هُمْ لا یَتَّقُونَ فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِی الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ»

این مجموعه آیاتی است که می گوید با کسانی بجنگید که با شما سر جنگ داشته باشند. چه بسا این آیات قید بزند آیات مطلق جهاد با کافران را. جمع بین آیات، همین است که قدر متیقن در مقام تخاطب ، طواغیت هسنتند نه مطلق کفار به ما هو کفار.

عضو عالی جامعه مدرسین حوزه علمیه سپس به بررسی این موارد در سیره پیامبر گرامی اسلام پرداخت

سیره پیامبر اکرم(ص)

گذشته از آیات، سیره پیامبر اکرم(ص) است که شامل مکاتبات آن حضرت به روم و ایران است.  این نامه ها نیز قابل بحث است که آیا مخاطب رسول گرامی اسلام، کفر به ما هو کفر است، یا حکومت های طاغوتی است. به نظر می رسد از مکاتبات، به دست می آید مخاطب طاغوت است.

مشروح این جلسه درس خارج فقه آیت الله کعبی را می توانید در ذیل ملاحظه بفرمایید

بسم الله الرحمن الرحیم

مایحصل به التکمین: الثالث: السعی لاقامه الدین

جهاد الطواغیت 7

آیاتی را تلاوت کردیم و گفتیم از این آیات استفاده می شود که قدر متیقن در مقام تخاطب، جهاد طواغیت است. قتال فی سبیل الله اگر چه متعلقش محذوف است و مصداق سبیل الله معلوم نیست، و از این جهت ممکن است اطلاق نداشته باشد که شامل جهاد ابتدایی به نحو قتال کفار به شکل مطلق بشود، اما قتال کفار به نحو مقید، یعنی کفار طاغوت، قطعا می شود. اطلاق شامل هر دو می شود: قتال فی سبیل الله قتال کفار طاغوت، چه قبل از تشکیل حکومت و چه بعد از تشکیل حکومت، هر دو را شامل می شود.

آیه ششم: «کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ کُرْهٌ لَکُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ».[1]

گفتیم که ممکن است بگویند چون قتال به هو قتال محبوب نیست، پس مراد آیه از «کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتالُ»، قتال  اضطراری است. به ناچار رهبر و جامعه اسلامی درگیر قتال می شود. چون می فرماید: « هُوَ کُرْهٌ لَکُمْ»؛ یعنی بنابر طبیعت اولیه قتال را دوست ندارند، مگر آنکه مجبور شوند.

حالا آنچه ما را مجبور به قتال می کند چیست؟ قتال کافر به ما هو کافر که متعرض ما می شود، کراهتی وجود ندارد.قدر متیقن جهاد دفاعی و مواردی است که مضطر شدیم از خود دفاع کنیم.  حال سوال این است که آیا شامل جهاد طواغیت هم می شود یا خیر؟ به نظر می رسد چون طاغوت معتدی و ظالم است، بلکه اشد الظالمین است، و خود جهاد با طواغیت از مصادیق دفاع به معنی الاعم است، و از طرفی اگر متعرض طاغوت نشویم، طاغوت متعرض ما می شود. از این بابت، «کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ کُرْهٌ لَکُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ» شکی نیست که از حیث صیانت از جان و مال و اعراض و دفاع از اسلام و طبیعت اسلام، شامل جهاد طواغیت می شود.

لسان این آیه سوای از شان نزول (غزوه بدر) است.  مانند آیات آغازین سوره انفال که می فرماید: «وَ إِذْ یَعِدُکُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَیْنِ أَنَّها لَکُمْ وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَیْرَ ذاتِ الشَّوْکَةِ تَکُونُ لَکُمْ وَ یُریدُ اللَّهُ أَنْ یُحِقَّ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ وَ یَقْطَعَ دابِرَ الْکافِرینَ لِیُحِقَّ الْحَقَّ وَ یُبْطِلَ الْباطِلَ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُجْرِمُونَ»[2] خداوند وعده می دهد که یکی از این دو گزینه شامل حال شما می شود: یا کاروان ابوسفیان را به غنیمت می برید یا با قریش درگیر می شوید و کشته و زخمی می دهید و در نهایت پیروز می شوید.  و می فرماید اگر شما باشید می خواهید راه آسان را انتخاب کنید و آن غنیمت کاروان قریش است. اما خدا چه می خواهد؟ حق را پیروز کند و ریشه کفار را بکند.

«کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتالُ»[3] مانند همین آیه است که خدا می خواهد درگیر شوید. درگیری نوشته شده در حالی که شما خوش نمی دارید. همچنانکه « عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ». یعنی اینطور نیست که جنگ با طاغوت بد باشد، بلکه خیر و برکات زیادی نصیب شما می شود و شما از آن غافلید.

آیه هفتم: آیه دیگر از سوره نساء است: «إِلاَّ الَّذینَ یَصِلُونَ إِلى‏ قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُمْ میثاقٌ أَوْ جاؤُکُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَنْ یُقاتِلُوکُمْ أَوْ یُقاتِلُوا قَوْمَهُمْ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَیْکُمْ فَلَقاتَلُوکُمْ فَإِنِ اعْتَزَلُوکُمْ فَلَمْ یُقاتِلُوکُمْ وَ أَلْقَوْا إِلَیْکُمُ السَّلَمَ فَما جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ عَلَیْهِمْ سَبیلاً»[4]

آیات قبل از این آیه، خداوند در مورد منافقین صحبت می کند و اینکه منافقین دوست دارند شما کافر شوید، «وَدُّوا لَوْ تَکْفُرُونَ کَما کَفَرُوا فَتَکُونُونَ سَواءً فَلا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِیاءَ حَتَّى یُهاجِرُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ لا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِیًّا وَ لا نَصیراً»[5] اصل قتال را با اینان مطرح می کند بعد استثناء قائل می شود. واژه « یَصِلُونَ» یعنی کفار معاهد، که قتال با آنان جایز نیست.  دوم اینکه می فرماید: «أَوْ جاؤُکُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَنْ یُقاتِلُوکُمْ أَوْ یُقاتِلُوا قَوْمَهُمْ» اینان نزد شما آمدند و نه می خواهند با قومشان نبرد کنند و نه می خواهند با شما نبرد کنند. می خواهند بی طرف یا «محایط» بمانند.  ما یک دار الاسلام داریم، یک دار الکفر، .و یک دار الحیاط؛ یعنی بی طرفی. خداوند می فرماید: اگر خدا می خواست به اینها سلطه تکوینی می داد و با شما جنگ می کردند. اما خداوند نخواسته چنین کند و خواسته بی طرف بمانند. پس حال که کناره گیری را انتخاب کردند و نمی خواهند با شما بجنگند و اظهار بی طرفی می کنند،(سلم به معنای بی طرفی نه عهد)، خداوند سلطه ای بر اینها از سوی شما قرار نداده است و نباید با اینان بجنگید.

در واقع طبق این آیه کافر بر اقسامی است:

کافر معاهد. که نباید با آن جنگید.

کافر غیر معاهد و ذمی، مانند مسیحی و یهودی و مجوس که مشمول آیه نیست.

کافر بی طرف(نه ذمی و نه معاهد و نه محارب): که از نظر امان دادن، نمی توان با او جنگید. فرض امان نسبت به کفاری است که نمی خواهند بجنگند. امان به معنا اعمن، یعنی شما نیز نجنگید. اطمینانی بدهید که قصد جنگ با آنها ندارید. چون بی طرفند.

از این آیه استفاده می شود که کافر بما هو کافر، مخاطب آیات قتال نیست. آیات قتال به نحو مطلق مقید شده است و به دست می آید که فقط طاغوت مد نظر باشد. چون طاغوت سر جنگ با مسلمین دارد. اما این کافران بی طرف نه می خواهند زیر چتر طاغوت بروند و نه می خواهند با مسلمین بجنگند.

خداوند می فرماید با اینان نجنگید. لسان این آیه مانند آن آیات شریفه ای است که بیان شد: «لا یَنْهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذینَ لَمْ یُقاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطینَ إِنَّما یَنْهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذینَ قاتَلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ أَخْرَجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ وَ ظاهَرُوا عَلى‏ إِخْراجِکُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ».[6]

این مطلب بسیار مهمی است. بنابراین لسان آیاتی که قتال با کفار را به نحو مطلق ذکر فرموده، همه مقید است. از جمله همین آیه 89 سوره نساء که فرمود: «فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ لا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِیًّا وَ لا نَصیراً»[7] هر کجا کفار را یافتید، بزنید و بکشید. روشن است که به نحو اطلاق نیست و مقید است که در آیه بعد نیز ذکر فرموده است؛ کسانی که بی طرفی را انتخاب کرده اند، باید امنیت بدهید و نجنگید. این یعنی مطلق کفار بما هم کفار، مخاطب آیات قتال نیست.

لذا آیاتی مانند این آیه که می فرماید: «قاتِلُوا الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ لا یُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ لا یَدینُونَ دینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ حَتَّى یُعْطُوا الْجِزْیَةَ عَنْ یَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ»[8] یا آیات مشابه، همه مقید به آیه اعتزال و امثال آن است. یعنی جهاد ابتدایی نیز بعید نیست که جهاد با طواغیت باشد نه مطلق کفار به ما هو کفار. یعنی جهاد با حکومت های کافر که طاغوتی هستنند منظور است. نه شخص کافر به ما هو کافر. حتی از این آیه نیز اینگونه استفاده می شود.

حتی آیاتی که می فرماید: «وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ لِلَّه‏»[9] فتنه یعنی شرک و کفر. اما فتنه گرها چه کسانی اند؟ مردم تابع حکومت ها حتی نیستند، بلکه حکومت های طاغوتی و سران کفر فتنه بر می خیزد.

لذا آیاتی که مقید می کند و می فرماید: «وَ قاتِلُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ الَّذینَ یُقاتِلُونَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدینَ»[10] برخی می فرماید این آیات به آیات سیف منسوخ شده است: ««قاتِلُوا الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ لا یُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ لا یَدینُونَ دینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ حَتَّى یُعْطُوا الْجِزْیَةَ عَنْ یَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ»[11] ما می گوییم وجهی برای نسخ ندارد. این آیه سیف مقید به مواردی مانند اعتزال است که قرینه برای تخاطب آیات است که مطلق کفار مخاطب حرب نیست.

اما این آیه که «وَ قاتِلُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ الَّذینَ یُقاتِلُونَکُمْ»[12] یعنی طواغیت. چه بالفعل چه در شان یقاتلونکم. نمی خواهد اسلام و مسلمین باشند. مانع دعوت اسلامی هستند. سپس تاکید می فرماید: «وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدینَ وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ».[13]  هر جا اینان را یافتید بکشید. بعضی متاسفانه همین بخش آخر آیه را می بینند و می گویند دال بر جهاد ابتدایی است. بلکه منظور کسانی است که سرجنگ دارند. و در ادامه می فرماید: « وَ أَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَیْثُ أَخْرَجُوکُمْ وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ»[14] همانطور که شما را بیرون کردند، شما نیز آنان را بیرون کنید. سپس می فرماید: فتنه در دین بدتر از قتل است. دین شما را می خواهند از بین ببرند. که همه اشاره به همین طواغیت است.

باز همین را از نظر مکانی استثنا می کند: «وَ لا تُقاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ حَتَّى یُقاتِلُوکُمْ فیهِ فَإِنْ قاتَلُوکُمْ فَاقْتُلُوهُمْ کَذلِکَ جَزاءُ الْکافِرینَ»[15] جنگ در مسجد الحرام جایز نیست مگر به نحو دفاعی.

و باز در دو آیه بعد تاکید می کند: «وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلا عُدْوانَ إِلاَّ عَلَى الظَّالِمینَ».[16]

برخی از این آیه باز اینگونه استفاده می کنند که « قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَکُونَ فِتْنَةٌ» یعنی شرک و « وَ یَکُونَ الدِّینُ لِلَّهِ» تا آنجا جنگ کنید که حاکمیت خدا جهانی شود و این دال بر جهاد ابتدایی است. اگر دست کشیدند، «فَلا عُدْوانَ إِلاَّ عَلَى الظَّالِمینَ» فقط با تجاوزگران می توانید برخورد کنید. و عدوان نه به معنای تجاوز که به معنای دفاع است. این نیز مردود است. اولا به دلیل سیاق آیه که صدر و ذیل آیه اگر بخواهد با هم جمع شود، از آنجا که می فرماید: «وَ قاتِلُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ الَّذینَ یُقاتِلُونَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدینَ»[17]

معلوم می شود فتنه شرک ناشی از حکومت های طاغوتی است نه مطلق. تا جایی که می فرماید: «فَإِنِ انْتَهَوْا»[18] یعنی انتهی الطغیان و تسلیم و تعهد با دولت اسلامی. اگر باز نقض پیمان کردند شما می توانید برخورد کنید: «فَلا عُدْوانَ إِلاَّ عَلَى الظَّالِمینَ».[19]

نتیجه گیری

معلوم می شود ماهیت جهاد در اسلام، جهاد با طواغیت و مفسدین و معتدین و ظالمین و مستکبرین است. یعنی کافر قیودی دارد؛ کافر مستکبر، کافر ظالم، کافر فاسد، کافر طاغوتی، کافر معتدی، نه مطلق کافر. ممکن است کافر معاهد شود. کافر محایط شود. کافر غیر معتدی باشد. از این آیات اطلاق فهمیده نمی شود که باید اینان را براندازیم. بحث جنگ در اسلام، با طواغیت است. آیاتی که اطلاق دارد مانند «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا قاتِلُوا الَّذینَ یَلُونَکُمْ مِنَ الْکُفَّارِ وَ لْیَجِدُوا فیکُمْ غِلْظَةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقینَ»[20] نیز منظور کفار واجب القتال است که توضیحاتش را دادیم.

موارد استثنای از جهاد کفار

مجموعه ای از آیات است که صراحتا می فرماید قتال با کفاری که سر جنگ با مسلمانان ندارند، جایز نیست. البته به نحو ابتدایی.

آیه اول: که در ابتدای بحث اشاره شد: «وَدُّوا لَوْ تَکْفُرُونَ کَما کَفَرُوا فَتَکُونُونَ سَواءً فَلا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِیاءَ حَتَّى یُهاجِرُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ لا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِیًّا وَ لا نَصیراً إِلاَّ الَّذینَ یَصِلُونَ إِلى‏ قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُمْ میثاقٌ أَوْ جاؤُکُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَنْ یُقاتِلُوکُمْ أَوْ یُقاتِلُوا قَوْمَهُمْ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَیْکُمْ فَلَقاتَلُوکُمْ فَإِنِ اعْتَزَلُوکُمْ فَلَمْ یُقاتِلُوکُمْ وَ أَلْقَوْا إِلَیْکُمُ السَّلَمَ فَما جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ عَلَیْهِمْ سَبیلاً»[21] توضیح آن بیان شد.

آیه دوم: «الَّذینَ عاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ یَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فی‏ کُلِّ مَرَّةٍ وَ هُمْ لا یَتَّقُونَ فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِی الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ»[22] آیه خطاب به ناقضین عهد می فرماید با آنان بجنگید:

«وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِیانَةً فَانْبِذْ إِلَیْهِمْ عَلى‏ سَواءٍ إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْخائِنینَ»[23] اگر ترس خیانت دارید باز می توانید بجنگید. «وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذینَ کَفَرُوا سَبَقُوا إِنَّهُمْ لا یُعْجِزُونَ وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْ‏ءٍ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ»[24] این آیه اعداد قوه در مقابل دشمنانی است که سرجنگ دارند و نقض عهد می کنند. از همین موضع می فرماید: «وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمیعُ الْعَلیمُ وَ إِنْ یُریدُوا أَنْ یَخْدَعُوکَ فَإِنَّ حَسْبَکَ اللَّهُ هُوَ الَّذی أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنینَ»[25]  اگر شما مقتدر شدید و آنها تقاضای صلح کردند، شما قبول کنید برخدا توکل کنید و اگر قصد خیانت داشتند خداوند یاریتان می کند.

این مجموعه آیاتی است که می گوید با کسانی بجنگید که با شما سر جنگ داشته باشند. چه بسا این آیات قید بزند آیات مطلق جهاد با کافران را. جمع بین آیات، همین است که قدر متیقن در مقام تخاطب ، طواغیت هسنتند نه مطلق کفار به ما هو کفار.

سیره پیامبر اکرم(ص)

گذشته از آیات، سیره پیامبر اکرم(ص) است که شامل مکاتبات آن حضرت به روم و ایران است.  این نامه ها نیز قابل بحث است که آیا مخاطب رسول گرامی اسلام، کفر به ما هو کفر است، یا حکومت های طاغوتی است. به نظر می رسد از مکاتبات، به دست می آید مخاطب طاغوت است.

اولا آن حضرت همه خطاب ها را به حکومت ها نوشت.

ثانیا در نامه ها قیودی ذکر کردند که حائز اهمیت است. یکی از آنها جذب ولایت مردم به ولایت خداست. ولایت مردم منظور همان طواغیت است. مانند آیه شریفه که «فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‏»[26] صریح این آیه نیامده اما خود آن حضرت یا سفرای ایشان وقتی سوال می کردند برای چه آمده اید؟ می فرمایند: خروج از بندگی مردم به بندگی خدا. اینکه مردم را از عبادت طواغیت بازدارند. یا از ولایت مردم به ولایت الله ببرند.

مرحوم احمدی میانجی(ره) مجموع نامه ها را در کتاب ارزشمند «مکاتیب الرسول» آورده است.

 مثلا رساله ای که حضرت به قیصر ملک روم نوشته است: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ مِنْ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ عَبْدِهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى هِرَقْلَ عَظِیمِ الرُّومِ وَ سَلَامٌ عَلى‏ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى‏ أَمَّا بَعْدُ فَإِنِّی أَدْعُوکَ بِدِعَایَةِ الْإِسْلَامِ أَسْلِمْ تَسْلَمْ أَسْلِمْ یُؤْتِکَ اللَّهُ أَجْرَکَ مَرَّتَیْنِ فَإِنْ تَوَلَّیْتَ فَإِنَّ عَلَیْکَ إِثْمَ الْیَرِیسِینَ وَ "یا أَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ کَلِمَةٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَ لا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً وَ لا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ"[27]».[28]  من تو را به اسلام دعوت می کنم. مسلمان بشو تا سالم بمانی. خداوند دو دفعه اجر می دهد. اجر اسلام و اجر هدایت. اگر نپذیری، گناه همه کفار روم به گردن شماست. و سپس آیه شریفه را می نویسند.

اگر این نامه را بخواهیم تحلیل کنیم، حضرت دعوت به جهاد ابتدایی مصطلح امروزی نکردند.  بلکه اولا دعوت به اسلام کردند. ثانیا مخاطب دعوت، طیاغوت  و پادشاه است. ثالثا اگر شما مسلمان نشوید گناه اهل روم به گردن شماست. یعنی هدف نجات آن مردم مستضعف و تحت ظلم ملک روم است. رابعا: حضرت استدلال به آیه دعوت اهل کتاب به توحید می کند که آیه سیف نیست بلکه آیه گفتگوست. دعوت به توحید است که هم به سود ماست هم به سود شماست:«تَعالَوْا إِلى‏ کَلِمَةٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَ لا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً»  اما در این قسمت اشاره به طاغوت می کند که شما طاغوت هستید: «وَ لا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ». پس این آیه، یک دعوت به توحید و گفتگو درباره حقیقت تا رسیدن به حقیقت دارد. فلسفه این گفتگو، جلوگیری از حاکمیت طاغوت و ظلم و ستم است. لسان این آیه مانند ««فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‏»[29] است.

بنابراین از این نامه استفاده نمی شود که جنگ با کفار به ما هو کفار بعد از دعوت به اسلام باشد. و بگوییم جهاد ابتدایی است. بلکه جهاد، یعنی جهاد با طواغیت.

رساله دوم، به «کسری» ملک فارس است که همین مطلب در آن است: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ مِنْ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ إِلَى کِسْرَى عَظِیمِ فَارِسَ "سَلَامٌ عَلى‏ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى"[30] ‏ وَ آمَنَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ شَهِدَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ أَدْعُوکَ بِدَاعِیَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَإِنِّی أَنَا رَسُولُ اللَّهِ ص إِلَى النَّاسِ کَافَّةً لِأُنْذِرَ "مَنْ کانَ حَیًّا وَ یَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْکافِرِینَ"[31] فَأَسْلِمْ تَسْلَمْ فَإِنْ أَبَیْتَ فَإِنَّ إِثْمَ الْمَجُوسِ عَلَیْکَ».[32]

نگفته است اگر مسلمان شوید با شما می جنگیم تا مسلمان شوید! بلکه مانع اسلام را ازاله کنید. ظلم و ستم نکن. یعنی این نامه دعوت به عدالت و توحید و نفی شرک است؛ نه جهاد با کفار به هم کفار.

ادامه در جلسه بعد....

پایان جلسه پنجاه و دوم

***

 


[1] . بقره/ 216.

[2] . انفال/ 7و8.

[3] . بقره/ 216.

[4] . نساء/90.

[5] . نساء/89.

[6] . ممتحنه/ 8 و 9.

[7] . نساء/89.

[8] . توبه/ 29.

[9] . بقره/ 1932 – انفال / 39.

[10] . بقره/ 190.

[11] . توبه/ 29.

[12] . بقره/ 190.

[13] . بقره/ 190 و 191

[14] . بقره/ 191.

[15] . بقره / 191.

[16] . بقره/ 193.

[17] . بقره/ 190.

[18] . بقره/ 193.

[19] . بقره/ 193.

[20] . توبه/ 123.

[21] . نساء/89 و 90.

[22] . انفال / 56 و 57.

[23] . انفال/ 58.

[24] . انفال/ 59 و 60.

[25] . انفال/ 61 و 62.

[26] . بقره/ 256.

[27] . آل عمران/ 64.

[28] . بحارالأنوار، ج20، ص386.

[29] . بقره/ 256.

[30] . طه/47.

[31] . یس/70.

[32] . بحارالأنوار، ج20، ص389.

 

و صلی الله علی محمد و آل محمد.

پایان.

120/907/د


کد خبرنگار : 42


ارسال به:         whatsapp telegram  

ارسال نظر




chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.