کد خبر : 5578
شنبه 10 تير 1396 - 16:10

بازخوانی یک مقاله/قسمت اول

امنیت متعالیه به مثابه نظریه اسلامی امنیت

پایگاه اطلاع رسانی وسائل - حجت الاسلام و المسلمین لک زایی در مقاله ای با عنوان امنیت متعالیه ضمن تبیین نقاظ اشتراک و افتراق دیدگاه اسلام و غرب در نگاه به امنیت به تبیین مقومات و مقدمات یک نظریه اسلامی در حوزه امنیت پرداخت.

امنیت/ امنیت اسلامی/ نظریه امنیتی

امنیت متعالیه به مثابه نظریه اسلامی امنیت

به گزارش سرویس مکتب دفاعی پایگاه اطلاع رسانی وسائل؛ از نیمه دوم قرن بیستم تاکنون، پیوسته مطالعات امنیتی در سطح جهان، در حال گسترش بوده است. در ایران هم، هرچند با تأخیر، حدود دو‌ دهه‌ است که به این رشته مطالعاتی توجه شده است. دلیل این اقبال جهانی به این موضوع واضح است. انحطاط امنیتی حاکم بر جهان، که در دو جنگ عالم‏گیر اول‌ و دوم‌ و ده‌ها جنگ بزرگ و کوچک خود را نشان داد و نیز استبداد و استعمار حاکم بر بسیاری از کشورها، که انقلاب‏ها، قیام‌ها و جنبش‌های فراوانی را به دنبال داشت، نخبگان سیاسی و فکری را‌ به‌ تأمل‌ و چاره‌جویی واداشته‌است.

نظریه‌پردازی در‌ زمینه‌  امنیت‌  با توجه به اینکه حوزه مطالعات امنیتی، با پدیده  امنیت  به مثابه امری هنجاری سروکار دارد، به شدت آغشته به زمینه‌های‌ ارزشی‌ و بومی‌ است و جز در سطح یافته‌های سخت‌افزاری قابل اقتباس‌ و بهره‌برداری‌ نیست؛ از این رو مراجعه به سنت مطالعات امنیتی در علوم اسلامی امری لازم بوده و بازشناسی، بازسازی و نوسازی آن‌، متناسب‌ با‌ شرایط و اقتضائات ارزشی و کنونی جهان، به منظور ارائه راهکارهایی برای‌ خروج جهان و به‌ویژه جهان اسلام از انحطاط امنیتی، از طریق ارائه مکتب امنیتی اسلام، ضروری است.

علی‌رغم اینکه‌ مطالعات‌ امنیتی‌ در علوم اسلامی دارای پیشینه متنوع و عمیقی است، به‌گونه‏ای که می‏توانیم‌ بگوییم‌ دارای شاخه‌ها و گرایش‌های متعددی است، با این حال، امروز جای نظریه‏ای اسلامی در حوزه مباحث امنیتی‌ خالی‌ است‌. امروزه نظریه‏های مطرح در حوزه امنیت غالباً غیراسلامی و حتی غیردینی است؛ برای‌ مثال‌ تمامی‌ نظریه‏های مطرح شده در کتاب‏های نظریه‏های امنیت، که از کتب مهم و مورد استفاده در‌ مراکز‌ مطالعات‌ امنیتی در ایران است، غیر اسلامی است.

نظر‌ به خلأ مذکور، این مقاله عهده‏دار استنباط و ارائه نظریه امنیت متعالیه، به مثابه‌ یک‌ نظریه‌ امنیت اسلامی، به لحاظ فلسفی مبتنی بر حکمت متعالیه و به لحاظ منابع مستند به‌ منابع‌ اسلامی است. نگارنده پیش از این و در مقاله‏های دیگری برخی از ابعاد این‌ نظریه‌، به‌ویژه‌ ابعاد فلسفی و نظری آن را بررسی کرده است. در این مقاله‌ بنابر‌ اختصار است؛ لذا مباحثی که در آن مقالات آمده در فهم بهتر‌ این‌ نظریه‌ راهگشا و مؤثر می‌باشد. همچنین ادبیات تولید شده در زمینه سیاست متعالیه از‌ دیگر‌ پشتوانه‌های‌ نظری این مقاله است.

چارچوب مفهومی و نظری

نظریه دو فطرت و مفاهیم متّخَذ‌ از‌ آن، مبنای نظریه امنیت متعالیه است. بر اساس چارچوب مفهومی و نظری دو فطرت، که امام خمینی‌ ارائه‌ کرده‌اند، در حوزه علوم انسانی و از جمله در حوزه علوم و مکاتب امنیتی‌، از‌ دو الگوی کلان فکری و اندیشه‏ای می‏توانیم سخن‌ بگوییم‌:  الگوی‌ متعالیه  که محصول جنود عقل و مبتنی بر‌ فطرت‌ مخموره می‏باشد و وحدت دارد و  الگوهای متدانیه یا متعارف  که محصول جنود جهل و فطرت‌ محجوبه‌ است و کثرت دارد. در  الگوی‌ متدانیه‌  تمام تلاش‏ها‌ مصروف‌ بقای‌ دنیوی است، در حالی که در‌  الگوی‌ متعالیه و الهی  بقای دنیوی مقدمه بقای ابدی در نظر گرفته می‏شود. همین‌ مسئله‌ تفاوت جوهری دو نگاه در باب‌ امنیت را نشان می‌دهد‌ که‌ باعث می‏شود تمامی عناصر دو‌ مکتب‌ نیز از یکدیگر متفاوت شوند. پیش از ارائه توضیح درباره چارچوب نظری، جدول‌ ذیل‌ برای نمایش سیمای کلان چارچوب‌ نظری‌ قابل‌ توجه است.

با توجه‌ به‌ عدم‌ آشنایی جامعه علمی با نظریه دو فطرت‌، فشرده‌ آن‌ را‌ ذکر‌ می‌کنیم‌. امام خمینی با استناد به حدیث جنود عقل و جهل، که از احادیث صحیح منقول از امام صادق(ع) است و با تکیه بر حکمت متعالیه، این‌ نظریه را مطرح کرده است.

به نظر ایشان و با توجه به حدیث مذکور، خداوند متعال، به عنوان آفریدگار هستی، اولین مخلوق خود به نام عقل را از‌ نور‌ خودش و از سمت راست عرش آفرید و بعد از عقل، جهل را از دریای ظلمانی شور و تلخ، خلق کرد. عقل، تابع همه دستورهای خدا بود. خداوند به او خطاب کرد‌ که‌ برو، رفت، و فرمود برگرد، برگشت. اما جهل فقط از فرمان رفتن اطاعت کرد و از دستور برگشتن سر باز زد و استکبار ورزید و از رحمت‌ خدا‌ دور شد. به نظر امام‌ خمینی‌، و با توجه به ادامه حدیث که انسان را برخوردار از جنود عقل و جهل دانسته است، انسان یک وجه عقلی دارد که همان روح الهی‌ است‌ که در او دمیده‌ شده‌ و سرانجام هم به سوی خدا باز می‏گردد، و یک وجه طبیعی و دنیایی دارد، یعنی شیطنت، شهوت و غضب (کنایه از دریای تاریک و شور و تلخ)، که از آن به جهل تعبیر شده است‌ و از‌ سوی خدای متعال برای این آفریده شده‏اند که جهت بازگشت عقل و روح به سوی خدا، در خدمت انسان باشند و به انسان کمک کنند؛ از این رو بر هر دو، عنوانِ‌ فطرت‌ صدق می‏کند‌، چون فطرت یعنی خلقت و این نیروها تماماً در آفرینش انسان از آغاز منظور شده‏اند، هر چند فعلیت‌ آنها زمان می‏برد. البته لطف الهی باعث شده تا از سوی‌ خدا‌، دین‌ برای محدود کردن قوای طبیعی انسان و کمک به تعالی عقل در اختیار بشر قرار گیرد؛ از این ‌‌رو‌ در حدیث آمده است: خیر عبارت است از فطرت مخموره، و شرّ عبارت است‌ از‌ فطرت‌ محجوبه. حیث شرّ و جهل زمانی صدق می‏کند که وجه دنیایی انسان اصالت پیدا کند، یعنی‌ قوای انسان به جای خدمت به عقل، به بعد طبیعی انسان خدمت کنند‌.

بر‌ مبنای‌ دیدگاه امام خمینی، در تقسیم اولیه، فطرت به مخموره و محجوبه، و در تقسیم ثانویه، هر یک از این دو به اصلی و تبعی تقسیم می‏شود.

 جدول و توضیحات زیر به فهم‌ نظریه کمک می‌کند.

از نظریه دو فطرت، نظریه یگانگی ذاتی تمام‌ انسان‏ها‌ و در نتیجه اختیار و قابلیت تربیت انسان و برنامه‏ریزی برای تحقق خواسته‏های الهی یا غیرالهی قابل استنباط است. اگر انسان با‌ تکیه‌ بر‌ فطرت مخموره رو به آسمان داشته باشد و از باند زمین‌ پرواز کند، از همه محدودیت‏ها رها می‏شود و چون محدودیتی نیست جنگی هم نخواهد بود؛ جنگ ریشه در توجه‌ به‌ دنیا‌ دارد، زیرا خواسته‌های بشر نامحدود و امکانات مادی محدود است، لذا باعث‌ نزاع‌ و کشمکش می شود. نمودارهای زیر به فهم بهتر مطلب کمک می‏کند

.

از‌ این‌ رو‌ تربیت و عمل بر اساس فطرت ثانویه، یعنی فطرت محجوبه، بنیاد همه تهدیدها‌ است‌. بر اساس نظریه دو فطرت، هشت نوع انسان‌ قابل‌ شناسایی‌ است. این بحث و وجوه امنیتی آن در مقاله دیگری بحث شده است

مؤلفه‏ های‌ مکتب امنیتی متعالیه

مراحل تدوین قوانین مربوط به امور مشترک میان انسان‏ها و از‌ جمله‌ قوانین‌ امنیتی چنین است:

1- قانون مشتمل بر مواد و تبصره‏های متعددی است؛

2- مواد و تبصره‏ها از مبانی‌ خاص‌ استخراج می‏شوند؛

-3مبانی مخصوص از منابع ویژه استنباط خواهند شد؛

4-بدون ‏پژوهش کامل‌ درباره‌ منابع‌، هرگز مبانی کارآمد استخراج نمی‏شوند؛

5- بدون مبانی کارآمد، تدوین مواد و تبصره‏های راهگشا میسور نیست، از‌ این‏رو‌ قبل از تدوین  مواد  باید  مبانی  را یافت و پیش از یافتن مبانی‌ باید‌  منابع‌  اصلی آنها را کشف کرد. آنچه گفته شد در نمودار زیر‌ تحت‌ عنوان‌  مراحل تدوین نظریه‏ها و مکاتب امنیتی  به نمایش در آمده است.

یک نظریه‌ و مکتب‌ امنیتی از عناصر و مؤلفه‏های مختلفی تشکیل شده است؛ اما غالباً هفت عنصر و مؤلفه از اهمیت بیشتری‌ برخوردار‌ است. این مؤلفه‏ها عبارت‏اند از: مفهوم امنیت، ابعاد امنیت، مرجع امنیت، سطح‌ امنیت‌، بحث خودی و غیرخودی، روش‏های تحصیل امنیت و راهکارهای‌ استراتژیک‌ امنیتی‌. با توجه به مبانی نظری پیش‌گفته، در‌ ادامه‌ محورهای هفت‌گانه، به صورت خلاصه، بیان می‌شود.

مفهوم امنیت

از امنیت تعریف‏های مختلفی‌ ارائه‌ شده است، اما نه تنها‌ تاکنون‌ اجماعی در‌ این‏باره‌ در‌ میان متخصصان امر امنیت شکل نگرفته‌ است‌، بلکه حتی برخی آن را غیرقابل تعریف دانسته‏اند. همچنین براى این مفهوم‌ معانی‌ متعددی در متون اسلامی و از جمله‌ قرآن و روایات ذکر شده‌ است‌. با توجه به آنچه در‌ منابع‌ اسلامی آمده، امنیت همان‌طور که هیچ‌گاه از زمان  حال و آینده  جدا نمى‏شود، از‌ مکان‌ نیز جدا نمى‏گردد و براى درک‌ اهمیت‌ اعتبار‌ مکان به عنوان‌ عاملى‌ اساسى در امنیت، باید‌ به‌ تفسیر علت اعطاى صفت  امن  به برخى اماکن مقدس که خدا آن را حرم‌ امن‌ یا سرزمین امن نام نهاده است‌، توجه‌ کنیم.

درک کامل مفهوم امنیت در منابع اسلامی، و از جمله قرآن، در‌ گرو‌ تحلیل آیات و روایاتی است که مفهوم‌ امن‌ و مشتقات‌ آن‌ و نیز‌ واژه‌های مرتبط با‌ این‌ مفهوم در آنها به‌کار رفته است، که در این مجال اندک، به چند مورد اشاره شد‌. با توجه به‌ آیات‌ قرآن‌  امنیت‌  در‌ ساده‏ترین‌ معانى‏اش و به تعبیر دقیق‏تر در معنای لغوی، حالت طمأنینه و عدم خوفى است که هیچ‌کس از آن بى‏نیاز نیست؛ اما در اینجا بیش از معنای لغوی، نیازمند بررسی‌ و تعریف امنیت در معنای اصطلاحی هستیم. به نظر نگارنده، تعریف مفهوم امنیت ضروری است؛ اما این تعریف وقتی مفید و کارساز است که به نوع مفهوم توجه کنیم.

مفهوم امنیت، از‌ مفاهیم‌ سازه‏ای است. مفاهیم سازه‏ای در برابر مفاهیم بسیط به کار می‏رود. مفاهیم بسیط با تعریف‏های یک جمله‏ای قابل فهم هستند، بر خلاف مفاهیم سازه‏ای که هر قدر جملات بیشتری‌ در‌ تعریف بیاید بر پیچیدگی مفهوم می‏افزاید؛ برای مثال، اگر  راستی  را به  گفتار مطابق با واقع  تعریف کنیم برای همه قابل فهم است‌؛ اما‌ اگر امنیت را به عدم‌ خوف‌ یا آرامش یا عدم تهدید یا حفظ ارزش‏ها تعریف کنیم، ابهام آن همچنان باقی است، چون بلافاصله از چیستی جواب پرسش می‏شود: اینکه ارزش‌ چیست؟ تهدید‌ چیست؟ و... تعریف مفاهیم سازه‏ای باید‌ از‌ طریق ارائه سازه باشد. سازه امنیت سه‌وجهی است: می‏گوییم  الف  از تعرّض  ب مصونیت دارد تا به وضعیت ج برسد یا در وضعیت ج قرار بگیرد. حال، این سؤال مطرح می‌شود که چگونه‌ از‌ تعرّض ب مصونیت داشته باشد؟ بر اساس نظریه دو فطرت، دو وضعیت قابل تصور است:

1- جنبه ایجابی: با انجام برخی فعالیت‏ها یا با آراسته شدن به برخی ویژگی‏ها یا با اعتقاد و باور‌ به‌ برخی از‌ ارزش‏ها.

2- جنبه سلبی: با ترک برخی کارها، با پرهیز از برخی از رذائل و طرد برخی از اعتقادات‌.

هر مکتب و نظریه امنیتی، این سازه را با نظام فرهنگی و ارزشی‌ خودش‌ بنا‌ می‏کند. ما مفهوم امنیت را با بقای ابدی پیوند می‌‌‏زنیم، یعنی تقدیم ارزش‏های الهی بر ارزش‏های مادی‌. ‌‌بنابراین‌ انجام اقداماتی که بقای ابدی و لقاء و رضای الهی در آن است و ترک هر کاری‌ که‌ خشم‌ خدا در آن است و کسی هم در این مسیر متعرّض ما نشود، چون برای انسان‌ بقای ابدی مهم است؛ بنابراین هر نوع امنیتی به معنای دست‌یابی به وضعیتی‌ است که  الف  از‌ آسیب‌، تعرّض و تهدید  ب  مصون باشد تا به  ج  برسد یا در وضعیت  ج  باشد.

ابعاد امنیت

در میان مکاتب رایج امنیتی، برخی از مکاتب مانند رئالیست‏ها از ابعاد مضیّق و برخی مانند مکتب کپنهاک از‌ ابعاد موسّع امنیت دفاع کرده‏اند. امنیت مضیّق یعنی اینکه امنیت فقط بُعد نظامی دارد و امنیت موسّع بدین معناست که امنیت فقط بُعد نظامی ندارد، بلکه ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی‌ و زیست‌محیطی‌ هم دارد. نکته مهم در اینجا اینکه در هر دو دیدگاه، ابعاد ترسیم شده برای امنیت، این ‌جهانی و دنیایی است؛ در حالی که از دیدگاه اسلام، ابعاد امنیت، تعالی‌ یافته‌ است؛ یعنی هم دنیوی و این‌ جهانی است و هم اخروی، زیرا اصل ارسال رُسُل برای این است که دنیای مردم به مثابه مزرعه آخرت مدیریت شود. تزکیه، تعلیم و برقراری عدالت هم‌ در‌ این راستا قرار دارد. تربیت دینی باعث می‏شود عدالت توسط مردم برقرار شود:  لیقوم الناس بالقسط . (حدید، آیه25) همچنین عدالت و داوری عادلانه، که از اهداف انبیاست، از ابزارهای‌ اصلی‌ تأمین‌ امنیت است:  لِیَحکُمَ بَیْنَ النَّاس‌ . (بقره‌، آیه‌213)

به لحاظ فلسفی نیز می‏توان ابعاد امنیت در اسلام را توضیح داد. در حکمت متعالیه گفته می‏شود:  انسان جسمانیه الحدوث‌ و روحانیه‌ البقاء‌ است؛ مضمون این قاعده در قالب‌ یک‌ مثال چنین است: آب می‏تواند بخار شود، یخ بزند و سیال باشد. این یخ است که تغییر وضعیت می‏دهد و آب‌ می‏شود‌. اگر‌ آب بخواهد بخار شود باید حرارت داده شود و از یک‌ درجه هر قدر به بالاتر برود، به بخار شدن نزدیک‏تر می‏شود. انسان نیز این‏گونه است. با استفاده از‌ این‌ تنظیر‌ می‏گوییم بدن و جسم به مثابه ‌ ‌یخ است. بعد مرحله تزکیه و تعلیم‌ است‌:  یزکیهم و یعلّمهم الکتاب و الحکمه ؛ مرحله بعد مرحله لقاءالله و قرب الهی است. خواجه عبدالله انصاری که در‌ منازل‌السائرین‌ صد‌ منزل بر اساس صد آیه آورده است.

وی می‏گوید سیر انسان از‌ خود‌ به‌ خدا صد منزل دارد، انسان هر کدام را طی کند بالا می‏آید و به قرب‌ الهی‌ نزدیک‏تر‌ می‏شود. حدیث جنود عقل و جهل می‏گوید اگر انسان طالب لقاءالله است، باید جنود عقل‌ را‌ در وجود خودش بیشتر کند. حال اگر انسان عقب‏گرد کرد و هوای نفس بر‌ او‌ غلبه‌ کرد، یخ می‌زند؛ یعنی گرفتار دنیا و طبیعت و جسم می‌شود. در پایان حدیث جنود عقل‌ و جهل‌ آمده است: فقط انبیا و جانشینان انبیا و مؤمنانِ قبول شده در آزمون‌های الهی از‌ همه‌ جنود‌ عقل برخوردارند، اما دیگران باید تلاش‌شان این باشد که تعداد بیشتری از این اوصاف را‌ در‌ درون خود نهادینه کنند. لازمه این امر آن است که اتصاف به‌ این‌ جنود‌ و نیز سیر این منازل را طولی ببینیم نه عرضی. این‌ اساس‌ ابعاد‌ امنیت را متعالی می‏دانیم. بنابراین در امنیت متعالیه هم به دنیا توجه‌ می‏شود‌؛ اما در تعارض بین دنیا و عقبا همیشه ارزش‏های معنوی بر ارزش‏های مادی مقدم داشته می‏شود. در‌ محورهای‌ بعدی این بحث بازتر خواهد شد.

 

ادامه دارد

120/ 204/د




ارسال به:         whatsapp telegram  

ارسال نظر




chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.